دوره و شماره: دوره 24، شماره 3، پاییز 1401 

بررسی نگرش پژوهشگران، مشاورین و شاغلین در واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری در باره کاربرد اسپرم تعیین جنسیت شده

صفحه 247-258

https://doi.org/10.22059/jap.2022.327013.623629

ساحره جوزی شکالگورابی، علی مقصودی، عبدالرحیم غیاثی، محمد رکوعی، هادی فرجی آروق، امیر زرگران

چکیده با وجود پیشینه 15 ساله در ورود و استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده در ایران، تناقض‌های موجود درباره برآیند مزایا و معایب استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده سبب اختلاف نظر بین استفاده­کنندگان این نوع اسپرم از دیدگاه کارایی و بازدهی اقتصادی آن شده است. در این پژوهش، پرسش‌نامه­ای با 28 پرسش پنج گزینه­ای در مقیاس لیکرت در در باره نگرش افراد پاسخ­دهنده به استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده از جنبه­های مختلف عملکردی، اقتصادی، شناختی و زیرساختی طراحی و در اختیار پژوهش‌گران، مشاورین و افراد شاغل در مزارع صنعتی پرورش گاو شیری قرار داده شد. واکاوی داده‌ها نشان داد که شاغلین فارم به‌طور معنی­داری موافق تأثیر این نوع اسپرم بر کاهش سخت­زایی در مقایسه با پژوهش‌گران بودند (01/0>P). هم‌چنین، این گروه از پاسخ‌گویان، مخالف کاهش گیرایی اسپرم تعیین جنسیت‌شده در اقلیم­های مختلف بودند (01/0>P). بهتر بودن اسپرم تعیین جنسیت‌شده در تلیسه­ها در مقایسه با گاوهای شکم بالاتر به‌طور معنی­داری در شاغلین و مشاورین واحدهای پرورشی مورد تأیید بود (01/0>P). از نظر پژوهش‌گران به‌علت متداول‌نبودن استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده، استفاده از این نوع اسپرم ریسک بالاتری دارد (01/0>P). یافته‌ها نشان دادند که نگرش شاغلین واحدهای صنعتی بزرگ تا اندازه زیادی با واقعیت‌های علمی منتشرشده در زمینه اسپرم تعیین جنس‌شده هماهنگ بود و اختلاف نظر این دسته از شاغلین با پژوهش‌گران تا اندازه زیادی ناشی از تأثیر سیاست‌های خرید و توزیع اسپرم در عمل و نیز سیاست‌های مدیریتی و بهداشتی گله بود.

مقایسه عملکرد روش‌های تجزیه مؤلفه‌های اصلی و شبکه عصبی مصنوعی در شناسایی نشانگرهای تفکیک در نژادهای مختلف اسب دنیا

صفحه 259-270

https://doi.org/10.22059/jap.2022.335575.623663

سیاوش منظوری، امیر حسین خلت آبادی فراهانی، محمد حسین مرادی، مهدی کاظمی بن چناری

چکیده هدف این پژوهش مقایسه کارایی و عملکرد روش پیشرفته شبکه عصبی مصنوعی نسبت به تجزیه مؤلفه­های اصلی در تفکیک نژادهای مختلف اسب بود. بنابراین،  برای شناسایی یک زیرمجموعه از نشانگرهای SNP با بالاترین قدرت تفکیک نژادی و بررسی نحوه اختصاص حیوانات به گروه­های نژادی خود از دو روش شبکه عصبی پرسپترون (الدن) و روش کلاسیک تجزیه مؤلفه­های اصلی (PCA) استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد روش شبکه عصبی (الدن) قادر است که 37 نژاد اسب موردمطالعه در این پژوهش کنونی را، با زیرمجموعه کوچکی از نشانگرهای SNP (8000 نشانگر) و با قدرت تفکیک مشابه با تمام نشانگرهای ژنوم (صحت 98 درصدی)، از همدیگر مجزا و تفکیک کند. روش انتخاب PCA تنها توانست نژادهایی که دارای خاستگاه­های متفاوت بودند را شناسایی و تفکیک کند. با توجه به نتایج به­دست‌آمده، روش PCA دارای خطا و ایراد بوده و برای اجرا روی داده­های ژنومی نیاز به تغییرات و اصلاحات دارد. نتایج این پژوهش، رویکردهای عملی را در طراحی آرایه­های اقتصادی در تفکیک نژادهای مختلف اسب ارائه می­دهد.

تاثیر ویتامین E و نانولیپوزوم ویتامین E بر بیان ژن STAR در بیضه و ژن TSPO در تخمدان بلدرچین مولد ژاپنی

صفحه 271-279

https://doi.org/10.22059/jap.2022.336656.623668

فاطمه هندیجانی، جمال فیاضی، هدایت اله روشنفکر، محمدرضا قربانی

چکیده به­منظور بررسی تأثیر ویتامین E و نانولیپوزوم ویتامین E بر بیان ژن STAR در بیضه و ژن TSPO در تخمدان بلدرچین مولد ژاپنی، آزمایشی با استفاده از 864 قطعه بلدرچین به‌مدت 10 هفته در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، شش تکرار و 24 قطعه بلدرچین مولد (16 ماده و هشت نر) در هر تکرار به انجام رسید. تیمارها از جیره حاوی سطوح مختلف ویتامین E (25، 50 و 100 IU در کیلوگرم جیره) و نانولیپوزم ویتامین E (25، 50 و 100 IU در کیلوگرم جیره) تغذیه کردند. نتایج این پژوهش نشان داد، اثر تیمارهای آزمایشی بر بیان‌ ژن TSPO در تخمدان و ژن‌ STAR در بیضه معنی­دار بوده است (05/0>P). افزودن سطح 50 IU ویتامین E بیان ژن TSPO در تخمدان را نسبت به تیمار شاهد به­طور معنی‌داری افزایش داد (05/0>P). هم‌چنین نتایج نشان داد سطح 25 IU نانولیپوزوم ویتامین E باعث افزایش بیان ژن TSPO در تخمدان شد. این افزایش تفاوت معنی­داری با تیمار شاهد نداشت. استفاده از سطوح ویتامین E و سطوح نانو‌‌‌لیپوزوم ویتامین E باعث کاهش معنی‌دار بیان ژن STAR در بیضه بلدرچین ژاپنی شد (05/0>P). براساس نتایج این مطالعه اضافه­نمودن سطح 25 IU نانولیپوزوم ویتامین E و هم‌چنین سطوح 50 و 100 IU ویتامین E تأثیر زیادی بر بیان ژن TSPO در تخمدان که از ژن‌های مؤثر بر باروری و تولید­ مثل است دارد.  

اثر تغذیه‌ی دانه‌ی شاهدانه بر بیان ژن CPT1B در گوسفند بلوچی

صفحه 281-290

https://doi.org/10.22059/jap.2022.330829.623639

امیر مسعود اسماعیلیان، علی اسمعیلی زاده کشکوئیه، محمدرضا محمدآبادی، مهدی منصوری، محمد علی فرهوشی، حامد خراتی کوپایی

چکیده هدف دانش نوتریژنومیکس مطالعه مواد مغذی به‌عنوان سیگنال­هایی است که به‌وسیله گیرنده‌های سلولی دریافت می­شوند و می­توانند روی ژنوم، بیان ژن­ها و تولید متابولیت­ها تأثیرگذار باشند. در این پژوهش، برای بررسی اثر دانه شاهدانه بر تغییرات بیان ژن کارنیتین پالمیتوئیل ترانسفراز-1-B (CPT1B) درگوسفند بلوچی، تعداد 12 رأس بره نر با سن پنج ماهگی در طرح کاملاً تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه‌ها با جیره شاهد بدون شاهدانه و با جیره دارای 10 درصد شاهدانه تغذیه شدند. پس از دوره 110 روزه پرواربندی، از بافت­های قلب، کبد، بیضه، ماهیچه راسته (Longissimus dorsi muscle) و چربی پشت (subcutaneous back fat) نمونه­برداری شد. استخراج RNA برای واکنش Real Time PCR و اندازه‌گیری تغییرات بیان ژن CPT1B بین گروه‌ها انجام شد. تغییرات بیان ژن CPT1B بین گروه شاهد و تیمار در بافت کبد معنی‌دار بود (05/0P<). بیان ژن CPT1B در کبد بره­های تحت تیمار شاهدانه 74/5 برابر نسبت به گروه شاهد افزایش بیان داشت. در بافت‌های قلب، چربی پشت، ماهیچه راسته، بیضه در گروه تیمار نسبت به شاهد به‌ترتیب 1/3، 36/2، 12/2 و 47/2 برابر کاهش بیان ژن CPT1B را نشان داد. دانه شاهدانه حاوی اسیدهای چرب غیراشباع می­باشد و این ترکیبات از طریق بیان ژن­هایی مانند CPT1B می‌توانند موجب تغییر متابولیسم چربی در کبد شوند. بنابراین می‌توان بیان داشت که با توجه به این‌که CPT1B یکی از ژن­های مؤثر در سوخت‌وساز چربی می­باشد، افزودن دانه شاهدانه به جیره از طریق افزایش فعالیت بافت کبد می‌تواند اثر مفیدی بر توان تولیدی حیوان داشته باشد.

بررسی خصوصیات شیمیایی و تغذیه‌ای سیلاژ ذرت علوفه‌ای حاصل از بذر پرتوتابی شده با پرتو گاما و تاثیر آن بر عملکرد بره‌های نر پرواری زندی

صفحه 291-300

https://doi.org/10.22059/jap.2022.331704.623644

علیرضا شعبانی منظم، محمدعلی نوروزیان، مهدی بهگر، اعظم برزوئی

چکیده این مطالعه به‌منظور بررسی ویژگی‌های شیمیایی و تغذیه‌ای و تأثیر سیلاژ ذرت علوفه‌ای حاصل از بذر پرتوتابی‌شده با پرتو گاما بر عملکرد بره‌های نر پرواری زندی انجام شد. ابتدا ویژگی‌های جوانه‌زنی بذر ذرت شاهد و پرتوتابی‌شده با دزهای 25، 50، 100، 150 و 200 گری اندازه‌گیری شد. بعد از مشخص‌شدن دز مناسب، بذرهای مورداستفاده در دز 25 گری با پرتو گاما پرتودهی و در مزرعه کشت شدند. در انتهای دوره رشد، سیلاژ ذرت علوفه‌ای در سیلوهای آزمایشی و مزرعه​ای تهیه شد. هم‌چنین تأثیر سیلاژ تولیدی بر عملکرد و متابولیت­های خونی بره‌های پرواری زندی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره حاوی 20 درصد سیلاژ ذرت  شاهد (پرتودهی‌نشده) و سیلاژ ذرت حاصل از پرتودهی بذر در دز 25 گری با اشعه گاما بود. پرتودهی با دز 25 گری باعث افزایش تعداد ریشه‌های ثانویه، ‌ریشه‌چه و ساقه‌چه در شرایط گلخانه و محتوای کربوهیدرات­های محلول، پروتئین محلول و کلروفیل گیاه ذرت در شرایط مزرعه شد (05/0P<). سیلاژ حاصل از بذرهای پرتودهی‌شده با دز 25 گری اشعه گاما، pH کم‌تر و مقدار پروتئین خام بیش‌تری نسبت به گروه شاهد داشت (05/0P<). استفاده از سیلاژ ذرت پرتوتابی‌شده در جیره پرواری باعث بهبود وزن پایان دوره، میانگین افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل بره­ها شد (05/0P<). براساس نتایج این مطالعه، پرتوتابی بذر ذرت با پرتو گاما باعث بهبود کیفیت سیلاژ ذرت و عملکرد بره­های پرواری می‌شود.

اثر کاه گندم فرآوری‌شده با باکتری‌های سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب بر عملکرد، گوارش‌پذیری، فراسنجه‌های تخمیری و خونی در بره‌های پرواری

صفحه 301-312

https://doi.org/10.22059/jap.2022.298310.623504

مریم هرسینی، طاهره محمدآبادی، حسین معتمدی، محسن ساری، اسدالله تیموری یانسری

چکیده  
این آزمایش با هدف عمل‌آوری کاه گندم توسط باکتری‌های سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب و تأثیر این باکتری­ها بر عملکرد بره­های پرواری، قابلیت هضم، فراسنجه‌های تخمیری و خونی انجام شد. از 30 رأس بره نر افشاری با میانگین وزن 3±32 کیلوگرم و سن چهار ماه در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره­های حاوی کاه گندم فرآوری ‌شده به‌مدت شش هفته با چهار سویه باکتریایی جداشده از دستگاه گوارش اسب (Paenibacilluspolymyxa L11، Paenibacilluspolymyxa L12، Enterobacter cloacae L2 و Escherichia coli Z2) و جیره شاهد بودند. نتایج نشان داد که فرآوری باکتریایی باعث افزایش محتوای پروتئین و کاهش NDF، iNDF و ADF و هم‌چنین افزایش قابلیت هضم ماده آلی و انرژی متابولیسمی کاه گندم نسبت به شاهد شد. بیش‌ترین مقدار قابلیت هضم ماده آلی و انرژی متابولیسمی به تیمار L11 اختصاص داشت. قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، NDF،ADF، غلظت و نسبت اسیدهای چرب فرّار شکمبه، pH و نیتروژن آمونیاکی شکمبه تحت تأثیر فرآوری باکتریایی قرار گرفتند. بیش‌ترین قابلیت هضم مواد مغذی به تیمار L11 و کم‌ترین مقدار به تیمار شاهد اختصاص داشت. کم‌ترین مقدار نیتروژن آمونیاکی شکمبه مربوط به تیمارL11 بود. تیمارهای باکتریایی باعث افزایش غلظت کل اسیدهای چرب، غلظت پروپیونات و کاهش غلظت استات شکمبه شدند. با توجه به نتایج، فرآوری کاه گندم با باکتری­های سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب (به‌ویژه L11) باعث بهبود ارزش غذایی کاه گندم شد. بنابراین به‌نظر می‌رسد فرآوری باکتریایی می‌تواند راه‌کار مناسبی برای استفاده بهتر از بقایای زراعی با ارزش غذایی پایین باشد.
 

تأثیر سطوح مختلف یونجه خشک در جیره آغازین بر عملکرد، فراسنجه‌های خونی و سلامتی گوساله‌های شیرخوار هلشتاین تغذیه‌شده با مقادیر بالای شیر

صفحه 313-328

https://doi.org/10.22059/jap.2022.329132.623636

سیده نرگس طباطبائی فر، محمد رضا دهقانی، محمدحسن فتحی نسری

چکیده در این پژوهش، اثر افزودن مقدار یونجه خشک در جیره آغازین بر عملکرد، فراسنجه­های خونی و سلامتی گوساله­های شیرخوار هلشتاین تغذیه­شده براساس الگوی تغذیه شیر به روش کاهش مرحله­ای با استفاده از تعداد 24 رأس گوساله هلشتاین ماده با سن 1±4 روزگی و وزن 3±2/41 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و هشت گوساله در هر تیمار به‌مدت 56 روز (تا زمان شیرگیری) بررسی شد. تیمارهای آزمایشی به‌ترتیب شامل 1- تغذیه شیر بدون استفاده از یونجه خشک، 2- تغذیه شیر و جیره آغازین به­همراه پنج درصد یونجه خشک (براساس ماده خشک جیره) و 3- تغذیه شیر و جیره آغازین به­همراه 10 درصد یونجه خشک (براساس ماده خشک جیره). بین تیمارهای آزمایشی از نظر مصرف ماده خشک، ضریب تبدیل خوراک، افزایش وزن روزانه، نمره مدفوع، شاخص‌های رشد اسکلتی و pH شکمبه تفاوتی مشاهده نشد. میزان پروپیونات در شکمبه گوساله­هایی که با شیر و پنج درصد علوفه یونجه تغذیه شدند نسبت به تیمار شاهد و 10 درصد علوفه به‌طور معنی­داری بیش‌تر بود (05/0>P). نسبت استات به پروپیونات در شکمبه گوساله­های تغذیه‌شده با شیر و پنج درصد علوفه یونجه به‌طور معنی­داری بیش‌تر از گوساله­های سایر تیمارها بود (05/0>P). غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات پلاسما گوساله­های تغذیه‌شده با جیره آغازین حاوی پنج درصد یونجه خشک بیش‌تر از گوساله­های سایر تیمارها بود (05/0>P). براساس نتایج این پژوهش، جایگزینی بخشی از جیره آغازین گوساله­های شیر­خوار تغذیه‌شده با مقادیر بالای شیر، با علوفه یونجه سبب بهبود توسعه شکمبه آن‌ها می­شود.

مقایسه ترکیبات شیمیایی، فراسنجه‌های تولید گاز و گوارش‌پذیری گیاه خارشتر و یونجه خشک به روش‌های درون‌کیسه‌ای و آزمایشگاهی

صفحه 329-339

https://doi.org/10.22059/jap.2022.336134.623665

نوید قوی پنجه، سید احمد حسینی، علی رضا آقاشاهی، مجتبی افشین

چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارزش غذایی گیاه خارشتر با استفاده از روش­های درون‌کیسه­ای و تولید گاز و مقایسه آن با علف خشک یونجه بود. نمونه‌های علوفه‌ به‌صورت دستی برداشت و ترکیب شیمیایی و فنولی آن طبق روش‌های توصیه‌شده آزمایشگاهی تعیین شد. هم‌چنین از روش‌های تولید گاز، کیسه‌های نایلونی و هضم سه مرحله‌ای آنزیمی برای تعیین ارزش غذایی نمونه‌ها استفاده شد. میزان ماده آلی، پروتئین خام و کلسیم خارشتر پایین‌تر از علف خشک یونجه بود (05/0P<)، درحالی‌که الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، لیگنین، خاکستر و فسفر گیاه خارشتر به‌طور معنی­داری بیش‌تر بود (05/0P<). میزان کل ترکیبات فنولی، تانن کل، تانن متراکم و تانن قابل هیدرولیز گیاه خارشتر نیز بالاتر از علف خشک یونجه بود (05/0P<). بخش سریع‌تجزیه، کُند تجزیه و نرخ ثابت تجزیه گیاه خارشتر و علف خشک یونجه اختلاف معنی‌داری نداشتند. اما، تجزیه‌پذیری مؤثر گیاه خارشتر از علف خشک یونجه کم‌تر بود (05/0P<). نرخ ثابت تولید گاز (c) گیاه خارشتر و علف خشک یونجه با یکدیگر مشابه بودند، با این‌حال، پتانسیل تولید گاز (b) آن از علف خشک یونجه کم‌تر بود (05/0P<). گوارش­­پذیری ماده آلی، انرژی قابل سوخت­و­ساز و انرژی خالص شیردهی نیز در گیاه خارشتر کم‌تر از علف خشک یونجه برآورد شد (05/0P<). براساس نتایج این پژوهش، گیاه خارشتر با ترکیب شیمیایی و فراسنجه‌های گوارش‌پذیری مناسب و هزینه تولید کم‌تر در مقایسه با علف خشک یونجه، امکان جایگزینی با بخشی از علوفه جیره‌ شتر را دارد.

تاثیر منابع مختلف چربی و سطح بنتونیت بر شاخص‌های تولید و کیفیت خوراک پلت

صفحه 341-353

https://doi.org/10.22059/jap.2022.339855.623677

صابر معتمدی، حسین مروج، مازیار محیطی اصلی

چکیده تأثیر نوع چربی و سطوح مختلف بنتونیت در جیره بر شاخص‌های تولید و کیفیت خوراک (پلت) در قالب طرح کاملاً تصادفی با نُه تیمار و چهار تکرار بررسی شد. جیره­های آزمایشی شامل ترکیب سطوح صفر و 5/1 درصد روغن خام سویا و پودر چربی با سه سطح بنتونیت (صفر، یک و دو درصد) بودند. شاخص‌های اندازه­گیری‌شده شامل کارایی دستگاه پرس پلت (برق مصرفی، نرخ تولید در واحد زمان و ماده خشک محصول نهایی)، شاخص‌های کیفی پلت پس از تولید (استحکام و سختی) و درصد پلت سالم پس از خطوط دان­خوری بشقابی و زنجیری در محیط مرغداری بودند. استفاده از چربی در خوراک، میزان برق مصرفی را کاهش و نرخ تولید در واحد زمان و درصد ماده خشک محصول نهایی را نسبت به جیره­های فاقد چربی بهبود داد و نرخ تولید در واحد زمان در جیره پودر چربی با دو درصد بنتونیت از سایر جیره­ها بیش‌تر بود (05/0P<). شاخص استحکام پلت به‌روش تامبلینگ در جیره حاوی پودر چربی و فاقد بنتونیت از سایر جیره­های آزمایشی بیش‌تر بود (05/0P<)، هم‌چنین درصد پلت سالم پس از دان‌خوری زنجیری در جیره­های حاوی چربی، به‌ویژه در جیره حاوی پودر چربی و فاقد بنتونیت بیش‌تر از سایر جیره­ها بود (05/0P<). ضریب همبستگی بین درصد پلت سالم و شاخص استحکام پلت بین روش تامبلینگ و دان­خوری زنجیری بیش‌تر بود. براساس نتایج حاصل، استفاده از پودر چربی به جای روغن و افزودن یک درصد بنتونیت به جیره، کیفیت پلت و شاخص‌های عملکرد تولیدی آن را در کارخانه بهبود می­بخشد.

تأثیر تغذیه برگ زیتون بر پاسخ ایمنی، فراسنجه های خونی و جمعیت میکروبی روده جوجه های گوشتی آرین در دوره های مختلف پرورش

صفحه 355-364

https://doi.org/10.22059/jap.2022.339027.623676

صیفعلی ورمقانی، پوریا دادور، منصور احمدی، هوشنگ جعفری

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی اثر تغذیه پودر برگ زیتون در دوره­های مختلف پرورش، بر ایمنی، جمعیت باکتریایی روده و پارامترهای بیوشیمیایی خون جوجه‌های گوشتی آرین بود. تعداد 336 قطعه جوجه گوشتی نر (سویه آرین 386) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار به‌مدت 42 روز مورد مطالعه قرار گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل جیره شاهد (بدون برگ زیتون) و به سایر گروه­ها جیره حاوی یک درصد برگ زیتون تغذیه شد؛ از یک تا 14 روز، یک تا 21 روز، یک تا 28 روز، یک تا 35 روز و یک تا 42 روز. افزایش وزن بدن، مصرف خوراک و ضریب تبدیل خوراک در همه گروه­ها مشابه بود، اما نرخ تلفات در تیمار یک تا 42 روزگی کم‌تر از سایر تیمارها بود (01/0>P). میزان لیپوپروتئین­های با چگالی پایین در تیمارهای یک تا 35 روزگی و یک تا 42 روزگی کم‌تر از سایر تیمارها بود (05/0>P). فعالیت آلانین‌آمینوترانسفراز در تیمارهای شاهد بالاتر ‌و‌ در تیمار یک تا 42 روزگی کم‌تر از سایر تیمارها بود (05/0>P). جمعیت بالاتر لاکتوباسیلوس برای تیمارهای یک تا 28 روزگی، یک تا 35 روزگی و یک تا 42 روزگی در ژژنوم (01/0>P) و تیمارهای یک تا 21 روزگی، یک تا 28 روزگی، یک تا 35 روزگی و یک تا 42 روزگی در ایلئوم، در مقایسه با سایر تیمارها مشاهده شد (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد که تغذیه 10 گرم بر کیلوگرم برگ خشک زیتون طی 42 روز دوره پرورش جوجه­های گوشتی، بدون تأثیر منفی بر عملکرد و ایمنی، منجر به کاهش تلفات می­شود.

تاثیر تغذیه یک مکمل گلوکوژنیک در اوایل زایش بر محور سوماتوتروپیک گاوهای شیری

صفحه 365-372

https://doi.org/10.22059/jap.2022.339997.623679

رضا کریمی، آرمین توحیدی، مهدی گنج خانلو، سپده خویی، حمید قاسم زاده نوا، امیر علیجانی، محمدجواد مظفری

چکیده هدف آزمایش حاضر ارزیابی تأثیر تغذیه یک جیره گلوکوژنیک بر محور سوماتوتروپیک گاو تازه­زای هلشتاین بود. در این مطالعه از 16 راس گاو تازه­زا در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو تیمار و هشت تکرار استفاده شد. در تیمار جیره گلوکوژنیک، گاوها روزانه 600 گرم مکمل گلوکز عبوری به‌صورت سرک دریافت می­کردند. در تیمار شاهد گاوها روزانه به­مقدار مشابهی گلوکز و مواد پوشش گلوکز عبوری (به‌طورعمده چربی) دریافت می­کردند. جیره­های آزمایشی از روز چهار تا 30 بعد از زایش تغذیه شد. مصرف ماده خشک و تولید شیر به‌صورت روزانه ثبت شد. نمونه­های خون در روزهای چهار، 15 و 29 بعد از زایش از سیاهرگ دمی گرفته شد. نتایج نشان داد از نظر مقدار تولید شیر، مقدار شیر تصحیح‌شده براساس انرژی و 5/3 درصد چربی، مصرف ماده خشک و گلوکز خون بین دو تیمار تفاوت معنی­دار وجود ندارد. جیره گلوکوژنیک سبب افزایش معنی­دار انسولین و افزایش عددی IGF-1  خون شد (05/0P<). گاوهایی که جیره شاهد دریافت کردند، کاهش معنی­داری در غلظت IGF-1 نشان دادند (05/0P<) اما این کاهش در گاوهایی که جیره حاوی مکمل گلوکوژنیک دریافت کردند مشاهده نشد. نتایج این پژوهش نشان داد تغذیه مکمل‌های گلوکوژنیک می‌تواند بر محور سوماتوتروپیک گاوهای تازه­زا اثر گذاشته و سبب افزایش بازچرخش (ترن­آور) گلوکز و افزایش انسولین خون و بهبود نسبی سطح IGF-1 خون شود.

تاثیر القای کبد چرب با تزریق استرادیول بر بیان ژن های مرتبط با مقاومت به انسولین در کبدمرغ های تخمگذار پس از اوج تولید

صفحه 373-382

https://doi.org/10.22059/jap.2022.337624.623671

عیسی دیرنده، محمد کاظمی فرد، طناز صابری فر

چکیده برای بررسی تأثیر کبدچرب بر مقاومت به انسولین در کبد مرغ­های تخم‌گذار آزمایشی با استفاده از 80 قطعه مرغ تخم‌گذار سویه تجاری های لاین (w-36) پس از اوج تولید (سن 43 هفته) به‌مدت هشت هفته در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو تیمار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل گروه شاهد (بدون تزریق) و گروه استرادیول (تزریق دو میلی­گرم به‌ازای هر کیلوگرم وزن بدن استرادیول بنزوات) بود. تزریق استرادیول 17 بتا به جهت القای بیماری کبد چرب، از هفته سوم آزمایش آغاز و سه بار در هفته و به‌مدت 21روز انجام شد. خون‌گیری جهت بررسی غلظت تری‌گلیسرید، کلسترول و آنزیم­های آلکالین­فسفاتاز (ALP)، آسپارتات­آمینوترانسفراز (AST) وآلانین­آمینوترانسفراز (ALT) در انتهای آزمایش با استفاده از 20 قطعه از هر تیمار انجام شد. در انتهای آزمایش پنج قطعه از هر تیمار انتخاب و کشتار شد سپس بافت کبد برای بررسی بیان ژن­های گیرنده انسولین (InR)، ناقل گلوکز شماره 1 (Glut1)، پروتئین تنظیم‌کننده انتقال استرول (SREBP1)، کیناز 1ریبوزمی S6 (S6K1)، هدف راپامایسین (TOR)، پروتئین O1 جعبه (FOXO1) استفاده شد. نتایج نشان داد تزریق استرادیول سبب ایجاد کبد چرب شد و در این مرغان غلظت  پلاسمایی تری‌گلیسرید، کلسترول و فعالیت AST، ALT و ALP افزایش یافت. در مرغان مبتلا به کبد چرب بیان ژن­های FOXO1  (1/4 برابر)، TOR (9/3 برابر)، S6K1 (3/3 برابر) افزایش یافت و بیان ژن­های InR (6/4 برابر) و Glut1 (5/7 برابر) کاهش یافت. به­طور کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داد القای کبدچرب در مرغان تخم‌گذار پس از اوج سبب افزایش بیان ژن­های مرتبط با مقاومت به انسولین شد.