دوره و شماره: دوره 22، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 325-490 

تجزیه و تحلیل غنی‌سازی مجموعه‌های ژنی با استفاده از مطالعات پویش کل ژنومی جهت شناسایی ژن‌ها و مسیرهای مرتبط با تعداد نتاج در نژادهای مختلف گوسفند

صفحه 325-335

https://doi.org/10.22059/jap.2020.292715.623468

امیرحسین خلت آبادی فراهانی، حسین محمدی، محمد حسین مرادی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی صفت تعداد نتاج در هر زایش میش به­عنوان یک صفت تولید­مثلی مهم بود. به این منظور از رکوردهای فنوتیپی هفت نژاد گوسفند وادی، هوی، ایسلندی، فین­شیپ و رومانوف با باروری بالا و نژادهای تکسل و راهمنی با باروری پایین، برای مطالعه پویش ژنومی بر پایه آنالیز غنی­سازی به‌منظور شناسایی مکانیسم­­های زیستی استفاده شد. ارزیابی پویش کل ژنومی در بسته GenABEL برنامه R انجام شد. آنالیز غنی­سازی مجموعه ژنی با بسته نرم‌افزاری goseq برنامه R با هدف شناسایی طبقات عملکردی و مسیرهای زیستی ژن­های نزدیک در مناطق انتخابی کاندیدا انجام شد. در این پژوهش ژن­های BMP5، DHCR24، BMPR1B، ESR1، ESR2 و PLCB1 در نژادهای وادی و رومانوف، ژن­های SMAD1، SMAD2، INSR و PTGS2 در نژادهای فین­شیپ و هوی، ژن­های BMP7، NCOA1 و ERBB4 در گوسفند ایسلند، ژن­های BMP4، MSRB3 و SPP1 در نژاد تکسل، و ژن­های BMP7، EGFR و KCNMA1 در نژاد راهمنی با تعداد نتاج متولدشده مرتبط بودند. در تحلیل غنی­سازی مجموعه­های ژنی، تعداد 30 مسیر با صفت تعداد نتاج در هر زایش مرتبط بودند. از بین مسیرهای زیستی شناسایی‌شده، مسیرهای TGF-β signaling pathway،Oxytocin signaling pathway ، Estrogen signaling pathway، Prolactin signaling pathway وInsulin signaling pathway نقش مهمی در نرخ تخمک­ریزی و چند قلوزایی داشتند. با توجه به تأیید مناطق قبلی پویش ژنومی و شناسایی مناطق ژنومی جدید، استفاده از یافته­های این پژوهش می­تواند در انتخاب ژنتیکی گوسفند از طریق تعداد نتاج بیش‌تر در هر زایش مفید باشد.

مسیرهای بیولوژیکی مرتبط با lncRNA‌های شناخته شده بین ژنی در بافت شکمبه گوساله‌های مبتلاء به اسیدوز

صفحه 337-348

https://doi.org/10.22059/jap.2020.291923.623463

بیژن محمودی، جمال فیاضی، هدایت اله روشنفکر، محسن ساری، محمدرضا بختیاری زاده

چکیده هدف این پژوهش شناسایی lncRNA­های دخیل در کنترل فعالیت مسیرهای بیولوژیکی مؤثر در بروز اسیدوز بود. به این منظور دو گروه گوساله شامل گروه شاهد (3 گوساله نر سالم) و گروه بیمار (3 گوساله نر مبتلا به اسیدوز) به‌صورت مقایسه­ای مورد مطالعه قرار گرفتند. توالی‌یابی جفتی با استفاده از پلاتفرم illumine Hiseq2500 انجام شد. از نرم‌افزار Hisat2 برای هم‌ترازی خوانش­ها با ژنوم مرجع گاو و بسته نرم‌افزاری StringTie جهت سرهم­بندی رونوشت­ها استفاده شد. با استفاده از توالی‌یابی نسل بعد، 1636 ژن متعلق به lncRNAهای شناخته‌شده بین ژنی شناسایی شد که تغییرات بیان 56 ژن معنی­دار بود (05/0P≤). ژن­های هم­جوار lncRNAهای شناخته‌شده بین ژنی روی ژنوم گاو هلشتاین تعیین شدند. نتایج نشان داد با سطح احتمال 05/0P≤، پنج مسیر بیولوژیکی Apelin signaling pathway، Gap junction، Glucagon signaling pathway، Renin secretion وAGE-RAGE signaling pathway in diabetic complications غنی می‌شوند. آنالیز عملکرد مولکولی این ژن­ها نشان داد دو عملکرد مولکولی شامل gap junction channel activity و phosphatidylinositol phospholipase C activity به‌طور معنی­دار غنی می­شوند. برخی lncRNAها در نمونه­های سالم و اسیدوزی بیان متفاوتی داشتند و کاهش pH به‌عنوان محرکی برای فعال‌شدن برخی مسیرهای بیولوژیکی ترارسانی پیام عمل کرد. براساس نتایج حاصل، lncRNAهایی که تفاوت بیان معنی­دار در گروه کنترل و اسیدوز دارند با مسیرهای مرتبط با سوخت‌وساز انرژی شکمبه و ترارسانی پیام همراه می‌باشند. از lncRNAها می­توان به‌عنوان عامل پیش‌آگاهی‌دهنده اسیدوز و بیومارکر در اصلاح دام استفاده نمود.

تاثیر سطوح مختلف کنجاله کنجد بر مصرف خوراک، تولید و ترکیب شیر، فراسنجه‌های خونی و گوارش‌پذیری ظاهری مواد مغذی در گاوهای اوایل دوره شیردهی

صفحه 349-356

https://doi.org/10.22059/jap.2020.290511.623449

مهرداد شاهی زاد، حمید امانلو، نجمه اسلامیان فارسونی، طاهره امیرآبادی فراهانی، هادی خبازان

چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سطوح مختلف کنجاله کنجد در جیره گاوهای اوایل دوره شیردهی بر مصرف ماده خشک خوراک، تولید و ترکیبات شیر، گوارش‌پذیری ظاهری مواد مغذی و فراسنجه­های خونی بود. شش رأس گاو شیری هلشتاین با میانگین روزهای شیردهی 3±26 روز (سه رأس گاو زایش اول و سه رأس گاو چند بار زایش) در قالب طرح مربع لاتین 3×3 تکرارشده به‌طور تصادفی به یکی از سه تیمار آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد، 2- جیره حاوی 33/4 درصد کنجاله کنجد و 3- جیره حاوی 66/8 درصد کنجاله کنجد بودند. طول هر دوره 21 روز با 14 روز برای سازگاری دام و هفت روز پایانی به‌عنوان روزهای نمونه­گیری در نظر گرفته شد. افزایش سطح کنجاله کنجد در جیره گاوها اثری بر ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیبات شیر (چربی، پروتئین و لاکتوز)، بازده استفاده از خوراک، گوارش‌پذیری ظاهری مواد مغذی و فراسنجه­های خونی نداشت. نیتروژن اوره­ای شیر با افزایش سطح کنجاله کنجد در جیره کاهش یافت (05/0>P).  غلظت نیتروژن اوره­ای خون با افزایش سطح کنجاله کنجد تمایل به کاهش داشت (10/0 =P). براساس نتایج حاصل، کنجاله کنجد می‌تواند به‌عنوان منبع پروتئینی مناسبی تا سطح نه درصد جیره در تغذیه گاوهای ‌شیری استفاده شود.

تاثیرعصاره کنگر فرنگی بر عملکرد و برخی فراسنجه های خونی و آنتی اکسیدانی بره های سنجابی

صفحه 357-364

https://doi.org/10.22059/jap.2019.284378.623415

صوفی دارابی، محمد معینی، منوچهر سوری، محمد ابراهیم نوریان سرور، عبدالحمید پاپزن

چکیده تأثیر عصاره استونی کنگرفرنگی (آرتیشو) بر عملکرد تولیدی و برخی فراسنجه­های خونی و آنتی­اکسیدانی بره‌های پرواری با استفاده از 18 راس بره نر سنجابی در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و شش تکرار به‎مدت 75 روز بررسی شد. تیمارها شامل 1- جیره شاهد بدون افزودنی، 2- جیره شاهد+ پنج میلی­لیتر عصاره کنگرفرنگی و 3- جیره شاهد+ 10 میلی­لیترعصاره کنگرفرنگی به‎ازای هر کیلوگرم ماده خشک جیره بودند. به‌طور ماهیانه قبل از عرضه جیره هنگام صبح، از طریق سیاهرگ ورید گردن بره­ها نمونه­های خون گرفته شد. غلظت برخی از فراسنجه­های خونی نظیر گلوکز، کلسترول، پروتئین کل، اوره، آلبومین و آنزیم‌های آلانین آمینوترانسفراز، آسپارتات آمینوترانسفراز، آلکالین فسفاتاز و شاخص مالون­دی­آلدهید اندازه­گیری شد. افزودن عصاره کنگرفرنگی تأثیری بر عملکرد و رشد بره­ها نداشت، اما غلظت کلسترول، تری­گلیسیرید و مالون­دی­آلدهید را کاهش داد (p <0/05). میزان اوره و کلسترول خون نیز تحت تأثیر زمان، تغییرات معنی­داری را نشان داد (p <0/05)، به‌طوری‎که در روز چهلم آزمایش، میزان این فراسنجه­ها کم‎‎تر از دو زمان دیگر بود. براساس نتایج حاصل، استفاده از عصاره استونی کنگرفرنگی تا سطح 10 میلی‌لیتر در کیلوگرم جیره روزانه، تأثیری بر افزایش وزن و عملکرد رشد بره ها ندارد ولی برخی فراسنجه‌های خونی را بهبود می­دهد.

تاثیر افزودن برگ درخت کنار به عنوان منبع تانن و روغن آفتابگردان در جیره بر عملکرد و الگوی اسیدهای چرب گوشت بزغاله‌های عدنی

صفحه 365-377

https://doi.org/10.22059/jap.2020.297127.623498

محمود دشتی زاده، محسن ساری، حسن فضائلی

چکیده به‌منظور بررسی آثار افزودن روغن آفتابگردان و برگ کنار برعملکرد، کیفیت گوشت و ترکیب اسیدهای چرب آن، آزمایشی با استفاده از 32 رأس بزغاله نر عدنی با میانگین وزن اولیه 2/2±8/17 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×2، به‌مدت 75 روز انجام شد. بزغاله‌ها به‌طور تصادفی به یکی از چهار جیره شامل 1- شاهد، 2- حاوی 20 درصد برگ کنار، 3- حاوی 5/2 درصد روغن آفتابگردان و 4- حاوی 20 درصد برگ کنار و 5/2 درصد روغن آفتابگردان، اختصاص یافتند. تیمارها تأثیری بر خوراک مصرفی و وزن پایانی بزغاله‌ها نداشتند. با افزودن روغن به جیره، افزایش وزن روزانه (0/06=P) تمایل به افزایش و ضریب تبدیل غذایی (0/07=P)، تمایل به کاهش داشت. ماده خشک، پروتئین، شاخص‌های رنگ، مالون‌دی‌آلدهید و pH ماهیچه راسته تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند. مجموع اسیدهای چرب اشباع (p <0/05) و اسیدهای چرب امگا-6 گوشت (p <0/01) راسته تحت تأثیر برهم‌کنش برگ کنار و روغن قرار گرفتند. اسیدهای چرب اشباع در تیمار شاهد و اسیدهای چرب امگا-6 در تیمار حاوی روغن آفتابگردان بیش‌ترین مقدار را داشتند. افزودن برگ کنار به جیره باعث افزایش نسبت اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه به اسیدهای چرب اشباع در گوشت راسته بزغاله‌ها شد (p <0/05). میزان چربی ماهیچه راسته با افزودن روغن آفتابگردان به جیره‌ها، افزایش یافت (p <0/01). نتایج آزمایش حاضر نشان می‌دهد که استفاده از برگ کنار و روغن آفتابگردان در جیره بزغاله‌های عدنی می‌تواند با کاهش اسیدهای چرب اشباع و افزایش اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه در گوشت، موجب بهبود ارزش غذایی آن شود.
 

اثر عمل‌آوری دانه جو با اسید لاکتیک بر عملکرد رشد و فراسنجه‌های خونی گوساله‌های نر شیرخوار نژاد هلشتاین

صفحه 379-389

https://doi.org/10.22059/jap.2020.293366.623475

وحید پیری، فرخ کفیل زاده

چکیده این مطالعه برای ارزیابی اثرات عمل­آوری دانه جو بلغورشده با اسیدلاکتیک در جیره آغازین بر خوراک مصرفی، افزایش وزن روزانه، بازدهی خوراک مصرفی، قابلیت هضم مواد مغذی، رشد اسکلتی، و فراسنجه­های خونی گوساله­های نر شیرخوار نژاد هلشتاین انجام شد. به همین منظور، 30 رأس گوساله نر با میانگین وزنی 2/25±45/06 به‌صورت تصادفی به سه گروه آزمایشی (هر گروه 10 رأس) اختصاص یافت. خوراک آغازین از چهار روزگی تا 65 روزگی پس از تولد حاوی 41 درصد بلغور دانه جو عمل­آوری‌شده بود. تیمارهای آزمایشی شامل 1- خوراک حاوی جو عمل­آوری‌شده در آب، 2- خوراک حاوی جو عمل‌آوری‌شده در محلول نیم درصد اسید لاکتیک و 3- خوراک حاوی جو عمل­آوری‌شده با محلول یک درصد اسید لاکتیک بودند. خوراک مصرفی به‌صورت روزانه اندازه­گیری شد. وزن بدن و شاخصه­های رشد اسکلتی در چهار روزگی، 35 روزگی و 65 روزگی اندازه­­گیری و ثبت شد. در چهار روزگی، 35 روزگی و 65 روزگی از گوساله­ها خون­گیری شد. قابلیت هضم ماده خشک در کل دستگاه گوارش و بازدهی خوراک مصرفی در گوساله­هایی که خوراک حاوی  دانه جو عمل‌آوری‌شده با اسید لاکتیک دریافت کردند از تیمارهای دیگر بیش‌تر بود (5 0/0≥P). عمل­آوری جو با اسیدلاکتیک اثری بر ماده خشک مصرفی، میانگین افزایش وزن روزانه، و فراسنجه­های خونی نداشت. در 35 روزگی ارتفاع از جدوگاه و طول بدن در گوساله­هایی که جو عمل­آوری‌شده با اسید لاکتیک دریافت کردند بالاتر بود (5 0/0≥P). به‌نظر می­رسد که عمل­آوری دانه جو با اسید لاکتیک منجر به کاهش تجزیه نشاسته جو در شکمبه و افزایش عبور آن به روده باریک گردیده است و بر همین اساس بازدهی خوراک مصرفی بهبود یافته است. ممکن است استفاده از سطوح بالاتر اسید لاکتیک تأثیر مثبتی بر عملکرد گوساله­ها داشته باشد.

تاثیر سطوح افزایشی ال- لوسین جیره بر عملکرد، صفات لاشه و فرآسنجه‌های خونی جوجه خروس‌های گوشتی در دوره رشد

صفحه 391-406

https://doi.org/10.22059/jap.2020.287735.623438

حسین محمدزاده کراتی، محمد حسین شهیر

چکیده تأثیر سطوح افزایشی ال-لوسین بر عملکرد، صفات لاشه و تولید گوشت سینه و تعیین نیاز لوسین قابل هضم جوجه خروس‌های گوشتی راس 308 در دوره رشد (­15 تا 30 روزگی) با استفاده از 240 قطعه جوجه­ خروس گوشتی در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار جیره­ای (­پنج تکرار و هشت قطعه جوجه در هر تکرار) بررسی شد. تیمارها شامل جیره پایه با 1/53 درصد لوسین قابل هضم و پنج جیره حاوی 1/63، 1/73، 1/83، 1/93، 2/03 درصد لوسین قابل هضم که ­با افزودن ال-لوسین مصنوعی به جیره پایه تهیه شده بود. افزایش وزن، درصد لاشه و درصد سینه با افزایش سطح لوسین افزایش و ضریب تبدیل و چربی لاشه کاهش یافتند (­p <0/05). روند پاسخ به سطوح افزایشی لوسین برای افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک، وزن نسبی لاشه، وزن نسبی عضله سینه و وزن نسبی چربی حفره بطنی به‌صورت تابع درجه دو بود (p <0/05). به‌دلیل برازش بهتر مدل درجه دو به معیارهای پاسخ افزایش وزن، ضریب تبدیل، وزن نسبی لاشه و سینه، نیاز لوسین قابل هضم به‌ترتیب 1/70، 1/72، 1/724 و 1/735 درصد برآورد شد. بر اساس میانگین این برآوردها، نیاز لوسین قابل هضم جوجه­های گوشتی راس در مرحله رشد، 1/72 درصد پیشنهاد می­شود.

بررسی تاثیر باکتری باسیلوس سابتیلیس مولد آنزیم فیتاز، آنزیم فیتاز و پروبیوتیک تجاری بر عملکرد جوجه های گوشتی در جیره هایی با کمبود فسفر

صفحه 407-415

https://doi.org/10.22059/jap.2020.293016.623471

مسلم اسدی کرم، محمد سالارمعینی، محسن افشار منش، یاسر فتاحیان

چکیده هدف از این مطالعه، استفاده از باکتری‌های باسیلوس‌سابتیلیس با قابلیت تولید آنزیم فیتاز و تأثیر آن بر عملکرد رشد، اندام­های گوارشی و استحکام استخوان درشت­نی در جوجه‌های گوشتی انجام گرفت. این آزمایش با 200 قطعه جوجه­گوشتی یک­روزه سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار، 4 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار به‌مدت 42 روز اجرا شد. تیمارها شامل:  تیمار1- جیره شاهدمثبت حاوی فسفر استاندارد;  تیمار2- جیره شاهد منفی حاوی 30 درصد  فسفر کم‌تر- تیمار3 ; جیره شاهد منفی + آنزیم فیتاز; تیمار4- جیره شاهد منفی + پروبیوتیک تجاری تیمار5- جیره شاهد منفی + باسیلوس­سابتیلیس 3-17SH   بودند. تغذیه جوجه‌های­گوشتی با جیره حاوی باکتری‌ باسیلوس‌سابتیلیس 3-17SH، مصرف خوراک و میانگین  افزایش وزن بدن  را در کل دوره پرورش کاهش داد(0/05 >P)،  تغذیه جوجه‌های­گوشتی با جیره حاوی آنزیم فیتاز، مصرف خوراک و میانگین افزایش وزن را افزایش داد (0/05>P). مقاومت استخوان درشت­نی در پرندگانی که جیره حاوی آنزیم فیتاز را دریافت کردند بیش‌تر از سایر گروهها بود (0/05>P). براساس نتایج حاصل، استفاده از آنزیم فیتاز در جیره­های با کمبود فسفر، عملکرد را در جوجه‌های­گوشتی بهبود می­دهد؛ اما باکتری باسیلوس­سابتیلیس مولد فیتاز 3-17SH،  نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای پروبیوتیک و هم‌چنین آنزیم فیتاز  باشد.

تأثیر استفاده از هسته خرمای عمل‏آوری شده با روش‏های مختلف در جیره بر عملکرد جوجه‏های گوشتی

صفحه 417-429

https://doi.org/10.22059/jap.2020.294378.623486

محمدرضا قربانی، طاهره محمدآبادی، حدیث میرزایی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر استفاده از هسته خرمای عمل‏آوری‌شده در جیره بر عملکرد جوجه‏های گوشتی بود. در این آزمایش از 280 قطعه جوجه‌گوشتی، در قالب طرح کاملاً تصادفی با هفت تیمار و چهار تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- شاهد (جیره بدون هسته خرما)؛ 2- جیره حاوی 10 درصد هسته خرمای خام و سه تا هفت - به‌ترتیب 10 درصد هسته خرما که با فشار و بخار، سود، باکتری لاکتوباسیلوس فرمنتوم، باکتری باسیلوس سابتیلیس و قارچ آسپرژیلوس نایجر عمل‏آوری شدند. هسته‌های فرآوری‌شده نسبت به هسته خام، پروتئین خام بالاتر و چربی خام (به‌جز تیمار سود) پایین‌تری داشتند (p <0/05). میزان خوراک مصرفی، افزایش وزن بدن، ضریب تبدیل خوراک و جمعیت میکروبی روده‌کور جوجه‌های گوشتی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. طول روده کوچک پرندگان تغذیه‌شده از جیره‌‌‌‌‌های حاوی هسته عمل‌آوری‌شده با فشار و بخار و سود نسبت به پرندگانی که جیره حاوی هسته خرمای عمل‌آوری‌شده با قارچ و یا جیره بدون هسته خرما تغذیه کردند کم‌تر بود (p <0/05). بیش‌ترین میزان ماده خشک ﺑﺴﺘﺮ و کم‌ترین مقدار خاکستر فضولات در گروه تغذیه‌شده با جیره حاوی پودر هسته خام ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ (p <0/05). براساس نتایج حاصل در این تحقیق، نوع عمل‌آوری هسته خرما تأثیری بر عملکرد و جمعیت میکروبی روده‌کور جوجه‌های گوشتی ندارد. لذا با توجه به هزینه بالای عمل‌آوری، و اثرات مطلوب تغذیه هسته خام بر کیفیت بستر، استفاده از هسته خام خرما در جیره جوجه‌های گوشتی پیشنهاد می‌شود.

تاثیر پودر بره‌موم بر عملکرد رشد، اجزای لاشه و فراسنجه‌های خونی در جوجه‌های گوشتی در پاسخ به تنش گرمایی

صفحه 431-440

https://doi.org/10.22059/jap.2020.295934.623492

میکائیل قلی پور، وحید واحدی، زربخت انصاری پیرسرایی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی آثار تغذیه پودر بره­موم بر عملکرد رشد، اجزای لاشه و فراسنجه­های خونی جوجه­های گوشتی در پاسخ به تنش گرمایی بود. در این آزمایش از تعداد 160 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه (راس 308) در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- تیمار شاهد (جیره پایه)؛ 2- جیره حاوی نئومایسین (200 گرم در هر تن)؛ 3- جیره حاوی 150 میلی­گرم بره­موم در هر کیلوگرم جیره؛ 4- جیره حاوی 200 میلی­گرم بره­موم در هر کیلوگرم جیره بودند. جوجه­ها از سن 15 تا 42 روزگی تحت شرایط تنش گرمایی (2°C ± 32 از ساعت 10 صبح الی شش بعد از ظهر) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان تلفات در پرندگانی که در جیره خود بره موم دریافت کردند کم‌تر از گروه شاهد بود (0/05>P). در دوره­های مختلف، مصرف خوراک تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت. در دوره­های رشد و پایانی، وزن جوجه­هایی که با جیره حاوی 200 میلی­گرم پودر بره­موم تغذیه شدند بیش‌تر از پرندگان گروه شاهد بود (0/05>P). در دوره پایانی و کل دوره، ضریب تبدیل خوراک در پرندگان تغذیه‌شده با 200 میلی‌گرم پودر بره­موم کم‌تر از گروه شاهد بود (0/05>P). سطح گلوکز و LDL خون در پرندگان تغذیه‌شده با بره­موم کم‌تر از گروه شاهد بود (0/05 >P). بنابراین براساس نتایج حاصل، استفاده از بره موم تا سطح 200 میلی­گرم در هر کیلوگرم جیره می­تواند اثرات منفی تنش گرمایی را در جوجه­های گوشتی کاهش دهد.

بررسی عملکرد تخم گذاری و خصوصیات کیفی تخم مرغ مرغان بومی ایستگاه اصلاح نژادی اصفهان

صفحه 441-455

https://doi.org/10.22059/jap.2020.298965.623509

سیدیاور حیدری، نصراله پیرانی، بهنام احمدی پور، محمدرضا اکبری

چکیده این تحقیق به‌منظور بررسی تغییرات وزن بدن، سن و وزن در اولین تخم‌گذاری، صفات ظاهری تخم‌مرغ و کیفیت داخلی تخم‌مرغ مرغان بومی ایستگاه اصلاح نژادی اصفهان انجام شد. برای اجرای این آزمایش از 300 قطعه جوجه مرغ بومی یک‌روزه استفاده شد. این آزمایش از یک‌روزگی تا پایان هفته 13 (سن ۳۲ هفتگی) تخم‌گذاری انجام شد. میانگین سن و وزن اولین تخم‌گذاری به‌ترتیب برابر152/6 روز و 2061/46گرم بود. میانگین وزن تخم‌مرغ در کل دوره آزمایش 47/45 گرم بود. میانگین تعداد تخم‌مرغ تولیدی به‌ازای هر مرغ در طی ۱۲ هفته تولید برابر ۴۲ عدد بود. درصد تولید مرغ روز در هفته در دامنه 5/83 تا 61/99درصد و با میانگین ۴۴/۴۵ درصد بود. تغییرات رگرسیونی قطر و ارتفاع زرده با هفته‌های تولید از نوع درجه دوم، با وزن بدن مرغان، وزن سفیده، زرده و پوسته و ضخامت پوسته از نوع درجه سوم و با بقیه صفات از نوع درجه چهارم بود. همبستگی سن در اولین تخم‌گذاری با وزن پوسته مثبت و بسیار بالا (0/99= r) و معنی‌دار (p<0/01)و با صفات وزن کل تخم‌مرغ تولیدی، طول و وزن تخم‌مرغ و ارتفاع زرده منفی و معنی‌دار (p<0/05) بود. نتایج این پژوهش بیانگر پتانسیل خوب تولیدی در برخی از این مرغان بود که با انجام برنامه‌های اصلاح نژادی مناسب امکان پیشرفت قابل‌توجه در آن‌ها وجود دارد.

مقایسه عملکرد، خصوصیات لاشه، فراسنجه‌های خونی، و سودمندی اقتصادی گوساله‌های خالص و آمیخته‌های هلشتاین

صفحه 457-469

https://doi.org/10.22059/jap.2020.299267.623513

عبداله رضاقلی وند، اکبر نیکخواه، محمد هادی خبازان، سعید مختارزاده، مجید دهقان، فرزاد صدیقی، یوسف مختاباد، فرزاد صفری، عظیم رجایی

چکیده هدف از پژوهش حاضر مقایسه عملکرد پرواری، ویژگی­های لاشه، متابولیت­های خونی و سودمندی اقتصادی آمیخته­های گوشتی با گوساله­های هلشتاین خالص بود. آمیخته­های گوشتی از طریق تلقیح گاو ماده هلشتاین با اسپرم نژادهای شاروله، اینرا95، لیموزین و آنگوس استحصال شد. عملکرد گوساله­های آمیخته با گوساله­های هلشتاین در یک طرح پرواری 11 ماهه با استفاده از 25 راس گوساله به‌ازای هر یک از پنج نژاد (مجموع 125 راس گوساله) مورد مقایسه قرار گرفت. متوسط افزایش وزن روزانه گوساله­های آمیخته بیش‌تر از هلشتاین خالص بود. هرچند اثرات متقابل نژاد و زمان­ پروار معنی­دار بود (p <0/01). خوراک مصرفی گوساله­های آمیخته شاروله و هلشتاین به‌طور معنی­داری پایین­تر از سایر آمیخته­ها بود و ضریب تبدیل خوراک در گوساله­های آمیخته شاروله پایین­تر از سایر گوساله­ها بود (p <0/01). بازده لاشه و گوشت قابل فروش آمیخته­های شاروله، اینرا95 و لیموزین نسبت به آمیخته آنگوس و هلشتاین به‌طور معنی­داری بالاتر بود (p <0/01). آمیخته شاروله غلظت اوره پلاسما بالاتری نسبت به دیگر گروه­های ژنتیکی داشت (p <0/01). محاسبه اقتصادی نتایج نشان داد میزان سود بالاتر کل دوره پروار به‌ترتیب مختص آمیخته­های شاروله، اینرا95، لیموزین، آنگوس و گوساله­های هلشتاین بود. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش حاضر، آمیخته­های حاصل از تلاقی نژاد گوشتی و هلشتاین عملکرد پرواری، بازده لاشه، و سود بالاتری نسبت به هلشتاین دارند.

اثر افزودن گلوتاتیون احیا به رقیق کننده بر پایه نانوذره لسیتین بر انجمادپذیری اسپرم گاو

صفحه 471-477

https://doi.org/10.22059/jap.2020.287470.623434

طوبی ندری، سعید زین الدینی، ارمین توحیدی، غلامحسین ریاضی، مهدی ژندی، محسن شرفی

چکیده هدف از این پژوهش ، بررسی اثر افزودن گلوتاتیون احیا به رقیق­کننده بر پایه نانوذره لسیتین بر کیفیت اسپرم گاو پس از فرایند انجماد و یخ‌گشایی بود به همین منظور چهار سطح آنتی­اکسیدان گلوتاتیون (صفر، یک، 2/5 و پنج میلی­مولار) در رقیق­کننده بر پایه نانوذرات لسیتین ارزیابی شد. اندازه ذرات لیستین تهیه شده با استفاده از دستگاه سونیکاتور به ابعاد نانو کاهش یافت. 48 انزال طی سه هفته از شش رأس گاو نر هلشتاین با میانگین سنی سه تا چهار سال جمع­آوری و منجمد شد. صفات مورد ارزیابی پس از انجماد و یخ‌گشایی شامل، فراسنجه­های جنبایی با CASA، فعالیت غشای سلول­ (هاست) و یکپارچگی غشا (ائوزین- نگروزین) ریخت‌شناختی اسپرم (محلول هانکوک) بود. نتایج نشان داد که استفاده از2/5 میلی­مولار گلوتاتیون در رقیق­کننده جنبایی کل و جنبایی پیش‌رونده را  افزایش داد (به‌ترتیب 1/5±63/38 و 1/1±43/1) (p <0/05). درصد زنده­مانی و سلامت غشای اسپرم در تیمار حاوی 2/5 میلی­مولار بیش‌تر از سایر تیمارها بود. به‌نظر می­رسد، غلظت 2/52 میلی­مولار گلوتاتیون می‌تواند غلظت بهینه رقیق­کننده انجمادی گاو بر پایه نانوذره لسیتین باشد.

تأثیر نوع مکمل چربی مصرفی بر تولید و ترکیب شیر و ریخت شناسی پستان در بزهای سانن شکم اول

صفحه 479-490

https://doi.org/10.22059/jap.2020.292240.623467

هدی جواهری بارفروشی، حسن صادقی پناه، نادر اسدزاده، نادر پاپی، فضل الله موسوی پور

چکیده اثر مصرف جیره­های حاوی منابع مختلف چربی بر تولید و ترکیب شیر و ریخت‌شناسی غده پستان 40 رأس بز سانن شکم اول از دو ماه آخر آبستنی تا 12 هفته پس از زایش، موردمطالعه قرار گرفت. بزها براساس میانگین وزن زنده اولیه به چهار گروه 10 رأسی تقسیم و به یکی از چهار جیره­ آزمایشی اختصاص یافتند. جیره­ها شامل جیره بدون چربی، جیره حاوی چربی اشباع، جیره حاوی دانه سویا و جیره حاوی دانه بزرک بودند. نتایج این مطالعه نشان داد در کل دوره، تولید شیر در بزهای تغذیه‌شده با جیره حاوی دانه بزرک بیش‌تر از بزهای تغذیه‌شده با جیره بدون چربی یا حاوی چربی اشباع بود (0/05>P). میانگین تولید شیر روزانه در بزهای تغذیه‌شده با جیره حاوی دانه بزرک در هفته­های اول، دوم، سوم، پنجم، دهم و دوازدهم شیردهی نسبت به بزهای تغذیه‌شده با جیره بدون چربی یا حاوی چربی اشباع بالاتر بود (0/05>P). درصد پروتئین، لاکتوز، مواد جامد بدون چربی و مواد جامد شیر در بزهای تغذیه‌شده با جیره بدون چربی بالاتر از سایر گروه­ها بود (0/05>P). درصد نسبت چربی به پروتئین در بزهای تغذیه‌شده با جیره حاوی چربی­های غیراشباع بالاتر از سایر گروه­ها بود (0/05>P). مصرف جیره حاوی چربی­های غیراشباع موجب بهبود در حجم، محیط و اندازه­ کارتیه­های پستان شد (0/05>P). در مجموع، استفاده از مکمل­های چربی غنی از اسیدهای چرب غیراشباع مانند دانه سویا یا دانه بزرک در جیره پیش از زایش و اوایل شیردهی، عملکرد شیردهی را در بزهای سانن شکم اول بهبود می­بخشد.

مطالعه اثر غلظت‌های مختلف لیپوپلی‌ساکارید بر توانایی تکوین برون‌تنی و فراسنجه‌های محیط بلوغ تخمک گوسفند

صفحه 491-500

https://doi.org/10.22059/jap.2020.290887.623456

سارا عطایی نظری، عبدالله محمدی سنگ چشمه، محمدرضا بختیاری زاده، علی اسدی الموتی، علی فولادی نشتا

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی اثر غلظت­های مختلف لیپوپلی‌ساکارید در محیط کشت بر بلوغ تخمک، توانایی تکوینتخمک و فراسنجه­هایمرتبط با محیط کشت بلوغ شامل گلوکز، پیروات، لاکتات و اسیدآمینه گلوتامین بود. تیمار­های آزمایشی شامل غلظت­های صفر (شاهد)، 0/01، 0/1، 1 و 10 میکروگرم در میلی‌لیتر لیپوپلی‌ساکارید در محیط کشت بلوغ تخمک بود. تخمک‌ها به‌همراه سلول­های کومولوس اطراف آن در حضور غلظت­های مختلف لیپوپلی‌ساکارید کشت داده شدند. پس از 24 ساعت محیط کشت جمع­آوری و درصد بلوغ تخمک‌ها، درصد تسهیم و تولید بلاستوسیست محاسبه شد. درصد بلوغ تخمک در تیمار با سطح 10 میکروگرم در میلی‌لیتر از لیپوپلی‌ساکارید پایین­ترین بود (p<0/05). در بین فراسنجه­های اندازه‌گیری‌شده، تنها غلظت گلوکز در پاسخ به سطوح افزایشی لیپوپلی‌ساکارید موجود در محیط کشت به­صورت خطی کاهش یافت (p<0/05)، به­طوری‌که تیمار 10 میکروگرم در میلی‌لیتر لیپوپلی‌ساکارید غلظت گلوکز پایین­تری نسبت به تیمار­های دیگر داشت. درصد تسهیم در تیمار دارای 10 میکروگرم در میلی­لیتر لیپوپلی‌ساکارید در مقایسه با بقیه تیمار­ها پایین­تر بود (p<0/05). هم‌چنین سطوح 1 و 10 میکروگرم در میلی‌لیتر از لیپوپلی‌ساکارید منجر به کاهش معنی‌دار درصد تولید بلاستوسیست در مقایسه با تیمار شاهد شد (p<0/05). براساس نتایج این پژوهش، لیپوپلی‌ساکارید اثرات منفی بر تکوین تخمک گوسفند دارد و اثرات آن احتمالاً از طریق تأثیر بر مسیر­های مرتبط با متابولیسم انرژی میانجی­گری می­گردد. به‌کارگیری برنامه­های مدیریتی به­منظور کنترل عوامل افزایش­دهنده غلظت لیپوپلی‌ساکارید در دوره تولیدمثل می­تواند از کاهش عملکرد تولیدمثلی دام جلوگیری کند.

زمستان 1399، صفحه 501-695
پاییز 1399، صفحه 325-490
تابستان 1399، صفحه 187-324
بهار 1399، صفحه 1-185