دوره و شماره: دوره 18، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 647-888 

شناسایی و تجزیه‌ و تحلیل miRNA ها و ایزومیرهای جدید و ژن‌های هدف آن‌ها در گاوهای شیری مبتلا به ورم ‌پستان

صفحه 647-659

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58923

الهام جعفری، محمدرضا بختیاری زاده، عبدالرضا صالحی

چکیده ورم پستان یکی از بیماری‌های عفونی غدد پستان است که هزینه‌های زیادی را به صنعت گاو شیری تحمیل می‌کند. مکانیسم تنظیمی این بیماری پیچیده بوده و تحت کنترل ژن‌های تنظیمی مختلفی قرار دارد. در مطالعه حاضر به منظور درک بهتر عناصر تنظیمی درگیر در بیماری ورم‌پستان، نمونه‌های شیر گاوهای سالم و آلوده در طی سری زمانی صفر، ۱۲، ۳۶،۲۴ و ۴۸ ساعت پس از آلودگی جمع‌آوری گردید. داده‌های miRNA-seq از نمونه‌های شیر بدست آمد و با استفاده از روش‌های بیوانفورماتیکی پیشرفته، miRNA‌های جدید، ژن‌های هدف آن‌ها، عملکرد احتمالی آن‌ها، ایزومیرها و همچنین miRNA*‌های جدید شناسایی شد. نتایج منجر به شناسایی نود و دو miRNA جدید شد که تعداد بیست و شش miRNA دارای ژن همولوگ و شصت و شش miRNA فاقد ژن همولوگ در دیگر گونه‌ها بود. بررسی گروه-های کارکردی ژن‌های هدف، مؤید نقش miRNAهای جدید در بسیاری از مکانیسم‌های مقابله با التهاب و آلودگی از جمله، پاسخ به تحریکات داخلی و خارجی، مرگ سلولی و تولید ایمنوگلوبین است. همچنین علاوه بر این، صد و سی و پنجmiRNA* جدید نیز شناسایی شد. در مطالعه حاضر ۴۹۳ ایزومیر جدید شناسایی شد که در گونه‌هایی نظیر انسان و موش دارای عملکردهای مرتبط با ایمنی می‌باشند. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه ژن‌های هدف miRNAهای جدید در مسیرهای مرتبط با بیماری ورم پستان از جمله ایمنی، مرگ سلولی و التهاب نقش دارند و این مطلب می‌تواند مؤید نقش احتمالی و تنظیمی miRNA‌های جدید شناسایی شده در بروز ورم پستان باشد.

بررسی QTLهای وزن بدن و اثرات پلیوتروپی آنها روی کروموزوم شماره دو بز مرخز

صفحه 661-670

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59002

رضا سیدشریفی، نجات بادبرین، نعمت هدایت

چکیده این تحقیق به منظور مکان­یابی QTLهای صفات وزن بدن با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره کروموزوم دو بز مرخز انجام شد. برای این منظور 8 خانواده ناتنی پدری بز مرخز که در مجموع 255 فرزند (شامل 129 فرزند نر و 126 فرزند ماده) برای 6 نشانگر ریزماهواره روی کروموزوم دو تعیین ژنوتیپ شد. صفات کمی مورد نظر شامل وزن بدن در زمان تولد چهار، شش، نه و 12 ماهگی بود. معنی­دار بودن اثر QTL با استفاده از نرم‌افزار GridQTL (نسخه 3.3.0) و به روش مکان­یابی فاصله­ای آزمون شد. در تحقیق حاضر، اثر یک QTL در موقعیت 153 سانتی مورگان روی کروموزوم دو بر وزن شیرگیری معنی­دار شد (0/1 >P). اثر جایگزینی آن 4/99 در واحد انحراف استاندارد فنوتیپی برآورد گردید. مکان این QTL در بین نشانگرهای IDVGA64 و OarFCB011 و در فاصله 10 سانتی مورگان از نشانگر IDVGA64 تعیین گردید. در پژوهش حاضر، اثر پلیوتروپی بین QTL مکان­یابی شده با دیگر صفات مورد بررسی شناسایی نشد. انتظار می­رود که اسکن ژنومی گسترده با استفاده از تعداد فرزندان بیشتر در درون هر خانواده امکان شناسایی اثرات پلیوتروپی و QTLهای بیشتری در ارتباط با این صفات فراهم نماید و نشانگرهای مفیدی برای انتخاب به کمک نشانگر برای این صفات تأمین نماید. باتوجه به فاصله اطمینان زیاد (CI = 25 cM) پیشنهاد ژن کاندیدا برای QTL تعیین شده چندان صحیح نمی­باشد و توصیه می­شود به منظور تعیین دقیق­تر این QTL در تحقیقات آینده از تعداد فرزندان بیشتر در درون خانواده­ها استفاده شود.

بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری گاوهای هلشتاین اصفهان

صفحه 671-678

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59263

سهیل میرحبیبی، ناصر امام جمعه کاشان، شهاب الدین قره ویسی

چکیده برای تعیین عوامل مؤثر بر ماندگاری و پارامترهای ژنتیکی این صفت  از دو روش مدل خطی و ویبول از رکوردهای مربوط به زایش­های سال­های ۹۲-13۷۰ گاوهای هلشتاین استان اصفهان استفاده شد. فایل مشاهدات شامل 201588 رکورد شیردهی از 7۴۲۶۱ دام مربوط به 65 گله تحت پوشش بود. از مجموع 33219 رأس گاو حذف شده در سال­های مورد مطالعه 9/27 درصد حذف­ها به صورت اختیاری و 1/72 درصد غیراختیاری بوده است. میانگین طول عمر و طول عمر تولیدی گاوهای مورد مطالعه به ترتیب ۵۷ و ۳۲ ماه برآورد شد. در روش GLM اثرات ثابت گله سال و فصل زایش و متغیر کمکی سن زایش اول به صورت درجه دوم معنی­دار  بود (01/0>P). نتایج حاصل از تجزیه ماندگاری ترکیب طول عمر تولیدی و کد سانسور با استفاده از تابع ویبول با روش Lifereg نشان داد که اثر عوامل گله و سال زایش اول بر طول عمر تولیدی معنی­دار (01/0>P) و سن در زایش اول به صورت درجه دوم معنی­دار بود (01/0>P). وراثت­پذیری طول عمر، طول عمر تولیدی و طول عمر عملکردی با روش مدل خطی به ترتیب (۰۱/۰±) ۰۵۴/۰، (۰۱/۰±) ۰۵۴/۰ و (۰۱۳/۰±)۰۳۴/۰ برآورد گردید. وراثت­­پذیری طول عمر تولیدی با مدل ویبول در مقیاس لگاریتمی، اولیه و مؤثر به ترتیب ۰۱۳/۰، ۰۳۱/۰ و ۰۲/۰ برآورد گردید. براساس نتایج تحقیق حاضر، تأثیر زیاد عوامل غیرژنتیکی مؤثر بر ماندگاری دام­ها و برآورد پایین پارامترهای ژنتیکی (وراثت‌­پذیری) نشان می‌دهد که جهت بهبود این صفات اولویت بهبود شرایط محیطی می­باشد.

بررسی نواحی پروموتور و بیان ژن‌های nobox، ovol1 و zp3 در بافت فولیکول تخمدان میش‌های نژاد شال

صفحه 679-686

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58383

سجاد پزشکی نجف آبادی، علی اکبر مسعودی، ابوالفضل شیرازی، پروین شریعتی

چکیده فاکتور‌های نسخه برداری با اتصال به نواحی پروموتوری ژن‌ها و تنظیم بیان آن‌ها نقش مهمی در کنترل باروری حیوانات دارند. در این مطالعه، بیان ژن‌های nobox، ovol1 و zp3 که از ژن‌های کاندید درگیر در مسیر‌های تنظیمی ژن‌ها می‌باشند، در دو گروه چند قلوزا و تک قلوزای گوسفندان شال بررسی شد. تعداد شش رأس گوسفند با توجه به شجره آنها از گله اصلاح شده ایستگاه شال قزوین جدا شده و برای این تحقیق مورد استفاده قرار گرفتند. پس از همزمان سازی فحلی، گوسفندان با روش بیهوش عمومی جراحی شده و فولیکول‌های بالغ تخمدان با روش آسپیره کردن استحصال شدند. پس از استخراج RNA، cDNA نمونه‌ها ساخته شد. برای بررسی بیان ژن‌های فوق، آغازگر‌های اختصاصی هر ژن طراحی شده و سپس با استفاده از روشReal-Time PCR و با بکارگیری روش ΔΔCt بیان نسبی ژن‌ها سنجیده شد. مقایسات بین میانگین ها، با استفاده از رویه آماری T-Test انجام شد. همچنین با استفاده از نرم‌افزار BDGP نواحی پروموتوری و فاکتور‌های نسخه‌برداری ژن‌های مورد مطالعه بررسی شد. بیان ژن‌های nobox و ovol1 در گروه حیوانات چندقلوزا، معنی‌دار بود (P

بررسی ارتباط ژنتیکی و فنوتیپی بین پارامترهای منحنی رشد در گوسفند مهربان

صفحه 687-696

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59000

سیده فاطمه حجتی، نوید قوی حسین زاده

چکیده این پژوهش به منظور بررسی ارتباط ژنتیکی و فنوتیپی میان پارامترهای منحنی رشد در گوسفند مهربان انجام شد. داده­های مورد استفاده از سازمان جهاد کشاورزی استان همدان بود که مشتمل بر 35414 رکورد وزن بدن از تولد تا سن 365 روزگی در طی سال­های 90-1380 بود. پارامترهای مدل رشد Brody، شامل A (وزن بلوغ مجانبی یا متوسط وزن حیوان در هنگام بلوغ)، B (نسبت وزن بلوغ مجانبی به افزایش وزن به صورت درصدی از وزن بلوغ) و K (سرعت رشد تا رسیدن به وزن بلوغ) مطالعه شد. عوامل ثابت موثر بر پارامترهای منحنی رشد با رویه GLM نرم‌افزار آماریSAS  مشخص شدند. مدل تجزیه ژنتیکی شامل اثر مستقیم حیوان، اثر ژنتیکی افزایشی مادری، اثر محیطی دائمی مادری و کوواریانس بین اثر ژنتیکی افزایشی مستقیم و مادری بود. برای برآورد ارتباط ژنتیکی بین پارامترهای منحنی رشد از روش Bayesian مبتنی بر نمونه­گیری Gibbs استفاده شد. وراثت­پذیری مستقیم پارامترهای منحنی رشد A، B و K به­ترتیب 0/29، 0/63 و 0/27 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی مستقیم A و B مثبت و زیاد (0/58) بود که نشان می­دهد ارتباط این پارامترها با یکدیگر هم­جهت است، ولی این همبستگی بین B و K (0/69-) و بین A و K (0/54-) منفی و پایین است. نتایج تحقیق حاضر نشان می­دهد که بهبود
پارامترهای منحنی رشد گوسفند مهربان در برنامه­های انتخاب امکان­پذیر است. بنابراین، ارائه استراتژی انتخاب بهینه برای دستیابی به شکل مطلوب منحنی رشد در گوسفند مهربان از راه تغییر ژنتیکی پارامترهای مدل حائز اهمیت است. 

مطالعه پویش کل ژنومی صفات کیفی گوشت در جمعیت F2 حاصل از مرغ بومی آذربایجان غربی و سویه گوشتی آرین

صفحه 697-709

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58461

علی جوانروح علی آباد، رسول واعظ ترشیزی، علی اکبر مسعودی، علیرضا احسانی

چکیده در این تحقیق به منظور شناسایی جایگاه‌ها و ژن‌های مرتبط با صفات کیفیت گوشت، مطالعه پویش کل ژنوم (GWAS) با استفاده از یک تراشه SNP ژنوم مرغ (SNP Beadchip (Illumnia 60k Chicken در یک جمعیت F2 حاصل از تلاقی دوطرفه مرغ بومی آذربایجان غربی و لاین B سویه گوشتی آرین انجام شد. برای هر پرنده، صفات شامل: ظرفیت نگهداری آب، رنگ گوشت (روشنایی ، قرمزی و زردی)، میزان نیروی برشی و PH نهایی گوشت اندازه‌گیری شد. با استفاده از دو مدل خطی معمول (GLM) و مدل خطی مختلط فشرده (Compressed MLM) ارتباط هر یک SNP‌ها با صفات کیفیت گوشت بررسی شد. در مجموع تعداد 36 نشانگر SNP در سطح احتمال پیشنهادی و معنی‌داری برای صفات کیفیت گوشت شناسایی شد که تعداد 3 نشانگر SNP با روش Compressed MLM برای صفت فاکتور زردی گوشت و تعداد 18 نشانگر SNP با روش GLM برای صفات فاکتور زردی گوشت، pH نهایی گوشت، ظرفیت نگهداری آب و میزان نیروی برشی معنی‌دار شدند. ژن‌های کاندیدای شناسایی‌شده، عملکرد مولکولی مرتبط با صفات کیفیت گوشت داشتند و لذا می‌توان از این ژن‌های کاندیدا در برنامه‌های اصلاحی طیور مورد استفاده قرار‌داد.

ارتباط چندشکلی g.286G>T اگزون سه ژن لپتین (Rsel) با کیفیت اسپرم در گوسفندان سنجابی

صفحه 711-718

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59265

رویا بختیار، علیرضا عبدالمحمدی، هادی حجاریان، زهرا نیکوصفت، داود کلانترنیستانکی

چکیده به‌منظور بررسی چندشکلی ژن لپتین و ارتباط آن با صفات کیفیت اسپرم و ابعاد بیضه، از ۹۶ رأس گوسفند نژاد سنجابی در طی دو سال و در دو فصل پاییز و بهار، اسپرم‌گیری شد. به‌طور همزمان طول، عرض و محیط بیضه نیز اندازه‌گیری گردید و برای استخراج DNA، از رگ وداج گوسفندان خون‌گیری شد. واکنش زنجیره­ای پلی‌مراز برای تکثیر قطعه ۴۶۳ جفت باز اگزون سه ژن لپتین با استفاده از یک جفت آغازگر اختصاصی انجام گرفت. پس از هضم قطعات PCR و تفکیک سه ژنوتیپ GG، GT و TT در نمونه­های موردمطالعه، رابطه چندشکلی‌ ژن لپتین با حرکت انفرادی اسپرم معنی‌دار بود(0/05>P) و حرکت اسپرماتوزوئید در دام‌های با ژنوتیپ GG بیشترین مقدار بود(0/05>P). میانگین حجم و غلظت اسپرم، کل اسپرم انزال شده، توان غشای پلاسمایی اسپرم، نسبت اسپرم­های زنده به مرده و شاخص اسپرم در دام­های با ژنوتیپ GG بیشتر بود (0/05 <P). همچنین اثر چندشکلی ژن لپتین بر ابعاد بیضه معنی­دار نبود، در دام­های دارای ژنوتیپ TT میانگین طول و محیط بیضه و در دام‌های با ژنوتیپ GT عرض و حجم بیضه نسبت به ژنوتیپ‌ GG بیشتر بود. نتایج نشان داد که برای این جایگاه چندشکل ژن لپتین جهت بهبود باروری در برنامه­های اصلاح نژادی گوسفند سنجابی است، هتروزیگوسیته زیاد بود و به نظر می­رسد تحقیقات بیشتر در جمعیت­های بزرگتر برای درک بهتر رابطه جایگاه­های چندشکل دیگر این ژن بر باروری قوچ­ها ضروری است.

بررسی فراسنجه‌های هضمی و تخمیری جیره‌های حاوی برگ توت سیاه

صفحه 719-728

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58877

مرتضی چاجی، زهرا امینی فرد، مختار حیدری

چکیده آزمایش حاضر به‌منظور بررسی ترکیب شیمیایی و خصوصیات هضمی و تخمیری برگ توت سیاه و یا جیره­های حاوی مقادیر صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد از آن، توسط جمعیت کامل میکروارگانیسم­ها یا قارچ­های شکمبه گوسفند، انجام گرفت. ماده خشک، پروتئین ­خام، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) و اسیدی (ADF)، خاکستر و تانن برگ توت سیاه به‌ترتیب 5/96، 3۰/19، 82/36، 9۰/15، 31/۹ و 3۰/0 درصد ‌بود. مقدار عامل تفکیک‌کننده، ماده آلی واقعاً تجزیه شده، تولید توده میکروبی و بازده آن در توت ­سیاه بیشتر از علوفه یونجه بود (05/0>P). با افزایش مقدار برگ توت در جیره تولید گاز افزایش یافت، به‌‌طوری‌که جیره حاوی 30 درصد برگ توت بیشترین پتانسیل تولید گاز را داشت (05/0>P). با افزایش مقدار برگ توت در جیره تجزیه دیواره سلولی، قابلیت هضم ماده آلی، انرژی قابل متابولیسم و اسیدهای چرب کوتاه زنجیر افزایش یافت (05/0>P). بنابراین، جایگزین کردن علوفه یونجه با برگ توت در جیره اثر منفی بر فعالیت هضمی میکروارگانیسم­ها، به‌ویژه قارچ­های جداشده شکمبه که بیشتر هاضم الیاف و بخش­های سخت گیاه هستند، ندارد و می‌توان از برگ توت به دلیل پروتئین بیشتر و الیاف کمتر، به جای یونجه در جیره بره‌های پرواری استفاده کرد.

تأثیر عصاره اتانولی و استنی ریشه شیرین بیان بر فراسنجه‌های تخمیر، متان و جمعیت پروتوزوآیی شکمبه بز

صفحه 729-740

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58896

محمد ابراهیم نوریان سرور، علی خضریان، محمد مهدی معینی

چکیده تاثیر شش سطح (صفر، 50، 100، 200، 300 و 500 میکرولیتر) عصاره اتانولی و استنی ریشه ‌شیرین‌بیان بر فرایند تولید گاز متان، تخمیر شکمبه وجمعیت پروتوزوآیی بز مرخز به روش برون‌تنی بررسی شد. آزمون تولید گاز با جیره پایه یونجه برای هر تیمار در پنج تکرار و در قالب یک طرح کاملاً تصادفی انجام شد. فراسنجه‌های تخمیر، متان، ضریب تفکیک پذیری(PF) و اسیدهای چرب فرار کل اندازه‌گیری شد. عصاره‌ها در تمام سطوح (01/0˂ P) تولید گاز 24 ساعت را افزایش داد. عصاره اتانولی شیرین بیان تولید گاز متان را کاهش (05/0˂P) ولی عصاره استنی آن، در سطوح 300 و 500 میکرولیتر تولید گاز متان را افزایش (01/0˂P) داد. ماده آلی تجزیه شده تحت تاثیر هر دو نوع عصاره بهبود(001/0=P) یافت. عصاره اتانولی شیرن بیان تولید آمونیاک را کاهش (01/0˂P) داد. ضریب بخش‌پذیری و تولید توده میکروبی در حضور هر دو عصاره اتانولی و استنی کاهش (01/0˂P) ولی اسیدهای چرب فرار و انرژی قابل متابولیسم در تمام سطوح هر دو نوع عصاره نسبت به شاهد افزایش (01/0˂P) یافت. به جزء دیپلودینیانه، سایر پروتوزوآها و جمعیت کل در اثر دو نوع عصاره‌ کاهش یافتند (05/0˂P). بر اساس نتایج حاصل، عصاره اتانولی و استنی شیرین بیان ضمن بهبودقابلیت هضم، تولید گاز متان و جمعیت پروتوزوآیی را در شکمبه بز کاهش می‌دهد.

برآورد مقدار انرژی علوفه اسپرس ایران بر اساس داده های ترکیبات شیمیایی و آزمایش تولید گاز

صفحه 741-748

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58502

حسین غلامی، سید احمد میرهادی، کامران رضایزدی

چکیده در این پژوهش، انرژی قابل متابولیسم و خالص شیر دهی علوفه اسپرس با استفاده از ترکیبات شیمیایی و داده های آزمایش تولید گاز اندازه گیری شد. داده های خام از آزمایشگاه تغذیه موسسه تحقیقات علوم دامی کشور و آزمایشگاه های تغذیه برخی از مراکز آموزشی- پژوهشی کشور جمع آوری شدند. داده های مورد استفاده شامل نتایج تعیین ترکیبات شیمیایی، آزمایشات تولید گاز و تعداد محدودی آزمایش تعیین انرژی قابل متابولیسم علوفه اسپرس بودند. معادلات برازش شده خطی، لگاریتمی، معکوس، درجه دوم، درجه سوم، توانی، تابع اس و نمایی برای پروتئین خام، چربی خام، خاکستر، فیبر خام، فیبر نامحلول در شوینده خنثی، فیبر نامحلول در شوینده اسیدی و عصاره فاقد نیتروژن مشخص شدند. از بین معادلات به دست آمده برای ترکیبات شیمیایی مذکور، معادلات برازش شده برای پروتئین خام معنی دار (001/0P< ) و ضریب تعیین در آنها بالا بود(731/0 R2=). در معادلات مورد اشاره بالا، برای تخمین انرژی قابل متابولیسم اسپرس، درصد پروتئین خام را می توان به عنوان یک متغیر مستقل انتخاب کرد، با این متغیر و با استفاده از معادلات، میزان انرژی قابل متابولیسم اسپرس 43/2 مگا کالری در کیلوگرم ماده خشک بر اساس مقدار پروتئین خام به دست آمد. انرژی خالص شیر دهی برابر 29/1 برآورد شد، انرژی خالص نگهداری و رشد نیز به ترتیب برابر 55/1 و 94/0 محاسبه شدند و نتیجه کاربردی این که با یک آزمایش شیمیایی ساده پروتئین خام در آزمایشگاه تغذیه می توان انرژی قابل دسترس دامها از علوفه اسپرس را برآورد کرد و در جیره نویسی نشخوارکنندگان به کار برد.

تأثیر ترتیب خوراک‌ دهی و پختن دانه جو بر فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک در محتویات کولون مادیان‌ عربی

صفحه 749-760

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58956

پریسا قربانی نژاد، علی کیانی، آرش آذرفر، ایوب عزیزی شترخفت

چکیده تأثیر ترتیب خوراک­دهی و پختن دانه جو بر قابلیت هضم فیبر و فعالیت آنزیم­های هیدرولیتیک در محتویات کولون اسب بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش راس مادیان عربی به صورت کراس- اور در 4 دوره دو هفته‌ای انجام شد. بخش کنسانتره جیره یا نیم ساعت قبل (غلات - علوفه) و یا نیم ساعت بعد از بخش علوفه (علوفه - غلات) در اختیار اسب‌ها قرار گرفت. دانه جو یا به صورت پخته (فراوری شده) و یا به صورت خرد شده (فرآوری نشده) استفاده شد. در انتهای هر دوره، نمونه مدفوع به‌طور مستقیم از رکتوم جمع‌آوری شد و فعالیت آنزیم‌‌های کربوکسی میتیل سلولاز، میکروکریستالین سلولاز، آلف آمیلاز و فعالیت تجزیه کاغذ صافی اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که میزان مصرف ماده خشک، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی در ترتیب غلات - علوفه بیشتر از ترتیب علوفه - غلات بود (05/0P<). ترتیب خوراک‌دهی تأثیری بر قابلیت هضم فیبر، فعالیت آنزیم‌های کربوکسی متیل‌سلولاز، میکروکریستالین سلولاز و فعالیت تجزیه کاغذ صافی نداشت. فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز در اثر مصرف بخش غلات قبل از بخش علوفه افزایش و در اثر پختن دانه جو کاهش یافت (05/0P<). زمانی‌که جو فراوری شده استفاده شد، فعالیت آنزیم کربوکسی متیل سلولاز در ترتیب علوفه - غلات کاهش، ولی در ترتیب غلات - علوفه افزایش یافت (05/0P<). براساس نتایج حاصل، مصرف دانه غلات نیم ساعت بعد از علوفه و پختن دانه جو تأثیرات مثبتی بر فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک در محتویات رکتومی مادیان­های عربی دارد.

تأثیرات استفاده از پروبیوتیک تجاری بر عملکرد تولید، فراسنجه‌های پلاسما و صفات لاشه بزغاله‌های مرخز

صفحه 761-773

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58650

رضا ناصری هرسینی، فرخ کفیل زاده

چکیده اثر خوراندن پروبیوتیک تجاری (پری­مالاک) بر عملکرد و صفات لاشه بزغاله­های مرخز با استفاده از 16 رأس بزغاله نر نژاد مرخز (سن سه ماه و وزن 6/1 ± 2/13 کیلوگرم) در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با 2 تیمار و 8 تکرار، به مدت 119 روز مورد بررسی قرار گرفت. در طول دوره آزمایش میزان خوراک مصرفی هر بزغاله به صورت روزانه و افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک به صورت ماهیانه محاسبه و ثبت شدند. به منظور تعیین غلظت برخی فراسنجه­های خونی، در 3 دوره با بازه­های زمانی برابر از ورید وداج بزغاله­ها خونگیری به عمل آمد و در انتهای دوره پروار بزغاله­ها به منظور بررسی ویژگی­های لاشه کشتار شدند. خوراندن پروبیوتیک تأثیری بر فراسنجه­های عملکردی بزغاله­ها شامل وزن زنده نهایی، میانگین خوراک مصرفی و افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک نداشت. به استثنای غلظت کراتینین پلاسما که در تیمار حاوی پروبیوتیک مقدار کمتری را به خود اختصاص داد (05/0P<)، غلظت دیگر فراسنجه­های خونی تحت ­تأثیر خوراندن پروبیوتیک قرار نگرفت. فراسنجه­های ارزیابی شده در تفکیک لاشه شامل اوزان بدن، لاشه، دستگاه گوارش، کبد، قلب، بافت­های چربی، قطعات گردن، کمر، سینه و ران و نیز سطح مقطع عضله راسته فاقد اختلاف معنی­دار در بین تیمارهای آزمایشی بوده و تنها در رابطه با ضخامت چربی زیرپوستی و وزن کتف تفاوت معنی­داری در بین تیمارهای آزمایشی مشاهده شد (05/0P<). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از این پروبیوتیک در جیره بزغاله­های سالم و در حال رشد تأثیری بر عملکرد و غالب صفات لاشه ندارد.

تأثیر افزودن پروبیوتیک، پری‌بیوتیک و مخلوط آنها به جیره های با کاهش پروتئین بر عملکرد و هیستومورفومتری روده بلدرچین‌های ژاپنی

صفحه 775-788

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58180

محمدرضا اسدی، رسول شهروز، شاپور حسن زاده، سید داود شریفی، فرهاد سلطانعلی نژاد

چکیده تأثیر پروبیوتیک، پری­بیوتیک و مخلوط آنها در جیره­های با کمبود پروتئین بر عملکرد و هیستومورفومتری روده در یک آزمایش فاکتوریل 2 × 4 با دو سطح پروتئین (توصیه شده و 10 درصد کمتر) و چهار نوع افزودنی (بدون افزودنی، پروبیوتیک گالیپرو، پری‌بیوتیک تکنوموس و مخلوط آنها) در قالب طرح کاملاً تصادفی با 8 تیمار و 4 تکرار و 25 قطعه بلدرچین در هر تکرار بررسی شد. پرندگان از جیره‌های کم پروتئین به مقدار بیشتری مصرف نمودند و ضریب تبدیل بالاتری داشتند (05/0P <). ضریب تبدیل پرندگانی که در جیره خود افزودنی (پری­بیوتیک، پروبیوتیک و مخلوط آنها) دریافت کردند، کمتر بود (05/0P <). وزن نسبی روده کور در  پرندگانی که با جیره‌های با پروتئین کمتر تغذیه شدند، بیشتر بود (05/0P <). افزایش معنی­دار در عمق کریپت در دوازدهه و کاهش معنی­دار در طول پرز در ژژونوم و نسبت طول پرز: عمق کریپت در دوازدهه و ژژنوم با تغذیه جیره­هایی با کمبود پروتئین مشاهده شد (05/0P<). طول پرز در دوازدهه پرندگان با جیره فاقد افزودنی، کمتر از پرندگان تغذیه شده با جیره­های حاوی پری‌بیوتیک و مخلوط آنها بود (05/0P<). نسبت طول پرز: عمق کریپت در ژژنوم پرندگانی که با جیره حاوی پروتئین توصیه شده و مخلوط پروبیوتیک و پری­بیوتیک تغذیه شدند، بالاتر از سایر پرندگان بود (05/0P<). افزودن مخلوط پروبیوتیک و پری‌بیوتیک به جیره سبب افزایش طول پرزهای ایلئوم شد (05/0P<). براساس نتایج حاصل، استفاده از پروبیوتیک، پری‌بیوتیک و مخلوط آنها در جیره‌هایی با کمبود پروتئین، با بهبود فراسنجه­های هیستومورفومتریک روده بلدرچین ژاپنی، موجب بهبود ضریب تبدیل در آنها می‌شود.

اثرات استفاده از دانه و بلغور جو به همراه مکمل آنزیمی در جیره مرغ‌های تخم گذار تجاری بر عملکرد تولیدی و قابلیت هضم مواد مغذی

صفحه 789-799

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58876

راضیه بدیعی فر، فرید شریعتمداری، محمد امیر کریمی ترشیزی

چکیده هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تأثیر مصرف دانه جو به صورت کامل به همراه مکمل پلی‌آنزیمی گالی­زیم بر عملکرد و قابلیت هضم مواد مغذی در مرغ‌های تخمگذار بود. در این تحقیق، از 105 قطعه مرغ تخم­گذار سویه­های ­لاین  w-36در سن 40 هفته در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار، 7 تکرار و 3 قطعه پرنده در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره­ شاهد، جیره­ حاوی دانه جو بدون آنزیم، جیره حاوی دانه جو و مکمل آنزیمی گالی­زیم، جیره­ حاوی بلغور جو خرد شده بدون آنزیم، جیره حاوی بلغور جو و مکمل آنزیمی گالی­زیم بودند. اثر تیمارهای آزمایشی بر درصد تولید و وزن تخم‌مرغ معنی‌دار نبود، ولی مرغ‌هایی که با جیره‌های حاوی دانه جو (با یا بدون مکمل­ آنزیمی) تغذیه شدند، مصرف خوراک روزانه بیشتری در مقایسه با پرندگان شاهد داشتند (05/0P<). اثر تیمارهای آزمایشی بر خصوصیات کیفی تخم­مرغ معنی‌دار نبود. افزودن مکمل آنزیمی گالی­زیم به جیره‌های حاوی جو، تأثیری بر انرژی قابل سوخت­و ساز ظاهری جیره، قابلیت هضم ماده آلی و ماده خشک نداشت. استفاده از آنزیم در جیره‌های حاوی بلغور جو قابلیت هضم پروتئین را افزایش داد. براساس نتایج این آزمایش، می‌توان با 50 درصد دانه ذرت در جیره‌هایی بر پایه ذرت و سویا را با دانه جو همراه با مکمل آنزیمی بدون کاهش عملکرد و قابلیت هضم مواد مغذی جایگزین کرد.

اثر جایگزینی منبع پروتئینی کنجاله سویا با کنجاله شاهدانه در جیره بعد از تولک بری مرغ‌های تخم‌گذار

صفحه 801-810

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59221

حسن بازدیدی، نظر افضلی، سیدجواد حسینی واشان، سید احسان غیاثی، محمد ملکانه

چکیده به منظور بررسی جایگزینی منبع پروتئینی کنجاله سویا با کنجاله شاهدانه بر عملکرد، صفات کیفی تخم مرغ و فراسنجه‌های خونی مرغ‌های تخم‌گذار در دوره پس از تولک، از 200 قطعه مرغ لگهورن از هیبرید های‌لاین 36- w در سن 102 هفته استفاده گردید. این آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار آزمایشی و پنج تکرار و تعداد هشت قطعه مرغ درهرتکرارانجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح 100 درصدی منبع پروتئینی از کنجاله سویا؛ 25 درصد منبع پروتئین کنجاله شاهدانه + 75 درصد منبع پروتئین کنجاله سویا؛ 50 درصد منبع پروتئین کنجاله شاهدانه+50 درصد منبع پروتئین کنجاله سویا؛ 75 درصد منبع پروتئین کنجاله شاهدانه‌+ 25 درصد منبع پروتئین کنجاله سویا و 100 درصد منبع پروتئین کنجاله شاهدانه بود. طول دوره آزمایش 12 هفته شامل سه دوره چهار هفته‌ای بود. یافته‌ها نشان دادند درصد تولیدتخم و خوراک مصرفی ووزن توده تخم مرغ در تیمارهایی که 100 درصد کنجاله شاهدانه مصرف کردند بالاتر و این اختلاف نسبت به تیمارهای حاوی 100درصد سویا معنی‌دار بود (05/0>P). با افزایش سطح جایگزینی کنجاله شاهدانه ارتفاع سفیده، شاخص رنگ زرده، درصد وزن زرده ودرصد پوسته، بطور معنی‌داری نسبت به گروه حاوی100 درصد کنجاله سویا افزایش پیدا کرد. استفاده از کنجاله شاهدانه غلظت کلسترول و تری‌گلیسرید و LDL خون را کاهش داد. بنابراین با توجه به بهبود عملکرد و کیفیت تخم و کاهش هزینه تولید تخم مرغ و کاهش کلسترول در مرغ‌های تخم‌گذار تجاری بعد از تولک جایگزینی کنجاله سویا با شاهدانه در سطوح 75 و 100 درصد پیشنهاد می گردد.

اثر استفاده از غلاف بادام ‌زمینی در جیره بر قابلیت هضم مواد مغذی و عملکرد جوجه های گوشتی

صفحه 811-820

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58579

الهام سرباز، بهمن نویدشاد، فرزاد میرزائی آقجه قشلاق

چکیده تأثیر استفاده از غلاف بادام‌زمینی به عنوان یک منبع فیبر نامحلول در جیره بر عملکرد رشد، ریخت‌شناسی روده و قابلیت هضم مواد مغذی با استفاده از 320 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار (سطوح صفر (شاهد)، 5/2، 5 و 5/7 درصد غلاف بادام‌زمینی در جیره) 5 تکرار و 16 پرنده در هر تکرار از سن 11 تا 42 روزگی بررسی شد. در دوره رشد (11 تا 24 روزگی)، استفاده از غلاف بادام‌زمینی در جیره، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی را کاهش داد، ولی پرندگانی که با جیره حاوی 5/7 درصد غلاف بادام‌زمینی تغذیه شدند، افزایش وزن روزانه بیشتری داشتند (05/0> P). غلاف بادام‌زمینی، ضرایب قابلیت هضم ماده خشک و عصاره اتری را بهبود بخشید و جیره­های حاوی سطوح 5/2 یا 5 درصد غلاف بادام‌زمینی قابلیت هضم ماده آلی بالاتری در مقایسه با جیره شاهد داشتند (05/0> P). طول پرزهای روده کوچک جوجه­های تغذیه شده با جیره­های حاوی 5 یا 5/7 درصد غلاف بادام‌زمینی در مقایسه با پرنده­های شاهد بیشتر بود (05/0> P). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از غلاف بادام‌زمینی تا سطح 5/7 درصد از جیره اثری منفی بر عملکرد رشد جوجه­های گوشتی ندارد. 

اثرات سطوح مختلف عصاره آبی شوید بر برخی فراسنجه‌های خونی و آسیتی و عملکرد رشد جوجه‌های گوشتی

صفحه 821-830

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58789

مختار فتحی، محمد حیدری

چکیده پژوهشی به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف عصاره آبی شوید با 600 قطعه جوجه یکروزه شامل چهار تیمار شاهد (بدون افزودنی) و سطوح 5 ، 10 و 20 میلی‌لیتر عصاره آبی شوید در لیتر آب آشامیدنی با پنج تکرار برای هر تکرار به مدت 42 روز انجام شد. در انتهای آزمایش (روز 42 آزمایش)، دو پرنده از هر قفس به طور تصادفی انتخاب و کشتار شدند قلب برداشته و وزن بطن‌های راست و چپ جداگانه محاسبه و شاخص آسیتی اندازه‌گیری شد. فراسنجه‌های فعالیت پلاسمایی آنزیمهای لاکتات‌دهیدروژناز، آسپارتات‌آمینوترانسفراز، آلانین‌آمینوترانسفراز و فراسنجه‌های وضعیت آنتی‌کسیدان شامل، سطح مالون‌دی-آلدئید، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل پلاسما، آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی گلوتاتیون‌پراکسیداز و سوپراکسیددیسموتاز اندازه‌گیری شدند. فراسنجه‌های افزایش وزن بدن، خوراک مصرفی و ضریب تبدیل خوراک نیز اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که مصرف سطح پنج میلی‌لیتر عصاره آبی شوید در مقایسه با سایر گروه‌ها، سبب افزایش معنی‌دار وزن و کاهش ضریب تبدیل خوراک، شاخص آسیتی و تلفات مرتبط با آسیت شد. هر سه سطح عصاره آبی شوید سبب کاهش گلوکز خون شدند. مصرف سطوح 10 و 20 میلی‌لیتر عصاره آبی شوید، سبب کاهش معنی‌دار تری‌گلیسیرید و افزایش لیپوپروتئین با دانسیته بالادر پلاسما شد. فعالیت آنزیم لاکتات‌دهیدروژناز نیز به طور معنی‌داری تحت تاثیر سطوح مختلف عصاره آبی شوید کاهش یافت. هیچ‌کدام از فراسنجه‌های آنتی‌اکسیدانی به طور معنی‌داری تحت تاثیر سطوح مختلف عصاره آبی شوید قرار نگرفتند. نتایج این تخقیق نشان داد سطح پنج میلی‌لیتر عصاره آبی شوید را به طور موفقیت آمیزی در جهت بهبود عملکرد وکاهش تلفات ناشی از آسیت در جوجه‌های گوشتی استفاده نمود.

تأثیر عصاره زغال اخته در رقیق کننده منی بر کیفیت منی قوچ بعد از فرآیند انجماد - یخ گشایی

صفحه 831-840

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59229

حسین دقیق کیا، فاطمه زارع قلعه جیق، ابوذر نجفی، حسین واثقی دودران

چکیده تأثیر سطوح مختلف عصاره اتانولی گیاه زغال اخته در بهبود کیفیت منی قوچ طی فرآیند انجماد - یخ­گشایی بررسی شد. در این مطالعه از 5 قوچ، 2 بار در هفته به کمک واژن مصنوعی اسپرم­گیری شد. به‌منظور از بین بردن اثرات فردی، نمونه­های منی گرفته شده با هم مخلوط شدند. سطوح مختلف عصاره زغال اخته (صفر، 100، 150، 200 میکرولیتر در میلی­لیتر) به رقیق­کننده بر پایه تریس افزوده شد. نمونه­های منی پس از سردسازی و انجماد تا زمان ارزیابی در داخل ازت مایع نگهداری شدند. بعد از یخ­گشایی، پارامترهای تحرک توسط سیستم آنالیز اتوماتیک اسپرم (CASA)، زنده­مانی با استفاده از رنگ­آمیزی ائوزین - نیگروزین، یکپارچگی غشاء با استفاده از محلول هیپواسموتیک، سنجش اسپرم­های غیرنرمال توسط محلول هانکوک و پراکسیداسیون لیپیدها با اندازه­گیری غلظت مالون­دی­آلدهید ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که افزودن 150 میکرولیتر از عصاره زغال اخته سبب بهبود معنی­دار پارامترهای اسپرم نسبت به گروه شاهد بعد از فرایند انجماد – یخ‌گشایی شد (05/0>P). باتوجه به نتایج تحقیق حاضر، می­توان از عصاره زغال ­اخته به عنوان یک آنتی­اکسیدان طبیعی، با کارایی بالا، ارزان و در دسترس در رقیق­کننده­های اسپرم قوچ استفاده نمود.

بررسی اثرات حفاظتی آلفا توکوفرول، BSA و ویتامین C بر کیفیت اسپرم بز طی نگهداری در دمای پنج درجه سانتی گراد

صفحه 841-852

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59170

آرش خردمند

چکیده در این مطالعه، بررسی اثر غلظت‌های مختلف آنتی‌اکسیدان‌های آلفاتوکوفرول، آلبومین سرم گاوی (BSA) و ویتامین C بر شاخص‌های ارزیابی اسپرم بز متعاقب 48 ساعت نگهداری در دمای 5 درجه سانتی‌گراد بررسی شد. تیمارها شامل 7 گروه رقیق‌کننده حاوی آلفاتوکوفرول با دو غلظت 5 و 10 واحد، BSA با دو غلظت 4 و 8 میلی‌گرم در میلی‌لیتر، اسید آسکوربیک با غلظت‌های 3 و 6 میلی‌گرم در میلی‌لیتر و گروه شاهد بدون افزودن ماده آنتی‌اکسیدانی بودند. در زمان های صفر، 24 و 48 ساعت، تحرک کلی و پیشرونده و نیز سلامت غشای اسپرم‌ها ارزیابی شدند. تحرک اسپرم و سلامت غشاء هنگام استفاده از رقیق‌کننده BSA با غلظت 4 میلی‌گرم و ویتامین E با غلظت پنج واحد بیشتر از سایر رقیق‌کننده‌ها بود (05/0P<). اگرچه غلظت‌های بالاتر این 2 آنتی‌اکسیدان باعث افزایش کمتر شاخص‌های مورد ارزیابی شد، اما نسبت به گروه شاهد بهبود نسبی را نشان دادند (05/0P<). غلظت‌های مختلف اسید آسکوربیک بر هیچ‌یک از فراسنجه‌های ارزیابی اسپرم اثر نداشت. براساس نتایج تحقیق حاضر، افزودن BSA و ویتامین E به اسپرم بز در طی فرآیند نگهداری در دمای 5 درجه تحرک کلی و پیشرونده و نیز سلامت غشاء در طی 48 ساعت را بهبود می‌بخشد.

مطالعه تأثیر استفاده از اسانس رزماری در جیره، بر کیفیت منی خروس‌های مادر گوشتی

صفحه 853-865

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58621

بهروز شکرانی، مرتضی مهری، امیر فتاح، محسن شرفی، فاطمه شیرمحمد

چکیده جهت بررسی تأثیر استفاده از اسانس رزماری در جیره‌، بر فراسنجه­های کیفی اسپرم، آزمایشی با استفاده از 16 قطعه خروس راس 308 مادر گوشتی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تیمار و 4 تکرار، در سن 24هفتگی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره‌هایی با سطوح صفر، 50، 100 و 200 میلی­گرم اسانس رزماری در هر کیلوگرم خوراک بود. اسپرم­گیری در روزهای صفر، 14، 28، 42 و 56 آزمایش انجام گرفت. نتایج نشان داد صفات دامنه جابجایی سر اسپرم، سرعت اسپرم در مسیر مستقیم و میانگین سرعت در مسیر مستقیم در روزهای 42 و 56 نمونه­گیری و صفات درصد خطی بودن جنبایی اسپرم، فعالیت غشاء، درصد کل اسپرم متحرک و زنده‌مانی در روز 56 نمونه­گیری در تیمار سه (100 میلی­گرم اسانس رزماری) به‌طور معنی‌داری افزایش و تعداد اسپرم­های مرده کاهش یافت (05/0P<). در روزهای مختلف نمونه­گیری بین تیمارها تفاوت معنی­داری از نظر غلظت اسپرم، سطح مالون­دی­آلدهید، آپوپتوزیس، تغییرات مورفولوژیک، راستی مسیر طی شده، سرعت در مسیر منحنی و درصد اسپرم­های دارای حرکت پیش­رونده مشاهده نشد. براساس نتایج حاصل، استفاده از 100 میلی­گرم اسانس رزماری در جیره، در مقایسه با سایر تیمارها سبب بهبود برخی فراسنجه­های کیفی اسپرم شده است.

اثرات ژله رویال بر بیان ژن های کدکننده آنزیم های آنتی اکسیدان در بلوغ و تولید برون تنی رویان بز

صفحه 867-876

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58360

سمیرا محمدی، حمید دلدار، زربخت انصاری پیر سرایی، بهرام شهره

چکیده اثر غلظت های مختلف ژله رویال به عنوان یک آنتی اکسیدان، بر بلوغ برون تنی تخمک بز در یک طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار ( غلظت های صفر (شاهد)، پنج، 10 و 20 میلی گرم بر میلی لیتر ژله رویال) بررسی شد. تخمدان های بز از کشتارگاه جمع آوری و مجموعه اووسایت کومولوس بز از فولیکول های آنترال جدا شدند و در محیطMedium 199 به همراه غلظت های مختلف ژله رویال کشت داده شدند. اووسایت ها پس از ۲4 ساعت به بلوغ رسیدند. نتایج نشان داد که افزایش غلظت ژله رویال به طور معنی داری ( 05/0P< ) نرخ بلوغ برون تنی تخمک ها را از 54 درصد (تیمار شاهد) به 93 درصد (تیمار20 میلی گرم در میلی لیتر) افزایش داد. افزایش غلظت ژله رویال در محیط کشت بلوغ، موجب افزایش معنی دار ( 05/0P< ) نرخ کلیواژ از 64/2±5/62 درصد (تیمار شاهد) به 78/3±6/85 درصد (تیمار 20میلی گرم در میلی لیتر) و نرخ تولید بلاستوسیت از 26/2±4/15 درصد (تیمار شاهد) به 42/3±6/38 درصد (تیمار20 میلی گرم در میلی لیتر) شد. با افزایش غلظت ژله رویال در محیط، بیان نسبی ژن های سوپراکسید دیسموتاز و گلوتاتیون پراکسیداز و کاتالاز به طور معنی داری (05/0P< ) افزایش یافت. بر اساس نتایج حاصل، افزودن 20 میلی گرم بر میلی لیتر ژله رویال در محیط بلوغ تخمک، موجب بهبود وضعیت اکسیداتیو، بلوغ هسته ای تخمک و رشد و نمو بلاستوسیست بز شد.

مقایسه مدل‏های غیرخطی با تابعیت اسپلاین و شبکه عصبی مصنوعی برای توصیف منحنی رشد جوجه‏های گوشتی تغذیه شده با پوسته برنج

صفحه 877-888

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59169

عباس مسعودی، آرش آذرفر، حشمت ا... خسروی نیا

چکیده در این آزمایش فراسنجه‌های رشد جوجه‏های گوشتی تغذیه شده با پوسته برنج برآورد شد و وزن نهایی این جوجه‏ها با استفاده از مدل‏های غیرخطی، تابعیت اسپلاین و شبکه عصبی مصنوعی پیش‏بینی شد. تیمارها شامل تیمار شاهد و تیمارهای حاوی 5/2، پنج و 5/7 درصد پوسته برنج بود. نتایج نشان داد که وزن نهایی پیش بینی شده توسط تمامی مدلهای مورد استفاده در پژوهش حاضر در جوجه‌های تیمار شاهد بالاتر از جوجه‌های سایر تیمارها بود (05/0>P)، ولی تفاوتی در وزن نهایی پیش بینی شده در میان جوجه‌های تغذیه شده با جیره‌های حاوی سطوح مختلف پوسته برنج مشاهده نشد. زمان نقطه عطف منحنی رشد در جوجه‌های گروه شاهد پایین‌تر از جوجه‌های سایر تیمارها بود (05/0>P)، ولی افزایش سطح پوسته برنج در جیره تاثیر معنی داری بر این فراسنجه نداشت. بیشترین و کمترین وزن محاسبه شده در نقطه عطف منحنی رشد به ترتیب مربوط به جوجه‌های تغدیه شده با جیره شاهد و جیره حاوی پنج درصد پوسته برنج بود (05/0P>). تغذیه جوجه‌ها با جیره‌های حاوی پوسته برنج شاخص b مدل تابعیت اسپلاین را در مقایسه با گروه شاهد کاهش داد (05/0>P)، در حالی که شاخص c صرفا در جوجه‌های تغذیه شده با جیره حاوی 5/7 درضد پوسته برنج پایین‌تر از گروه شاهد بود (05/0>P). بر اساس نتایج حاصل، تابعیت اسپلاین برای بیش‏بینی وزن جوجه‏های گوشتی مصرف کننده پوسته برنج در سن 42 روزگی کارایی بیشتری از مدل‏های غیرخطی و شبکه عصبی مصنوعی دارد.