پروانه هاشمی؛ لیلا طاهرآبادی؛ فرخ کفیل زاده
چکیده
مقدمه: سیلو کردن یکی از روشهای نگهداری گیاهان علوفهای جهت تغذیه دام میباشد. استفاده از منابع کربوهیدراتی در تهیه سیلاژ میتواند از طریق افزایش غلظت اسید لاکتیک سبب بهبود کیفیت تخمیر بیهوازی گردد. میزان پایداری هوازی سیلاژ پس از قرار گرفتن در معرض هوا یکی از پارامترهای کیفی سیلاژ است. باکتریهای اسید لاکتیک تخمیرکننده ناهمگن ...
بیشتر
مقدمه: سیلو کردن یکی از روشهای نگهداری گیاهان علوفهای جهت تغذیه دام میباشد. استفاده از منابع کربوهیدراتی در تهیه سیلاژ میتواند از طریق افزایش غلظت اسید لاکتیک سبب بهبود کیفیت تخمیر بیهوازی گردد. میزان پایداری هوازی سیلاژ پس از قرار گرفتن در معرض هوا یکی از پارامترهای کیفی سیلاژ است. باکتریهای اسید لاکتیک تخمیرکننده ناهمگن به منظور افزایش پایداری هوازی در تهیه سیلاژ استفاده میشوند. با اینوجود، هیچ اطلاعاتی در مورد استفاده باکتری لاکتوباسیلوس فرمنتوم، به عنوان یک باکتری اسید لاکتیک تخمیرکننده ناهمگن بر پایداری هوازی سیلاژ علف نپیر با یا بدون استفاده از منابع کربوهیدراتی در دست نیست.
هدف از مطالعه: این پژوهش به منظور بررسی اثر لاکتوباسیلوس فرمنتوم 92069 و ملاس بر خصوصیات تخمیر، پایداری هوازی و قابلیت هضم آزمایشگاهی سیلاژ علف نپیر به عنوان یک منبع علوفه جدید (معرفی شده برای اولین بار) در کشور انجام شد.
مواد و روش ها: علف نپیر در اردیبهشت ماه 1400 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی کشت شد. جهت تهیه سیلاژ، علوفه برداشت شده پس از خرد شدن با نسبت های صفر، سه و شش درصد ملاس با یا بدون دوزهای صفر، cfu106× 1 و cfu 106 × 2 لاکتوباسیلوس فرمنتوم به ازای هر گرم وزن علوفه تازه تلقیح و سپس در سیلوهای آزمایشگاهی با چهار تکرار ذخیره شد. پس از 90 روز سیلو کردن، ترکیب شیمیایی و محصولات تخمیر سیلاژها مانند اسید لاکتیک، اسید بوتیریک، اسید استیک، نیتروژن آمونیاکی و قابلیت هضم تعیین شد. جمعیت قارچی سیلاژها شامل مخمر و کپک نیز تعیین شد. طی فرآیند تخمیر هوازی، پایداری هوازی، تغییرات pH و جمعیت قارچ نیز اندازهگیری شد.
نتایج و بحث: افزایش سطح ملاس با افزایش ماده خشک و کربوهیدارتهای محلول سیلاژ همراه بود. کمترین مقادیرpH (90/3 تا 97/3) با تولید بیشتر غلظت اسید لاکتیک (9/47 تا 3/53 گرم در کیلوگرم ماده خشک) در سیلاژهای تهیه شده با سطح بالای ملاس با یا بدون تلقیح کننده باکتریایی مشاهده شد. افزودن لاکتوباسیلوس فرمنتوم سبب افزایش تولید اسید استیک در سیلاژها شد اما، تاثیری در پایداری هوازی سیلاژها نداشت. قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی و همچنین، انرژی قابل متابولیسم سیلاژهای حاوی ملاس با یا بدون تلقیح کننده باکتریایی بالاتر بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که سیلاژ علف نپیر بدون افزودنیها از کیفیت مناسبی برخوردار بود. با اینحال، استفاده از ملاس منجر به بهبود تخمیر بیهوازی و قابلیت هضم شد. پایداری هوازی سیلاژ علف نپیر علیرغم افزایش اسید استیک با افزودن لاکتوباسیلوس فرمنتوم تا cfu 106 × 2 تحت تأثیر قرار نگرفت.
علی رضازاده ویشکایی؛ علیرضا حسنی بافرانی؛ کیان پهلوان افشار؛ مهران ابوذری
چکیده
هدف: این تحقیق ، به دنبال شناسایی و تجزیه و تحلیل سیستماتیک عوامل کلیدی مؤثر بر ماندگاری گاوهای شیری هلشتاین در گله، با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته دادهکاوی است. درک و پیشبینی ماندگاری حیاتی است زیرا مستقیماً بر بهرهوری و سودآوری گاوداریهای شیری تأثیر میگذارد. گاوهای با طول عمر بیشتر، تمایل به تولید گوسالههای بیشتر ...
بیشتر
هدف: این تحقیق ، به دنبال شناسایی و تجزیه و تحلیل سیستماتیک عوامل کلیدی مؤثر بر ماندگاری گاوهای شیری هلشتاین در گله، با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته دادهکاوی است. درک و پیشبینی ماندگاری حیاتی است زیرا مستقیماً بر بهرهوری و سودآوری گاوداریهای شیری تأثیر میگذارد. گاوهای با طول عمر بیشتر، تمایل به تولید گوسالههای بیشتر و تولید شیر بیشتر داشته و در نتیجه بهرهوری اقتصادی کلی دامداری را افزایش میدهند. علاوه بر این، طول عمر بیشتر با کاهش هزینههای جایگزینی مرتبط است.
مواد و روشها: در سالهای اخیر، ادغام تکنیکهای یادگیری ماشین در مدیریت کشاورزی و دامداری شتاب قابل توجهی یافته است. این مطالعه از دادههای فنوتیپی دقیق جمعآوریشده از 37009 حیوان دختر متعلق به 664 پدر در 82 گله مجزا استفاده میکند که نشاندهنده یک مجموعه داده جامع است که یک دهه را در بر میگیرد. دادهها شامل هشت رکورد تولید شیر، در کنار سایر متغیرهای مرتبط مانند سن دام، تعداد پدر، ماندگاری به ماه، تعداد سلولهای سوماتیک، روزهای شیردهی، تولید شیر (کیلوگرم)، میزان پروتئین و چربی، طول چرخه زایش، دفعات شیردوشی، موقعیت جغرافیایی (استان)، تاریخ تولد، تاریخ زایش، فاصله زایش، کد گله و سن در اولین زایش است. مرحله آمادهسازی دادهها شامل پردازش و سازماندهی مجموعه دادهها با استفاده از اکسل ۲۰۱۶ بود که کیفیت و سازگاری دادهها را تامین نمود. تجزیه و تحلیلهای بعدی دادهها با استفاده از نرمافزارR (نسخه ۴.۳.۳) و با استفاده از بستههای تخصصی مربوطه برای یادگیری ماشین و مدلسازی آماری انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد که ماشین بردار پشتیبان بهترین دقت (۰.۹۸۷) را دارد. جنگل تصادفی دومین الگوریتم کارآمد بود. دقت ماشین تقویت گرادیان کمی کمتر از جنگل تصادفی بود، اما همچنان عملکرد خوبی را نشان داد. درخت تصمیم کمترین دقت را در بین این الگوریتمها ارائه داد. درخت تصمیم و ماشین بردار پشتیبان این عملکرد را با متغیرهای ورودی کمتری در مقایسه با ماشین تقویت گرادیان و جنگل تصادفی به دست آوردند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که هیچ یک از الگوریتمهای مورد استفاده برای طبقهبندی بقا، با وجود دقت قابل قبول، عاری از خطا نیستند، اما از سوی دیگر، نشان داده شد که درخت تصمیم سادهتر و کمهزینهتر است. مهمترین ویژگیهای این روشها، عدم نیاز به فرضیات و الزامات آماری مورد نیاز روشهای رگرسیون خطی و درونیابی، عدم نیاز به فرضیات نرمال بودن، مقاوم بودن در برابر مقادیر و مقادیر گمشده و توانایی تشخیص روابط غیرخطی پیچیده بین متغیرها و اهداف پیشبینی است که آنها را برای کاربردهای مختلف در صنعت دامپروری مناسب میسازد. پروتکلهای دقیق ثبت دادهها و همچنین تنظیمات دقیق الگوریتم برای پیشبینی دقیق ضروری هستند.
محمد حسن حیدری فر؛ محمدعلی نوروزیان؛ بهزاد خرمی
چکیده
چکیده
هدف: این مطالعه با هدف بررسی ترکیب شیمیایی، تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین خام و فراسنجههای تولید گاز گیاه عدسک آبی در تغذیه دام انجام شد.
روش پژوهش: در بخش اول ترکیب شیمیایی و مواد معدنی، فراسنجههای تولید گاز و تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین خام گیاه عدسک آبی (از دو منطقه رشت و ورامین) و علوفه یونجه به روشهای استاندارد ...
بیشتر
چکیده
هدف: این مطالعه با هدف بررسی ترکیب شیمیایی، تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین خام و فراسنجههای تولید گاز گیاه عدسک آبی در تغذیه دام انجام شد.
روش پژوهش: در بخش اول ترکیب شیمیایی و مواد معدنی، فراسنجههای تولید گاز و تجزیهپذیری ماده خشک و پروتئین خام گیاه عدسک آبی (از دو منطقه رشت و ورامین) و علوفه یونجه به روشهای استاندارد تعیین شد. در بخش دوم با توجه به ترکیب پروتئین خام عدسک آبی، ارزش تخمیری تولید گاز نمونههای جیرههای آزمایشی شاهد (60 درصد کنسانتره و 40 درصد علوفه) و جایگزینی 25، 50، 75 و 100 درصد یونجه با عدسک آبی اندازه گیری شد.
یافته ها: پروتئین خام در گیاه کامل عدسک آبی ورامین بیشتر از گیاه کامل عدسک آبی رشت و علوفه یونجه بود (01/0>P). الیاف نامحلول در شوینده خنثی(NDF) در گیاه کامل عدسک آبی رشت و ورامین بیشتر از علوفه یونجه بود (01/0>P). خاکستر خام در گیاه کامل عدسک آبی ورامین بیشتر از گیاه کامل عدسک آبی رشت و علوفه یونجه بود (01/0>P).. غلظت مواد معدنی پر مصرف (کلسیم، فسفر، منیزیم و پتاسیم) و کم مصرف (مس، روی، آهن و منگنز) در بین دو نمونه تفاوت داشت. در تمامی ساعتهای انکوباسیون، میزان تولید گاز در نمونه یونجه بیشتر از عدسک آبی بود (05/0>P). همچنین ظرفیت و نرخ تولید گاز، مقدار انرژی قابل متابولیسم و گوارش پذیری ماده آلی در نمونه یونجه بیشتر از عدسک آبی به دست آمد (01/0>P). میزان تولید گاز متان عدسک آبی نیز کمتر از یونجه بود (01/0>P). بخش سریع تجزیه ماده خشک و پروتئین خام عدسک آبی (بهترتیب 3/32 و 0/27درصد) بهطور معنیداری قابلیت تجزیه سریعتری نسبت به یونجه (به ترتیب 6/22 و 9/25 درصد) داشت(01/0>P). همچنین مقدار بخش کند تجزیه، نرخ ثابت تجزیه پذیری و تجزیه پذیری موثر در نرخ عبور 02/0، 04/0 و 06/0 در ساعت ماده خشک و پروتئین خام یونجه بالاتر از عدسک آبی رشت بود (01/0>P). جایگزینی یونجه با عدسک آبی در تیمارهای آزمایشی باعث کاهش معنی دار تولید گاز در ساعات مختلف انکوباسیون بویژه در سطوح بالای جایگزینی شد (01/0>P). همچنین فراسنجههای ظرفیت تولید گاز (b) و مقدار انرژی قابل متابولیسم در گروه شاهد فاقد عدسک آبی بیشترین و در تیمار جایگزینی کامل عدسک آبی با یونجه کمترین مقدار بود (01/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به محتوای پروتئین خام و غلظت مواد معدنی بالای عدسک آبی، این گیاه می تواند به عنوان منبع ارزشمندی در تغذیه دام استفاده شود. هرچند که آزمایشات بیشتری بویژه در شرایط مزرعه پیشنهاد می شود.
مهدی نصرآبادی؛ زهرا قنبریان
چکیده
هدف: محدودیت دسترسی به علوفههای با کیفیت نظیر یونجه، چالشی اساسی در راستای ارتقای بهرهوری تولید در صنعت دامپروری ایران محسوب میگردد. علیرغم تلاشهای صورت گرفته در سالهای اخیر به منظور شناسایی و جایگزینی گونههای گیاهی مقرون به صرفه، تاکنون گیاه جایگزین مناسب و قابل اتکایی معرفی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی پتانسیل ...
بیشتر
هدف: محدودیت دسترسی به علوفههای با کیفیت نظیر یونجه، چالشی اساسی در راستای ارتقای بهرهوری تولید در صنعت دامپروری ایران محسوب میگردد. علیرغم تلاشهای صورت گرفته در سالهای اخیر به منظور شناسایی و جایگزینی گونههای گیاهی مقرون به صرفه، تاکنون گیاه جایگزین مناسب و قابل اتکایی معرفی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی پتانسیل استفاده از برگ مورینگا (گونه Moringa oleifera) به عنوان یک منبع علوفهای جایگزین طراحی و اجرا گردید. بدین منظور، ترکیب شیمیایی برگ مورینگا تعیین شده و تأثیر گنجاندن سطوح مختلف گیاه مذکور در جیره بر گوارشپذیری و فراسنجههای تخمیر در شرایط برونتنی مورد بررسی قرار گرفت.
روش پژوهش: ابتدا ترکیب شیمیایی برگ مورینگا و یونجه با استفاده از روشهای استاندارد تعیین شد. سپس جیرههای آزمایشی با چهار سطح برگ مورینگا (صفر، 15، 30 و 45 درصد ماده خشک) در حد نیاز گوسفندان در حال رشد و با نسبت علوفه به کنسانتره 55 به 45 متوازن گردید. در این آزمایش، گوارشپذیری ماده خشک و ماده آلی به روش دو مرحلهای تلیوتری، و فراسنجههای دیگری مانند تولید گاز، تولید توده میکروبی، غلظت نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرار، ظرفیت آنتیاکسیدانتی و جمعیت پروتوزوآیی شکمبه با استفاده از آزمون تولید گاز اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که برگ مورینگا پروتئین خام، خاکستر، عصاره اتری، کلسیم و فسفر بیشتر و اجزای دیواره سلولی (NDF، ADF و لیگنین) کمتری نسبت به یونجه خشک داشتند (05/0>P)، بگونهای پروتئین خام، خاکستر و عصاره اتری برگ مورینگا بهترتیب 3/48، 8/25 و 3/33 درصد بیشتر از یونجه بود. مقادیر کربوهیدراتهای غیر فیبری و انرژی قابل متابولیسم دو گیاه متفاوت نبود. در جیرههای حاوی برگ مورینگا، گوارشپذیری، انرژی قابل متابولیسم، حجم گاز تولیدی، سوبسترای تجزیه شده حقیقی و تولید توده میکروبی بهطور خطی افزایش یافت (05/0>P) و شاخص تفکیک و بازده تولید توده میکروبی تغییری نکرد. همچنین استفاده از برگ مورینگا در جیره غلظت اسیدهای چرب فرار و ظرفیت آنتیاکسیدانتی شکمبه را به میزان قابل توجهی افزایش و غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه را کاهش داد (05/0>P)، در حالیکه گنجاندن گیاه مذکور در جیره تأثیری بر میزان pH و نسبت اسیدهای چرب فرار نداشت. از سوی دیگر، گنجاندن برگ مورینگا در جیره سبب کاهش معنیداری در تعداد کل و و زیرخانوادههای پروتوزوآیی شد (05/0>P).
نتیجهگیری: با نتایج بدست آمده روی ترکیب شیمیایی و آزمایشات برونتنی، برگ مورینگا را میتوان جایگزین بالقوهای برای بخش علوفهای جیره در نظر گرفت و تا 45 درصد جیره با هدف تأمین نیاز دام، بهبود تخمیر و وضعیت آنتیاکسیدانتی شکمبه قابل توصیه است. هر چند، تایید نتایج این مطالعه مستلزم اجرای پژوهشهای درونتنی است.
عبدالله حیدر شاکر الموسوی؛ سودابه مرادی؛ مهران ترکی؛ علی خطیب جو؛ رضا عبداللهی
چکیده
هدف: این آزمایش به منظور بررسی تاثیر منابع فسفر و آنزیم فیتاز بر عملکرد تولید، کیفیت تخممرغ و تعیین ضرایب قابلیت هضم فسفر در مونو و دیکلسیم فسفات و پودر گوشت و استخوان در مرغهای تخمگذار انجام شد.
روش پژوهش: از تعداد 288 قطعه مرغ تخمگذار سویه لوهمن (LSL-lite) در قالب آزمایش فاکتوریل 2×3 با سه منبع فسفر ( پودر گوشت و استخوان، مونو کلسیم ...
بیشتر
هدف: این آزمایش به منظور بررسی تاثیر منابع فسفر و آنزیم فیتاز بر عملکرد تولید، کیفیت تخممرغ و تعیین ضرایب قابلیت هضم فسفر در مونو و دیکلسیم فسفات و پودر گوشت و استخوان در مرغهای تخمگذار انجام شد.
روش پژوهش: از تعداد 288 قطعه مرغ تخمگذار سویه لوهمن (LSL-lite) در قالب آزمایش فاکتوریل 2×3 با سه منبع فسفر ( پودر گوشت و استخوان، مونو کلسیم فسفات و دیکلسیم فسفات) و دو سطح آنزیم( بدون آنزیم، با 400 واحد آنزیم فیتاز در کیلوگرم جیره)، بر پایه طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، هشت تکرار و شش مرغ در هر تکرار از سن 50 تا 62 هفتگی استفاده شد. قابلیت هضم ظاهری و حقیقی ایلئومی و ابقاء ظاهری فسفر با استفاده از جیرههای نیمه خالص بر پایه ذرت اندازهگیری شد.
یافتهها: ضرایب قابلیت هضم حقیقی ایلئومی فسفر در دی و مونوکلسیم فسفات و پودر گوشت و استخوان، به ترتیب 0/44، 4/43 و 7/40 درصد در مرغهای تخمگذار در سن 62 هفتگی بود و این ضرایب در جیرههای دارای مونو- و دیکلسیم فسفات بیشتر از پودر گوشت و استخوان بود و افزودن آنزیم فیتاز قابلیت هضم فسفر را افزایش داد (05/0P <). اثرات متقابل منبع فسفر و آنزیم فیتاز بر تولید، وزن و توده تخم و همچنین مصرف خوراک معنیدار بود (05/0P < ) به طوری که درصد تولید تخم در مرغهای تغذیه شده با دیکلسیم فسفات حاوی فیتاز و پودر گوشت و استخوان حاوی فیتاز ، بیشتر از مرغهای تغذیه شده با جیره حاوی دیکلسیم فسفات و مونو کلسیم فسفات حاوی آنزیم فیتاز بود (05/0P <). افزودن فیتاز به جیره حاوی دیکلسیم فسفات، تولید و وزن تخم مرغ را افزایش داد(05/0P <). نسبت به سایر گروهها، مرغهای تغذیه شده با جیره دارای مونوکلسیم فسفات با و بدون آنزیم فیتاز بیشترین مصرف خوراک را داشتند (05/0P <). نسبت به سایر گروهها، وزن تخم در مرغهای تغذیه شده با جیره دارای مونوکلسیم فسفات مشاهده شد (05/0P <). توده تخم مرغ تولیدی در پرندگان تغذیه شده با مونو کلسیم فسفات و دیکلسیم فسفات به همراه آنزیم فیتاز، کمتر از سایر تیمارهای آزمایشی بود (05/0P <). در مقایسه با جیره بدون آنزیم فیتاز، افزودن آنزیم فیتاز و در مقایسه با پودر گوشت و استخوان، گنجاندن مونو و دیکلسیم فسفات در جیره، رنگ زرده را بهبود بخشیدند (05/0P <).
نتیجهگیری: به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از دیکلسیم فسفات و مونو کلسیم فسفات در جیرههای مرغهای تخمگذار بهتر از پودر گوشت و استخوان میباشد و آنزیم فیتاز بر قابلیت هضم فسفر و تولید تخم مرغ در جیرههای دارای دیکلسیم فسفات و پودر گوشت و استخوان تاثیرگذارتر بود.
سید محمدعلی شیخ الاسلامی؛ علی اکبر مسعودی؛ علیرضا احسانی؛ رسول واعظ ترشیزی
چکیده
هدف: مطالعات فراتحلیل با هدف تجمیع اطلاعات متنوع موجود در مقالات پژوهشی به روشی نظاممند و تکرارپذیر اجرا میگردند. تاکنون، مطالعات فراتحلیل در جمعیت گوسفندان ایرانی تنها به منظور برآورد وراثتپذیری صفات محدودی انجام گرفته است. هدف از اجرای این مطالعه در وهلۀ اول بهرهگیری از اطلاعات مندرج در مقالات پژوهشی جهت محاسبۀ میانگینهای ...
بیشتر
هدف: مطالعات فراتحلیل با هدف تجمیع اطلاعات متنوع موجود در مقالات پژوهشی به روشی نظاممند و تکرارپذیر اجرا میگردند. تاکنون، مطالعات فراتحلیل در جمعیت گوسفندان ایرانی تنها به منظور برآورد وراثتپذیری صفات محدودی انجام گرفته است. هدف از اجرای این مطالعه در وهلۀ اول بهرهگیری از اطلاعات مندرج در مقالات پژوهشی جهت محاسبۀ میانگینهای وزنی و پارامترهای ژنتیکی برای 23 صفت تولیدی و تولیدمثلی با هدف استفاده در برنامههای ملی اصلاح نژاد گوسفندان بومی ایران بوده است. ایجاد دیدگاه کلی دربارۀ دامنه تغییرات پارامترهای ژنتیکی، معرفی صفات با پتانسیل اصلاحپذیری بالاتر و مشخص نمودن نیازهای تحقیقاتی آینده از دیگر اهداف دنبال شده در این مطالعه می باشد.
روش پژوهش: تعداد 279 مقاله به منظور اجرای فراتحلیل پارامترهای ژنتیکی صفات رشد و باروری در گوسفندان بومی ایران از تمامی پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی جمعآوری گردید. از این میان 210 مقاله برای صفات رشد و 69 مقاله برای صفات تولیدمثلی مورد ارزیابی قرار گرفت. ناهمگنی موجود در دادهها با استفاده از آمارۀ I2 مورد ارزیابی قرار گرفت و به سبب وجود مقادیر بالای ناهمگنی در میان مطالعات، مدل اثرات تصادفی به منظور اجرای فراتحلیل بکار گرفته شد. اعتبار برآوردهای صورت گرفته به کمک آمارۀ خطای استاندارد نسبی (RSE) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: بیشترین و کمترین ضریب تغییرات در میانگینهای وزنی صفات تولیدی به ترتیب برای صفت افزایش وزن روزانه از شیرگیری تا شش ماهگی (45/45 درصد) و نسبت کلیبر از تولد تا از شیرگیری (10/74 درصد) بود. وراثتپذیری مستقیم این صفات از 0/101 برای صفت نسبت کلیبر از شیرگیری تا شش ماهگی تا 0/222 برای صفت وزن بدن در شش ماهگی برآورد گردید. برای صفات تولیدمثلی، بیشترین و کمترین ضریب تغییرات به ترتیب برای صفت مجموع وزن از شیرگیری در هر زایش (30/91 درصد) و نرخ زندهمانی برهها تا شیرگیری (5/62 درصد) محاسبه گردید. همچنین وراثتپذیری مستقیم صفات تولیدمثلی از 0/040 برای نرخ آبستنی تا 0/130 برای مجموع وزن تولد برهها در هر زایش برآورد گردید.
نتیجه گیری: در این مطالعه وراثتپذیری صفات تولیدی گوسفندان بومی کشور از کم تا متوسط برآورد شد. به سبب مشاهدۀ ضریب تغییرات زیاد در بروز فنوتیپی صفات رشد، پیشنهاد گردید تا علاوه بر اجرای برنامههای ملی اصلاح نژاد و انتخاب بر اساس خصوصیات فنوتیپی، نقش کلیدی عوامل محیطی نظیر نژاد، سیستم پرورش، مدیریت تغذیه و بهداشت در اجرای برنامههای اصلاح نژادی مورد توجه اصلاحگران قرار گیرد. همچنین مشخص شد، وراثتپذیری و ضریب تغییرات در مهمترین خصوصیات تولیدمثلی گوسفندان ایران بسیار کمتر از مقادیر مورد نیاز به منظور اجرای برنامههای اصلاح نژادی و انتخاب از طریق خصوصیات فنوتیپی میباشد. از این رو پیشنهاد گردید، ارتقاء صفات تولیدمثلی در گوسفندان بومی ایران با بهرهگیری از روشهای نوین نظیر انتخاب بر اساس نشانگرهای ژنی صورت پذیرد.
سیده فاطمه موسوی؛ محمدرضا رضوانی؛ محمد جواد آگاه؛ علی داد بوستانی؛ محمد دادپسند
چکیده
مقدمه: صنعت طیور با تهیه منبع مناسب پروتئین کمک شایانی به حل مشکل کمبود مواد غذایی برای مصرف کنندگان در سراسر جهان می کند. آنتی بیوتیک ها برای افزایش سرعت رشد، بهبود بهره وری غذا و کنترل بیماریها در جیره طیور استفاده شدهاست. اما مصرف این ترکیبات باعث گسترش باکتری های بیماری زا مقاوم در برابر آنتیبیوتیک ها می شود که تهدیدی برای ...
بیشتر
مقدمه: صنعت طیور با تهیه منبع مناسب پروتئین کمک شایانی به حل مشکل کمبود مواد غذایی برای مصرف کنندگان در سراسر جهان می کند. آنتی بیوتیک ها برای افزایش سرعت رشد، بهبود بهره وری غذا و کنترل بیماریها در جیره طیور استفاده شدهاست. اما مصرف این ترکیبات باعث گسترش باکتری های بیماری زا مقاوم در برابر آنتیبیوتیک ها می شود که تهدیدی برای سلامت انسان هستند. در سال 2006، استفاده از تمام آنتی بیوتیک ها در غذای پرندگان در اروپا ممنوع شد. بنابراین، تعدیل کننده های ایمنی خوراکی جایگزین آنتی بیوتیک ها شدند. ازجمله موادی که به عنوان محرک های رشد طبیعی و تنظیم کننده های ایمنی معرفی می شوند می توان به موادی مانند نانو مس و بره موم اشاره کرد. این آزمایش به منظور بررسی اثر نانو اکسید مس و عصاره اتانولی برهموم به عنوان محرکهای رشد طبیعی به جای آنتیبیوتیک تتراسایکلین بر عملکرد رشد، گوارشپذیری موادمغذی و خصوصیات لاشه جوجههای گوشتی انجام شد.
مواد و روش: در این آزمایش از 240 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308، در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار استفاده شد. تیمار های آزمایشی شامل جیره شاهد، 05/0 درصد آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین، 100 میلیگرم در کیلوگرم مس، 125 میلیگرم در کیلوگرم برهموم و استفاده همزمان از 100 میلیگرم در کیلوگرم مس و 125 میلیگرم در کیلوگرم برهموم بود. دادههای آزمایش با نرمافزار SAS (نسخه 4/9) و آنالیز واریانس یکطرفه واکاوی آماری شدند و میانگین حداقل مربعات تیمارها در سطح معنیداری پنج درصد بررسی شدند.
نتایج و بحث: با توجه به نتایج حاصله در کل دوره پرورش بیشترین خوراک مصرفی مربوط به تیمارهای شاهد و اکسیتتراسایکلین و کمترین آن مربوط به تیمارهای نانومس و استفاده همزمان از نانومس و برهموم بود (05/0 < p). اما تیمار برهموم تفاوت معنیداری از لحاظ خوراک مصرفی با شاهد و اکسیتتراسایکلین نشان نداد. بیشترین میانگین افزایش وزن روزانه در کل دوره پرورش مربوط به تیمار اکسیتتراسایکلین و کمترین آن مربوط به تیمار نانومس بود (05/0 < p). بیشترین درصد گوارشپذیری پروتئین خام مربوط به تیمار شاهد و برهموم و کمترین آن مربوط به استفاده همزمان نانومس و برهموم بود. تیمار شاهد و برهموم بالاترین درصد گوارشپذیری خاکستر و تیمار نانومس کمترین مقدار را ایجاد کرد (05/0 < p). اثر تیمارهای آزمایشی بر ضریب تبدیل خوراک، گوارش پذیری چربی و وزن نسبی اندام های داخلی بدن معنی دار نبود.
نتیجه گیری: میتوان نتیجه گیری کرد که با توجه به بهبود گوارشپذیری پروتئین و خاکستر توسط عصاره اتانولی برهموم و عملکرد وزنی یکسان تیمار عصاره اتانولی برهموم با اکسیتتراسایکلین، میتوان از آن به عنوان جایگزینی برای آنتیبیوتیک استفاده کرد.
ایوب محمدی؛ فرهنگ فاتحی؛ کامران رضایزدی؛ فرهاد پرنیان خواجه دیزج؛ علی سفید مزگی
چکیده
هدف: از مهمترین اهداف پرورش گاوشیری افزایش تولید و کیفیت شیر است. این امر مهم زمانی اتفاق میافتد که از جیره با کیفیت و با غلظت مواد مغذی بالا در گاوهای شیری بخصوص گاوهای پرتولید استفاده شود. با اینوجود، درک اهمیت نشاسته در خوراک گاو برای بهحداکثر رساندن عملکرد آنها و اطمینان از سلامت و رفاه آنها از افزایش سطح انرژی برای تولید شیر ...
بیشتر
هدف: از مهمترین اهداف پرورش گاوشیری افزایش تولید و کیفیت شیر است. این امر مهم زمانی اتفاق میافتد که از جیره با کیفیت و با غلظت مواد مغذی بالا در گاوهای شیری بخصوص گاوهای پرتولید استفاده شود. با اینوجود، درک اهمیت نشاسته در خوراک گاو برای بهحداکثر رساندن عملکرد آنها و اطمینان از سلامت و رفاه آنها از افزایش سطح انرژی برای تولید شیر گرفته تا تأثیر بر سلامت شکمبه و کارایی دستگاه گوارش حیاتی است، لذا افزایش در مقدار کنسانتره مصرفی به حداکثر خود رسیده و در نتیجه افزایش هضم مواد مغذی و کاهش هدر رفت این مواد از طریق مدفوع در گلههای گاو شیری، اهمیت ویژهای دارد که نیازمند مدیریت بهتر گلهها میباشد. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط ترکیبات مواد مغذی جیره کاملاً مخلوط و اثر آنها بر دفع نشاسته مدفوعی، به عنوان یکی از پرکاربردترین مواد مغذی در گاوهای پرتولید هلشتاین در سطح گلههای کشور است.
روش پژوهش: مطالعه حاضر در 76 گله گاو شیری هلشتاین بدین صورت انجام شد که در هر گله یک بهاربند از گاوهای هلشتاین پرتولید به عنوان بهاربند شاخص براساس میانگین تولید شیر، میانگین روزهای شیردهی و میانگین زایش انتخاب و از گاوهای بهاربند 10 گاو با نمره بدنی 25/0±3، روزهای شیردهی 10±80، تولید شیر 5/2±47 و تعداد شکم زایش5/0±5/2 انتخاب شد و برای سه روز متوالی از جیره کاملا مخلوط، اقلام خوراکی و مدفوع گاوها نمونه گیری انجام گرفت. در نهایت، دادههایی چون ماده خشک مصرفی، نسبت علوفه به کنسانتره جیره و همچنین مقادیر و نسبتهای نشاسته مصرفی، پروتئین خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی، چربی خام، کربوهیدراتهای غیرفیبری و ماده آلی جیره کاملاً مخلوط اندازه گیری شد. در نهایت از دادههای حاصل برای برآورد نشاسته دفعی از طریق مدفوع با استفاده از طرح رگرسیون خطی تک و چند متغیره استفاده شد. معیار اولویت بندی اثرات هر کدام از فراسنجهها با استفاده از ضریب تبیین صورت گرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر براساس اولویتبندی تک متغیره نشان داد که علاوهبر مقدار و درصد نشاسته مصرفی (به ترتیب ضریب تبیین برابر با 56/0 و 43/0) مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی، مقدار پروتئین خام مصرفی، درصد پروتئین جیره، ماده خشک مصرفی و درصد الیاف نامحلول در شوینده خنثی جیره بهترتیب با ضرایب تبیین 42/0، 36/0، 36/0، 34/0 و 33/0 دراری اثر معنیداری بر دفع نشاسته از طریق مدفوع بوده (P-value ≤0.01) و بهترتیب بیشترین تأثیر را بر دفع نشاسته مدفوعی داشتند. همچنین، براساس مدل چندمتغیره، مشخص شد که در صورت گنجاندن دو عامل درصد نشاسته و درصد پروتئین جیره در معادله مدل، با ضریب تبیین 73/0، بالاترین برآورد درصد نشاسته مدفوعی بهدست میآید. لازم به ذکر است اولویتهای بعدی، بهترتیب برای عوامل ماده خشک مصرفی، درصد نشاسته و درصد پروتئین جیره (68/0 = R2) و همچنین برای ماده خشک مصرفی، درصد پروتئین و درصد NDF جیره (65/0 = R2) بود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که غلظت نشاسته دفعی از طریق مدفوع در گاوهای پرتولید کشور بهطور قابل توجهی بالا است (میانگین 5/11 درصد بر اساس ماده خشک مدفوع). همچنین براساس اولویت بندی تک متغیره نشان داده شد که افزایش در مقادیر و درصدهای نشاسته جیره، پروتئین خام جیره و همچنین افزایش مقدار ماده خشک مصرفی روزانه (بر حسب کیلوگرم) سبب افزایش دفع نشاسته مدفوعی میشود، از طرف دیگر افزایش مقدار و درصد NDF جیره باعث کاهش دفع نشاسته از طریق مدفوع شد. همچنین براساس اولویت بندی چندمتغیره بهترین برآورد نشاسته دفعی از طریق مدفوع با استفاده از مدلی شامل متغییرهای درصد نشاسته جیره و درصد پروتئین جیره بود که توانست با ضریب تبیین 73/0 غلظت نشاسته دفعی از طریق مدفوع را پیش بینی نماید.