دوره و شماره: دوره 19، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-254 

مقایسه روش های آماری پارامتری و بازنمونه گیری در ارزیابی صفات کمّی با ساختار ژنتیکی متفاوت

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22059/jap.2017.206657.623047

منوچهر مرادی، رستم عبدالهی آرپناهی، بهزاد همتی، ابوالقاسم لواف

چکیده هدف از این مطالعه مقایسه سه روش پارامتری (GBLUP، BayesB، RKHS) و دو روش بازنمونه­گیری (Bagging GBLUP و Random Forest) در پیش بینی ارزش­های اصلاحی ژنومیک برای صفاتی با ساختار ژنتیکی متفاوت بود. یک ژنوم با سه کروموزوم، هر کروموزوم به طول یک مورگان شبیه­سازی شد و روی آن 1500 نشانگر تک نوکلئوتیدی (SNP) در سه سناریو 50، 100 و 200QTL به طور یکنواخت پخش شدند. اثر جایگزینی QTLها با استفاده از توزیع نرمال استاندارد، گاما و یکنواخت با وراثت­پذیری 30 درصد مدل سازی شدند. توانایی پیش­بینی روش­های آماری با استفاده از آماره­های همبستگی بین  ارزش­های اصلاحی پیش­بینی شده و واقعی و همچنین رگرسیون  ارزش اصلاحی واقعی بر پیش­بینی شده  بررسی شد. نتایج  نشان داد در جمعیت­های تایید، روش RF باعث بیش-برآورد  رگرسیون ارزش­های اصلاحی واقعی بر پیش­بینی شده شد، در حالی که روش­های GBLUP، BayesB  و RKHS منجر به کم-برآورد ضریب رگرسیون شدند. به جز روش Bagging GBLUP در دیگر روش­ها تفاوت معنی داری با تغییر توزیع اثرات QTL مشاهده نشد اما در مجموع عملکرد دو روش GBLUP و BayesB نسبت به دیگر  روش­ها بهتر بود. یکی از دلایل احتمالی برتری GBLUP و BayesB بر دیگر  روش­ها می­تواند شبیه سازی صفات با اثرات صرفا ًژنتیکی افزایشی بوده باشد. به طور کلی، روش­های GBLUP و BayesB بر روش های بازنمونه­گیری در پیش­بینی های ژنومی ارجحیت دارند.

شناسایی چندشکلی گیرنده یک ژن دوپامین در مرغ بومی خوزستان با استفاده از روش PCR-RFLP

صفحه 13-22

https://doi.org/10.22059/jap.2016.57206

مریم بازگیری، محمد تقی بیگی نصیری، جمال فیاضی

چکیده این پژوهش به منظور بررسی چند­شکلی گیرنده­ی یک ژن دوپامین با استفاده از روش PCR-RFLP در مرغ بومی خوزستان انجام شد. به طور تصادفی از 100 قطعه مرغ بومی خوزستان خون گیری شد وDNA نمونه‏ها با استفاده از روش نمکی استخراج شد. واکنش زنجیره‏ای پلیمراز برای تکثیر قطعه 283 جفت باز(گیرنده­ی یک) ژن دوپامین به کمک آغازگرهای اختصاصی انجام و قطعه تکثیر شده به‏ وسیله آنزیم برشیCfrI هضم شد. فراوانی‏ آلل‏های G و Aبه ترتیب 39/0 و 61/0 و فراوانی ژنوتیپ‏های AA، GGو AG به ترتیب 40/0، 18/0 و 42/0بود. بر اساس نتایج آزمون مربع کای فراوانی ژنوتیپ‏ها در این جایگاه ژنی در حالت تعادل هاردی-وینبرگ نبودند. با تعیین توالی دو جهش در بازهای 123 و 198، (به ترتیب از نوع A به G و C به T) مشاهده شد. نتایج حاصل از توالی یابی مشخص کرد که آنزیم برشی CfrI ، به درستی جهش­ها را شناسایی می­کند.

پویش ژنومی سندرم آسیت در نسل F2 حاصل از تلاقی مرغ بومی آذربایجان غربی و لاین گوشتی آرین

صفحه 33-45

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58460

حسین عمرانی، رسول واعظ ترشیزی، علی اکبر مسعودی، علی رضا احسانی

چکیده سندرم آسیت بیماری متابولیکی پرهزینه‌ای است که به دلیل انتخاب شدید برای سرعت رشد وکاهش ضریب تبدیل غذاییدر طیور اتفاق می‌افتد. این سندرم یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ‌ومیر در صنعت جوجه گوشتی است و عامل خسارات قابل‌توجه اقتصادی و کاهش آسایش حیوان است. در این تحقیق به ‌منظور یافتن ژن و نواحی ژنومی مؤثر بر سندرم آسیت، مطالعه پویش کل ژنوم (GWAS) با استفاده از یک تراشه SNP 60k ژنوم مرغ در 101پرنده نسل F2 حاصل تلاقی دوطرفه مرغ بومی آذربایجان غربی و سویه گوشتی آرین انجام شد. از روش آماری بهترین پیش­بینی نا اریب خطی (GBLUP) جهت بررسی ارتباط SNP ها با صفات مرتبط با آسیت استفاده شد. بر روی کروموزم هفت چندین SNP برای صفت نسبت بطن راست به‌ کل بطن به ‌عنوان شاخص آسیت، به سطح احتمال پیشنهادی (5-10 × 253/8) رسیدند.دو SNP پیشنهادی در داخل ژنCCDC141 و OSBPL6 واقع شدند که پیشتر به ‌عنوان ژن‌های مؤثر بر نارسائی‌های قلبی در انسان گزارش شده بودند. این ناحیه ژنومی (14602723- 12745561) بر روی کروموزوم هفت شامل ژن‌های متعددی است که در انسان بر روی هایپرتروفیعضله قلب، ضربان قلب و بیماری‌های قلبی تأثیر دارند. انتخاب برای مقاومت به آسیت در جوجه‌های گوشتی با استفاده از این یافته‌ها، باعث تسریع در پیشرفت ژنتیکی خواهد شد.

مقایسه پروفایل تنوع CNV در ژنوم گوسفند با گاو هلشتاین

صفحه 47-58

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60322

مریم نصرتی

چکیده هدف از این پژوهش مقایسه CNV در تعدادی از نژاد­های گوسفند ایتالیا با گاو هلشتاین بود. از 580 راس گاو نر هلشتاین و 360 راس گوسفند نمونه خون تهیه و  DNAآن استخراج شد. ژنوتیپ چند شکلی­های تک نوکلئوتیدی سراسر ژنوم با تراشه 50k گاوی و گوسفندی در هر دو گونه تعیین شد. با استفاده از نرم افزار PennCNV تعداد 904 تنوع با میانگین طول kb 7/154 و میانه kb 7/103 در گوسفند و 744 مورد با میانگین طول kb 7/213 و میانه kb 5/124 در گاو شناسایی شد. کل طول این تنوع در ژنوم گوسفند Mb 5/8 و در ژنوم گاو Mb 80 بود. پس از ترکیب نواحی مشابه تعداد 35 ناحیه تنوع پر تکرار در ژنوم گوسفند و 141 مورد در ژنوم گاو شناسایی شد، فقط 20 درصد نواحی CNV در ژنوم نژاد­های گوسفند با ژنوم گاو هلشتاین همپوشانی داشت. علاوه بر این، نواحی این تنوع در ژنوم گوسفند با 40 ژن مرجع و 62 QTLدر ژنوم گاو، و 110 ژن مرجع در ژنوم انسان بطور کامل یا جزئی همپوشانی داشت. توزیع تنوع­ها در هر دو گونه در نواحی ساب­تلومریک و پری سانترومریک بیشتر بود. بر اساس این نتایج، شاید بتوان از روی پیوستگی این تنوع با نواحی ژنی در ژنوم گاو ژن­ها و QTL­های ژنوم گوسفند را شناسایی نمود. برای کسب نتایج دقیق­تر مطالعات بیشتری نیاز است.

قیمت‌گذاری شیر در ایران: چالش‌ها و راهکارها

صفحه 59-69

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60231

علی صادقی سفیدمزگی، محمود زارع بیدکی، نرگس شیروانی بروجنی، شهرام درزی لاریجانی

چکیده هدف از این تحقیق، بررسی هزینه تولید، قیمت فروش و روش قیمت گذاری شیر در ایران در مقایسه با سایر کشورهای دنیا بود. برای این منظور، از اطلاعات اقتصادی و تولیدی جمع آوری شده از شبکه خبری و اطلاع رسانی صنعت مرغداری و دامپروری کشور، مرکز اصلاح نژاد دام و بهبود تولیدات دامی کشور، سازمان ملی استاندارد، انجمن صنایع لبنی ایران، فدارسیون جهانی شیر و شبکه جهانی مقایسه دامداری ها در سال 1394 استفاده شد. نادیده گرفتن پروتئین، سلول های سوماتیک و دمای شیر، مقطعی و نامناسب بودن روش قیمت‌گذاری چربی و بار میکروبی همراه با پایین بودن سطوح پایه چربی (2/3 درصد) و پروتئین (3 درصد) در تعریف شیر استاندارد در مقایسه با میانگین بین المللی (8/3 درصد چربی و 3/3 درصد پروتئین) از مهمترین معایب روش فعلی قیمت‌گذاری شیر در ایران محسوب می شوند. نتایج نشان داد به دلیل کم توجهی به کیفیت، تفاوت قیمت خرید شیر خام در ایران تنها 1400 ریال و با این حال و به طور متوسط 2500 ریال از میانگین بین المللی بیشتر بود. با این وجود، شاخص بین المللی نسبت قیمت شیر استاندارد به خوراک نشان داد دامداری های ایران مشابه سایر دنیا در شرایط پایدار قرار ندارند. در پایان، برای برون رفت از چالش‌های موجود، یک رابطه کلی برای پرداخت مبتنی بر کیفیت (ترکیبات و بهداشت) ارائه شد. نتایج این تحقیق می تواند به تعامل بهتر دامداران و کارخانه های لبنی کمک کند.

تأثیر غلظت انرژی جیره دوره خشکی بر تولید و ترکیب شیر گاوهای هلشتاین

صفحه 71-82

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59748

حمید رضا میرزایی الموتی، سید علی هاشمی، علی شاپورزاده

چکیده تاثیر انرژی جیره در دوره خشکی بر تولید و ترکیب شیر گاوهای هلشتاین، با استفاده از 2143 راس گاو هلشتاین مطالعه شد. سه سطح از انرژی خالص شیردهی در دوره­ی دور از زایش و نزدیک به زایش، به ترتیب 55/1، 45/1، 35/1 و 65/1، 54/1، 44/1مطالعه شد. آمار توصیفی گله­ها و گاوها گزارش شد. اثر انرژی جیره­های دور از زایش بر تولید و ترکیب شیر تا 120 روزگی معنی­دار  نبود  ولی در کل دوره شیردهی، تولید شیر با افزایش غلظت انرژی جیره افزایش خطی داشت (05/0P <).  اثر انرژی جیره­های نزدیک به زایش بر تولید و ترکیب شیر تا 120 روزگی معنی­دار نبود ولی در کل دوره شیردهی با افزایش غلظت انرژی جیره نزدیک به زایش تولید شیر به طور خطی افزایش (05/0P <) و درصد چربی شیر کاهش یافت (05/0P <).  با افزایش غلظت انرژی جیره های دور و نزدیک به زایش تعداد سلول­های بدنی افزایشی خطی نشان داد (01/0P <).  نتایج این پژوهش نشان داد افزایش غلظت انرژی در دوره خشکی سبب افزایش تولید شیر و کاهش غلظت چربی شیر و افزایش تعداد سلول­های بدنی شد و تغییرات ترکیب شیر در کل دوره شیردهی مستقل از انرژی جیره­ها در دوره خشکی بود و تابعی از مقدار تولید شیر در دوره شیردهی می­باشد.

تأثیر اندازه ذرات جو سیلو شده و سطوح الیاف غیرعلوفه‌ای بر مصرف مواد مغذی، فراسنجه‌های شکمبه‌ای و رفتار مصرف خوراک در گوسفند

صفحه 83-97

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60232

زینب حسینی، محمد مهدی شریفی حسینی، امید دیانی، رضا طهماسبی

چکیده در این تحقیق تاثیر دوسطح اندازه ذرات جو سیلو شده و دو سطح الیاف غیر علوفه­ای بر مصرف و قابلیت هضم مواد مغذی، فراسنجه­های شکمبه­ای و رفتار مصرف خوراک در گوسفند بررسی شد. گیاه کامل جو در 28 درصد ماده خشک، با دو اندازه نظری درشت و ریز  16 و هشت میلی­متر خرد و به صورت درشت و ریز سیلو شدند. از چهار راس گوسفند نر با میانگین وزن 7±46 کیلوگرم استفاده شد. جیره­های آزمایشی عبارت بودند از: 1) جیره حاوی جو سیلو شده درشت و فاقد تفاله چغندرقند، 2) جیره حاوی جو سیلو شده درشت و 20درصد تفاله چغندرقند، 3) جیره حاوی جو سیلو شده ریز و فاقد تفاله چغندرقند، 4) جیره حاوی جو سیلو شده ریز و 20 درصد تفاله چغندرقند. مصرف الیاف نامحلول در شوینده­ی خنثی در جیره­های دارای 20 درصد تفاله چغندر قند بیشتر بود (05/0>­P). اثرات متقابل اندازه ذرات جو سیلو شده و سطح تفاله چغندرقند بر  قابلیت هضم ماده خشک، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده­ی خنثی معنی­دار بود و بیشترین قابلیت هضم­ها در جیره حاوی جو سیلو شده ریز و 20 درصد تفاله چغندر قند بود. دو و چهار ساعت بعد از مصرف خوراک، pH مایع شکمبه در جیره­ جو سیلو شده ریز و 20 درصد تفاله چغندرقند از دیگر جیره­ها کم­تر بود (05/0>­P). بر اساس نتایج حاصل، در جیره­های با کنسانتره زیاد و الیاف موثر فیزیکی کم، جایگزینی الیاف غیر علوفه­ای تفاله چغندرقند به جای دانه جو می­تواند سبب افزایش مصرف الیاف نامحلول در شوینده­ی خنثی شود.

بررسی اثر جایگزینی بخشی از دانه جو با تفاله چغندرقند با و بدون دانه برشته کانولا بر عملکرد، هیستومورفومتری و فراسنجه‌های تخمیری روده کوچک بره‌های پرواری

صفحه 99-115

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58510

صادق اسدالهی، محسن ساری، نعیم عرفانی مجد، مرتضی چاجی، مرتضی مموئئ

چکیده تأثیر جایگزینی بخشی از دانه جو با تفاله چغندرقند با و بدون دانه برشته کانولا بر ریخت­شناختی، الگوی اسیدهای چرب فرار و pH روده کوچک با استفاده از 24 رأس بره نر عربی با میانگین وزن زنده 5/2± 7/23 کیلوگرم در یک طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×2، عامل کربوهیدرات (جو یا تفاله چغندرقند) و عامل دانه برشته کانولا (با و بدون دانه برشته کانولا) به مدت 84 روز بررسی شد. جایگزینی بخشی از جو با تفاله چغندرقند موجب افزایش میانگین وزن روزانه شد (05/0>P). در بره­هایی که بخشی از دانه جو با تفاله چغندرقند جایگزین شده بود، ضخامت ماهیچه، عمق کریپت و غدد برونر در دوازدهه و ارتفاع کرک، تعداد کرک، طبقه عضلانی، ضخامت بافت پوششی، عمق کریپت و نسبت ارتفاع کرک به عمق کریپت در ژژنوم و ارتفاع کرک و ضخامت طبقه عضلانی در ایلئوم افزایش یافت (05/0>P). افزایش وزن روزانه، تعداد غدد برونر، شمار کرک­ها و ضخامت اپیتلیوم بره­های تغذیه شده با جیره­های حاوی دانه برشته کانولا، بیشتر بود (05/0>P). جایگزینی بخشی از دانه جو با تفاله چغندرقند و افزودن دانه برشته کانولا غلظت کل و غلظت هر کدام از اسیدهای چرب فرار را به صورت مجزا و همچنین pH مایع هضمی دوازدهه و ژژنوم را افزایش داد (05/0>P). بر اساس نتایج حاصل، جایگزینی دانه جو با تفاله چغندرقند و افزودن منبع چربی در جیره­های با کنسانتره بالا به علت تغییر در تراکم اسیدهای چرب فرار و pH مایع هضمی روده کوچک با توسعه ریخت­شناسی بافت روده کوچک، عملکرد بره‌ها را بهبود می بخشد.

اندازه گیری انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری منابع مختلف روغن سویا و بررسی تأثیر مصرف آن‌ها بر عملکرد جوجه‌های گوشتی

صفحه 129-143

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60531

حسین ایراندوست، علی پارسا، حمیدرضا مصلحی

چکیده به منظور اندازه­گیری خصوصیات فیزیکی - شیمیایی منابع روغن سویا و بررسی تاثیر مصرف آن­ها بر عملکرد رشد جوجه­های گوشتی دو آزمایش انجام شد. در آزمایش اول، الگوی اسیدهای چرب روغن مایع سویا، روغن هیدروژنه سویا، روغن بازیافتی سویا و مایع صابون اسیدی سویا اندازه­گیری شد و انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری (AME) آن­ها با استفاده از خروس­های بالغ برآورد شد. در آزمایش دوم، اثرات مصرف میزان پنج درصد از روغن­های مورد مطالعه در جیره، بر عملکرد رشد جوجه­های گوشتی راس 308 در قالب یک طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار بررسی شد. مقدار اسید لینولئیک در روغن­های مایع، هیدروژنه، بازیافتی و مایع صابون اسیدی سویا به ترتیب 46/51، 35/11، 53/32 و  درصد بود.AME  برآورد  شده برای روغن­های مایع سویا، هیدروژنه سویا، بازیافتی سویا و مایع صابون اسیدی سویا به روش حاصل ضرب به ترتیب 8920، 8733،8602 و 7836 کیلوکالری بر کیلوگرم و به روش تفاضل به ترتیب 9016، 8794، 8765 و 7906 کیلوکالری بر کیلوگرم برآورد شد که بیانگر بالاتر بودن مقادیر انرژی قابل سوخت و ساز ظاهری محاسبه شده به روش تفاضل نسبت به روش حاصلضرب می­باشد. همچنین استفاده از روغن هیدروژنه سویا در جیره، مصرف خوراک را در مقایسه با روغن مایع سویا افزایش داد (05/0P<). در دوره رشد، میزان افزایش وزن با تغذیه جیره­های حاوی مایع صابون اسیدی سویا در مقایسه با جیره­های حاوی روغن مایع سویا، کاهش و ضریب تبدیل افزایش یافت (05/0P<). نتایج نشان داد که مصرف روغن بازیافتی سویا هیچگونه اثر سویی بر عملکرد جوجه­های گوشتی ندارد.

تأثیر سطوح مختلف انرژی قابل سوخت‌وساز و پروتئین خام جیره بر عملکرد و سوخت‌وساز نیتروژن و انرژی در دوره رشد بلدرچین ژاپنی

صفحه 145-157

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60104

محمد یازرلو، سید داود شریفی، فرید شریعتمداری، عبدالرضا صالحی، مختار ملاکی

چکیده به‌منظور مطالعه اثر سطوح مختلف انرژی قابل سوخت‌و‌ساز و پروتئین خام جیره بر عملکرد و قابل سوخت‌و‌ساز نیتروژن و انرژی در دوره رشد بلدرچین ژاپنی، از تعداد 360 قطعه بلدرچین ژاپنی یک‌روزه در یک آزمایش فاکتوریل 3×3 با سه سطح انرژی قابل سوخت‌وساز (2750، 2850 و 2950 کیلوکالری در کیلوگرم) و سه سطح پروتئین خام (24، 26 و 28 درصد) در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار و 10 پرنده در هر تکرار استفاده شد. مقدار مصرف خوراک و افزایش وزن به‌طور هفتگی اندازه‌گیری و ضریب تبدیل محاسبه شد. میزان مصرف، دفع و ابقاء نیتروژن به‌صورت گرم به ازای هر پرنده در روز، درصدی از مصرف نیتروژن و گرم/کیلوکالری/انرژی قابل سوخت‌و‌ساز مصرفی و مقدار انرژی قابل سوخت‌و‌ساز ظاهری جیره در دوره سنی 26 تا 28 روزگی اندازه‌گیری شد. نتایج این آزمایش نشان داد پرندگانی که جیره حاوی 2850 کیلوکالری در کیلوگرم انرژی قابل سوخت‌وساز و 26 درصد پروتئین خام دریافت نمودند به‌طور معنی‌داری (05/0>P) افزایش وزن روزانه و میزان ابقاء نیتروژن به ازای هر واحد انرژی قابل سوخت‌و‌ساز مصرفی بالاتر و ضریب تبدیل بهتری داشتند. بر اساس نتایج این آزمایش به نظر می‌رسد که بهترین سرعت رشد، بیشترین میزان ابقاء نیتروژن و بهترین بازده مصرف خوراک در بلدرچینهای ژاپنی در حال رشد با تغذیه جیرههای حاوی 2850 کیلوکالری در کیلوگرم انرژی قابل سوخت‌وساز و 26 درصد پروتئین خام حاصل می‌شود لذا میتوان این سطح از انرژی و پروتئین را به‌عنوان احتیاجات انرژی قابل سوخت‌و‌ساز و پروتئین جیره رشد بلدرچین ژاپنی توصیه نمود.

اثر شکل فیزیکی خوراک، رقم جو و افزودن آنزیم بر قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی و انرژی قابل متابولیسم جیره جوجه‌های گوشتی

صفحه 159-174

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59396

علی محمد هوشمندی، محمد بوجار پور، اکبر یعقوبفر، سمیه سالاری، حسن رکنی

چکیده تاثیر شکل فیزیکی خوراک، رقم جو و افزودن آنزیم بر قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی و انرژی قابل متابولیسم جیره جوجه­های گوشتی با استفاده از 972 قطعه جوجه گوشتی سویه راس در یک آزمایش فاکتوریل 2×2×3 با سه رقم جو (فجر، ریحانه و یوسف)، دو شکل فیزیکی خوراک (آردی و پلت) و دو سطح آنزیم (صفر و 05/0گرم در کیلوگرم) در قالب یک طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار و 27 قطعه جوجه در هر تکرار، بررسی شد. جیره ­های حاوی جو رقم ریحانه در مقایسه با سایر ارقام قابلیت هضم ایلئومی پروتئین و چربی، انرژی خالص، انرژی قابل متابولیسم ظاهری و انرژی قابل متابولیسم ظاهری تصحیح شده برای ازت بالاتری داشتند (05/0P<). پلت نمودن جیره­ها، انرژی خالص، انرژی قابل متابولیسم ظاهری و انرژی قابل متابولیسم ظاهری تصحیح شده برای ازت را کاهش (05/0P<) و افزودن آنزیم به جیره­ها مقدار این شاخص­ها و همچنین قابلیت هضم پروتئین و چربی را افزایش داد (05/0P<). با توجه به این نتایج، استفاده از آنزیم در جیره حاوی جو رقم ریحانه به شکل پلت در تغذیه جوجه­های گوشتی، قابلیت هضم و انرژی­زایی جیره را افزایش می­دهد.

اثر دوره زمانی استفاده از برگ زیتون در جیره ‌غذایی بر عملکرد، فراسنجه‌های خونی و ناهنجاری متابولیکی آسیت در جوجه‌های گوشتی

صفحه 175-187

https://doi.org/10.22059/jap.2016.58430

صیفعلی ورمقانی، فرزاد بسطامی، محمد اکبری قرایی

چکیده اثر تغذیه برگ زیتون در هفته‌های مختلف دوره پرورش بر عملکرد و ناهنجاری متابولیکی آسیت با استفاده از تعداد 336 قطعه جوجه گوشتی نر سویه آرین در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و 14 پرنده در هر تکرار به مدت 42 روز بررسی شد. جیره‌های غذایی بر اساس توصیه‌های جوجه‌گوشتی آرین در سه دوره زمانی و با استفاده از سطوح صفر (شاهد) و یک درصد برگ زیتون در هر دوره تهیه شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره شاهد، تغذیه جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 14 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 21 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 28 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 35 روزگی و جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 42 روزگی. اثر تیمارهای آزمایشی بر وزن زنده پایان دوره آزمایش، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی معنی‌دار نبود. تلفات ناشی از آسیت در پرندگانی که در دوره یک تا 14 و یک تا 42 روزگی با جیره یک درصد برگ زیتون تغذیه شده بودند کمتر بود (05/0<‌P). بیشترین مقدار درصد هماتوکریت و غلظت هورمون تری‌یدوتیرونین در پایان دوره پرورش مربوط به تیمار شاهد بود (05/0<‌P). تفاوتی در تعداد گلبول‌های قرمز و غلظت هورمون T4 در پایان دوره در پرندگان مربوط به تیمارهای مختلف مشاهده نشد. براساس نتایج حاصل، استفاده از یک درصد برگ زیتون در جیره جوجه‌های گوشتی بدون تأثیر نامطلوب بر عملکرد، تلفات ناشی از آسیت را کاهش می‌دهد.

اثر زنجبیل و پروبیوتیک بر عملکرد، پاسخ ایمنی همورال و جمعیت میکروبی روده بلدرچین ژاپنی

صفحه 189-200

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59964

میثم پورطاهری، فرزاد باقرزاده کاسمانی، مهران مهری، حسن محمدی عمارت

چکیده اثر سطوح زنجبیل (Zingiber officinale) و پروبیوتیک پروتکسین بر عملکرد، پاسخ ایمنی همورال و جمعیت میکروبی رودة بلدرچین ژاپنی با استفاده از 360 پرنده در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 3 × 2 با سه سطح پودر زنجبیل (صفر، 5/2 و پنج گرم در کیلوگرم) و دو سطح پروبیوتیک (صفر و 150 میلی‌گرم در کیلوگرم) در شش تیمار، پنج تکرار و 12 پرنده در هر تکرار به مدت 28 روز بررسی شد. پرندگان از جیرۀ حاوی 5/2 گرم در کیلوگرم زنجبیل به مقدار بیشتری مصرف نمودند )05/0>(P. پرندگان تغذیه شده با جیرۀ حاوی 150 میلی‌گرم در کیلوگرم پروبیوتیک، مصرف خوراک و افزایش وزن بیشتر و ضریب تبدیل کمتری داشتند )05/0>(P. پرندگان دریافت کننده جیرۀ حاوی 5/2 گرم در کیلوگرم زنجبیل با 150 میلی‌گرم در کیلوگرم پروبیوتیک مصرف خوراک بیشتری نسبت به پرندگان دریافت کننده سطح صفر زنجبیل با سطح صفر پروبیوتیک داشتند (05/0P(P. افزودن زنجبیل و پروبیوتیک به جیره اثری بر عیار پادتن تولیدشده در چالش با ویروس نیوکاسل نداشت. مصرف پروبیوتیک و مصرف توأم زنجبیل با پروبیوتیک جمعیت باکتری‌های اسید لاکتیک و کل جمعیت باکتریایی ایلئوم را نسبت به پرندگانی که سطح صفر زنجبیل با سطح صفر پروبیوتیک را دریافت کردند افزایش داد (05/0>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مکمل کردن جیرۀ بلدرچین ژاپنی با 5/2 ‌گرم در کیلوگرم زنجبیل و 150 میلی‌گرم در کیلوگرم پروبیوتیک موجب بهبود عملکرد، پاسخ ایمنی و اکوسیستم میکروبی ایلئوم می‌شود.

اثر منبع چربی جیره و اسانس مرزه خوزستانی بر عملکرد، اجزای لیپیدی خون و پایداری اکسیداتیو گوشت در جوجه گوشتی تحت تنش گرمایی

صفحه 201-212

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59524

بابک ماسوری، سمیه سالاری، حشمت اله خسروی نیا، صالح طباطبایی وکیلی، طاهره محمدآبادی

چکیده تاثیر اسانس مرزه خوزستانی (صفر و 400 میلی گرم بر کیلوگرم جیره) و منبع چربی (پنج درصد روغن ماهی، سه درصد روغن ماهی + دو درصد روغن کلزا، دو درصد روغن ماهی +سه درصد روغن کلزا و پنج درصد روغن کلزا) بر عملکرد تولیدی، کلسترول گوشت، پایداری لیپید و اجزای لیپیدی خون جوجه­های گوشتی تحت شرایط تنش گرمایی در یک آزمایش فاکتوریل 2×2×4 با پنج تکرار انجام شد. استفاده از پنج درصد روغن کلزا باعث کاهش ضریب تبدیل خوراک، غلظت لیپوپروتئین­های با دانسیته کم در سرم و میزان کلسترول عضلات ران و سینه در جوجه­های گوشتی در سن 42 روزگی شد (05/0>P). استفاده از 400 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس مرزه باعث بهبود افزایش وزن روزانه، کاهش سطح کلسترول سرم و عضلات ران و سینه و کاهش سطح مالون­دی­آلدئید در عضلات ران و سینه شد (05/0>P). اعمال تنش گرمایی در بازه زمانی 22 تا 42 روزگی باعث کاهش معنی­دار ضریب تبدیل خوراک، افزایش کلسترول سرم خون و کلسترول عضله سینه و افزایش سطح مالون­دی­آلدئید عضلات ران وسینه شد (05/0>P). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از روغن کلزا یا400 میلی­گرم در کیلوگرم اسانس مرزه خوزستانی تأثیر مثبت بر خصوصیات عملکرد و کاهش محتوای کلسترول عضلات و سرم خون در جوجه گوشتی دارد.

مقایسه اثر جیره های گلوکوژنیک و لیپوژنیک همراه با روش همزمان سازی فحلی بر عملکرد تولیدمثلی میش های بلوچی

صفحه 213-222

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59510

مسعود دیدارخواه، محسن دانش مسگران، محمد جواد ضمیری، علی رضا وکیلی

چکیده در این تحقیق، اثر جیره­های گلوژنیک و لیپوژنیک همزمان با یک برنامه همزمانی فحلی در جهت کاهش فاصله زایش و بهبود عملکرد شاخص­های تولید­مثلی با استفاده از 90 رأس میش نژاد بلوچی (در سه گروه ) مطالعه شد. میش­های هر گروه به ترتیب از سه جیره با نسبت­های متفاوت از منابع نشاسته و چربی تغذیه شدند. جهت همزمانی فحلی، میش­ها روز 30 آزمایش سیدرگذاری شدند. 14 روز بعد از سیدرگذاری، همزمان با برداشتن سیدر، 400 واحد هورمون eCG  به همه میش­ها تزریق شد. به محض مشاهده علائم فحلی، میش­ها تلقیح شدند. آزمایش اولتراسونوگرافی جهت بررسی تعداد فولیکول گراف، جسم زرد و تشخیص آبستنی انجام شد. بعد از زایش نیز شاخص­های تولیدمثلی نظیر نرخ بره­زایی و دوقلوزایی بررسی شدند. بیشتر میش­های مورد آزمایش به وضوح علائم فحلی را نشان دادند. اثر جیره­های آزمایشی بر تعداد فولیکول­های گراف معنی­دار نبود. تعداد فولیکول­های گراف از زمان سیدربرداری تا فحلی به شکل معنی­داری افزایش یافت. نرخ تخمک­ریزی، بره­زایی و دوقلوزایی در میش‌هایی که جیره­های گلوکوژنیک و گلوکو+لیپوژنیک دریافت کردند بیشتر از میش­های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک بود (05/0P<) .براساس نتایج این مطالعه، تغذیه منابع نشاسته­ای تنها و یا همراه با نسبتی کمی از منابع چربی، اثرگذاری روش­های همزمانی بر شاخص­های تولیدمثلی در گله­های میش بلوچی را بهبود می بخشد.

تأثیر استفاده از پودر مرزه خوزستانی جیره بر صفات هیستومرفومتریک بافت بیضه خروس های بومی

صفحه 223-232

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59313

کیوان پارسائی، سعید محمدزاده، مچید طوافی

چکیده تأثیر افزودن پودر مرزه خوزستانی به جیره، بر صفات هیستومرفومتریک بافت بیضه با استفاده از تعداد 36 قطعه خروس بومی(سن 40 هفتگی و وزن 293±2039 گرم) بررسی شد. پودر مرزه خوزستانی در سطوح صفر،20 و40 گرم در کیلوگرم جیره غذائی به مدت هشت هفته به جیره اضافه شد. در پایان هفته هشتم، خروس‌ها ذبح و بیضه‌ها از محوطه شکمی خارج شدند. مقاطع بافتی بیضه تهیه و پس از رنگ‌آمیزی با هماتوکسیلین-ائوزین تعداد اسپرماتوسیت اولیه، اسپرماتوسیت ثانویه و اسپرماتید ، سلول­های سرتولی، تعداد لوله­ها و عروق بیضه توسط میکروسکوپ نوری اندازه گیری شد. تعداد و تراکم عروق در واحد سطح در مقطع بافت بیضه، در تیمار حاوی 40 گرم پودر مرزه در کیلوگرم جیره کمتر از گروه شاهد بود(05/0 P<). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از 40 گرم پودر مرزه در کیلوگرم جیره، با حفظ تعداد سلول­های سرتولی، تعداد اسپرماتوسیت اولیه، اسپرماتوسیت ثانویه و اسپرماتید را افزایش می دهد.

مقایسه تأثیر آنتی اکسیدانی عصاره برگ زیتون با ویتامین های C و E بر شاخص های کیفی اسپرم گاو

صفحه 233-244

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59220

شهین مظاهری، علی کیانی، آرش خردمند، مسعود علیرضایی

چکیده در این تحقیق اثر آنتی اکسیدانی عصاره برگ زیتون در مقایسه با ویتامین­های C و E در اسپرم سرد شده گاو در طی مدت   48ساعت نگهداری در شرایط دمایی پنج درجه
سانتیگراد مقایسه شد. اسپرم از قسمت دم اپیدیدیم بیضه 10رأس گاو نر نژاد هولشتاین دورگ با میانگین سنی سه تا پنج سال جمع­آوری و با افزودن رقیق­کننده تخم­مرغ و
سیترات سدیم حاوی عصاره برگ زیتون (در سه غلظت نیم، یک و دو میلی­گرم در میلی­لیتر) و ویتامین­های E  و C (هرکدام با غلظت دو میلی­گرم در میلی­لیتر) رقیق شدند. افزودن
عصاره برگ زیتون به رقیق­کننده، تحرک اسپرم را کاهش داد (05/0P<). سلامت غشا اسپرم گاو استفاده از ویتامین E بالاتر از سایر تیمارها بود (05/0P<). میزان پراکسیداسیون چربی­ها در تیمار حاوی دو میلی گرم در میلی لیتر عصاره برگ زیتون کمتر از سایر تیمارها بود (05/0P<). نتایج این تحقیق نشان داد که افزودن عصاره برگ زیتون به رقیق­کننده اسپرم در طی مدت 48 ساعت نگهداری در شرایط دمایی پنج درجه سانتیگراد علیرغم کاهش میزان اکسیداسیون لیپیدی موجب کاهش تحرک اسپرم گاو می­شود و
بنابراین ترکیب مناسبی برای استفاده در رقیق­کننده­های اسپرم گاو نمی­باشد.  

تأثیر نانوسلنیوم بر فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز و برخی فراسنجه های کمی و کیفی اسپرم قوچ عربی خوزستان

صفحه 245-253

https://doi.org/10.22059/jap.2017.60435

صادق حسینی، مرتضی مموئی، صالح طباطبایی وکیلی، محسن ساری

چکیده هدف از انجام این آزمایش بررسی تاثیر نانوسلنیوم بر فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز و ارتباط آن با فراسنجه­های کمی و کیفی اسپرم قوچ عربی بود. در این آزمایش 12 رأس قوچ نژاد عربی با میانگین وزنی 3±73 کیلوگرم و سن دو تا چهار سال مورد استفاده قرار گرفت. حیوانات به سه گروه تقسیم شدند: گروه شاهد (بدون نانوسلنیوم) و دو گروه آزمایشی که به ترتیب 4/0 و 8/0 میلی­گرم در کیلوگرم نانوسلنیوم در ماده خشک مصرفی دریافت کردند. نتایج نشان داد که غلظت سلنیوم و فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز منی در تیمار 8/0 میلی­گرم در کیلوگرم نانو سلنیوم نسبت به شاهد به صورت معنی‌داری افزایش یافت (05/0P<)، اما افزایش غلظت سلنیوم منی در تیمار 4/0 میلی­گرم در کیلوگرم نانوسلنیوم نسبت به شاهد معنی‌دار نبود. حجم انزال، تحرک و زنده مانی در حیواناتی که سطوح 4/0 و 8/0 میلی­گرم در کیلوگرم نانوسلنیوم دریافت کردند نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (05/0P<). غلظت اسپرماتوزوئید­ها در تیمار 4/0 میلی­گرم بر کیلوگرم نانوسلنیوم نسبت به شاهد افزایش پیدا کرد، اما در تیمار 8/0 میلی­گرم بر کیلوگرم نانوسلنیوم کاهش یافت (05/0P<). درصد ناهنجاری­های اسپرم در قوچ هایی که مکمل نانوسلنیوم در جیره خود دریافت کردند کاهش یافت (05/0P<). بر اساس نتایج این تحقیق،  مکمل کردن جیره به میزان 4/0 میلی­گرم در کیلوگرم با نانوسلنیوم فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز را در منی افزایش و فراسنجه­های کمی و کیفی اسپرم را بهبود می­بخشد.

زمستان 1396، صفحه 739-952
پاییز 1396، صفحه 521-737
تابستان 1396، صفحه 255-519