دوره و شماره: دوره 18، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 201-408 

پویش‌ کل ژنوم هشت نژاد گاو بومی ‌ایران برای شناسایی نشانه های ‌انتخاب

صفحه 201-213

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55320

نادر فروغ عامری، مسعود اسدی فوزی، علی اسمعیلی زاده کشکوئیه

چکیده در تحقیق حاضر، قسمت‌هایی از ژنوم گاوهای بومی ایران که شواهدی از انتخاب برای جهش‌های مختلف را نشان می‌دهند، شناسایی شد. بدین منظور از داده‌های 777962 نشانگر چندشکلی ‌تک‌نوکلئوتید پراکنده در سرتاسر ژنوم و 90 حیوان از هشت نژاد گاو بومی ایران (سرابی، کرمانی، سیستانی، نجدی، کردی، تالشی، پارس و مازندرانی) برای شناسایی نشانه‌های انتخاب استفاده شد. بررسی تمایز جمعیتی با استفاده از روش شاخص‌ تثبیت (Fst) تصحیح شده برای اندازه نمونه (θ) نشان داد که در چندین مکان ژنی شواهدی از انتخاب در این هشت نژاد وجود دارد. در طول 30 کروموزوم گاو، تعداد هفت ناحیه ژنومی شناسایی شد که نشانه‌های انتخاب در آن‌ها وجود داشت. این نواحی بر روی کروموزوم‌های یک، دو، هفت، هشت، 12، 13 و X واقع بودند. بررسی ژن‌ها و QTL های پیشین گزارش شده در مکان‌هایی از ژنوم گاو که تحت تأثیر انتخاب بوده‌اند، نشان داد که این مکان‌ها با ژن‌ها و QTL های صفات مهم اقتصادی نظیر صفات مرتبط با تولید و اجزای شیر، وزن بدن، مقاومت به سرما و صفات تولیدمثل مرتبط هستند. نتایج تحقیق حاضر، اطلاعات مفیدی از وجود تنوع ژنتیکی و نشانه های انتخاب در گاوهای بومی ایران فراهم کرد.

بررسی اقتصادی پرورش مرغ تخمگذار در استان تهران

صفحه 215-223

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55018

سیامک مشایخی، داود حسنلو، مجید افشار، مهرداد نفیسی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی اقتصادی واحدهای پرورش مرغ تخمگذار در استان تهران انجام پذیرفت. داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه با مصاحبه حضوری از تعداد 41 واحد مرغ تخمگذار که به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی شده در سال 1392 انتخاب شده بودند، جمع‌آوری شد. از بین انواع توابع تولید، تابع تولید کاب-داگلاس، انتخاب و ضرایب آن تخمین زده شد و تولید متوسط، تولید نهایی و نسبت ارزش تولید نهایی به قیمت نهاده‌ها و کشش تولید نهاده‌ها برآورد شد. نتایج نشان داد که بیش از 87 درصد هزینه تولید تخم‌مرغ مربوط به هزینه دان و پولت بود. کشش تولید تمامی نهاده‌های مورد مطالعه شامل دان مصرفی، پولت و نیروی کار، مثبت و کمتر از یک بود که نشان می‌دهد تولیدکنندگان این نهاده‌ها را به صورت اقتصادی استفاده می‌کردند. تولید متوسط نهاده‌های دان و پولت به‌ترتیب 49/0 و 5/18 بود. بر این اساس به طور متوسط، به ازای یک کیلوگرم دان میزان 49/0 کیلوگرم تخم‌مرغ و به ازای یک قطعه پولت، میزان 5/18 کیلوگرم تخم‌مرغ در مرغداری‌های مورد مطالعه تولید شد. باتوجه به نتایج حاصل، دان مصرفی و پولت، مهمترین نهاده‌های مؤثر بر تولید تخم‌مرغ در استان تهران می‌باشند. ضمناً باتوجه به قیمت نهاده‌های خریداری شده و قیمت تخم‌مرغ فروخته شده نیز تولیدکنندگان با درنظر گرفتن معیار نسبت ارزش تولید نهایی به قیمت نهاده‌ها در مصرف نهاده‌ها به صورت اقتصادی و کارا عمل می‌نمایند.

تأثیر مقدار یونجه خشک و جایگزینی دانه ذرت با سایر غلات در خوراک آغازین بر عملکرد گوساله‌های هلشتاین قبل و پس از شیرگیری - فراتحلیل

صفحه 225-234

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55322

مهدی میرزایی، علی صادقی سفیدمزگی، محمد خوروش، غلامرضا قربانی، پیروز شاکری

چکیده این تحقیق با هدف بررسی تأثیر سطح یونجه خشک و جایگزینی دانه ذرت با سایر غلات در خوراک آغازین بر مصرف خوراک روزانه، افزایش وزن و بازده خوراک در گوساله‌های قبل و پس از شیرگیری انجام گرفت. به‌این منظور از نتایج پنج مطالعه به‌روش فرآتحلیل مبتنی بر داده‌‌های انفرادی استفاده شد. سطح تغذیه یونجه خشک تأثیری بر مصرف خوراک آغازین و میانگین افزایش وزن روزانه قبل از شیرگیری نداشت. مصرف خوراک آغازین در دوره بعد شیرگیری و کل دوره با تغذیه یونجه خشک تمایل به افزایش داشت (به‌ترتیب، 07/0P= و 09/0P=). همچنین تغذیه یونجه خشک میانگین افزایش وزن روزانه در دوره بعد شیرگیری و کل دوره را در مقایسه با گروه شاهد افزایش داد. مصرف خوراک آغازین و میانگین افزایش وزن روزانه به‌صورت منحنی درجه دوم تحت تأثیر سطح علوفه قرار گرفتند. با تغذیه یونجه خشک در دوره قبل از شیرگیری، بازده خوراک تمایل به کاهش داشت (06/0P=) اما در دوره بعد از شیرگیری و کل دوره اختلافی با گروه کنترل نداشت. با جایگزینی بخشی از ذرت خوراک آغازین با دیگر غلات، مصرف خوراک آغازین افزایش (01/0P

اثرات عمل‌آوری با پرتو گاما، هیدروکسید سدیم و اکسید کلسیم بر فراسنجه‌های تولید گاز و گوارش پذیری کاه سویا

صفحه 235-248

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55921

آیناز اصلانیان، فرزاد قنبری، جواد بیات کوهسار، بهروز کریمی شهرکی

چکیده این پژوهش به‏منظور بررسی تأثیر تیمارهای پرتو گاما (100 و 150 کیلوگری)، هیدروکسید سدیم (50 گرم در کیلوگرم) و اکسید کلسیم (160 گرم در کیلوگرم) بر فراسنجه‏های تولید گاز و گوارش‌پذیری کاه سویا در شرایط برون‏تنی انجام شد. تمامی تیمارها، به‌جز پرتو گاما (۱۰۰ و ۱۵۰ کیلوگری)، تا چهار ساعت بعد از انکوباسیون تولید گاز نداشتند و دارای فاز تأخیر بودند. از زمان هشت ساعت انکوباسیون تا ٩۶ ساعت، بیش‏ترین تولید گاز در تیمارهای هیدروکسید سدیم+پرتو گاما (۱۰۰ و ۱۵۰ کیلوگری) مشاهده شد (۰5/۰<Ρ). عمل‏آوری تأثیری بر نرخ تولد گاز نداشت، اما پتانسیل تولید گاز (b) را افزایش داد (۰5/۰<Ρ). بیشترین مقدار بخش b مربوط به تیمارهای هیدروکسید سدیم + پرتو گاما (100 و 150 کیلوگری) بود. گوارش‌پذیری مادۀ آلی، انرژی قابل متابولیسم، انرژی خالص و اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیر تحت‌تأثیر عمل‏آوری افزایش یافتند (۰5/۰<Ρ). بیشترین افزایش در تیمارهای هیدروکسید سدیم + پرتو گاما (100 و 150 کیلوگری) مشاهده شد. گوارش‌پذیری برون‏تنی مادۀ خشک و مادۀ آلی توسط پرتو گاما، هیدروکسید سدیم، و استفادۀ توأم از آن‏ها افزایش یافت (05/0P<)، اما اکسید کلسیم بر این صفات معنی‏دار نبود. به‏جز سطوح 100 و 150 کیلوگری پرتو گاما، سایر تیمارها باعث کاهش نیتروژن آمونیاکی شدند (05/0<P). تولید تودۀ میکروبی در پایان 24 ساعت انکوباسیون، توسط تیمارهای اکسید کلسیم و اکسید کلسیم + پرتو گاما (100 و 150 کیلوگری) کاهش یافت (05/0<P). براساس نتایج پژوهش حاضر، ارزش تغذیه‏ای کاه سویا با تیمارهای پرتو گاما و هیدروکسید سدیم افزایش می‏یابد.

بررسی فرآوری دانه جو با اسید لاکتیک و اسید سیتریک بر عملکرد و رفتار تغذیه ای گاوهای هلشتاین

صفحه 249-260

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55665

ایوب لکی، مهدی دهقان بنادکی، ابوالفضل زالی، مهدی گنج خانلو، کامران رضایزدی

چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر تغذیه دانه جو خیسانده شده با اسید­لاکتیک و اسید­سیتریک بر ماده خشک مصرفی، رفتار تغذیه­ای، قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی، pH شکمبه و تولید شیر بود. بدین‌منظور، از هشت راس گاو هلشتاین زایش دوم در اوایل شیردهی در قالب طرح مربع ­لاتین تکرار شده 4 × 4 استفاده شد. جیره­های آزمایشی شامل 1: جیره پایه محتوی جو غلطک­زده خشک، 2: جیره پایه محتوی جو غلطک­زده و خیسانده شده در آب، 3: جیره پایه محتوی جو غلطک­زده و خیسانده شده در آب حاوی 75/0 درصد اسید­لاکتیک و 4: جیره پایه محتوی جو غلطک­زده و خیسانده شده با یک درصد اسید­سیتریک به مدت 24 ساعت بود. نتایج نشان داد که ماده خشک مصرفی، رفتار تغذیه­ای و قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی تفاوت معنی­دار بین تیمارها نداشت. pH شکمبه در تیمار اسید­لاکتیک و اسیدسیتریک در شش ساعت پس از مصرف خوراک بیشتر بود (05/0>P). pH و اسکور مدفوع تحت تأثیر نوع فرآوری جو قرار نگرفت. تولید شیر و شیر تصحیح شده براساس چربی تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت، درحالی‌که درصد پروتئین و درصد مواد جامد بدون چربی در تیمار اسید­سیتریک به‌طور معنی­داری بیشتر از سایر تیمار­ها بود (05/0>P). سایر ترکیبات شیر تحت تأثیر نوع فرآوری قرار نگرفت. درنهایت فرآوری دانه جو با اسید­لاکتیک و اسیدسیتریک باعث افزایش pH شکمبه شش ساعت پس از مصرف خوراک شد، اما سایر صفات همانند تولید شیر و ترکیبات آن، قابلیت هضم ظاهری مواد مغذی و رفتار تغذیه­ای گاوها تحت تأثیر نوع فرآوری جو قرار نگرفت.

تأثیر روشهای مختلف تولک بری بر عملکرد و خصوصیات کیفی تخم مرغ در مرغان تخمگذار

صفحه 261-272

https://doi.org/10.22059/jap.2016.54940

زینب مرادپور، سمیه سالاری، محمدرضا قربانی، محسن ساری

چکیده این آزمایش با هدف ارزیابی اثر روش‌های مختلف تولک­بری بر خصوصیات کمی و کیفی تخم‌مرغ مرغان تخم‌گذار با استفاده از 180 قطعه مرغ تخم‌گذار تجاری سویه ‌‌های-لاین در سن 52 هفتگی در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار و پنج تکرار به مدت 90 روز انجام شد. تیمارهای مورد استفاده شامل: 1 - گروه محروم از خوراک، 2 - گروه تغذیه‌ شده با 50 درصد پودر یونجه و 50 درصد جیره تخم‌گذاری، 3 - گروه تغذیه ‌شده با 75 درصد پودر یونجه و 25 درصد جیره تخم‌گذاری، 4 - گروه تغذیه ‌شده با 100 درصد پودر یونجه، 5 - گروه تغذیه‌ شده با دانه کامل جو و 6 - گروه تغذیه‌شده با جیره حاوی اکسید روی بودند که به مدت 10 روز اعمال شد. بیشترین درصد کاهش وزن مربوط به تیمارهای حذف خوراک و اکسید روی بودند (05/0>P). تولید تیمار حاوی 50 درصد پودر یونجه دیرتر از سایر تیمارها قطع شده و زودتر به 50 درصد تولید رسید (05/0>P). تیمار دانه کامل جو و 100 درصد پودر یونجه درصد تولید و ضریب تبدیل خوراک بهتری نسبت به تیمار حذف خوراک داشتند (05/0>P). میانگین وزن تخم‌مرغ در تیمار حذف خوراک و شاخص رنگ زرده در تیمارهای حذف خوراک و دانه کامل جو بالاتر از سایر تیمارها بود (05/0>P). درصد پوسته تخم‌مرغ در تیمارهای دانه کامل جو و حاوی اکسید روی بالاتر از تیمار حاوی 50 درصد پودر یونجه بود (05/0>P). بنابراین باتوجه به بهبود فراسنجه‌های عملکردی پس از تولک، استفاده از دانه کامل جو و نیز 100 درصد پودر یونجه جهت تولک بری توصیه می‌شود.

اثرات استفاده از سطوح مختلف کافور بر عملکرد و غلظت سرمی هورمون‌های تیروئیدی و تستوسترون در بلدرچین ژاپنی

صفحه 273-286

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56590

اصغر صداقت، محمد امیر کریمی ترشیزی، شعبان رحیمی

چکیده تأثیر سطوح مختلف کافور بر عملکرد، وزن اندام‌های داخلی، هورمون­های تیروئیدی و تستوسترون، جمعیت باکتریایی روده و فساد اکسیداتیو گوشت با استفاده از تعداد 200 قطعه بلدرچین، در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار به مدت شش هفته بررسی شد. تیمارها شامل سطوح صفر، 5/62، 125، 250 و ppm 500 کافور حل شده در روغن سویا بودند. در 42 روزگی از  بلدرچین­ها خون‌گیری به عمل آمد و سپس کشتار شدند. اثر کافور بر وزن بدن، مصرف خوراک، ضریب تبدیل، وزن لاشه و اندام­های درونی و غلظت هورمون­های تیروئیدی معنی­دار نبود. افزودن کافور به جیره سبب افزایش خطی هورمون تستوسترون در بلدرچین­های نر شد (05/0>P). تغذیه جیره­های حاوی کافور جمعیت باکتری­های هوازی و کلی­فرم­های روده را کاهش و جمعیت باکتری­های اسید لاکتیک و باکتری­های اسپورزا را افزایش داد (05/0>P). همچنین، با افزودن کافور به جیره در مقدار MDA گوشت نیز یک رفتار دوگانه مشاهده شد، به­طوری‌که دوزهای 5/62، 125 و  ppm250 کافور سبب افزایش مقدار MDA گوشت گردید (05/0>P). بنابراین، طبق نتایج حاصل به­نظر می­رسد داروی گیاهی کافور می­تواند بر هورمون تستوسترون و کیفیت گوشت تأثیر مثبتی داشته باشد. از این­رو پیشنهاد می­شود که کافور جهت ارتقاء و بهبود عملکرد تولید­مثلی در نرها استفاده شود.

اثر سطح استفاده از مولتی آنزیم های مختلف تجاری بر انرژی قابل سوخت و ساز و قابلیت هضم مواد مغذی گندم

صفحه 287-297

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55381

فرشته جمیلی، ابوالقاسم گلیان، حسن کرمانشاهی، احمد حسن آبادی، حیدر زرقی

چکیده این آزمایش به منظور بررسی اثر چهار نوع مولتی­آنزیم تجاری و سطوح مختلف آن­ها بر انرژی قابل سوخت‌وساز ظاهری تصحیح شده برای نیتروژن (AMEn) و قابلیت هضم چربی خام، پروتئین خام، ماده خشک و ماده آلی گندم با روش جمع­آوری کل فضولات در جوجه­های گوشتی انجام گرفت. تعداد 135 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه راس 308 به 45 قفس متابولیکی شامل نه تیمار، پنج تکرار و سه قطعه جوجه در هر تکرار اختصاص یافتند. جیره­های آزمایشی به نحوی تنظیم شدند که گندم تنها منبع تأمین‌کننده انرژی باشد. با افزودن یک و دو برابر مقدار توصیه شده هر یک از چهار مولتی­آنزیم تجاری به جیره پایه، هشت جیره آزمایشی دیگر تهیه شد. جوجه­ها به دان و آب دسترسی آزاد داشتند و از 23-17 روزگی با جیره­های آزمایشی تغذیه شدند. افزودن یک یا دو برابر مقادیر توصیه شده مولتی‌آنزیم­های تجاری، باعث افزایش معنی­دار AMEn و قابلیت هضم ظاهری چربی خام، پروتئین خام، ماده خشک و ماده آلی گندم شد (05/0>P)، اما تفاوت معنی‌داری بین اثر نوع مولتی­آنزیم­ها و سطوح آنها بر شاخص­های فوق مشاهده نشد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که افزودن مولتی‌آنزیم­های تجاری باعث بهبود انرژی قابل سوخت‌وساز ظاهری گندم فلات به میزان 70 تا 120 کیلوکالری در کیلوگرم می­شود.

تأثیر استفاده از زئولیت طبیعی و نانوزئولیت در جیره بر فلور میکروبی روده، خصوصیات استخوان درشت نی و عملکرد در جوجه های گوشتی

صفحه 299-310

https://doi.org/10.22059/jap.2016.54905

نسترن شاه ابراهیمی، خلیل میرزاده، مرتضی مموئی، احمد طاطار، محمد حجتی

چکیده تأثیر زئولیت طبیعی و نانوزئولیت بر عملکرد، فلور میکروبی روده، خصوصیات استخوان درشت­نی و فراسنجههای خونی جوجههای گوشتی با استفاده از 336 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با هفت تیمار، چهار تکرار و 12 قطعه جوجه در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره شاهد (فاقد هر نوع زئولیت)، جیره­ حاوی زئولیت طبیعی (5/0، یک و 5/1 درصد) و جیره­ حاوی نانوزئولیت (5/0، یک و 5/1 درصد). استفاده از سطوح یاد شده زئولیت و نانوزئولیت تأثیر معنیداری بر وزن سینه، ران­ها، کبد، چربی محوطه­بطنی، سنگدان و بازده لاشه نداشت. افزودن زئولیت و نانوزئولیت به جیره سبب کاهش معنیدار تعداد کل باکتریها و باکتری اشریشیاکلی شد (05/0>P). وزن، طول، حجم و چگالی استخوان درشت­نی در حالت تازه و خشک و همچنین وزن خاکستر درشت­نی تحت تأثیر جیرههای آزمایشی قرار نگرفت. میزان فسفر، آلکالینفسفاتاز و آلانینآمینوترانسفراز سرم خون پرندگانی که در جیره خود نانوزئولیت دریافت کردند، بیشتر از پرندگان مربوط به تیمار شاهد بود  (05/0>P). داده­ها نشان داد که افزودن نانوزئولیت به جیره­غذایی جوجه­های گوشتی، منجر به بهبود وضعیت فلور باکتریایی روده و افزایش فعالیت آنزیم­های شاخص کبدی می­شود.

تأثیر تغذیه کنجاله پنبه دانه تخمیر شده بر عملکرد، خصوصیات لاشه و پروفایل چربی سرم خون جوجه های گوشتی

صفحه 311-321

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55500

وحید جزی، فتح اله بلداجی، بهروز دستار، سید رضا هاشمی، امین عشایری زاده

چکیده تأثیر تغذیه کنجاله پنبه­دانه تخمیر شده بر عملکرد، خصوصیات لاشه و پروفایل چربی سرم خون با استفاده از 300 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار، پنج تکرار و با 12 پرنده در هر تکرار بررسی شد. کنجاله پنبه­دانه با کشت مخلوط مایع حاوی باسیلوس سابتیلیس، آسپرژیلوس نایجر و آسپرژیلوس اوریزا به نسبت یک به 2/1 تخمیر شد. پس از هفت روز تخمیر، مقدار گوسیپول آزاد از 33/584 به 68 میلی­گرم در کیلوگرم کنجاله کاهش یافت. تیمارهای آزمایش شامل جایگزینی صفر، 10 و 20 درصد کنجاله پنبه­دانه خام و یا تخمیری با کنجاله سویا در جیره غذایی بود.استفاده از کنجاله پنبه­دانه تخمیری در مقایسه با کنجاله پنبه­دانه خام در جیره سبب بهبود افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در جوجه­های گوشتی شد (05/0>P). در 21 و 42 روزگی، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در پرنده­های تغذیه شده با جیره­های حاوی 10 و 20 درصد کنجاله پنبه­دانه تخمیری اختلاف معنی­داری با پرنده­های تغذیه شده جیره شاهد نداشت. چربی محوطه بطنی در جوجه­هایی که با جیره حاوی کنجاله پنبه­دانه تخمیری تغذیه شدند، از سایر پرندگان کمتر بود (05/0>P). غلظت کلسترول و تری­گلیسرید سرم خون در گروه­های تغذیه شده با جیره­های حاوی کنجاله پنبه­دانه تخمیری به طور معنی­داری کمتر از سایر گروه­ها بود (05/0>P). براساس نتایج حاصل، استفاده از کنجاله پنبه­دانه تخمیری در مقایسه با کنجاله پنبه­دانه خام عملکرد و سلامت جوجه­های گوشتی را بهبود می­بخشد.

تأثیر جیره‌‌‌‌های اسیدی شده با اسید کلریدریک و اسید بوتیریک بر عملکرد جوجه‌‌‌‌های گوشتی ماده

صفحه 323-334

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55502

علی اکبر سالاری، احمد حسن آبادی، حسن نصیری مقدم، غلامعلی کلیدری

چکیده به منطور بررسی تأثیر افزودن اسید کلریدریک و اسید بوتیریک به جیره بر عملکرد، شاخص‌های لاشه، جمعیت میکروبی و بافت شناسی روده کوچک، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با هفت تیمار و چهار تکرار 10 قطعه‌ای انجام شد. در این آزمایش، از 280 قطعه جوجه گوشتی یک‌روزه سویه راس ٣٠٨ (ماده) استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره‌های حاوی دو سطح اسید کلریدریک (5/1 و سه درصد)، دو سطح اسید بوتیریک (2/0 و 4/0 درصد) و دو سطح مخلوطی از آنها (5/1 + 4/0 و 3 + 2/0 درصد به ترتیب اسید کلریدریک + اسید بوتیریک) و یک تیمار شاهد (بدون افزودنی) بود. افزودن اسید کلریدریک و اسید بوتیریک به جیره بر میانگین وزن بدن در دوره رشد کاهش معنی‌داری را در مقایسه با گروه شاهد نشان داد (05/0P<). اسیدهای افزوده شده به‌طور معنی‌داری باعث کاهش مصرف خوراک و افزایش ضریب تبدیل غذایی در دوره رشد نسبت به تیمار شاهد شدند (05/0P<). اثر تیمارها بر شاخص‌های لاشه، جمعیت میکروبی و بافت‌شناسی روده جوجه‌های گوشتی در مقایسه با گروه شاهد معنی‌دار نبود. نتایج حاصل نشان داد که استفاده از اسید کلریدریک و اسید بوتیریک در جیره‌های غذایی در کل دوره پرورش تأثیر مثبتی بر عملکرد رشد، شاخص‌های لاشه و مورفولوژی روده کوچک جوجه‌های گوشتی ندارند.

تأثیر استفاده از پودر پوست میوه انار در جیره‌های ‏حاوی چربی بر عملکرد جوجه‏های گوشتی

صفحه 335-346

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55201

محمدرضا رضوانی، شهرام رحیمی، محمد دادپسند

چکیده اثر آنتی‌اکسیدانی و ضدمیکروبی پودر پوست میوه انار با استفاده از 160 قطعه جوجه گوشتی 11 روزه سویه راس 308 در یک آزمایش فاکتوریل 2 × 2 با دو سطح پودر پوست میوه انار (صفر و دو درصد جیره) و دو سطح روغن سویا در جیره (صفر و شش درصد در دوره رشد و صفر و هشت درصد در دوره پایانی)،در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار و 10 پرنده در هر تکرار بررسی شد. پودر پوست میوه انار سبب بهبود تیتر آنتی‏بادی در 39 روزگی، افزایش گوارش‌‏پذیری چربی و افزایش جمعیت باکتری تولیدکننده اسید لاکتیک و کاهش جمعیت باکتری اشریشیاکولای در روده کور و ایلئوم شد (05/0 P). گوارش‌‏پذیری ماده خشک در جیره‌های حاوی روغن سویا کمتر بود و تغذیه این جیره‌ها موجب افزایش جمعیت باکتری‏های اسید لاکتیک و اشریشیاکولای در روده کور و ایلئوم شد (05/0 P). براساس نتایج حاصل، افزودن پودر پوست میوه انار به جیره‌های دارای چربی در مقایسه با جیره کنترل، بدون تأثیر منفی بر عملکرد رشد، موجب بهبود فعالیت سیستم ایمنی، افزایش جمعیت باکتری‏های مفید و کاهش جمعیت باکتری‌های مضر دستگاه گوارش جوجه‏های گوشتی می‌شود.

بهبود قابلیت هضم سورگوم دانه‌ای با کاهش تانن و جیره‌نویسی به روش اسیدهای آمینه قابل هضم استاندارد شده در جیره جوجه‌های گوشتی

صفحه 347-357

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55558

محمدرضا رضوانی، کریم هوشیار

چکیده این پژوهش به منظور بررسی روش فرآوری سورگوم دانه‌ای و روش جیره‌نویسی بر عملکرد و قابلیت هضم مواد مغذی با استفاده از 320 قطعه جوجه گوشتی (هشت روزه) در یک آزمایش فاکتوریل 2 × 2 × 2 با دو روش جیره‌نویسی (اسیدآمینه کل و قابل هضم)،فرآوری با پلی‌وینیل پیرولیدون (PVP، صفر و یک درصد) و اسید آلی (صفر و دو درصد مخلوط اسید استیک و اسید پروپیونیک با نسبت 60 به 40) در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار، چهار تکرار و 10 پرنده در هر تکرار انجام شد. اثر اصلی استفاده از جیره‌نویسی به روش قابل هضم، افزودن اسید و PVP در دوره پایانی (22 تا 42 روزگی) و کل دوره (هشت تا 42 روزگی) باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک و افزایش وزن روزانه و اثر اصلی روش جیره‌نویسی قابل هضم و افزودن اسید سبب بهبود گوارش‌پذیری مواد مغذی شد (05/0 ≥P). اثر افزودن اسید و PVP سبب کاهش وزن پانکراس شد (05/0 ≥P). برهم‌کنش PVP، اسید و روش جیره‌نویسی در هیچ‌یک از دوره‌های پرورش بر ویژگی‌های عملکرد معنی‌دار نبود. براساس نتایج تحقیق حاضر، تنظیم جیره براساس اسیدهای آمینه قابل هضم هنگام استفاده از سورگوم دانه‌ای در جیره‌های جوجه‌های گوشتی، به‌دلیل عدم نیاز به هزینه‌های اضافی برای فرآوری سورگوم دانه‌ای و دارا بودن نتایج عملکردی مشابه با جیره‌های فرآوری شده قابل توصیه است.

تأثیر سطوح مختلف زیلپاترول هیدروکلراید در سه هفته پایانی دوره پرورش بر عملکرد رشد بلدرچین ژاپنی

صفحه 359-366

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55621

مولا محمدی آرخلو، آرمین توحیدی، حسین مروج مروج، احمد زارع شحنه

چکیده این پژوهش به منظور ارزیابی تأثیر زیلپاترول هیدرو کلراید بر عملکرد رشد، ترکیب لاشه و برخی فراسنجه‌های خونی با استفاده از  128 جوجه بلدرچین نر 26 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار انجام شد. پرنده‌ها تا 47 روزگی با جیره‌های حاوی سطوح صفر، 2/0، 225/0 و 25/0 (میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن زنده) زیلپاترول هیدروکلراید تغذیه شدند. در 50 روزگی، دو پرنده به ازای هر تکرار برای تفکیک و آنالیز شیمیایی لاشه پس از سه روز عدم مصرف زیلپاترول کشتار شدند. زیلپاترول هیدروکلراید سبب بهبود ضریب تبدیل بلدرچین‌ها شد (05/0>P)، ولی بر خوراک مصرفی و افزایش وزن آنها تأثیری نداشت. همچنین، زیلپاترول هیدروکلراید باعث افزایش غلظت گلوکز و تری‌گلیسیرید پلاسما در مقایسه با گروه شاهد شد (05/0>P). استفاده از زیلپاترول در جیره اثری بر ترکیب شیمیایی لاشه (پروتئین خام، چربی و کلسترول)، بازده لاشه و وزن نسبی ران و ساق، سینه، کبد و چربی حفره بطنی نداشت. به‌طورکلی، می‌توان نتیجه گرفت که زیلپاترول هیدروکلراید ضریب تبدیل را در بلدرچین‌های ژاپنی نر بهبود می‌دهد.

بررسی تأثیر مصرف لسیتین سویا در رقیق کننده تریس بر کیفیت و ماندگاری اسپرم قوچ

صفحه 367-375

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55815

معصومه منطقی، مرتضی مموئی، صالح طباطبائی وکیلی، جمال فیاضی، خلیل میرزاده

چکیده تأثیر استفاده از مقادیر مختلف لسیتین سویا به جای زرده‌ تخم‌مرغ برای محافظت از اسپرماتوزوئید قوچ در زمانیک ساعت پس از اسپرم‌گیری و نیز 24و48 ساعت پس از ذخیره ­کردن منی در پنج درجه سانتی­گراد بررسی شد. از10 رأس قوچ با سن دو تا سه سال و میانگین وزن (4±)64کیلوگرم، هفته­ای یک بار به مدت هشت هفته اسپرم­گیری شد. نمونه­ها مخلوط و به چهار قسمت مساوی تقسیم شد. هر قسمت با یکی از رقیق­کننده­های­ پایه تریس و چهار تیمار حاوی 5/0، یک و 5/1 درصد لسیتین­ سویا و 14 درصد زرده‌ تخم‌مرغ رقیق شده و درصد تحرک، زنده­مانی، ناهنجاری­های مورفولوژیکی و سلامت غشای اسپرم­ و نیز pH منی در آن­ها تعیین شد. نتایج نشان داد که میزان تحرک و زنده­مانی اسپرم در زمان اول در تیمار 5/1 درصد لسیتین سویا بهتر بود (05/0P<). در زمان 48 ساعت پس از ذخیره کردن در تیمارهای یک و 5/1 درصد لسیتین سویا زنده­مانی اسپرم در مقایسه با زرده ‌تخم‌مرغ بهتر بود (05/0P<). به‌طورکلی، لسیتین سویا یک جایگزین مناسب برای زرده‌ تخم‌مرغ بوده و موجب بهبود کیفیت مایع منی در زمان­های مورد مطالعه می­شود. باتوجه به محدودیت‌های موجود در استفاده از زرده ‌تخم‌مرغ به عنوان یک منبع حیوانی در رقیق‌کننده قوچ، استفاده از لسیتین سویا به عنوان یک منبع گیاهی پیشنهاد می­شود.

اثر عصاره برگ زیتون بر ذخیره‌سازی منی خروس

صفحه 377-385

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56026

سید مونس جلالی کوهی خیلی، مهرداد محمدی، محمد روستایی علی مهر

چکیده اثر آنتی­اکسیدانی عصاره برگ زیتون بر تحرک، زنده­مانی، سلامت غشای پلاسمایی اسپرم و میزان تولید مالون­ دی­آلدئید با استفاده از 12 قطعه خروس نژاد راس 308 در سن 30 هفتگی بررسی شد. نمونه­های منی در پنج نوبت از خروس­ها با روش مالش شکمی گرفته شد. در هر نوبت پس از ارزیابی اولیه اسپرم، نمونه­ها تجمیع و با رقیق­کننده سکستون رقیق شدند. نمونه­ها به پنج قسمت تقسیم و  پس از افزودن مقادیر صفر (شاهد)، 50، 100، 150 و 200 میکروگرم در میلی­لیتر عصاره برگ زیتون به هر قسمت، به مدت 72 ساعت در دمای چهار درجه سلسیوس نگهداری شدند. صفات تحرک پیش­رونده، زنده­مانی و سلامت غشای پلاسمایی در زمان­های صفر، 24، 48 و 72 ساعت ذخیره­سازی بررسی و میزان تولید مالون­ دی­آلدئید در نمونه­ها پس از 48 ساعت ذخیره­سازی اندازه­گیری شد. اضافه نمودن 100 میکروگرم عصاره برگ زیتون به منی میزان تولید مالون ­دی­آلدئید را کاهش داد (05/0>P). پس از 48 و 72 ساعت ذخیره­سازی، تحرک پیش­رونده، زنده­مانی و سلامت غشای پلاسمایی اسپرم در نمونه­هایی که 100 میکروگرم عصاره برگ زیتون به آنها اضافه شده بود، بالاتر از گروه شاهد بود (05/0>P). پس از 72 ساعت ذخیره­سازی، تحرک پیش­رونده، زنده­مانی و سلامت غشای پلاسمایی اسپرم در نمونه­هایی که 200 میکروگرم عصاره برگ زیتون به آنها اضافه شده بود، پایین­تر از گروه شاهد بود (05/0>P). براساس نتایج تحقیق حاضر، جهت ذخیره­سازی اسپرم خروس در چهار درجه سلسیوس، افزودن 100 میکروگرم عصاره برگ زیتون به رقیق­کننده پیشنهاد می­شود.

مقایسه فراسنجه‌های تولیدمثل و تولید در برنامه مدیریتی دو و سه بار زایش در مدت دو سال با استفاده از ملاتونین در میش

صفحه 387-395

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55533

حامد کرمانی موخر، سعید زین الدینی، آرمین توحیدی، حمید کهرام

چکیده هدف از انجام تحقیق حاضر، مقایسه فراسنجه‌های تولیدمثل و تولید در برنامه مدیریتی دو و سه بار زایش در مدت دو سال با استفاده از ملاتونین در 100 راس میش نژاد ایران بلک بود. میش‌ها به صورت مساوی در دو گروه الف (دو بار زایش در دو سال با استفاده از رگولین) و گروه ب (دو بار زایش در دو سال بدون استفاده از رگولین) قرار داده شد. به منظور تحریک فحلی در جفت‌گیری اول و دوم گروه الف، 45 روز قبل زیر پوست گوش میش­ها ایمپلنت رگولین قرار داده شد. باتوجه به کاهش فاصله زایش در گروه الف، کلیه میش‌های این گروه دو هفته قبل از جفت‌گیری خشک شدند. جهت بهبود نرخ تخمک‌ریزی در دو گروه الف و ب، از فلاشینگ تغذیه‌ای و اثر قوچ استفاده شد. عملکرد فراسنجه‌های تولیدمثل و تولید شامل نرخ فحلی، تخمک‌ریزی، آبستنی، بره‌زایی و وزن بره‌ها در دو گروه در طول دو سال مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد فراسنجه‌های تولیدمثل در دوره اول جفت‌گیری گروه الف به صورت معنی‌داری بیشتر از دوره دوم و سوم است. نرخ تخمک‌ریزی، آبستنی، بره‌زایی و وزن بره‌ها گروه الف بیشتر از گروه ب بود. درمجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد که عملکرد فراسنجه‌های تولیدمثل و تولید در برنامه سه بار زایش در دو سال بر پایه ملاتونین بیشتر از دو بار زایش در سال بدون استفاده از ملاتونین می‌باشد.

تأثیر آلبومین سرم گاوی (BSA) بر فراسنجه های جنبایی اسپرم و باروری خروس بومی

صفحه 397-408

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55047

صالح طباطبائی وکیلی، مرتضی مموئی

چکیده هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی اثر آلبومین سرم گاوی (BSA) بر تحرک و باروری اسپرم خروس با استفاده از 20 قطعه خروس و 48 قطعه مرغ بومی بود. منی جمع­آوری شده از خروس­ها با هم مخلوط شدند. برای آزمایش اول، منی مخلوط پس از رقیق‌سازی به چهار قسمت تقسیم شد. تیمارها عبارت بودند از منی رقیق شده بدون BSA و دارای یک درصد BSA. در هر گروه، ارزیابی تحرک اسپرم طی 30 دقیق پس از اسپرم‌گیری و 24 ساعت پس از نگهداری منی در دمای چهار درجه سلسیوس انجام شد. ارزیابی فراسنجه­های تحرک اسپرم­ها با روش کامپیوتری (کاسا) و میکروسکوپی (روش معمول) انجام گرفت. برای آزمایش دوم، مرغ­ها به چهار گروه با 12 قطعه مرغ در هر گروه تقسیم شدند و منی رقیق شده تازه بدون BSA و دارای یک درصد BSA و نیز منی رقیق ذخیره شده 24 ساعته بدون BSA و حاوی یک درصد BSA را با تلقیح مصنوعی دریافت کردند. پس از انکوباسیون تخم­مرغ­ها، میزان تخم­های بارور در هر تیمار ثبت شد. سطح یک درصد BSA تأثیری بر تحرک اسپرم و باروری آن در منی تازه نداشت، اما 24 ساعت پس از نگهداری منی به حالت مایع، BSA باعث حفظ تحرک (50/71 در مقابل 62/28 درصد) و باروری (44/61 در مقابل 43/34 درصد) اسپرم­ها شد (05/0P<). براساس نتایج حاصل، افزودن BSA به منی رقیق شده، تحرک و باروری اسپرم خروس بومیرا پس از 24 ساعت نگهداری در دمای چهار درجه سلسیوس بهبود بخشید.