دوره و شماره: دوره 18، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 377-538 

بررسی ارتباط چند‌‌شکلی تک نوکلئوتیدی ژن STAT1 با صفات تولید شیر در گاوهای براون سوئیس

صفحه 377-386

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59389

هنگامه وفایی، مجتبی حسین پور مشهدی

چکیده چند­شکلی تک­نوکلئوتیدی ژن STAT1 با روش PCR-RFLP و ارتباط آن با صفات تولید شیر در گاو­های شیری نژاد براون­سوئیس بررسی شد. تعداد ۹۸ رأس گاو شیری نژاد براون­سوئیس به طور تصادفی از گاوداری­های صنعتی مشهد انتخاب و خون­گیری ازورید دمی انجام شد. استخراج DNA با استفاده از کیت آماده انجام شد. یک قطعه دارای ۳۱۴ جفت باز در ناحیه 3'UTR ژن STAT1 با روش PCR تکثیر و سپس قطعه مورد نظر توسط آنزیم برشی Pag1 هضم شد. فراوانی­های ژنوتیپی و ژنی با نرم­افزار POPGENE (نسخه 31/1) برآورد شد. برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم­افزار آماری SAS استفاده شد. میانگین صفات با روش دانکن مقایسه شد. فراوانی ژنوتیپ­های TT، TC و  CCبه ترتیب 23/0 ، 25/0 و 5۲/0 بود. فراوانی آلل­های T و C به ترتیب 35۵/0 و 6۴۵/0 برآورد شد. هتروزیگوسیتی مورد انتظار معادل ۰/۴۵۸ برآورد شد. آزمون مربع کای نشان داد که جمعیت مورد مطالعه در تعادل هاردی­وینبرگ نمی­باشد (05/0P<). تفاوت میانگین الگو­های ژنوتیپی در جایگاه ژن STAT1 برای صفات شیر (شامل تولید شیر، درصد و مقدار چربی شیر و مقدار پروتئین شیر) معنی­دار نبود، ولی برای صفت درصد پروتئین شیر معنی­دار بود (05/0P<). میانگین تولید شیر و مقادیر چربی و پروتئین برای ژنوتیپ CC نسبت به دو ژنوتیپ دیگر بیشتر بود. با توجه به نتایج حاصل، آلل T به عنوان آلل با فراوانی کم شناخته می­شود و وجود آلل C در ژنوتیپ گاو اثر مثبت بر صفات تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین دارد.

رتبه‌بندی واحدهای مرغداری گوشتی بر اساس ساختمان، تأسیسات و تجهیزات با استفاده از مدل تصمیم‌گیری چند شاخصه در استان زنجان

صفحه 387-397

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56783

محمد حسین نعمتی، سید عبداله حسینی، علی منصوری، سید سعید موسوی

چکیده این تحقیق به منظور رتبه‌بندی واحدهای پرورش جوجه‌ گوشتی استان زنجان براساس ساختمان، تأسیسات و تجهیزات و اثر آن بر عوامل تولید طراحی شد. برای تعیین سهم هر یک از عوامل در رتبه واحد، از روش تصمیم‌گیری چند شاخصه  مدل SAW استفاده گردید. اطلاعات مربوط به ساختمان، تاسیسات و تجهیزات 108 واحد مرغداری در قالب فرم‌های طراحی شده استخراج و میزان سرمایه‌گذاری انجام شده بازای هر قطعه برای تک‌تک عوامل محاسبه شد. برای محاسبه اوزان تعدیل شده از نظرات 20 نفر کارشناس خبره و شاغل در بخش در قالب فرم‌های طراحی شده استفاده شد. نتایج نشان داد، سیستم تهویه (هواکش‌ها و ورودی هوا)، عایق‌سازی سقف و دیوار در سالن‌های مرغداری حدود 55 درصد ضریب تکنولوژیکی را به خود اختصاص داد. واحدهای پرورشی دارای رتبه یک و دو از ضریب تکنولوژیکی بالاتری برخوردار بودند؛ با بهبود ضریب مکانیزاسیون تراکم جوجه در واحد سطح افزایش ‌یافت؛ این واحدها بیشتر از تهویه تونلی و هواکش‌هایی با قطر بزرگ استفاده می‌کردند؛ برای عایق سقف از پشم شیشه، یونولیت و کارتن پلاست استفاده کرده و ضخامت دیوارها 35 سانتی‌متر می‌باشد؛ بیشتر از هیترهای خارج سالن بهره می‌گرفتند؛ سیستم آبخوری و دانخوری تاثیری بر راندمان تولید نداشت. وزن کشتار و درصد ماندگاری تحت تاثیر درجه مکانیزاسیون قرار نگرفت لیکن در رتبه‌های یک و دو مقدار خوراک مصرفی و ضریب تبدیل غذایی کاهش و شاخص کارایی تولید افزایش معنی‌دار نشان داد (01/0>p). به‌طور‌ کلی در واحدهای مرغداری سیستم تهویه، عایق‌سازی سقف و دیوار بیشترین تأثیر را در بهبود راندمان انرژی و افزایش کارایی سیستم داشتند.

بررسی ساخت و اثرات کاربرد یک ترکیب نیتروژنه آهسته رهش غیرپروتئینی برای استفاده در تغذیه نشخوارکنندگان

صفحه 399-411

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57589

علیرضا طالبیان مسعودی، محمد مهدی معینی، منوچهر سوری، هرمز منصوری، معصومه عبدلی

چکیده امکان ساخت و اثرات استفاده از یک ترکیب آهسته رهش نیتروژن‌دار غیرپروتئینی در تغذیه دام­های نشخوارکننده در یک آزمایش دو مرحله‌ای بررسی شد. در مرحله اول، ساخت ترکیب آهسته رهش با استفاده از متصل نمودن زنجیره کربنی  شاخه­دار به ملکول اوره و کاهش درجه حل­پذیری آن انجام شد و نمونه‌های ساخته شده از نظر ساختمان شیمیایی، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی بررسی شد. در مرحله دوم، اثرات استفاده از ترکیب ساخته شده بر خصوصیات تخمیر شکمبه، قابلیت هضم خوراک، تولید پروتئین میکروبی و تعادل نیتروژن در مقایسه با اوره معمولی و جیره شاهد فاقد نیتروژن غیرپروتئینی در یک آزمایش درون تنی بررسی شد. برای این منظور از چهار راس گوسفند بالغ دارای فیستولای شکمبه­ای در قالب طرح آزمایشی مربع لاتین چرخشی استفاده شد. آزمایشات طیف‌سنجی­ مادون قرمز و رزونانس مغناطیسی پروتون و بررسی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ترکیب ساخته شده موید تشکیل ترکیب موردنظر بود. استفاده از ترکیب آهسته رهش در جیره باعث کاهش غلظت نیتروژن آمونیاکی و تغییرات pH، مقدار و نسبت اسیدهای چرب فرار تولید شده در شکمبه شد. مصرف خوراک و قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، دیواره سلولی و دیواره سلولی بدون همی‌سلولز و همچنین تولید پروتئین میکروبی تحت تاثیر ترکیب آهسته رهش قرار نگرفت، ولی مصرف نیتروژن، قابلیت هضم ظاهری و دفع آن از طریق ادرار کاهش یافت (01/0P<). براساس نتایج این آزمایش، ترکیب مورد نظر قابلیت جایگزینی با اوره را دارد و استفاده از آن در جیره نشخوارکنندگان شرایط ایمن‌تری را از لحاظ به کارگیری نیتروژن اوره‌ای فراهم می کند.

اثر پروتئین قابل متابولیسم در جیره پیرامون زایش بر عملکرد، فراسنجه‌های خونی و پاسخ ایمنی میش‌های افشاری

صفحه 413-430

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58246

سید سعید موسوی، حمید امانلو، علی نیکخواه، حمید رضا میرزایی الموتی، علی مصطفی تهرانی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی اثر سطوح متفاوت پروتئین قابل‌متابولیسم در جیره پیرامون زایش بر عملکرد و فراسنجه‌های خونی میش‌های افشاری و بره‌ها بود. 32 رأس میش یک بار زایشطی شش هفته آخر آبستنی و شش هفته اول شیردهی با جیره‌های غذایی قبل و بعد از زایش محتوی پروتئین قابل‌متابولیسم پایین و بالا به ترتیب معادل و 20 درصد بالاتر از نیاز میش دو قلوزای توصیه شده توسط انجمن تحقیقات ملی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاٌ تصادفی تغذیه شدند. ماده خشک مصرفی، وزن بدن، امتیاز وضعیت بدنی میش و تغییرات آنها، وزن بره در یک و سه هفتگی و افزایش وزن روزانه بره‌ها تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. مقدار و ترکیبات آغوز تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، اما افزایش تولید شیر در تیمار حاوی پروتئین قابل متابولیسم پایین در قبل و بعد از زایش (007/0P=) نسبت به سایر تیمارها مشاهده شد. غلظت اوره (0001/0 P=) و کلسترول پلاسما (02/0 P=) به طور معنی‌دار در تیمار پروتئین قابل متابولیسم بالا نسبت به تیمار پروتئین قابل متابولیسم پایین در اواخر آبستنی بیشتر بود. کاهش مقاومت به انسولین (03/0 P=) و افزایش حساسیت به انسولین (01/0 P=) در تیمار حاوی پروتئین قابل متابولیسم پایین در قبل و بعد از زایش مشاهده شد. تفاوت معنی‌دار بین تیمارها از نظر تعداد گلبول‌های سفید، قرمز و دیگر سلول‌های خونی مشاهده نشد. براساس نتایج این آزمایش، درصد پروتئین قابل متابولیسم تعیین شده توسطانجمن تحقیقات ملی، برای میش‌های افشاری در اواخر دوره آبستنی و اوایل شیردهی توصیه می‌شود.

بررسی تأثیر فرآوری با آهک بر ارزش تغذیه‌ای برگ خرما با روش‌های تولید گاز و میکروسکوپ الکترونی روبشی

صفحه 431-445

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55134

عباس رجایی راد، محسن ساری، محمد جواد ضمیری، مرتضی چاجی، سمیه سالاری

چکیده برگ خرما در یک آزمایش فاکتوریل (3 × 3) با دما‏های 40، 80 و 100 درجه ‏سانتی‏گراد و زمان‏های 80، 160 و 240 دقیقه در قالب طرح کاملاً تصادفی در رآکتور فرآوری‌کننده با استفاده از آهک فرآوری شد. فراسنجه‌های تخمیر با استفاده از روش تولید گاز بررسی شد. فرآوری سبب کاهش میزان لیگنین از 0/13 درصد در برگ خام به 6 درصد در تیمار 100 درجه سانتی‏گراد برای 240 دقیقه گردید (01/0P<). افزایش دما و زمان فرآوری، سبب کاهش درصد خاکستر شد (01/0P<). میزان درصد کلسیم برگ از 58/0 قبل از فرآوری به 94/0 درصد در برگ فرآوری شده در دمای 40 درجه ‌‌سانتی‏گراد برای 80 دقیقه افزایش یافت (01/0P<). اثر متقابل دما و زمان بر دیواره سلولی، اتلاف ماده خشک، قابلیت تولید گاز از بخش قابل تخمیر و تولید گاز معنی‏دار بود (01/0P<). تولید گاز در پایان 72 ساعت انکوباسیون برگ خام 2/76 میلی‌لیتر به ازای گرم ماده خشک بود و با فرآوری در 100 درجه سانتی‏گراد به مدت 240 دقیقه به 8/189 میلی‏لیتر به ازای گرم ماده خشک افزایش یافت. با افزایش شدت فرآوری قابلیت هضم ماده آلی از 5/26 درصد در تیمار 40 درجه سانتی‏گراد برای 80 دقیقه به 4/36 درصد در تیمار 100 درجه سانتی‏گراد برای 240 دقیقه افزایش یافت (01/0P<). آزمایش با میکروسکوپ الکترونی نشان داد که حفرات در برگ فرآوری شده نسبت به برگ خام افزایش یافته است. نتایج نشان داد که با فرآوری مرطوب با آهک همراه با حرارت، میزان لیگنین کاهش یافته و قابلیت هضم آزمایشگاهی برگ خرما افزایش می‌یابد.

اثر اسپرس و نسبت‌ علوفه به کنسانتره بر توازن نیتروژن، بیوهیدروژناسیون و ترکیب اسیدهای چرب شیر در میش‌های شیرده

صفحه 447-459

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55348

بهروز یاراحمدی، مرتضی چاجی، محمد بوجارپور، خلیل میرزاده، مرتضی رضایی

چکیده این آزمایش با هدف بررسی اثر علوفه اسپرس و نسبت‌های علوفه به کنسانتره بر مصرف خوراک، توازن­ نیتروژن، ترکیب اسیدهای چرب،بیوهیدروژناسیون شکمبه­ای و ترکیب اسیدهای چرب شیر با استفاده از هشترأس میش نژاد لری در قالب طرح مربع لاتین 4×4 تکرار شونده انجام شد. تیمارهای یک تا چهار به ترتیب با نسبت­های علوفه به کنسانتره 65:35(با و بدون اسپرس) و 35:65 (با و بدون اسپرس) تنظیم شد. مقدار ماده خشک مصرفی بین جیره‌های آزمایشی ­اختلاف معنی‌داری نداشت.ا بقای نیتروژن در میش­هایی­ که جیره بانسبت علوفه به کنسانتره 65:35(با اسپرس) و 35:65(با و بدون اسپرس) را دریافت کردند، بیشتر بود (05/0P<). جیره حاوی کنسانتره بالاشامل اسپرس (تیمار ­یک) بیشترین ­غلظت اسید  واسنیک­ همراه با غلظت ­کم تر­اسید استئاریک را در مایع شکمبه­ داشت(05/0P<). میزان بیوهیدروژناسیون ظاهری جیره حاوی کنسانتره بالا شامل اسپرس(تیمار­یک) نسبت به سایر تیمارها برای اسید اولئیک،لینولئیک ­و لینولنیک­ به ترتیب 2/10، 3/12 و 1/7 درصد کاهش داشت­(05/0P<).ا ثر تیمارهای­آزمایشی ­­برغلظت­اسیدهای­ چرب­و اسنیک، ­­لینولئیک­کانژوگه، لینولئیک­ و لینولنیک­ چربی شیر معنی‌دار و جیره حاوی کنسانتره بالا شامل اسپرس (تیمار ­یک) درمقایسه با سایر تیمارها بیشتر بود ­(05/0P<). بر اساس نتایج حاصل، تغذیه میش­های شیرده با جیره­های حاوی کنسانتره بالا و علوفه­اسپرس موجب افزایش غلظت اسید واسنیک و اسید لینولئیک کانژوگه در چربی شیر شد.

تأثیر روش‌های مختلف از شیرگیری بر عملکرد رشد، سلامتی‌، فراسنجه‌های تخمیری شکمبه‌، خون و بازده اقتصادی گوساله‌های هلشتاین

صفحه 461-475

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55972

محمد حیدریان، جواد بیات کوهسار، یوسف مصطفی لو، بلال صادقی، فرید مسلمی پور

چکیده به منظور مقایسه تاثیر روش‌های مختلف از شیرگیری بر مصرف خوراک، افزایش وزن، شاخص‌های رشد اسکلتی، فراسنجه‌های خونی و بازده اقتصادی، از 24 رأس گوساله ماده هلشتاین در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. گوساله‌ها پس از تولد به طور تصادفی به یکی از سه روش از شیرگیری: 1) بر اساس مقدار ماده خشک مصرفی، 2) بر اساس وزن و 3) بر اساس سن اختصاص داده شدند. اندازه‌گیری ماده خشک مصرفی و ثبت نمره مدفوع به صورت روزانه و وزن‌‌کشی گوساله به صورت هفتگی و نمونه-گیری خون در سنین 21، 42، 60 و90 روز‌گی، سه ساعت پس از تغذیه صبح، انجام شد. نتایج نشان داد که بین روش‌های از شیرگیری از نظر میانگین سن از شیرگیری و مصرف شیر اختلاف معنی‌داری وجود داشت (05/0P). از نظر هزینه شیر مصرفی و هزینه کل (شیر+ خوراک) و هزینه خوراک به ازاء هر کیلوگرم افزایش وزن روزانه بین گروه‌ها اختلاف معنی‌داری وجود داشت (05/0>P)، به طوری که از شیرگیری بر اساس مصرف خوراک در مقایسه با از شیرگیری بر اساس وزن و سن سبب صرفه‌جویی به ترتیب30000 و 60000 ریالی در هزینه خوراک به ازاء افزایش هر کیلوگرم وزن شد. به طور کلی، رشد و عملکرد مشابه به همراه کاهش در هزینه‌های پرورش گوساله‌ها نشان می‌دهد که از شیر‌گیری بر اساس مصرف ماده خشک می‌تواند سودمند باشد.

تأثیر گیاه و اسانس پونه بر فراسنجه‌های تخمیر، تولید گاز متان و جمعیت پروتوزوآیی شکمبه بز به روش آزمایشگاهی

صفحه 477-490

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55973

علی خضریان، محمد ابراهیم نوریان سرور، محمد مهدی معینی

چکیده هدف از این مطالعه،ارزیابی تاثیر سطوح مختلف گیاه و اسانس پونه بر فرایند تخمیر شکمبه و جمعیت پروتوزوآیی در بز بود. گیاه پونه به ترتیب در سطوح صفر، 25، 35، 55، 75 و 100 میلی‌گرم در 30 میلی‌لیتر و اسانس پونه در سطوح صفر، 1700 ،3000، 6700 ، 8300 ، 10000 میلی‌گرم در لیتر و موننسین (شاهد مثبت و50 میلی‌گرم محلول در اتانول) به مایع شکمبه اضافه شد. آزمون تولید گاز در قالب یک طرح کاملاً تصادفی و با پنج تکرار در هر تیمار انجام شد. گاز تولیدی در سطوح 75 و 100 میلی‌گرم گیاه پونه کاهش یافت (001/0˂p). تجزیه‌پذیری ماده ‌آلی هنگام استفاده از دو سطح 75 و 100 میلی‌گرم گیاه پونه و موننسین در مقایسه با شاهد کاهش(001/0˂p) یافت. در مقایسه با تیمارهای شاهد و موننسین، همه‌ی سطوح گیاه پونه غلظت ازت آمونیاکی را کاهش(001/0 ˂p) داد، اما ضریب تفکیک‌‌پذیری تنها در سطح 100 میلی‌گرم پونه و تیمار موننسین افزایش(001/0˂p) یافت. بازده تولید پروتئین میکروبی نیز در سطح100 میلی‌گرم پونه افزایش (001/0˂p) داشت. همزمان با کاهش مقادیر اسیدهای چرب فرار، انرژی قابل سوخت‌ وساز و انرژی خالص شیردهی در دو سطح 75 و 100 میلی‌گرم پونه نسبت به شاهد کاهش(001/0 ˂p) یافت. جمعیت کل پروتوزوآی و زیر خانواده‌ی انتودینینه در تمام سطوح گیاه پونه کاهش (001/0˂p) یافت. اسانس پونه، گاز متان، ازت آمونیاکی و جمعیت پروتوزوآیی را کاهش و بازده تولید پروتئین میکروبی را بهبود بخشید (001/0 ˂p ). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از گیاه و اسانس پونه، گاز متان، نیتروژن آمونیاکی و جمعیت پروتوزوآیی را کاهش و ضریب تفکیک پذیری و بازده تولید میکروبی را بهبود می بخشد.

تأثیر استفاده از روغن هسته انار در جیره بر قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجه‌های تخمیر شکمبه و عملکرد بره‌های پرواری

صفحه 491-500

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58431

علیرضا کرمپور، فرخ کفیل زاده

چکیده اثر استفاده از روغن هسته انار در جیره بر عملکرد رشد، قابلیت هضم جیره و فراسنجه‌های تخمیر شکمبه ‌با استفاده از 21 رأس بره‌ نر پرواری نژاد سنجابی سه‌ماهه با میانگین وزن اولیه 6/2±5/27 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و هفت تکرار مطالعه شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره فاقد روغن هسته انار (شاهد) و جیره‌های حاوی دو و چهار درصد روغن هسته انار بودند. مصرف خوراک و افزایش وزن روزانه،  قابلیت هضم جیره و فراسنجه‌های تخمیر شکمبه بررسی شدند. خوراک مصرفی در گوسفندان تغذیه‌شده با جیره‌های حاوی روغن هسته انار بیشتر از گروه شاهد بود (05/0P<). تفاوت معنی­داری در میانگین افزایش وزن روزانه گروه­ها مشاهده نشد. قابلیت هضم ماده خشک و ماده آلی در گوسفندان تغذیه‌شده با جیره حاوی چهار درصد روغن هسته انار بیشتر از دیگر گروه‌ها بود (05/0P<). تفاوت معنی‌داری در غلظت اسیدهای چرب فرار به‌جز اسید والریکمشاهده نشد، اما غلظت اسید والریک در گروه‌هایدریافت کننده روغن به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (05/0P<). استفاده از سطح چهار درصد روغن هسته انار نسبت مولی اسید پروپیونیک را افزایش و نسبت استات به پروپیونات را کاهش داد (05/0P<). غلظت نیتروژن آمونیاکی نیز تحت تأثیر افزودن روغن به جیره قرار نگرفت. بر اساس نتایج این آزمایش، روغن هسته انار پتانسیل بهبود قابلیت هضم و راندمان تخمیر شکمبه‌ای جیره‌ را در بره‌های پرواری دارد.

تأثیر اسانس رازک بر عملکرد تولیدی، پایداری اکسیداتیو گوشت و جمعیت میکروبی ایلئوم در جوجه‌های گوشتی

صفحه 501-512

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57869

میثم تمیزی جونقانی، شکوفه غضنفری، علیرضا آقاشاهی، سید داوود شریفی، سید عبدالله حسینی

چکیده به منظور تعیین تأثیر سطوح مختلف اسانس رازک به عنوان جایگزین آنتی­بیوتیک و آنتی­اکسیدان بر عملکرد تولیدی، پایداری لیپیدها در گوشت و جمعیت میکروبی ایلئوم در جوجه­های گوشتی، آزمایشی با استفاده از 625 قطعه جوجه یک روزه سویه آرین در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار (200 و 400 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس رازک، 100 میلی­گرم در کیلوگرم آنتی­بیوتیک آویلامایسین و 150 میلی­گرم در کیلوگرم پروبیوتیک پروتکسینو شاهد) و پنج تکرار و هر تکرار 25 قطعه جوجه از سن 1 تا 42روزگی انجام شد. در کل دوره، پرندگانی که از جیره حاوی400 میلی‏گرم در کیلوگرم اسانس رازک و یا آنتی‏بیوتیک مصرف کردند، در مقایسه با پرندگان دریافت‌کننده 200 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس رازک، مصرف خوراک بیشتری داشتند (05/0P<). بهترین شاخص تولید مربوط به مرغ­های تغذیه شده با 200 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس رازک و پروبیوتیک در مقایسه با مرغ­های تغذیه شده با 400 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس رازک بودند (05/0P<). افزودن اسانس رازک به جیره در سطوح 200 و 400 میلی­گرم در کیلوگرم باعث کاهش معنی­دار غلظت مالون­دی­آلدئید در گوشت ران در مقایسه با تیمارهای شاهد، آنتی­بیوتیک و پروبیوتیک شد (01/0P<). مرغ­های تغذیه شده با جیره حاوی اسانس رازک (400 میلی­گرم در کیلوگرم) جمعیت لاکتوباسیل بیشتری در مقایسه با سایر تیمارها داشتند (05/0P<). بنابراین، افزودن اسانس رازک به ‌میزان 200 میلی‏گرم در کیلوگرم جیره موجب بهبود شاخص تولیدی و سطح 400 میلی­گرم در کیلوگرم جیره اسانس رازک باعث بهبود جمعیت میکروبی ایلئوم و کیفیت گوشت جوجه­های گوشتی می‏شود.

تعیین انرژی قابل متابولیسم ظاهری و حقیقی و ارزش غذایی پوسته و تفاله دانه انار با استفاده از خروس‌های بالغ

صفحه 513-534

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57641

سیدجواد حسینی واشان، طاهره غزنوی

چکیده در پژوهش حاضر، انرژی قابل متابولیسم پوسته انار و تفاله دانه انار جمع‌آوری شده از سه کارخانه با استفاده از خروس‌های بالغ در دو آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی حاوی 4 تیمار با 4 تکرار (یک قطعه در هر تکرار) تعیین گردید. در این آزمایش تعداد 3 نمونه پوسته و تفاله دانه انار از سه کارخانه به روش خوراک دادن اختیاری مورد تغذیه خروس‌ها قرار گرفت. در این آزمایش از تعداد 16 خروس بالغ لگهورن 35 هفته استفاده شد. نتایج نشان داد که ماده خشک پوسته انار (41/93 -18/91 درصد)، پروتئین خام (28/4- 04/4 درصد)، چربی خام (72/1-38/1 درصد)، و فیبرخام (21/19 -48/15درصد)، خاکستر 62/4 درصد بود. انرژی قابل متابولیسم ظاهری و ظاهری تصحیح شده برای ازت سته انار مورد استفاده برابر 21/2443-84/2219 و 13/2424- 09/2201 و انرژی قابل متابولیسم حقیقی و حقیقی تصحیح شده برای ازت برابر 69/2482- 13/2250و 56/2481- 56/2249 کیلوکالری بر کیلوگرم بدست آمد. تفاله دانه انار مورد استفاده نیز دارای 63/92 -07/91 درصد ماده خشک، 80/11 -21/10 درصد پروتئین، 83/10 -72/9 درصد چربی خام و 94/35-51/31 درصد فیبرخام است. انرژی قابل متابولیسم ظاهری و ظاهری تصحیح شده برای ازت تفاله دانه انار مورد استفاده برابر 2581- 71/2357 و 2/2579 -83/2355 و انرژی قابل متابولیسم حقیقی و حقیقی تصحیح شده برای ازت برابر 93/2642 -62/2452 و 52/2641 -11/2451 کیلوکالری بر کیلوگرم بود. انرژی قابل متابولیسم ظاهری تصحیح شده برای ازت براساس بهترین برازش فرمول‌های پیشنهادی تفاله دانه انار در دامنه 8/2540-19/2419 و پوسته انار در دامنه 02/2166-67/2533 قرار داشت. بهترین معادله برازش ارزش انرژی‌زایی این مواد خوراکی، معادله پیشنهادی ناسکیمنتو AMEn = 2707.71 + 5.863EE− 1.606aNDFom می‌باشد. بنابراین به لحاظ انرژی می‌توانند در جیره طیور مورد استفاده قرار گیرند هر چند باید در هنگام افزودن به جیره طیور به ترکیبات ضدمغذی آن‌ها بویژه تانن‌ها توجه نمود.

تأثیر پودر سیر، ویتامین E و آنتی‌اکسیدان بر عملکرد رشد، تجزیه لاشه و پایداری اکسیداتیو گوشت جوجه‌های گوشتی

صفحه 525-538

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58226

حسین ایراندوست، حمیدرضا وراثی اردکانی، هوشنگ لطف الهیان، محمدرضا وراثی اردکانی، حمیدرضا مصلحی

چکیده دو آزمایش به منظور تعیین انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری پودر سیر و همچنین بررسی تأثیر آن، ویتامین E و آنتی­اکسیدان تجاری لوکسیدان در جیره بر عملکرد، ترکیب لاشه و پایداری اکسیداتیو گوشت جوجه گوشتی انجام شد. در آزمایش اول، AME پودر سیر با استفاده از خروس­های بالغ لگهورن در جیره­های حاوی سطوح پنج، 10، 15 و 20 درصد پودر سیر برآورد شد. میزان انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری برای سطوح پنج، 10، 15 و 20 درصد پودر سیر به‌ترتیب 2370، 2300، 2090 و 2065 کیلوکالری بر کیلوگرم بود. در آزمایش دوم، تعداد 384 قطعه جوجه گوشتی در یک آزمایش فاکتوریل 2×2×2 با دو سطح پودر سیر (صفر و دو درصد)، دو سطح ویتامین E (صفر و 200 میلی­گرم در کیلوگرم) و دو سطح آنتی­اکسیدان (صفر و 200 میلی­گرم در کیلوگرم) در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار، چهار تکرار و 12 قطعه پرنده در هر تکرار استفاده شد. استفاده از پودر سیر، ویتامین E و آنتی­اکسیدان به طور مجزا بر عملکرد رشد جوجه­های گوشتی، نسبت لاشه میان خالی، سینه، ران و چربی شکم معنی‌دار نبود، ولی استفاده توأم از پودر سیر و آنتی‌اکسیدان سبب بهبود افزایش وزن روزانه گردید (05/0P<). تغذیه جیره‌های حاوی ویتامین E و آنتی­اکسیدان، پایداری اکسیداتیو گوشت را افزایش داد (05/0P<). براساس نتایج حاصل، استفاده از پودر سیر، ویتامین E و آنتی­اکسیدان به طور مجزا تأثیری بر عملکرد رشد جوجه گوشتی ندارد، ولی حضور ویتامین E و آنتی­اکسیدان در جیره می­تواند پایداری اکسیداتیو گوشت مرغ را افزایش دهد.

اثر منابع لیپید و سطوح مختلف روی بر عملکرد، فعالیت باکتریایی تخم‌مرغ و فراسنجه های تولیدمثلی مرغ های تخمگذار

صفحه 539-552

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55666

داریان شفیعی پور، سمیه سالاری، محسن ساری، سامان آبدانان مهدی زاده، مهدی زارعی

چکیده اثرات منابع متفاوت لیپید وسطوح مختلف روی بر عملکرد، فعالیت باکتریایی تخممرغ وریختشناسی تخمدان مرغهای تخمگذار با استفاده از 288 قطعه مرغ تخمگذار در سن 60 هفتگی در یک آزمایش فاکتوریل 4×3 در قالب طرح کاملا تصادفی با 12 تیمار، چهار تکرار و شش قطعه مرغ در هر تکرار و به مدت 10 هفته بررسی شد. جیره های آزمایشی دارای چهار درصد چربی از سه منبع متفاوت لیپید (روغن سویا، روغن ماهی و پیه) و چهار سطح روی ( 40، 100،200 و300 میلیگرم در کیلوگرم جیره) بودند. با افزایش سطح روی در جیره های حاوی منابع مختلف لیپید، مصرف خوراک کاهش یافت (05/0>P). با افزودن مکمل روی به جیرههای حاوی منابع مختلف لیپید، واحد هاو افزایش یافت (05/0>P). بیشترین واحد هاو در سطح 100 میلیگرم در کیلوگرم روی با روغن سویا و روغن ماهی مشاهده شد. افزایش سطح روی در جیره سبب افزایش مقاومت پوسته، ضخامت پوسته و درصد پوسته شد (05/0>P). در جیره حاوی پیه، با افزایش سطح روی تعداد فولیکول سفید بزرگ به طور خطی افزایش یافت (05/0>P). با افزودن مکمل روی به جیرههای حاوی منابع مختلف لیپید، بار میکروبی زرده به طور معنیداری کاهش یافت (05/0>P). بر اساس نتایج این مطالعه، افزودن روی از منبع آلی به جیره های حاوی منابع مختلف لیپید، بجز کاهش بار میکروبی زرده نتوانسته شاخص‌های دیگر مورد ارزیابی را تحت تاثیر قرار دهد.

بررسی تأثیر الگوهای مختلف تغذیه پروتئین بر عملکرد رشد و اجزای لاشه جوجه‌های گوشتی سویه تجاری کاب

صفحه 553-562

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57475

بهروز دستار، محسن رجب زاده نسوان، محمود شمس شرق، مختار مهاجر

چکیده  اثر الگو­های مختلف تغذیه پروتئین، برعملکرد رشد، اجزای لاشه و محتوای نیتروژن بستر جوجه­هـای گوشـتی سـویه­ی تجـاری کاب 500 با استفاده از 800 جوجه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، پنج تکرار و 40 پرنده در هر تکرار بررسی شد. تیمار­های آزمایشی شامل چهار الگوی تغذیه پروتئین (بر اساس راهنمای پرورش سویه کاب، احتیاجات توصیه شده توسط NRC، 90 درصد مقدار پروتئین توصیه شـده NRC و الگوی تغذیه مرحلـه­ای) بود. اثر تیمار­های مختلف بر افزایش وزن، مصرف خوراک، انرژی مصرفی، نسبت راندمان پروتئین و اجزای لاشه معنی­دار نبود. پرندگانی که بر اساس الگوی توصیه شده راهنمای کاب تغذیه شدند ضریب تبدیل غذایی بهتری داشتند (05/0P<). نسبت راندمان انرژی در جوجه­‌های گوشتی تغذیه شده با الگوی پروتئینی راهنمای سویه کاب از سایر تیمار­ها بیشتر بود (05/0P<). مقدار نیتروژن بستر با تغذیه جوجه­های گوشتی براساس راهنمای سویه کاب، 90 درصد مقدار پروتئین توصیه شـده NRC  و خوراک­دهی مرحله­ای نسبت به الگوی پروتئینی توصیه شده NRC  کمتر بود (05/0P<). بر اساس نتایج این آزمایش، استفاده از الگوی تغذیه پروتئین بر اساس راهنمای سویه کاب برای تغذیه جوجه­های گوشتی سویه کاب مناسب­تر از سایر الگو­های مورد مطالعه می­باشد.

اثر سطح مصرف و اندازه ذرات پوسته جو بر عملکرد رشد و قابلیت هضم مواد مغذی و هزینه تولید جوجه گوشتی

صفحه 563-573

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58141

مهدى افرا، بهمن نویدشاد، فرزاد میرزایی آقجه قشلاق، نعمت هدایت ایوریق

چکیده در این آزمایش از 200 قطعه جوجه گوشتی از سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفى با پنج تیمار و چهار تکرار استفاده شد. انرژی متابولیسمی حقیقی پوسته جو با استفاده از خروسهای بالغ سسکتومی شده اندازه گیری شد. میزان ماده خشک، انرژی متابولیسمی حقیقی، خاکستر، عصاره اتری، پروتئین خام، فیبر خام، NDF، ADF، کلسیم و کل فسفر در پوسته جو به ترتیب برابر با 92 درصد، 978 کیلوکالری در کیلوگرم، 53/3 درصد، 26/4 درصد، 26/12 درصد، 6/12 درصد، 1/52 درصد، 5/23 درصد، 9/0 درصد و 6/0 درصد بود. جیره‌های آزمایشی عبارت بودند از: 1- جیره شاهد (فاقد پوسته جو)، 2- جیره‌ حاوی 75/0 درصد پوسته جو با اندازه ذرات کمتر از یک میلی‌متر، 3- جیره‌ حاوی 75/0 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلی متر، 4- جیره حاوی 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات کمتر از یک میلی متر، 5- جیره حاوی 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلی متر. پرنده-هایی که با جیره حاوی پوسته جو تغذیه شدند افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی بهتری داشتند و به ویژه جیره‌ حاوی سطح 5/1 درصد پوسته جو با اندازه بین یک تا دو میلیمتر در این زمینه موثرتر بود (05/0 >P). چنین بهبودی در وزن سنگدان نیز مشاهده شد (05/0 >P). پوسته جو باعث بهبود قابلیت هضم ماده خشک، پروتئین خام و خاکستر گردید (05/0 >P). تغذیه جوجه‌های گوشتی با جیره‌های حاوی پوسته جو، هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن را کاهش داد. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، استفاده از 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلیمتر در جیره ضمن بهبود عملکرد، هزینه خوراک در جوجه‌های گوشتی را کاهش می‌دهد.

مقایسه کارآیی پنج روش همزمان کردن فحلی در گاوهای هلشتاین در شرایط تنش گرمایی

صفحه 575-582

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56127

عیسی دیرنده

چکیده هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارآیی پنج روش همزمان کردن فحلی با در نظر گرفتن هزینه‌های اقتصادی در شرایط تنش گرمایی در گاو هلشتاین است. این پژوهش در تابستان سال 1394 و در شاخص دما و رطوبت 81-73 انجام شد. تعداد 500 رأس گاو هلشتاین (با تولید شیر بیشتر از 25 کیلوگرم در روز و نوبت زایش 4-2) انتخاب و به‌طور تصادفی در پنج گروه آزمایشی تقسیم بندی شدند. روش-های همزمان کردن فحلی شامل 1- آوسینک، 2- پری سینک/ آوسینک، 3- دابل آوسینک، 4- G7G آوسینک و 5- PG7G آوسینک بود. نتایج نشان داد پیش همزمانی قبل از شروع آوسینک در مقایسه با آوسینک تنها درصد آبستنی در روز 32 و 60 پس از تلقیح را افزایش داد. با در نظر گرفتن درصد گیرایی در روز 32 و 60 پس از تلقیح و از دست رفتن آبستنی روش‌های همزمانی G7G و PG7G بهتر از سایر روش‌ها بود. هزینه اسپرم مصرفی به ازای هر آبستنی در روز 32 و 60 پس از تلقیح در روش آوسینک بیشینه و در روش‌های همزمانی G7G و PG7G کمینه بود. مجموع هزینه اسپرم و برنامه همزمانی به ازای هر آبستنی در روز 60 پس از تلقیح در روش G7G آوسینک در مقایسه با روش‌های دیگر کمترین و برابر 1890000 ریال بود. به‌طور کلی در بین پنج روش‌ آزمایشی بررسی شده با توجه به هزینه اجرای روش، اسپرم مصرفی و تعداد گاو آبستن شده، روش G7G از نظر کارایی (تولیدمثلی و اقتصادی) بهترین روش می‌باشد.

اثر سطح باروری و رقیق‌کننده اسپرم بر خصوصیات تولید مثلی خروس‎های بومی و آرین ایران

صفحه 583-591

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56712

افروز کمالی سنگانی، علی اکبر مسعودی، رسول واعظ ترشیزی، مرتضی شریفی نیا، علیرضا عیوضی، مجید فرهی، بهزاد رجبی مرند

چکیده کاهش باروری خروس‎ یکی از اولین عوامل محدودکننده دستیابی به بیشترین میزان جوجه‌درآوری است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی سطح باروری خروس‎های بومی ارومیه و لاین آرین با استفاده از رقیق کننده منی (بلتسویل و شیر) بود. برای اجرای این تحقیق، تحرک منی 133 قطعه خروس با استفاده از نرم‏افزار CASA بررسی شد و خرو‌س‌ها بر اساس میانگین حرکت اسپرم آنها نسبت به میانگین جمعیت، به گروه‌های با باروری زیاد و کم دسته بندی شدند. اسپرم خروس‎های هر سویه، هر هفته به شش مرغ تلقیح و نطفه‌داری و جوجه‌درآوری تخم‎ها بررسی شدند. تفاوت معنی‎داری در حجم منی هر سویه وجود داشت (05/0>P). تفاوت معنی‎داری در غلظت اسپرم خروس‎های دو سویه و سطوح مختلف باروری مشاهده نشد. خروس‎های بومی با سطح باروری زیاد بیشترین درصد اسپرم‎های زنده را داشتند (05/0>P). نطفه‎داری و جوجه‎درآوری خروس‎های آرین در مقایسه با بومی بالاتر بود (05/0>P). همچنین نطفه‎داری و جوجه‎درآوری با استفاده از رقیق کنندة بلتسویل بالاتر از شیر بود (05/0>P). با توجه به نتایج حاصل، اگرچه انتخاب در لاین آرین بسیاری از صفات تولیدی را افزایش داده ولی تأثیر منفی بر باروری نداشته است. از طرفی تلقیح مرغ‎ها با استفاده از اسپرم‎های رقیق شده با بلتسویل بازدة مناسب‌تری در درصد باروری پرندگان نشان می‎دهد که می‎تواند در مزارع پرورش طیور بکار رود.

اثر سطوح مختلف فشار اسمزی و گلیسرول در رقیق‌کننده بر پایه لسیتین سویا بر کیفیت اسپرم گاو پس از انجماد

صفحه 593-601

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57367

مجتبی موسوی، ارمین توحیدی، مهدی ژندی، عبدالله محمدی سنگ چشمه، قاسم عموعابدینی

چکیده اثر فشار اسمزی (250، 300 و 350 میلی­اسمول) و گلیسرول (پنج و هفت درصد) در رقیق­کننده بر پایه لسیتین سویا بر کیفیت اسپرم گاو، پس از فرایند انجماد-یخ­گشایی، در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تکرار با استفاده از شش راس گاو نر هولشتاین بررسی شد. در مجموع، از کلیه گاوها، 36 بار اسپرم­گیری (از هر گاو شش بار) شد. نمونه­های منی بعد از ارزیابی اولیه، با هم مخلوط شده و به هر کدام از شش تیمار اختصاص یافتند. بعد از فرآیند انجماد و یخ­گشایی، فراسنجه­های جنبایی اسپرم با کمک سیستم CASA، زنده­مانی، درصد اسپرم با غشای فعال و ریخت­شناسی اسپرم، ارزیابی شد. نتایج نشان داد که جنبایی پیش­رونده (89/48 درصد)، جنبایی کل (50/69 درصد)، سرعت در مسیر منحنی (µm/s 80/168)، جنبایی عرضی سر (µm/s 69/3) و مستقیم بودن مسیر طی شده (89/61 درصد) در تیمار با هفت درصد گلیسرول و فشار اسمزی 300 میلی­اسمول، از سایر تیمارها بیشتر بود (05/0P<). در تیمارهای با هفت یا پنج درصد گلیسرول و فشار اسمزی 350 میلی­اسمول، درصد اسپرم با غشای فعال (به ترتیب 14/23 و 63/25 درصد) و درصد زنده­مانی اسپرم (به ترتیب 70/58 و 60/64 درصد) نسبت به سایر تیمارها، کمتر بود (05/0P<). ولی درصد اسپرم طبیعی در این دو تیمار (به ترتیب 34/92 و 57/92 درصد) نسبت به سایر تیمارها، بیشتر بود. نتایج این آزمایش نشان داد که رقیق­کننده حاوی هفت درصد گلیسرول با فشار اسمزی 300 و یا 250 میلی­اسمول، در محافظت از اسپرم گاو هلشتاین طی فرایند انجماد-ذوب، کارآمدتر است.

تأثیر اسید ‌های چرب ژله رویال بر بیان ژن های درگیر در بتا اکسیداسیون در بلوغ برون تنی تخمک بز

صفحه 603-613

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58359

مرجان اسماعیلی، حمید دلدار، زربخت انصاری، عیسی دیرنده

چکیده تأثیر غلظت‌های مختلف اسیدهای چرب ژله رویال بر بلوغ برون‌تنی تخمک بز در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار در غلظت‌های بدون اسیدچرب ژله رویال، 125میکروگرم، 250میکروگرم، 500میکروگرم و 1000میکروگرم بر میلی‌لیتر، اسیدچرب ژله رویال و 50 میکرولیتر دی ام اس او، انجام شد. تخمدان‌های بز از کشتارگاه جمع‌آوری شده و به آزمایشگاه منتقل شدند و مجموعه تخمک کومولوس در محیط Medium 199 در غلظت‌های مختلف اسیدهای چرب ژله رویال کشت داده شدند. نتایج نشان داد که افزایش غلظت اسیدهای چرب ژله رویال تا 250 میکروگرم بر میلی‌لیتر، نرخ بلوغ برون‌تنی تخمک‌ها را افزایش داد. اما افزایش غلظت اسید های چرب در محیط بلوغ تا 1000میکروگرم بر میلی‌لیتر، کاهش معنی داری (05/0>P) را درنرخ بلوغ برون تنی نسبت به تیمار شاهد نشان داد. افزایش غلظت اسیدهای چرب ژله رویال تا 250 میکروگرم، به طور معنی داری (05/0>P) بیان نسبی ژن‌های αPPAR، کارنیتین پالمیتوییل ترانسفراز 1، کارنیتین پالمیتوییل ترانسفراز 2 و اسیل کوا دهیدروژناز را افزایش داد. از طرفی بیان نسبی ژن‌ها در غلظت 1000 میکروگرم به طور معنی داری کاهش یافت (05/0>P). می توان نتیجه گیری کرد که افزودن اسیدهای چرب ژله رویال به محیط بلوغ برون‌تنی تخمک وابسته به غلظت است و غلظت-های زیاد اسید های چرب تاثیر بدی بر نرخ بلوغ و بیان ژن های درگیر در سوخت و ساز چربی تخمک بز داشت.

بهبود ذخیره سازی اسپرم خروس با استفاده از اسانس الکلی رزماری

صفحه 615-624

https://doi.org/10.22059/jap.2016.54611

هانیه شفیق، ملک شاکری، سعید زین الدینی، حمید کهرام، مهدی ژندی، مرتضی مقبلی

چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر سطوح مختلف اسانس رزماری (صفر، 10، 5/12، 6/16، 25 و50 میلی‌گرم در لیتر) در رقیق‌کننده منی، بر کمیت و کیفیت اسپرم خروس، بعد از فرایند انجماد- یخ‌گشایی بود. از 10 قطعه خروس سویه تجاری راس در این مطالعه استفاده شد. نمونه‌های منی هفته‌ای دو بار جمع‌آوری و پس از افزودن مایع رقیق کننده بر پایه لستین به آنها در دمای پنج درجه سانتی‌گراد نگهداری شدند. رقیق کننده حاوی غلظت‌های 10 و 5/12 میلی‌گرم در لیتر اسانس رزماری، جنبایی کل و رقیق کننده حاوی غلظت‌های 10 ، 5/12 و 6/16 میلی‌گرم در لیتر اسانس رزماری، حرکت پیشرونده اسپرم‌ و نیز زنده‌مانی آنها قبل از انجماد را بهبود بخشید(05/0 p≤). کمترین و بیشترین تحرک اسپرم‌ها به ترتیب در رقیق کننده بدون رزماری و رقیق کننده حاوی 10 میلی‌گرم در لیتر از اسانس رزماری مشاهده شد(05/0 p≤). یکپارچگی غشاء سلولی اسپرم‌‌ها در رقیق کننده حاوی 10 میلی‌گرم در لیتر اسانس رزماری نسبت به سایر غلظت‌ها ( به جز غلظت‌ 5/12 میلی‌گرم در لیتر) افزایش یافت (05/0 p≤). آپوپتوز اسپرم ها در رقیق کننده حاوی 10، 5/12 و 6/16 میلی‌گرم در لیتر اسانس رزماری، کاهش یافت (05/0 p≤). بر اساس نتایج این تحقیق، اسانس رزماری در سطوح 10 و 5/12میلی‌گرم در لیتر در مایع رقیق‌کننده، کیفیت اسپرم خروس را پس از یخ‌گشایی بهبود می بخشد.

اثر سن و قسمت های مختلف بدن بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی چرم شترمرغ

صفحه 625-633

https://doi.org/10.22059/jap.2016.55559

مهناز صالحی، علی مقصودی

چکیده هدف از این مطالعه ارزیابی ویژگی‌های فیزیکوشیمیائی پوست در سه بخش ناحیه اصلی، گردن و پا در گروه‌های سنی مختلف بود. برای بررسی ویژگی‌های چرم شترمرغ برحسب سن و قسمت­های بدن، تعداد هجده قطعه پوست با توجه به سه گروه سنی شش‌ماهه، شش ماه تا یک‌سال و یک تا 5/1 سال برای تعیین مساحت چرم تهیه شد. مساحت چرم برای شترمرغ‌های شش‌ماهه، شش ماه تا یک‌ساله و یک تا 5/1 ساله به‌ترتیب 4/1±4/7، 4/1±5/13 و 1/1±2/18 فوت‌مربع بود. قسمت اصلی، گردن و پا بطور متوسط 5/81، 1/10 و 4/8 درصد اندازه پوست را شامل می‌شد. متوسط افزایش سطح پوست در حد 9/0 فوت‌مربع در هر ماه بود. میانگین و دامنه ضخامت چرم 1/0±5/1 (6/0 تا 0/3) میلی‌متر، نیروی بارپارگی 3/3±2/22 (9/4 تا 2/49) کیلوگرم‌نیرو، مقاومت در برابر گسیختگی 1/17±3/146 (5/70 تا 7/269) کیلوگرم‌نیرو/سانتی‌مترمربع، کشش‌پذیری 9/4±7/58 (5/21 تا 3/93) درصد و وزن مخصوص ظاهری 05/0±6/0 (4/0 تا 9/0) گرم/سانتی‌متر‌مربع بود. افزایش ضخامت پوست متناسب با افزایش سن حیوان بود. اثرات مشابهی در میزان مقاومت چرم مشاهده شد (01/0P<). مقاومت چرم قسمت­های اصلی، گردن و پا به­ترتیب 3/26±0/129، 2/33±4/123 و 7/41±7/131 کیلوگرم‌نیرو/سانتی‌مترمربع بود و در این مورد با یکدیگر تفاوت داشتند (05/0P<). درصد چربی، مواد محلول در آب، مواد آلی محلول در آب، خاکسترسولفاته نامحلول در آب، مواد معدنی، ازت، پروتئین و مقدار pH به‌ترتیب 4/1±1/16، 5/0±5/1، 2/0±8/0، 3/0±8/0، 1/0±5/0، 3/0±6/9، 9/1±8/59 و 1/0±6/3 درصد بود. مواد محلول، مواد آلی محلول، خاکسترسولفاته نامحلول در آب و مواد معدنی چرم ناحیه پا، بیش از سایر قسمت­ها بود (05/0P<). چربی موجود در چرم شترمرغ‌های شش‌ماهه و ناحیه اصلی بالاتر از سایر سنین و قسمت­های دیگر بود (05/0P<). همین‌طور میزان ازت و پروتئین چرم شترمرغ‌های بالاتر از یک‌سال بیش از شترمرغ‌های جوان‌تر (05/0P<) به‌دست آمد.

مطالعه خصوصیات الیاف در بزهای آمیخته بومی قم با بز کرکی جنوب خراسان

صفحه 635-646

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57182

سیما ساور سفلی، مهناز صالحی

چکیده در این تحقیق، خصوصیات کمی و کیفی الیاف نتاج حاصل از آمیزش بز نر کرکی جنوب خراسان با بزهای موئی ماده بومی قم بررسی شد. از 75 راس بز بومی و آمیخته در محدوده سنی یک تا سه سال برای بررسی صفات درصد کرک و مو، طول دسته الیاف مو و طول دسته الیاف کرک، طول تک تار مو، طول تک تار کرک و قطر کرک استفاده شد. با در نظر گرفتن اثر گروه ژنتیکی، جنس و سن بر صفات مورد بررسی، داده‌ها با نرم‌افزار SAS آنالیز شدند. میانگین وزن بیده بزهای مورد بررسی 4/19±2/300 گرم با حداقل 99 و حداکثر 713  گرم بود. طول تک تار مو در بیده بزهای نر (7/0±8/12 سانتی‌متر) بیش از بزهای ماده (5/0±2/10 سانتی‌متر) بود و در بزهای بومی، آمیخته نسل اول و دوم به ترتیب 6/0±0/12، 4/0±3/10 و 1/1±2/12 سانتی‌متر بود.وزن بیده در بزهای آمیخته بومی با کرکی جنوب خراسان در مقایسه با بزهای بومی قم، 21 گرم افزایش داشت که این تفاوت معنی‌دار نبود در حالی‌که درصد کرک در بزهای آمیخته‌ تقریبا دو برابر بزهای بومی قم بود (01/0p<). بر اساس نتایج تحقیق، دورگ‌گیری بین بزهای ماده موئی قم با بزهای نر کرکی جنوب خراسان موجب بهبود کمی و کیفی الیاف تولید شده می‌شود.