دوره و شماره: دوره 17، شماره 2، پاییز 1394، صفحه 161-413 (پاییز و زمستان) 

استفاده از شبیه‌سازی تصادفی برای تعیین برنامه به‌گزینی مناسب در گاو نژاد سیستانی

صفحه 161-170

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53604

فاطمه میر، محمد رکوعی، غلام رضا داشاب، هادی فرجی آروق

چکیده هدف از انجام تحقیق حاضر، کمک به طراحی برنامۀ به‏گزینی پایه برای گاوهای سیستانی با استفاده از شبیه‏سازی تصادفی بود. بدین‏منظور سه اندازۀ جمعیت (500، 1000، و 2000 رأس)، سه سطح تعداد گله (5، 10، و 20)، دو سطح شدت انتخاب (زیاد و کم)، و دو سطح روش آمیزش (تصادفی و حداقل هم‏تباری) با هم ترکیب و درمجموع 36 راهبرد در مدت 30 سال شبیه‏سازی مقایسه شد. نتایج نشان داد که اثر همۀ عوامل بر پیشرفت ژنتیکی سالانه برای شایستگی کل، پیشرفت ژنتیکی سالانۀ وزن تولد (به استثنای روش آمیزش و شدت انتخاب) و وزن یک‏سالگی، تغییر سالانۀ هم‏خونی (به استثنای تعداد گله)، فاصلۀ نسل (به استثنای روش آمیزش و شدت انتخاب)، و صحت انتخاب نرها و ماده‏ها معنی‏دار بود (01/0P<). پیشرفت ژنتیکی سالانه در حالت شدت انتخاب زیاد، اندازۀ جمعیت 2000، و تعداد گلۀ کم (5 گله) در مقایسه با شدت انتخاب کم، اندازۀ جمعیت 500، و تعداد گلۀ بیشتر (20 گله) به‌ترتیب 5/8، 2/93، و 38درصد بیشتر بود. در آمیزش با حداقل هم‏تباری باوجود کمتربودن پیشرفت ژنتیکی (11درصد)، افزایش سالانۀ هم‏خونی در مقایسه با آمیزش تصادفی کمتر بود. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که در برنامه‏های به‏گزینی گاو سیستانی باید تعداد گلۀ کم، اندازۀ جمعیت بزرگ، و شدت انتخاب زیاد باشد و برای کنترل هم‏خونی جمعیت، آمیزش با روش حداقل هم‏تباری انجام گیرد.

برآورد پارامترهای ژنتیکی مرغ‌های بومی استان فارس با روش آماری بیزی

صفحه 171-182

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53377

فاطمه جعفری، محمد تقی بیگی نصیری، جمال فیاضی، محمد علی لغوی

چکیده پارامترهای ژنتیکی مستقیم و مادری در مرغ‏های بومی استان فارس با روش آماری بیزی، صفات وزن بدن در یک‏روزگی، 8‏هفتگی، 12هفتگی، سن بلوغ جنسی، تعداد تخم‏مرغ تولیدی، و میانگین وزن تخم‏مرغ‏ها در 28، 30 و 32هفتگی برآورد شد. برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات گوناگون با هر شش مدل حیوانی و نرم‏افزار MTGSAM انجام شد. بهترین مدل با معیار اطلاعات آکائیک (AIC) محاسبه شد. وراثت‏پذیری مستقیم وزن بدن در یک‏روزگی، 8‏هفتگی، 12هفتگی، سن بلوغ جنسی، تعداد تخم‏مرغ تولیدی، و میانگین وزن تخم‏مرغ‏ها براساس بهترین مدل به‌ترتیب 36/0، 33/0، 30/0، 48/0، 26/0 و 25/0 بود. اثر ژنتیکی مادری برای صفات سن بلوغ جنسی، تعداد تخم‏مرغ تولیدی، و میانگین وزن تخم‏مرغ معنی‏دار (05/0>P) بود و نسبت واریانس محیط‌ـ‌دائمی مادری به واریانس فنوتیپی از 01/0 (تعداد و میانگین وزن تخم‏مرغ) تا 39/0 (وزن یک‏روزگی) متفاوت بود. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که روش بیزی با درنظرگرفتن تمام عوامل مؤثر مدل‏های پیچیده‏تر را به‌عنوان مدل مناسب انتخاب می‏کند.

ارزیابی ژنتیکی گاوهای زایش اول هلشتاین ایران بر اساس رکورد شیر روز آزمون تولیدی و تصحیح شده برای انرژی

صفحه 183-197

https://doi.org/10.22059/jap.2015.54000

مهشید محمدپناه، همایون فرهنگ فر، مسلم باشتنی

چکیده همبستگی بین ارزش اصلاحی شیر روزآزمون تولیدی و شیر روزآزمون تصحیح‌شده برای انرژی با استفاده از 774013 رکورد مربوط به 88456 رأس گاو هلشتاین زایش اول که در سال‏های 1376 تا 1388 در 165 گله (از شش استان) زایش داشتند، بررسی شد. تجزیه و تحلیل ژنتیکی صفات ازطریق مدل روزآزمون با تابعیت ثابت انجام شد. در این مدل متغیرهای گله، سال زایش، ماه تولید، سن در هنگام تولید، نوع ژنوتیپ گاو (زینه و اصیل)، نوع اسپرم (داخلی و خارجی)، تابع چندجمله‏ای، تأثیرات تصادفی ژنتیکی افزایشی، و محیطی دائمی گاوها منظور شد. میانگین ارزش اصلاحی دختران در هنگام ارزیابی ژنتیکی براساس دو صفت فوق با یکدیگر اختلاف معنی‏دار داشت (0001/0P<). همبستگی بین ارزش‏ اصلاحی شیر تولیدی و شیر تصحیح‌شده برای انرژی، هنگام انتخاب کل دختران ازنظر ارزش اصلاحی شیر تصحیح‌شده برای انرژی، بیشترین (92/0) و هنگام انتخاب فقط 10 دختر برتر ازنظر ارزش اصلاحی شیر تصحیح‌شده برای انرژی، کمترین (27/0) مقدار بود. بنابراین، در صورت استفاده از رکوردهای شیر روزآزمون تصحیح‌شده برای انرژی به‏جای رکوردهای شیر تولیدی، تغییر در رتبه‏بندی ماده‌گاوهای برتر ژنتیکی، بسیار زیاد است.

مطالعه کارایی‌ باکتریوفاژ در مهار زیستی کلونیزاسیون انتروکوکوس در بلدرچین

صفحه 199-209

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53373

جلیل نوری رایگانی، محمد امیر کریمی ترشیزی، شعبان رحیمی، امید مددگار

چکیده تحقیق حاضر با هدف جداسازی باکتریوفاژ برای مهار زیستی باکتری انتروکوکوس مقاوم به پادزیست و کاهندۀ رشد جداشده از مدفوع بلدرچین ژاپنی در سه آزمایش انجام شد. 60 نمونه از محتویات دستگاه گوارش بلدرچین‌های بالغ برای جداسازی انتروکوکوس‏های بالقوۀ کاهندۀ رشد، جدا و یک نمونۀ منتخب به‌همراه باکتری انتروکوکوس فکالیس سوش51299براساس زنده‌مانی و کاهندگی رشد در بلدرچین‌، انتخاب و در سطح گونه شناسایی شد. سپس باکتریوفاژ لیتیک با استفاده از نمونه‌های فضولات طیور و فاضلاب مرغداری به‌عنوان منابع باکتریوفاژ علیه باکتری منتخب، جداسازی شد. کارایی فاژدرمانی علیه باکتری منتخب در کاهش استقرار باکتری‌های انتروکوکوس در محتویات ایلئوم بلدرچین‌ها متعاقب دریافت دهانی انتروکوکوس بررسی شد. باکتری منتخب به‌عنوان انتروکوکوس فکالیس شناسایی شد. تجویز باکتریوفاژ لیتیک توانست شمار انتروکوکوس‌ها در محتویات ایلئوم را در مقایسه با گروه دریافت‏کنندۀ باکتری و بدون درمان با باکتریوفاژ کاهش دهد و به سطح قابل مقایسه با گروه شاهد منفی (گروه بدون دریافت باکتری انتروکوکوس) برساند (05/0>P). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که باکتریوفاژ جداشده می‌تواند به‌طور مؤثر کلونیزاسیون باکتری انتروکوکوس را به‌شکل زیستی مهار کند.

تأثیر منبع چربی و نوع افزودنی بر عملکرد، صفات تولیدی و ریخت شناسی روده جوجه های گوشتی

صفحه 211-221

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53374

داریوش خادمی شورمستی، فرید شریعتمداری، محمد امیر کریمی ترشیزی، هوشنگ لطف اللهیان

چکیده تأثیر منبع چربی و نوع افزودنی ‌بر عملکرد و شاخص‌های ریخت‏شناسی رودۀ جوجه‌های گوشتی آمیختۀ تجاری آرین در آزمایش فاکتوریال 3×2 با دو منبع چربی (کلزا و تخم‏کدو) و سه نوع افزودنی (بدون افزودنی، 1/0 گرم در کیلوگرم باکتوسل، و 15/0 گرم در کیلوگرم ویرجینامایسین) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار به‌مدت 42 روز بررسی شد. اثر منبع چربی، افزودنی‌ها و نیز تأثیرات متقابل منبع چربی×افزودنی بر عملکرد معنی‏دار نبود. پروبیوتیک موجب کاهش عمق کریپت و افزایش نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در ژوژنوم و ایلئوم شد (01/0P<). استفادۀ توأم روغن تخم‏کدو و پروبیوتیک موجب افزایش ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در ژوژنوم و ایلئوم شد (05/0P<). عمق کریپت، ضخامت، و مساحت پرز در دئودنوم جوجه‏های تغذیه‌شده با روغن تخم‏کدو بیشتر بود (05/0P<). بنابراین، می‌توان از پروبیوتیک باکتوسل در جیره‌های حاوی چربی‌های دستۀ لینولئیک‌ـ‌الئیک (روغن تخم‏کدو) و لینولنیک (روغن کلزا) بدون تأثیر منفی بر عملکرد و صفات تولیدی استفاده کرد.

تأثیر ویتامین های E و C و نوع روغن جیره بر عملکرد و فراسنجه های سرم جوجه های گوشتی

صفحه 223-233

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53900

مازیار محیطی اصلی، معین قناعت پرست رشتی

چکیده برای بررسی تأثیرات افزودن ویتامین E و C به جیره‏های حاوی منابع متفاوت روغن بر عملکرد و فراسنجه‏های سرم از 320 قطعه جوجۀ گوشتی (سویۀ راس 308)، در آزمایشی فاکتوریل 2×2×2 و در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار، چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. فاکتورهای آزمایشی شامل دو منبع متفاوت روغن (سویا و کانولا) و دو سطح ویتامین E (صفر و 200 میلی‏گرم در کیلوگرم) و دو سطح ویتامین C (صفر و 1000 میلی‏گرم در کیلوگرم) بودند. منابع روغن و ویتامین‏های E و C اثر معنی‏داری بر عملکرد جوجۀ گوشتی نداشتند. استفاده از ویتامین E یا C سبب افزایش کلسترول کل و HDL سرم شد (05/0>P). منبع روغن اثر معنی‏داری بر کلسترول کل و گلوکز سرم نداشت. جیره‏های حاوی روغن کانولا، سبب افزایش HDL و کاهش مالون‏دی‏آلدئید سرم در مقایسه با جیره‏های حاوی روغن سویا شد (01/0>P). جیرۀ حاوی روغن کانولا و ویتامین C، موجب کاهش تری‏گلیسیرید سرم در مقایسه با جیره‏های حاوی روغن سویا و ویتامین C شد (05/0>P). جیره‏های حاوی ویتامین E موجب کاهش مالون‏دی‏آلدئید و افزایش فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز سرم شد (05/0>P). براساس نتایج تحقیق حاضر، تغذیۀ جوجه‏های گوشتی با جیرۀ حاوی روغن کانولا، ویتامین C یا E، HDL سرم را افزایش می‏دهد و ویتامین E با تقویت سیستم آنتی‏اکسیدانی سبب کاهش اکسیداسیون لیپیدهای سرم شد.

تأثیر عصاره اتانولی بره موم، پودر رزماری و کرم خاکی بر عملکرد بلدرچین در حال رشد

صفحه 235-245

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53378

سید ناصر خالقی میران، محمد امیر کریمی ترشیزی، شعبان رحیمی، محمدرضا باسامی، سکینه بابایی

چکیده تأثیر عصارۀ اتانولی بره‏موم سبز ایرانی، پودر رزماری و کرم ‌خاکی بر عملکرد، سیستم ایمنی و فراسنجه‏های خونی بلدرچین ژاپنی، با استفاده از 160 قطعه جوجۀ بلدرچین مخلوط نر و ماده در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار (شامل 1/0 درصد عصارۀ اتانولی بره‏موم، 5/0 درصد پودر برگ رزماری، 5/0 درصد پودر کرم‌خاکی و تیمار شاهد) و چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار به‌مدت 42 روز بررسی شد. پودر کرم‌خاکی سبب بهبود عملکرد شد (05/0>P). اثر تیمارهای آزمایشی بر میزان تولید آنتی‏بادی علیه گلبول قرمز گوسفند معنی‏دار نبود. بالاترین عیار آنتی‏بادی علیه آنفلوانزا و نیوکاسل به‏ترتیب مربوط به رزماری و بره‏موم بود (05/0>P). رزماری پاسخ بهتری را در ایمنی سلولی نشان داد (05/0>P). افزودن بره‏موم و رزماری به جیره، سبب بهبود فراسنجه‏های خونی شد و پودر کرم‌خاکی فقط تری‏گلیسرید، کلسترول و لیپوپروتئین با چگالی کم سرم خون را در مقایسه با تیمار شاهد کاهش داد (05/0>P). نتایج نشان داد که بره‏موم و رزماری علاوه بر تقویت سیستم ایمنی سبب کاهش گلوکز و لیپیدهای سرم شدند. پودر کرم‌خاکی عملکرد را بهبود بخشید، ولی اثر کمتری بر بهبود سیستم ایمنی و فراسنجه‏های خونی داشت.

تأثیر تزریق گلوکونات کلسیم و گرسنگی پس از تفریخ بر پاسخ ایمنی، تلفات و عملکرد رشد جوجه های گوشتی تا 28 روزگی

صفحه 247-256

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53372

زینب پورآزادی، حشمت اله خسروی نیا، حسن نوروزیان

چکیده تأثیر طول زمان گرسنگی پس از تفریخ و تزریق گلوکونات کلسیم بر عملکرد تولیدی، پاسخ ایمنی و تلفات در مرغ گوشتی، با استفاده از 640 قطعه جوجۀ گوشتی سویۀ راس 308 در یک آزمایش فاکتوریل 2×5 با پنج زمان گرسنگی (صفر، 12، 24، 36 و 48 ساعت) و دو سطح گلوکونات کلسیم (صفر و 6/0 میلی‏لیتر) در قالب طرح بلوک‏های کامل تصادفی با چهار بلوک و 16 جوجه در هر واحد آزمایشی، تا 28روزگی بررسی شد. طولانی‏شدن گرسنگی پس از تفریخ تا 36 ساعت، باعث کاهش وزن پرنده، کاهش درصد منوسیت‏ها در خون و افزایش تلفات جوجه‏ها شد. تزریق گلوکونات کلسیم، تلفات جوجه‏ها را تا شش برابر افزایش داد (05/0>P). تزریق گلوکونات کلسیم عیار پادتن علیه ویروس نیوکاسل در 15روزگی را افزایش داد. اثر متقابل گرسنگی×گلوکونات کلسیم بر درصد تلفات جوجه‏ها معنی‏دار بود و جوجه‏های دریافت‏کنندۀ تزریق گلوکونات کلسیم تلفات بیشتری در تمام ساعات گرسنگی داشتند. بنابراین، بیش از 24 ساعت گرسنگی پس از تفریخ، تأثیر منفی بر عملکرد تولیدی و تلفات جوجه‏های گوشتی تا 28روزگی دارد. تزریق 6/0 میلی‏لیتر گلوکونات کلسیم به‏عنوان منبع کلسیم و گلوکز باعث افزایش تلفات جوجه‏ها طی گرسنگی پس از تفریخ و حفظ سطح پادتن‏های مادری در خون در 15روزگی و بهبود پاسخ ایمنی اولیه در جوجه‌ها شد.

تأثیر افزودن پودر گیاه خرفه (Portulaca oleracea L.) به جیره بر عملکرد، پاسخ ایمنی و برخی صفات خونی جوجه های گوشتی

صفحه 257-267

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53375

حسن صفری، اردشیر محیط، مازیار محیطی اصلی

چکیده تأثیر افزودن پودر گیاه خرفه به جیره، بر عملکرد، پاسخ ایمنی، و برخی صفات خونی با استفاده از 160 قطعه جوجۀ گوشتی یک‏روزه سویۀ راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار (جیره‏هایی حاوی سطوح صفر (شاهد)، 5/2، 5، و 5/7 درصد پودر گیاه خرفه در جیره)، چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار بررسی شد. در دورۀ 42-22روزگی و کل دورۀ پرورش، افزایش وزن و مصرف خوراک پرندگانی که در جیرۀ خود خرفه دریافت کردند، بالاتر از پرندگان شاهد بود (05/0P<). پرندگانی که با جیره‏های حاوی 5 و 5/7درصد پودر گیاه خرفه تغذیه شدند، ضریب تبدیل بهتری از پرندگان شاهد داشتند (05/0P<). کمترین مقدار کلسترول و تری‏گلیسرید خون به‌ترتیب در پرندگان تغذیه‌شده با جیرۀ حاوی 5 و 5/7‌درصد پودر گیاه خرفه مشاهده شد (05/0P<). پاسخ ایمنی سلولی به فیتوهموگلوتیناسیون (PHA-P) و تیتر نیوکاسل تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. عیار آنتی‏بادی کل علیه سلول‏های قرمز خون گوسفندی (SRBC)، IgG، و IgM در 35روزگی در پرندگان تغذیه‌شده با جیره‏های حاوی 5‌درصد پودر گیاه خرفه به‌طور معنی‏داری بیشتر از پرندگان تغذیه‌شده با جیرۀ شاهد بود (05/0P<). نتایج تحقیق حاضر نشان داد افزودن پودر گیاه خرفه به جیرۀ جوجه‏های گوشتی در سطح 5درصد علاوه بر بهبود صفات عملکردی به کاهش کلسترول و تری‏گلیسرید خون و بهبود پاسخ ایمنی هومورال می‏انجامد.

بررسی عملکرد و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی تغذیه شده با جیره‌های حاوی مکمل اسید بوتیریک و ال-کارنیتین

صفحه 269-279

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53376

زهرا نوره، علی خطیب جو، فرشید فتاح نیا، محمد اکبری قرائی

چکیده اثر ال‌ـ‌کارنیتین و اسیدبوتیریک بر عملکرد تولیدی و پاسخ ایمنی با استفاده از 192 قطعه جوجۀ گوشتی راس 308 در یک آزمایش فاکتوریل 2×3 با سه سطح ال‌ـ‌کارنیتین (صفر، 125 و 250 میلی‏گرم در کیلوگرم) و دو سطح اسیدبوتیریک (صفر و 2 گرم در کیلوگرم) بر پایۀ طرح بلوک‏های کامل تصادفی با شش تیمار، چهار بلوک و هشت جوجه در هر تکرار بررسی شد. جوجه‏های تغذیه‌شده با جیره‏های حاوی افزودنی (ال‌ـ‌کارنیتین و اسیدبوتیریک) ازنظر خوراک مصرفی، افزایش وزن و ضریب تبدیل تفاوت معنی‏داری با گروه شاهد نداشتند. درصد لنفوسیت در خون پرندگانی که با جیره‏های حاوی ال‌ـ‌کارنیتین، اسیدبوتیریک و یا هر دو ترکیب تغذیه شدند، بالاتر بود (05/0P<). تیتر IgG اولیه (31روزگی) در پاسخ به گلبول قرمز گوسفند در جوجه‏های تغذیه‌شده با جیرۀ حاوی 125 میلی‏گرم بر کیلوگرم ال‌ـ‌کارنیتین در مقایسه با جیرۀ تیمار شاهد بالاتر بود (05/0P<). شاخص تورم پردۀ پا پس از تزریق فیتوهماگلوتینین در جوجه‏های دریافت‏کنندۀ جیره‏های دارای 250 میلی‏گرم بر کیلوگرم ال‌ـ‌کارنیتین و 125 و 250 میلی‏گرم بر کیلوگرم ال‌ـ‌کارنیتین همراه با اسیدبوتیریک در مقایسه با جوجه‏های گروه شاهد پایین‏تر بود (05/0< P). نتایج تحقیق حاضر نشان داد افزودن 125 میلی‏گرم ال‌ـ‌کارنیتین و دو گرم اسیدبوتیریک در کیلوگرم جیره، بدون تأثیری بر عملکرد جوجه‏های گوشتی، باعث بهبود پاسخ ایمنی در آنها می‏شود.

اثر عصاره آبی بادرنجبویه (Melissa officinalis) بر پاسخ ایمنی و عملکرد جوجه های گوشتی

صفحه 281-290

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53379

فائزه عبدی نژاد، مهرداد محمدی

چکیده اثر افزودن عصارۀ آبی بادرنجبویه در آب آشامیدنی بر پاسخ ایمنی و عملکرد با استفاده از 200 قطعه جوجۀ گوشتی سویۀ راس 308، در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار، چهار تکرار و 10 پرنده در هر تکرار بررسی شد. مقادیر صفر (شاهد)، 5/0، 1، 5/1 و 2 میلی‏لیتر در لیتر، عصارۀ آبی بادرنجبویه به آب آشامیدنی اضافه شد و به‌مدت 42 روز در اختیار گروه های آزمایشی قرار گرفت. پاسخ ایمنی هومورال در جوجه‏ ها، با تزریق 1/0 میلی‏لیتر محلول 25درصد گلبول قرمز گوسفند (SRBC) در روزهای 8 و 22 دورۀ پرورش و اندازه ‏گیری آنتی ‏بادی بر علیه آن در روزهای 21، 28، 35 و 42 بررسی شد. در روز 16 پرورش ایمنی سلولی با تزریق فیتوهماگلوتینین به‏ داخل پوست بال، ارزیابی شد. میانگین مصرف خوراک روزانه و افزایش وزن روزانه تحت تأثیر سطوح گوناگون عصارۀ آبی بادرنجبویه قرار نگرفت. پرندگانی که مقادیر 5/1 و 2 میلی‏لیتر عصاره در در هر لیتر آب آشامیدنی دریافت کردند، ضریب تبدیل کمتری در دورۀ رشد و کل دوره داشتند (05/0P<). عیار آنتی‏ بادی تام علیه SRBC، در روزهای 28، 35 و 42 پرورش، در پرندگانی که در آب آشامیدنی خود عصارۀ بادرنجوبه دریافت کردند، بالاتر از پرندگان شاهد بود (05/0P<). در روز 28 پرورش، عیار IgG در پرندگانی که عصارۀ بادرنجبوبه دریافت کردند، بالاتر از پرندگان شاهد بود (05/0P<). در روزهای 28 و 35 پرورش، عیار IgM در پرندگانی که مقادیر 1، 5/1 و 2 میلی‏لیتر عصارۀ بادرنجبویه دریافت کردند، بیشتر بود (05/0P<). نتایج حاصل نشان داد که افزودن عصارۀ آبی بادرنجبویه به میزان 5/1 میلی‏لیتر در لیتر آب آشامیدنی جوجه ‏های گوشتی، ضمن کاهش ضریب تبدیل، موجب بهبود فعالیت سیستم ایمنی هومورال می‏شود.

اثر سطوح گوناگون پروبیوتیک کلوستات بر عملکرد و ایمنی جوجه‌های گوشتی تحت تنش گرمایی در دوره پایانی

صفحه 291-300

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53614

مهدیه سلطانی، مژگان مظهری، امید علی اسماعیلی پور

چکیده اثر سطوح پروبیوتیک بر عملکرد و پاسخ ایمنی جوجه‏های گوشتی تحت تنش گرمایی در آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با استفاده از 144 قطعه جوجۀ نر یک‏روزه سویۀ راس بررسی شد. جوجه‌ها تا 25روزگی با جیرۀ تجاری مطابق با راهنمای راس تغذیه و سپس به‌طور تصادفی به چهار تیمار شامل چهار سطح پروبیوتیک (صفر، 05/0، 1/0، و 2/0درصد جیره) با چهار تکرار حاوی نه پرنده اختصاص یافتند. از 25روزگی پرنده‌ها به‌مدت هشت ساعت در روز در معرض دمای 2±34 درجۀ سانتی‌گراد قرار‌ گرفتند. نتایج نشان داد که اثر سطوح متفاوت پروبیوتیک بر مصرف خوراک معنی‌دار نبود. پرندگانی که جیرۀ حاوی 05/0 و 1/0درصد پروبیوتیک دریافت کردند، افزایش وزن بیشتری در مقایسه با پرندگان شاهد داشتند (05/0>P). ضریب تبدیل در پرندگانی که با جیرۀ حاوی 1/0درصد پروبیوتیک تغذیه شدند، بهتر از پرندگان شاهد بود (05/0>P). با افزایش مصرف پروبیوتیک وزن نسبی لاشه و سینه افزایش یافت (05/0P<). اثر سطوح گوناگون پروبیوتیک بر وزن نسبی اندام‏های داخلی معنی‌دار نبود، اما پرندگانی که با جیرۀ حاوی 2/0درصد پروبیوتیک تغذیه شدند، کبد بزرگتری داشتند (05/0P<). با افزایش سطح پروبیوتیک در جیره کلسترول خون کاهش یافت (05/0P<). مصرف سطوح گوناگون پروبیوتیک، فراوانی هتروفیل‌ها، و همچنین نسبت هتروفیل به لنفوسیت را کاهش و میزان آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز را افزایش داد (05/0P<). بنابراین در شرایط تنش گرمایی افزودن پروبیوتیک کلوستات به میزان 1/0درصد جیره عملکرد رشد و پاسخ ایمنی پرنده را بهبود می‌دهد.

تأثیر چای ترش (Hibiscus sabdariffa) بر عملکرد جوجه‌های گوشتی تغذیه شده با جیره آلوده به آفلاتوکسین

صفحه 301-309

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53813

فرهاد محمدی، فرزاد باقرزاده کاسمانی، کمال شجاعیان، مهران مهری، محمد امیر کریمی ترشیزی

چکیده تأثیر افزودن چای ترش به جیره بر عملکرد و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی تحت آفلاتوکسکوزیس با استفاده از 192 قطعه جوجه گوشتی یک­روزه جنس نر سویه رأس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و 12 جوجه در هر تکرار بررسی شد. تیمارها شامل 1 - جیره شاهد منفی (بدون افزودنی)، 2 – جیره شاهد مثبت (5/2 میلی­گرم آفلاتوکسین B1در کیلوگرم)، 3 - جیره حاوی چای ترش (10 گرم چای ترش در کیلوگرم) و 4 - جیره آلوده به آفلاتوکسین و حاوی چای ترش (5/2 میلی­گرم آفلاتوکسین B1+ 10 ­گرم در کیلوگرم چای ترش در کیلوگرم) می­باشند. اثر تیمارها بر مصرف خوراک معنی­دار نبود. افزایش وزن جوجه‌ها در تیمار شاهد مثبت کمتر از جوجه­های مربوط به تیمارهای دیگر بود (001/0P<). این پرندگان ضریب تبدیل بالاتری داشتند (001/0P<). میزان پادتن تولید شده علیه­ ویروس نیوکاسل و گلبول قرمز گوسفندی در جوجه­های تغذیه شده با جیرة کنترل مثبت و جیرة حاوی چای ترش به ترتیب پایین­تر و بالاتر از پرندگان گروه شاهد منفی بود (001/0P<). کمترین افزایش ضخامت پوست پس از چالش با دی­نیتروکلروبنزن در جوجه‌های دریافت­کنندة جیرة شاهد مثبت مشاهده شد (001/0P<). وزن نسبی بورس فابریسیوس در جوجه­های دریافت­کنندة جیرة کنترل مثبت و حاوی چای ترش به­ترتیب کمتر و بیشتر از گروه­ شاهد منفی بود (001/0P<). براساس نتایج تحقیق حاضر، افزودن چای ترش به جیره­های آلوده به آفلاتوکسین B1 در جوجه­های گوشتی، اثر سم آفلاتوکسین را بر پاسخ ایمنی و عملکرد تولیدی کاهش می­دهد.

تأثیر عسل، ژله رویال و گرده زنبورعسل بر عملکرد، سامانه ایمنی و فراسنجه های خونی بلدرچین ژاپنی

صفحه 311-320

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53826

سکینه بابایی، شعبان رحیمی، محمد امیر کریمی ترشیزی، غلام حسین طهماسبی، سید ناصر خالقی میران

چکیده تأثیر عسل، ژله‏رویال و گردۀ زنبور عسل بر عملکرد، سامانۀ ایمنی و فاکتورهای خونی بلدرچین ژاپنی، با استفاده از 160 قطعه جوجۀ بلدرچین در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار [شاهد (بدون افزودنی)، یک ‏گرم گرده در کیلوگرم خوراک، 125 میلی‏گرم در لیتر ژله‏رویال در آب آشامیدنی و 22 گرم در لیتر عسل در آب آشامیدنی] با چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار به‌مدت 42 روز بررسی شد. مصرف خوراک و درصد تلفات در کل دوره تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. پرندگانی که در آب آشامیدنی عسل دریافت کردند، بهترین ضریب تبدیل غذایی و افزایش وزن روزانه را در مقایسه با سایر گروه‏ها داشتند. اثر تیمارها بر میزان تولید آنتی‏بادی علیه گلبول قرمز گوسفند معنی‏دار نبود. بالاترین عیار آنتی‏بادی علیه ویروس آنفلوانزا و نیوکاسل مربوط به تیمار عسل بود (05/0>P). افزودن گرده در جیره، ژله‌رویال و عسل در آب آشامیدنی وزن طحال را به‏طور معنی‏داری در مقایسه با گروه شاهد افزایش داد (01/0>P). گرده و عسل پاسخ بهتری را در مقایسه با ایمنی سلولی نشان دادند (01/0>P). استفاده از فرآورده‏های زنبورعسل، سبب بهبود فراسنجه‏های خونی شد (01/0>(P. نتایج نشان داد که عسل و ژله‌رویال علاوه بر بهبود عملکرد و تقویت سامانۀ ایمنی سبب کاهش گلوکز و لیپیدهای سرم شدند. گرده فراسنجه‏های خونی را بهبود بخشید ولی اثر کمتری بر بهبود سامانۀ ایمنی و عملکرد داشت.

تأثیر استفاده از پسماند گیاهان دارویی در جیره های با نسبت های گوناگون اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 بر عملکرد مرغ‌های تخم گذار

صفحه 321-333

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53865

سیده اسماء موسوی، سید امیر حسین مهدوی، احمد ریاسی، علی صادقی سفیدمزگی

چکیده تأثیر مخلوط پسماند گیاهان آویشن، رزماری، شوید و نعناع فلفلی در جیره‏های با نسبت‏های گوناگون اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 بر عملکرد، وزن نسبی اندام‏های داخلی، فلور میکروبی محتویات ایلئوم و تغییرات هسیتولوژیک رودۀ کوچک و کبد مرغ‏های تخم‏گذار در آزمایشی فاکتوریل 3×2 با سه سطح پسماند (صفر، 5/2 و 5 درصد) و دو نسبت اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 (12/15 و 65/1) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و پنج پرنده در هر تکرار بررسی شد. تغذیۀ مرغ‏ها با جیره‏های با نسبت پایین امگا-6 به امگا-3 وزن نسبی طحال، تعداد و قطر غدد لنفاوی غیرمنتشرۀ لامیناپروپریا (05/0P<)، و درصد تولید تخم‏مرغ در میان دورۀ دوم (05/0P=) را افزایش و وزن نسبی و درصد چربی کبدی را کاهش داد (05/0P<). تغذیۀ پرندگان با جیره‏های حاوی پسماندهای گیاهی، طول پرز، تعداد و قطر غدد لنفاوی، تعداد سلول‏های گابلت (05/0P<)، و ضریب تبدیل غذایی (08/0P=) را بهبود داد. غلظت مالون دی‏آلدئید در کبد و جمعیت اشرشیاکلی در ایلیوم پرندگانی که با جیرۀ حاوی 5درصد مخلوط پسماند تغذیه شدند، کاهش یافت (01/0P<). براساس نتایج تحقیق حاضر، استفاده از نسبت پایین اسیدهای چرب امگا-6 به امگا-3 یا 5درصد مخلوط پسماند گیاهان دارویی در جیره به‌ترتیب تولید تخم‏مرغ و شاخص‌های سلامت روده و کبد را در مرغ‏های تخم بهبود می‏بخشد.

تعیین ارزش غذایی و عملکرد علوفه سیب زمینی‌ ترشی

صفحه 335-345

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53443

نادر پاپی، فرخ کفیل زاده، حسن فضائلی

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی پتانسیل عملکرد و ارزش غذایی علوفۀ سیب‏زمینی ترشی در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه مرحلۀ رشد گیاه (تیمار) و با چهار تکرار در هر تیمار انجام شد. بخش‏های هوایی گیاه مورد نظر در سه مرحله از رشد (اول: ارتفاع علوفه 150ـ100، دوم: 200ـ150، و سوم: 250ـ200 سانتی‏متر، شروع گلدهی) برداشت و اطلاعات مربوط به میزان تولید در واحد سطح، ارتفاع گیاه، وزن تر و خشک و نسبت برگ به ساقه ثبت شد. سپس علوفۀ برداشت‌شده چاپر گردید و پس از نمونه‏گیری، ترکیب مواد مغذی و گوارش‏پذیری در نمونه‏های علوفۀ چاپرشده اندازه‏گیری شد. تفاوت در میزان علوفۀ تر و خشک تولیدشده در مرحلۀ اول برداشت (به‏ترتیب 20/45 و 95/15 تن در هکتار) و در مرحلۀ سوم برداشت (00/64 و 85/29 تن در هکتار) معنی‏دار بود (05/0P<). بیشترین مقدار پروتئین خام در مرحلۀ اول (42/13درصد) و کم‏ترین آن در مرحلۀ سوم برداشت (21/9درصد) مشاهده شد (05/0P<). با افزایش سن گیاه، میانگین کربوهیدرات‏های غیرفیبری افزایش یافت (05/0P<). بیشترین و کمترین مقدار خاکستر خام به‏ترتیب در اولین و سومین مرحلۀ برداشت مشاهده شد (05/0P<). گوارش‏پذیری مادۀ خشک و مادۀ آلی تحت تأثیر مرحلۀ برداشت قرار نگرفت. نتایج حاصل از آزمون گاز نشان داد، با رشد گیاه، میزان گاز تولیدی افزایش یافت، به‏طوری‏که بیش‏ترین مقدار آن در مرحلۀ سوم و کم‏ترین آن در مرحلۀ اول برداشت مشاهده شد (05/0P<). نتایج تحقیق حاضر نشان داد که گیاه سیب‏زمینی‏ترشی می‏تواند به‌عنوان منبع مناسب علوفه‏ای مورد توجه قرار گیرد.

تأثیرپذیری هضم الیاف، رفتار تغذیه‌ای و الگوی تغییرات اسیدهای چرب فرار شکمبه از دفعات تغذیه منابع گوناگون پروتئین

صفحه 347-358

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53812

مصطفی حاجی لو، حمید رضا میرزایی الموتی، مهدی گنج خانلو، حمید امانلو

چکیده در تحقیق حاضر، از چهار رأس گاو هلشتاین دارای فیستولۀ شکمبه در طرح مربع لاتین با چهار دورۀ‏ 21روزه (شامل دو هفته دورۀ عادت‏پذیری به جیره‌ها و یک هفته جمع‏آوری داده‌ها) استفاده شد. تیمارها شامل 1. تغذیه با جیرۀ کاملاً مخلوط یک‌بار در وعدۀ صبح، 2. تغذیه با بخشی از سویا در وعدۀ عصر، 3. تغذیه با بخشی از اوره در وعدۀ عصر، و 4. تغذیه با بخشی از پودر ماهی در وعدۀ عصر بود. گاوها در سطح نگهداری تغذیه شدند. تغذیۀ منابع پروتئینی در وعدۀ عصر فعالیت نشخوار را افزایش داد (05/0P<). قابلیت هضم ظاهری مادۀ خشک و مادۀ آلی در گاوهای تغذیه‌شده با اوره در وعدۀ عصر در مقایسه با گاوهایی که یک‌بار تغذیه شدند، بیشتر بود (05/0P<). تغذیۀ همۀ‏ منابع پروتئین در وعدۀ عصر باعث افزایش قابلیت هضم ظاهری الیاف نامحلول در شویندۀ خنثی شد (05/0P<). میانگین تولید کل اسیدهای چرب فرار و نسبت مولی هیچ‏کدام از اسیدهای چرب فرار تحت تأثیر نحوۀ تغذیۀ منابع گوناگون پروتئین قرار نگرفتند. اثر تیمارهای آزمایشی بر میانگین اسیدیتۀ شکمبه و نیتروژن آمونیاکی شکمبه معنی‏دار نبود. براساس نتایج تحقیق حاضر، افزایش دفعات تغذیۀ منابع پروتئین قابل تجزیه در شکمبه باعث بهبود هضم الیاف و فعالیت جویدن در گاوهای فیستولۀ هلشتاین غیرشیرده می‏شود.

تأثیر سطوح متفاوت سیلاژ برگ و ساقه درخت موز با خرمای ضایعاتی بر مصرف خوراک، سنتز پروتئین میکروبی و فراسنجه‌های خون گوسفند

صفحه 359-370

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53999

منوره قدوسی، امید دیانی، امین خضری، محمد مهدی شریفی حسینی

چکیده در تحقیق حاضر، اثر تغذیۀ سیلاژ برگ و ساقۀ درخت موز با خرمای ضایعاتی بر مادۀ خشک مصرفی، پروتئین میکروبی تولیدی، و فراسنجه‏های خون با استفاده از چهار رأس گوسفند نر بالغ در قالب طرح چرخشی در چهار دورۀ 21روزه بررسی شد. 85 کیلوگرم برگ و ساقۀ درخت موز با 15 کیلوگرم خرمای ضایعاتی با هم مخلوط و به‌مدت 45 روز سیلو شد. پس از تعیین ترکیب شیمیایی و ارزیابی حسی، سیلاژ برگ و ساقۀ درخت موز در جیره‏های آزمایشی در سطوح صفر (شاهد)، 7، 14، و 21درصد مادۀ خشک استفاده شد. باتوجه به ارزیابی‏های حسی، سیلاژ با نمرۀ 20 رتبۀ بسیار خوب را به‌خود اختصاص داد. نیتروژن ابقاء‌شده در گوسفندان تغذیه‌شده با 21‌درصد سیلاژ کمتر از گروه شاهد بود (05/0>P). قابلیت هضم مادۀ خشک جیره‏های حاوی 14 و 21درصد سیلاژ، کمتر از جیره‏های فاقد سیلاژ یا حاوی 7درصد سیلاژ بود (05/0>P). میانگین آلانتوئین دفعی، اسیداوریک، و کل مشتقات پورینی ادرار در گوسفندان با افزایش سطح سیلاژ در جیره به‏صورت خطی افزایش پیدا کرد (05/0>P). افزایش نیتروژن و سنتز پروتئین میکروبی در گوسفندان تغذیه‌شده با جیرۀ حاوی 21درصد سیلاژ بیشتر از گوسفندان تغذیه‌شده با جیرۀ بدون سیلاژ بود (05/0>P). با افزایش سطح سیلاژ در جیره‏، غلظت تری‏گلیسیرید خون به‏صورت خطی افزایش یافت (05/0P<). براساس نتایج تحقیق حاضر، استفاده از 21درصد سیلاژ برگ و ساقۀ درخت موز با خرمای ضایعاتی در جیرۀ گوسفند، بدون ایجاد تغییر در مادۀ خشک مصرفی، سنتز پروتئین میکروبی را افزایش می‏دهد.

اثر اضافه کردن نانوذرات روی بر شاخص های کیفیت اسپرم گاو بعد از فرآیند انجماد - یخ گشایی

صفحه 371-380

https://doi.org/10.22059/jap.2015.54040

رعنا جهان بین، پریسا یزدان شناس، مهدی امین افشار، عبدالله محمدی سنگ چشمه، حمید ورناصری، محمد چمنی، محمدحسن نظران، محمدرضا بختیاری زاده

چکیده این تحقیق به‌منظور بررسی اثر غلظت‌های گوناگون نانوذرات روی بر شاخص‏های کیفی منی گاو پس از فرایند انجمادـ‌یخ‏گشایی انجام شد. از چهار گاو نر هلشتاین به مدت چهار هفته و هر هفته دو نوبت اسپرم‏گیری شد. نمونه‌های منی پس از اضافه‌کردن مقادیر صفر، 6-10، 5-10، 4-10، 3-10، و 2-10 مولار نانوذرات روی به رقیق‏کنندۀ بایوکسل، منجمد و پس از 72 ساعت یخ‌گشایی شدند. میزان تحرک اسپرم با نرم‏افزار کاسا (Computer Assisted Sperm Analysis; CASA) ارزیابی شد. میزان زنده‌مانی، یکپارچگی غشا، مورفولوژی، و میزان فعالیت میتوکندریایی اسپرم‏ها در نمونه‏های اسپرم مربوط به بیشترین و کمترین غلظت‏های نانوذرات روی با همراه گروه شاهد ارزیابی شدند. تفاوت در میزان تحرک اﺳﭙﺮم، میزان زنده‌مانی، و درصد اسپرم با ظاهر غیرطبیعی بین غلظت‌های آزمایشی معنی‏دار نبود. داده‏های حاصل از فلوسایتومتری و آزمون هاس نشان داد که یکپارچگی غشا و فعالیت میتوکندریایی اسپرم در گروه‏های 6-10 و 2-10 مولار نانوروی در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود (05/0P<). نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با اضافه‌کردن نانوذرات روی به رقیق‏کنندۀ اسپرم گاو یکپارچگی غشا و فعالیت میتوکندریایی اسپرم بیشتر می‏شود. 

کاربرد STO به عنوان لایه غذادهنده در کشت سلول های بنیادی اسپرماتوگونی خروس

صفحه 381-389

https://doi.org/10.22059/jap.2015.53811

رسول کریمی، ملک شاکری، مهدی ژندی، حسین مروج، هانیه بنی کمال، عبدالله محمدی سنگ چشمه، مهدی خدایی مطلق

چکیده در این تحقیق، اثر لایۀ غذادهندۀ STO بر کشت و تکثیر سلول‏های بنیادی اسپرماتوگونی (SSCs) خروس نابالغ در محیط آزمایشگاهی ارزیابی شد. سلول‏های بیضه، از تعداد 30 قطعه خروس نابالغ نژاد ردآیلندرد (8-4 هفته) جدا و در ظرف‏های کشت چهارخانه‏ای به‏طور جداگانه و در حضور فاکتورهای رشد bFGF و LIF در دو تیمار، سه تکرار، و پنج مشاهده در هر تکرار کشت داده شدند. کلنی‏های SSCs در روز پنجم ظاهر و در روزهای هفتم و دهم ارزیابی شدند. تعداد کلنی‏های ایجادشده، مساحت کلنی، و تعداد سلول در هر کلنی روی لایۀ غذادهنده در مقایسه با کلنی‏های کشت‏شده بدون لایۀ غذادهنده بیشتر بود (05/0≥P). نتایج ارزیابی در روز 10 کشت نشان‏دهندۀ کاهش تعداد کلنی، مساحت کلنی، و تعداد سلول/کلنی در هر دو تیمار به نسبت روز هفت کشت است. ژن C-KIT در سلول‏های تشکیل‏دهندۀ کلنی‏ها بیان نشد که می‏تواند دال بر عدم تمایز و داشتن توان خود‏نوزایی سلول‏های موجود در کلنی‏ها باشد. براساس نتایج تحقیق حاضر، استفاده از لایۀ غذادهندۀ STO در کشت و تکثیر SSCs خروس نابالغ مناسب است و توان این سلول‏ها را در تکثیر و خودنوزایی در مقایسه با کشت در تیمار بدون استفاده از لایۀ غذادهنده به‏طور بهتری حفظ می‏کند.

برآورد وراثت پذیری و همبستگی های ژنتیکی و فنوتیپی بین صفات کیفیت تخم مرغ و وزن بدن در مرغان بومی فارس

صفحه 391-401

https://doi.org/10.22059/jap.2015.54125

سامان عباسی، مختار علی عباسی، علیرضا نوشری

چکیده در تحقیق حاضر، از اطلاعات صفات کیفیت 2000 تخم‏مرغ مربوط به 746 مرغ بومی در نسل هفدهم و داده‏های وزن مربوط به 17 نسل مرغان بومی مرکز اصلاح نژاد دام فارس برای برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات وزن بدن و کیفیت تخم‏مرغ استفاده شد. برای هر صفت شش مدل دام یک‌صفتی با تأثیرات تصادفی گوناگون برازش شد. برای صفت وزن بلوغ مدل شامل اثر ژنتیکی افزایشی حیوان و محیطی دائمی مادری، برای وزن 12هفتگی مدل شامل تأثیرات ژنتیکی افزایشی حیوان، ژنتیکی افزایشی مادری، و محیطی دائمی مادری، برای صفات قطر سفیده، وزن زرده، و وزن تخم‏مرغ مدل شامل تأثیرات ژنتیکی افزایشی حیوان و مادر و برای بقیۀ صفات مدل دام ساده شامل اثر ژنتیکی افزایشی حیوان به‌عنوان مدل مناسب تعیین شدند. وراثت‏پذیری صفات کیفیت داخلی تخم‏مرغ از 02/0 (وزن زرده) تا 23/0 (شاخص سفیده) و صفات کیفیت خارجی از 01/0 (وزن تخم‏مرغ) تا 43/0 (مقاومت پوسته) متغیر بود. وراثت‏پذیری وزن 8‏هفتگی، 12هفتگی، و وزن بلوغ به‏ترتیب 22/0، 31/0 و 56/0 برآورد شد. ضرایب همبستگی ژنتیکی صفات کیفیت تخم‏مرغ با وزن بدن از 79/0- تا 80/0 برآورد شد. براساس نتایج مطالعۀ حاضر، انتخاب براساس وزن در 8‏هفتگی و 12هفتگی می‏تواند سبب افزایش وزن تخم‏مرغ، عرض تخم‏مرغ، و شاخص شکل تخم‏مرغ شود. انتخاب براساس وزن بدن در 12هفتگی باعث افزایش وزن سفیده و قطر زرده نیز خواهد شد.

تأثیر استفاده از میوه بلوط (Quercus brantii Lindl) خام و فرآوری شده در جیره بر عملکرد و فلور میکروبی روده کور جوجه‌های گوشتی

صفحه 403-413

https://doi.org/10.22059/jap.2015.54209

ساحره غریبی، محمد هوشمند، رضا نقی ها

چکیده به‌منظور بررسی تأثیرات دو سطح میوۀ بلوط خام و فرآوری‌شده با اسیداستیک بر عملکرد و فلور رودۀ کور جوجه‌های گوشتی، از تعداد 340 قطعه جوجۀ یک‌روزه سویۀ کاب 500 در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار (هر تکرار با 17 قطعه جوجۀ نر و ماده) استفاده شد. تیمار اول، با جیرۀ بر پایۀ ذرت‌ـ‌کنجالۀ سویا (بدون استفاده از میوۀ بلوط) به‌عنوان شاهد و تیمارهای دو، سه، چهار، و پنج به‌ترتیب با جیره‏‌های حاوی 20 یا 25‌درصد بلوط خام یا فرآوری‌شده تغذیه شدند. فرآوری میوۀ بلوط با اسیداستیک میزان ترکیبات فنلی (فنل کل، تانن کل، و تانن فشرده) را به‏طور معنی‏داری کاهش داد (05/0>P). استفاده از 20 و 25درصد بلوط خام در جیره، میزان افزایش وزن بدن جوجه‌ها را در مقایسه با گروه شاهد کاهش داد (05/0>P)، اما در بلوط فرآوری‌شده این کاهش مشاهده نشد. استفاده از میوۀ بلوط (خام و فرآوری‌شده) افزایش معنی‏دار ضریب تبدیل غذایی را به دنبال داشت. شمار باکتری‌های ای.‌‌کلی و اسیدلاکتیک در 21 و 42روزگی تحت‌تأثیر تیمارهای تغذیه‌ای قرار نگرفت. نتایج نشان داد استفاده از میوۀ بلوط خام و یا فرآوری‌شده به میزان 20 و 25درصد جیرۀ جوجه‏های گوشتی باعث کاهش عملکرد شد و بنابراین، استفاده از این سطوح قابل توصیه نیستند.