دوره و شماره: دوره 23، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 200-400 

بررسی ساختار ژنتیکی اسب‌های بومی ایران با استفاده از نشان‌گرهای ریزماهواره

صفحه 155-163

https://doi.org/10.22059/jap.2021.299463.623516

محمد عبدلی، محمدباقر زندی، طاهر هرکی نژاد، مسعود خلیلی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی ساختار ژنتیکی اسب‌های بومی ایران با استفاده از 11 نشان‌گر ریزماهواره انجمن بین‌المللی ژنتیک حیوانات (ISAG) برای مقایسه تنوع ژنتیکی و درک روابط بین جمعیت‌ها موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور از بانک اطلاعاتی فدراسیون سوارکاری کشور تعداد 565 اسب از سنین مختلف (شش‌ماهگی تا 25 سالگی) از نژادهای اسب عرب اصیل، کاسپین، دره‌شوری، کرد و ترکمن هر کدام به تعداد 113 راس انتخاب شدند. تعداد آلل‌های مشاهده شده برای هر جایگاه از هفت تا 19 آلل و با میانگین 10/81 آلل بود که جایگاه ASB17 با 19 آلل و جایگاه HTG4 با هفت آلل به‌ترتیب دارای بیش‌ترین و کم‌ترین تعداد آلل بودند. مقادیر میانگین هتروزیگوسیتی مشاهده‌شده از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین، متعلق به نژاد ترکمن (0/11±0/68)، کاسپین (0/07±0/67)، کرد (0/06±0/66)، دره‌شوری (0/07±0/65)، و عرب اصیل (0/08±0/62) بود. در بررسی‌ ساختار جمعیتی به‌روش جفت گروهی غیروزنی با کمک میانگین حسابی (UPGMA)، جمعیت‌های کاسپین و کرد با یکدیگر در یک گروه ژنتیکی و سایر جمعیت‌ها نیز در گروه‌های جداگانه‌ای قرار گرفتند. نتایج حاصل از این پژوهش، این فرضیه که جمعیت‌های کاسپین و کرد به اسب‌های نسایی نزدیک هستند را تأیید کرد. به‌طورکلی، نتایج به‌دست‌آمده از این مطالعه نشان‌دهنده تنوع ژنتیکی بالا، با وجود شباهت ژنتیکی در برخی از جمعیت‌های اسب موردمطالعه است. از طرفی گروه‌بندی ژنتیکی جمعیت‌ها با مناطق جغرافیایی آن‌ها همسان می‌باشد. نتایج حاصل از ریزماهواره‌ها بیانگر چندشکلی‌بودن و کارآمدی بالای جایگاه‌های مورد استفاده در آزمایش‌های مطالعه‌های تعیین نژاد، تنوع و ساختار ژنتیکی برای اسب‌های بومی کشور می‌باشد.

اثر سطح روغن سویا و پروتئین خام جیره آغازین بر عملکرد رشد، فراسنجه‌های پلاسما و مشتقات پورینی ادرار گوساله‌های شیرخوار هلشتاین

صفحه 165-177

https://doi.org/10.22059/jap.2021.295286.623489

صفورا یوسفی نژاد، فرشید فتاح نیا، مهدی کاظمی بن چناری

چکیده هدف از این آزمایش بررسی اثر سطح روغن سویا و پروتئین خام جیره آغازین بر عملکرد رشد، فراسنجه­های پلاسما و مشتقات پورینی ادرار گوساله­های شیرخوار بود. از 48 راس گوساله هلشتاین سه روزه با میانگین وزن2/4±39/8 کیلوگرم در قالب طرح کاملا تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×2 استفاده شد. جیره‌های آزمایشی شامل جیره بدون روغن سویا و 19 درصد پروتئین خام، جیره بدون روغن سویا و 22 درصد پروتئین خام، جیره حاوی سه درصد روغن سویا و 19 درصد پروتئین خام و جیره حاوی سه درصد روغن سویا و 22 درصد پروتئین خام بودند. عملکرد، شاخص‌های رشد اسکلتی، فراسنجه‌های پلاسما، مشتقات پورینی ادرار و سنتز پروتئین میکروبی اندازه­گیری شد. عملکرد رشد، فراسنجه­های پلاسما و مشتقات پورینی ادرار تحت تأثیر اثر متقابل سطح روغن سویا و پروتئین خام جیره آغازین قرار نگرفت. مصرف خوراک جیره آغازین، افزایش وزن روزانه و بازده استفاده از خوراک در گوساله­های تغذیه‌شده با مکمل روغن سویا پایین­تر بود (0/05>P). اسکور مدفوع و ارتفاع جدوگاه در گوساله­های تغذیه‌شده با جیره حاوی روغن سویا به‌ترتیب بالاتر و پایین­تر بود (0/05>P).  غلظت گلوکز، بتاهیدروکسی بوتیرات و پروتئین کل پلاسمای گوساله‌های تغذیه‌شده با جیره حاوی روغن سویا کم‌تر بود (0/05>P). افزودن روغن سویا به جیره غلظت آلانتوئین و کل مشتقات پورینی ادرار را کاهش داد (0/05>P). سنتز پروتئین میکروبی در گوساله‌های تغذیه‌شده با جیره حاوی روغن سویا تمایل به کاهش داشت (0/06=P). نیتروژن اوره­ای پلاسما با افزایش سطح پروتئین خام جیره آغازین، افزایش یافت (0/05>P). براساس این نتایج، عملکرد رشد گوساله ­های هلشتاین شیرخوار تحت تأثیر اثر متقابل سطح روغن سویا و پروتئین خام قرار نمی‌گیرد.   

اثر افزودن منابع چربی در شیر بر عملکرد، رشد، سلامتی، فراسنجه های شکمبه ای و خونی گوساله های ماده هلشتاین در ماه اول بعد از تولد

صفحه 179-189

https://doi.org/10.22059/jap.2020.293595.623477

محمد علی آهنگرانی، محمد رضا دهقانی، عباسعلی ناصریان

چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر افزودن پودر چربی و روغن دانه کتان در شیر بر عملکرد، رشد، سلامت، فراسنجه­های خون و شکمبه بود. به این منظور از 45 راس گوساله شیرخوار (0/5±38 کیلوگرم= میانگین وزن بدن) در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه جیره آزمایشی و 15 تکرار، در میانگین دمایی 10 درجه سانتی‌گراد از سن سه‌روزگی تا 30 روزگی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- کنسانتره شروع­کننده پایه و شیر بدون مکمل چربی (شاهد)، 2- کنسانتره شروع­کننده پایه به‌همراه شیر حاوی پودر چربی(ده گرم در لیتر شیر)، 3- کنسانتره شروع‌کننده پایه به‌همراه شیر حاوی روغن کتان (ده گرم در لیتر شیر) بود. افزایش وزن روزانه در سه  تا 30 روزگی و وزن 30 روزگی در تیمار روغن کتان بیش‌تر از تیمار شاهد بود (p<0/05). گوساله­های تیمار روغن کتان در 30 روزگی ارتفاع لگن بالاتری نسبت به تیمار شاهد داشتند (p<0/05). غلظت کلسترول خون در تیمار شاهد بالاتر از تیمار روغن کتان و غلظت کورتیزول خون در تیمار روغن کتان از تیمار شاهد کم‌تر بود (p<0/05). نسبت پروتئین کل به آلبومین در تیمار روغن کتان از تیمار شاهد کم‌تر بود (p<0/05). فراسنجه­های شکمبه­ای تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از منابع چربی حاوی اسید لینولنیک مانند روغن کتان در ترکیب شیر تأثیر مثبتی بر عملکرد، رشد و سلامت گوساله­های شیرخوار در طول ماه اول زندگی آن‌ها دارد.

بررسی ترکیب شیمیایی و فراسنجه‌های تجزیه‌پذیری شکمبه‌ای کاه گندم و باگاس نیشکر عمل‌آورعمل‌آوری‌شده با اوره

صفحه 191-200

https://doi.org/10.22059/jap.2021.316319.623583

منصور دهقانی، احمد افضل‌ زاده، محمدعلی نوروزیان

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر فرآوری کاه گندم و باگاس نیشکر با اوره بر ترکیب شیمیایی، زمان تأخیر و فراسنجه ­های تجزیه‌پذیری ماده خشک و الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) به روش کیسه­ های نایلونی انجام شد. ترکیب شیمیایی و فراسنجه­ های تجزیه‌پذیری نمونه ­های فرآوری‌نشده و عمل‌آوری‌شده با پنج درصد اوره با استفاده از سه راس گاو شیرده (با میانگین وزنی 15±615 کیلوگرم و سه شکم زایش) مجهز به فیستولای شکمبه ­ای تعیین شد. عمل‌آوری با اوره موجب کاهش زمان تأخیر تجزیه ماده خشک و NDF کاه گندم شد (0/05>P)، اما تأثیری بر زمان تأخیر تجزیه ماده خشک و NDF باگاس نیشکر نداشت. عمل‌آوری کاه گندم با اوره موجب افزایش نرخ تجزیه‌پذیری ماده خشک و NDF شد (0/05>P). اما اثری بر نرخ تجزیه‌پذیری هماده خشک و NDF باگاس نیشکر نداشت. بخش تجزیه‌پذیر بالقوه ماده خشک و NDF هر دو ماده آزمایشی کاه گندم و باگاس نیشکر بعد از عمل‌آوری با اوره افزایش یافت (0/05>P). تجزیه‌پذیری مؤثر هماده خشک و NDF مواد خشبی مورد آزمایش پس از عمل‌آوری با اوره در کاه گندم به‌ترتیب از 35/69 و 21/69 درصد به 44/04 و 29/12 و در باگاس نیشکر به‌ترتیب از 18/88 و 15/65 درصد به 92/23 و 19/52 درصد افزایش یافت (0/05>P). براساس نتایج این آزمایش عمل‌آوری مواد خوراکی خشبی به­ویژه کاه گندم با اوره باعث بهبود تجزیه‌پذیری ماده خشک و NDF می­شود.

بررسی اثر استفاده دانه گلرنگ و کتان در دوره پیرامون زایش بر عملکرد و فراسنجه‌های خونی میش‌های افشاری

صفحه 201-212

https://doi.org/10.22059/jap.2021.320030.623600

سلمان افشار، حمید امانلو، داود زحمتکش

چکیده اثر استفاده از دانه کامل گلرنگ و کتان در دوره پیرامون زایش بر عملکرد، ضرایب هضمی، تولید و ترکیب آغوز و فراسنجه­های خونی میش­های افشاری با سه تیمار و استفاده از 27 رأس میش آبستن با میانگین سن سه سال، وزن 1/28±85 کیلوگرم و محدوده شش هفته پیش از زمان زایش موردانتظار، در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد (پایه)، 2- جیره حاوی هشت درصد دانه گلرنگ، 3- جیره حاوی هشت درصد دانه کتان بودند. اثر تیمارهای آزمایشی بر صفات عملکردی میش­ها پیش از زایش معنی‌دار نبود ولی ماده­خشک مصرفی و تغییرات وزن میش‌ها پس از زایش، تحت تأثیر تیمارهای گلرنگ و کتان قرار گرفتند (0/05>P). اثر تیمارهای آزمایشی بر ضرایب قابلیت هضم مواد مغذی در پیش از زایش، میزان و ترکیب آغوز و شیر تولیدی میش­ها و نیز عملکرد بره­ها معنی­دار نبود. میزان تری‌گلیسرید، کلسترول و لیپوپروتئین با دانسیته بالا پلاسمای خون میش­هایی که با کتان تغذیه شدند بیش‌تر از تیمارهای گلرنگ و شاهد در پیش از زایش بود (0/05>P). یافته‌های این آزمایش نشان داد که استفاده از دانه­های روغنی گلرنگ و کتان در دوره نزدیک به زایش اثرات منفی بر عملکرد میش­های آبستن ندارد ولی مصرف ماده خشک را پس از زایش افزایش داده و با جلوگیری از افت شدید وزن آن‌ها پس از زایش، سلامتی میش­های شیرده و بره­ها را بهبود می‌بخشند.

اثر سطوح مختلف مخمر زنده بر سلامت و عملکرد شکمبه گاوهای تغذیه‌شده با جیره‌های حاوی غلظت پایین و بالا کربوهیدرات های غیر فیبری

صفحه 213-221

https://doi.org/10.22059/jap.2021.311093.623562

سید محمد رضا بهشتی، کامران رضایزدی، آریا بدیعی، مصطفی صادقی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مصرف سطوح مختلف مخمر زنده بر سلامت و عملکرد شکمبه گاوهای شیری تغذیه‌شده با جیره­های حاوی سطوح مختلف کربوهیدرات­های غیر فیبری بود. در این آزمایش،  از شش رأس گاو شیری فیستولاگذاری‌شده در قالب طرح مربع لاتین گردان با شش دوره زمانی (14 روزه) و شش جیره مختلف استفاده شد که تیمارهای آزمایش شامل 1- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری پایین بدون مخمر، 2- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری پایین همراه با پنج گرم مخمر، 3- سطح کربوهیدرات­های غیرفیبری پایین همراه با 10 گرم مخمر، 4- سطح کربوهیدرات‌های غیر­فیبری بالا بدون مخمر، 5- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری بالا همراه با پنج گرم مخمر و 6- سطح کربوهیدرات­های غیرفیبری بالا همراه با 10 گرم مخمر بود. مصرف ماده خشک روزانه، فعالیت نشخوار، فراسنجه­های شکمبه­ای و متابولیت­های خونی در هر دوره اندازه­گیری شد. مصرف ماده خشک، فعالیت نشخوار و قابلیت هضم مواد مغذی، pH و میانگین دمای شکمبه تحت تأثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. شاخص­های عمومی سلامت و پلاسمای خون نیز تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. به‌طورکلی نتایج این آزمایش نشان داد افزودن مخمر زنده به جیره‌هایی با  غلظت مختلف NFC  تأثیری بر عملکرد شکمبه­، قابلیت هضم مواد مغذی خوراک و متابولیت­های خونی ندارد.

تأثیر کربوهیدرات‌های دیواره سلولی خوراک بر عملکرد رشد و بیان ژن‌های درگیر در انتقال مواد مغذی و تولید موسین در روده باریک جوجه‌های گوشتی

صفحه 223-233

https://doi.org/10.22059/jap.2021.311885.623566

اکبر یعقوبفر، رضوان یعقوب فر، احسان زارع بنادکوکی

چکیده این آزمایش به‌منظور بررسی اثرات کربوهیدرات­های دیواره سلولی جیره‌های غذایی مکمل‌شده با آنزیم بر عملکرد و بیان ژن‌های مؤثر در انتقال گلوکز (SGLT1 GLUT2)، پپتیدها (PepT1) و تولید موسین (MUC2) در روده باریک جوجه گوشتی انجام شد. در این مطالعه تعداد 1100 قطعه جوجه یک‌روزه مخلوط (جنس نر و ماده)، از سویه تجاری راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با 11 تیمار و پنج تکرار (20 پرنده در هر تکرار) به‌مدت 42 روز استفاده شد. جیره­های آزمایشی به‌ترتیب شامل جیره شاهد، جیره­های حاوی گندم، جو، سبوس گندم، سبوس برنج و جو بدون پوشینه با و بدون آنزیم بودند. نتایج نشان داد که اثر جیره‌­های غذایی حاوی گندم، جو و جو بدون پوشینه با آنزیم بر وزن زنده کل جوجه‌های گوشتی در سن 42 روزگی دارای اختلاف معنی‌دار بود (p<0/05). کربوهیدرات­های دیواره سلولی گندم، سبوس گندم و سبوس برنج در جیره­های غذایی باعث افزایش فعالیت آنزیم آمیلاز لوزالمعده (جو 3/02، گندم 5/99 واحد به­ ازای میلی­ گرم پروتئین بافت روده باریک) شدند (p<0/05). بیان ژن‌های SGLT1 و MUC2 مورد مطالعه در پرندگانی که جیره­های بدون آنزیم دریافت کردند بیش‌تر از پرندگانی بود که با جیره شاهد تغذیه شدند (p<0/05). بیان ژن‌های مذکور تنها در پرندگانی که جیره‌های حاوی سبوس گندم و سبوس برنج مکمل‌شده با آنزیم دریافت کردند بیش‌تر از پرندگان شاهد بود (p<0/05). مکمل­ سازی جیره­های غذایی حاوی کربوهیدرات­های دیواره سلولی با آنزیم بر بیان ژن‌های انتقال گلوکز (SGLT1  و GLUT2)، انتقال پپتید (PepT1) و تولید موسین (MUC2) در ژژنوم روده باریک تأثیرگذار است.

بررسی مقایسه‌ای فلفل قرمز با محرک‌های رشد تجاری بر عملکرد جوجه‌های گوشتی در شرایط تنش گرمایی

صفحه 235-244

https://doi.org/10.22059/jap.2021.306164.623547

محمدرضا رضوانی، فاطمه احمدی

چکیده اثر فلفل قرمز در مقایسه با مکمل‌های رشد تجاری بیواسترانگ و الئوبیوتک بر عملکرد رشد، گوارش‌پذیری مواد مغذی و سایر پارامترهای موردمطالعه در شرایط تنش گرمایی با استفاده از از 200 قطعه جوجه گوشتی یک‌روزه مخلوط هر دو جنس سویه آربور آکرز در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، پنج تکرار و ده قطعه جوجه در هر تکرار بررسی شد. تیمارها شامل جیره پایه فاقد مواد افزودنی و جیره پایه به‌ترتیب حاوی 10 گرم در کیلوگرم فلفل قرمز، 0/1 گرم در کیلوگرم بیواسترانگ و 0/15 گرم در کیلوگرم الئوبیوتیک بودند. در شروع سه هفتگی پرنده‌‌ها به‌مدت شش ساعت در شرایط تنش گرمایی قرار گرفتند. در طول 42 روز آزمایش، میانگین حداقل و حداکثر دما به‌ترتیب 25 و 33 درجه سانتی‌گراد بود. میزان مصرف خوراک، افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک، وزن اندام‌های داخلی بدن، فلور میکروبی روده کور و گوارش‌پذیری پیش‌سکومی مواد مغذی برای دوره تنش گرمایی اندازه‌گیری شد. استفاده از فلفل قرمز سبب بهبود ضریب تبدیل و افزایش وزن روزانه در دوره‌های رشد و پایانی و افزایش گوارش‌پذیری ‌پروتئین، چربی و ماده خشک، وزن نسبی بورس فابرسیوس، طحال و سنگدان و کاهش جمعیت ای کولای در مقایسه با تیمار شاهد شد (0/05≥P). بیواسترانگ و الئوبیوتک اثری بر عملکرد، گوارش‌پذیری مواد‌مغذی و جمعیت میکروبی سکوم نداشت. به‌طورکلی استفاده از فلفل قرمز در جیره جوجه‌های گوشتی در مقایسه با محرک‌های رشد تجاری، اثرات منفی تنش گرمایی بر عملکرد رشد، گوارش‌پذیری مواد مغذی و میکروفلورای سکوم را کاهش داد.

اثر اسیدهای چرب زنجیره کوتاه و پروبیوتیک بر عملکرد تولیدی مرغ‌های تخم‌گذار و فراسنجه‌های کیفی تخم‌مرغ

صفحه 245-254

https://doi.org/10.22059/jap.2021.312228.623567

محسن افشار منش، مریم رضائی پور، محمد سالارمعینی

چکیده تأثیر استفاده از اسید استیک، اسید­بوتیریک و اسیدپروپیونیک و پروبیوتیک بر عملکرد تولیدی مرغ­های تخم‌گذار و برخی فراسنجه‌های کیفی تخم­مرغ با استفاده از 320 قطعه مرغ تخم‌گذار سویه بوونز در یک آزمایش فاکتوریل 2×4 با چهار سطح اسید چرب (بدون اسید چرب، 0/1 درصد جیره، اسید پروپیونیک، 0/2 درصد جیره، اسید بوتیریک، 0/3 درصد جیره) و دو سطح پروبیوتیک (صفر و 0/01 درصد جیره) در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار و پنج تکرار و هشت قطعه پرنده در هر تکرار بررسی شد. میانگین وزن تخم­مرغ، ضریب تبدیل، درصد تولید و توده تخم­مرغ تولیدی تحت تأثیر تیمار­های آزمایشی قرار نگرفت. مکمل‌سازی جیره با اسید آلی، مصرف خوراک را به­طور معنی­داری افزایش داد (0/05>P). درصد، قطر و شاخص رنگ زرده تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت، ولی ارتفاع زرده در پرندگانی که اسیدهای چرب یا پروبیوتیک دریافت کردند بهبود یافت (0/05>P).  وزن مخصوص، درصد پوسته و ضخامت پوسته تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. جیره‌های حاوی اسید آلی و پروبیوتیک مقاومت پوسته را در مقایسه با گروه فاقد افزودنی بهبود بخشید (0/05>P). به‌طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که مکمل­های اسید آلی و پروبیوتیک با تأثیر مثبت بر مصرف خوراک، وزن تخم­مرغ، ارتفاع زرده تخم­مرغ و مقاومت پوسته سبب بهبود عملکرد تولیدی و کیفیت تخم­مرغ تولیدی می‌شود.

بررسی تأثیر استفاده از دانه گندم فرآوری‌شده با حرارت در جیره بر عملکرد جوجه‌های گوشتی

صفحه 255-267

https://doi.org/10.22059/jap.2021.314150.623575

سیدمحمدرضا صلواتی، احمد حسن آبادی، محسن تیموری، علی اکبر سالاری

چکیده تأثیر فرآوری حرارتی گندم و آنزیم بر انرژی قابل‌متابولیسم ظاهری و قابلیت هضم پروتئین و ماده خشک آن و تأثیر استفاده از آن‌ها در جیره بر عملکرد رشد، مورفولوژی ژژنوم و جمعیت میکروبی ایلئوم جوجه‌های گوشتی بررسی شد. به همین منظور از 480 قطعه جوجه گوشتی در یک آزمایش فاکتوریـل 2×4 با سه سطح فرآوری حرارتی گندم در دماهای 55، 70 و 85 درجه سانتی‌گراد به‌مدت 2/5 دقیقه (همراه با یک تیمار بدون فرآوری) و آنزیم روابیو (صفر و 500 گرم در تن خوراک) در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار، شش تکرار و 10 قطعه پرنده در هر تکرار در سن 42-25 روزگی استفاده شد. فرآوری حرارتی گندم در 55 و 85 درجه سانتی‌گراد باعث افزایش انرژی قابل‌متابولیسم ظاهری آن نسبت به تیمار بدون فرآوری شد، به‌طوری‌که انرژی قابل‌متابولیسم گندم فرآوری شده در دمای 85 درجه سانتی‌گراد، 2/49 درصد بیش‌تر از گندم فرآوری نشده بود (0/05>P). مکمل آنزیمی انرژی قابل‌متابولیسم گندم را به‌طور معنی‌داری افزایش داد (0/05>P). فرآوری گندم در هر سه دما ارتفاع ویلی‌های ژژنوم را نسبت به گروه بدون فرآوری کاهش داد (0/01>P). فرآوری گندم در دماهای 70 و 85 درجه سانتی‌گراد جمعیت لاکتوباسیل‌ها را نسبت به تیمار بدون فرآوری افزایش داد (0/05=P). استفاده از آنزیم در جیره باعث کاهش مصرف خوراک جوجه‌ها و کاهش ارتفاع ویلی‌های ژژنوم شد (0/05>P). براساس نتایج این آزمایش، استفاده از مکمل آنزیمی و فرآوری حرارتی دانه گندم انرژی قابل‌متابولیسم ظاهری آن را بهبود می‌بخشند اما تأثیری بر عملکرد رشد جوجه‌های گوشتی ندارند.

بررسی تأثیر عصاره و پودر گیاه ترخون‌ بر عملکرد جوجه‌های گوشتی

صفحه 269-279

https://doi.org/10.22059/jap.2021.309640.623558

کاظم کریمی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات فرآورده­های گیاه دارویی ترخون بر راندمان رشد، ویژگی‌های لاشه و پاسخ­های ایمنی (سلولی و هومورال) در جوجه­های گوشتی، تعداد 168 قطعه جوجه یک­روزه نژاد رأس 308 در چهار تیمار شامل شش تکرار و هفت جوجه در هر تکرار استفاده شدند. تیمارها شامل 1- جیره پایه (شاهد)، 2- جیره پایه+ 500 میکرولیتر عصاره هیدروالکلی ترخون در در هر لیتر آب آشامیدنی، 3- جیره پایه+ یک درصد پودر ترخون به‌صورت سرک و 4- جیره پایه + یک درصد پودر ترخون به‌صورت سرک+ 500 میکرولیتر عصاره هیدروالکلی ترخون در هر لیتر آب آشامیدنی بودند. در دوره‌های آغازین، رشد، پایانی و کل دوره، جوجه‌هایی که فقط یک درصد پودر ترخون در جیره مصرف کردند راندمان رشد بهتری نسبت به سایر تیمارها داشتند، به‌طوری‌که با افزایش خوراک مصرفی در این جوجه­ ها، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک نیز بهبود یافت (P≤0/05). هم‌چنین در این جوجه ­ها، وزن نسبی بورس فابرسیوس و لاشه، بیش‌تر از سایر جوجه­ها بود (P≤0/05). اختلاف معنی­ داری در پاسخ ایمنی سلولی (به‌واسطه ارزیابی تورم پرده پا در پاسخ به تزریق فیتوهماگلوتینین) و پاسخ ایمنی هومورال (از طریق ارزیابی تولید پادتن بر ضدویروس نیوکاسل و هم‌چنین تولید پادتن بر ضد گلبول قرمز گوسفندی تزریقی) بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. براساس نتایح حاصل، استفاده از یک درصد پودر ترخون در جیره جوجه­های گوشتی به‌منظور بهبود راندمان رشد و بازده لاشه توصیه می­شود.

بررسی اثر اسیدآمینه تریپتوفان و دهنده‌های گروه متیل بر عملکرد بلدرچین‌های ژاپنی تغذیه‌شده با جیره‌های آلوده به آفلاتوکسین B1

صفحه 281-292

https://doi.org/10.22059/jap.2021.317200.623589

وحیده صباغی درمیان، مهران مهری، فرزاد باقرزاده کاسمانی، محمد رکوعی

چکیده  پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر تریپتوفان، ملاتونین و دی‌متیل گلایسین بر عملکرد رشد و کیفیت گوشت بلدرچین­های ژاپنی تغذیه‌شده با جیره‌های آلوده‌شده با سم آفلاتوکسین B1 انجام شد. در این آزمایش تعداد 680 قطعه بلدرچین ژاپنی از سن هفت‌ تا 35 روزگی در 17 تیمار و چهار تکرار و در هر تکرار 10 قطعه بلدرچین ژاپنی با استفاده از  طرح مرکب مرکزی مورداستفاده قرار گرفتند. عملکرد پرندگان به‌صورت هفتگی محاسبه و در انتهای آزمایش میزان مالون‌دی‌آلدهید گوشت اندازه­ گیری شد. نتایج نشان داد که تریپتوفان سبب افزایش معنی­دار وزن بدن شد (p<0/05) و ملاتونین تأثیر افزایشی بر مصرف خوراک داشت (p<0/05). اثر اصلی تریپتوفان و هم‌چنین اثر متقابل تریپتوفان و دی‌متیل گلایسین میزان مالون‌دی‌آلدهید گوشت را کاهش داد (p<0/05). نتایج مطالعه حاضر نشان داد تریپتوفان و دهنده­های گروه متیل دارای ظرفیت آنتی­اکسیدانی مناسبی برای کاهش مسمومیت ناشی از آفلاتوکسین B1 بر عملکرد رشد و میزان مالون‌دی‌آلدهید گوشت هستند و استفاده از این مکمل­ها در جیره غذایی بلدرچین ژاپنی مطلوب به نظر می­رسد.

تغییرات فراسنجه‌های بافت‌شناسی و بیان نسبی ژن TGF-4 و StAR در بیضه خروس‌های تغذیه‌شده با کوآنزیم Q10 و اسیدهای چرب امگا3

صفحه 293-302

https://doi.org/10.22059/jap.2021.314795.623578

حمیدرضا سالاری، یوسف جعفری آهنگری، زربخت انصاری پیرسرایی

چکیده در این پژوهش، اثر تغذیه کوآنزیم  Q10و اسیدهای چرب امگا3 بر بافت‌شناسی و بیان نسبی ژن­های TGF-b4 و StAR­ در بیضه خروس­های نژاد هوبارد بررسی شد. تعداد 48 خروس در سن 50 هفتگی به‌صورت تصادفی به چهار گروه مساوی تقسیم شدند و جیره پایه به اضافه سطوحی از کوآنزیم Q10 و امگا3 شامل صفر، 30 گرم در کیلوگرم امگا3 (سالومگا)، 400 میلی­گرم در کیلوگرم کوآنزیم Q10 و مخلوط کوآنزیم Q10 و امگا3 (30+400) در روز به‌مدت هشت هفته متوالی دریافت کردند. در پایان آزمایش خروس­ها کشتار و بیضه­ها به دقت خارج شدند. سپس دو نمونه از یک بیضه از هر تکرار برداشته شد، یک نمونه برای بررسی بافت‌شناسی به درون محلول فرمالین 10 درصد و یک نمونه جهت بررسی بیان نسبی ژن به درون ازت مایع منتقل شد. نتایج نشان داد که قطر لوله­های اسپرم‌ساز در گروه­های آزمایشی نسبت به گروه شاهد به‌طور معنی­داری افزایش یافت (p<0/05)، ولی تعداد سلول­های سرتولی و لایدیگ تفاوت معنی­داری نداشت. بیان نسبی ژن  TGF-b4 در سه گروه آزمایش نسبت به گروه شاهد کاهش یافت (p<0/05). اما بیان نسبی ژن StAR در پرندگانی که با استفاده از مخلوطی از کوآنزیم Q10 و امگا3 (سالومگا) تغذیه شدند، به‌طور معنی­داری افزایش یافت (p<0/05). براساس نتایج این مطالعه اضافه‌نمودن مخلوطی از کوآنزیم Q10 و اسیدهای چرب امگا3 در خوراک خروس­ها، فراسنجه­های بافت‌شناسی و بیان ژن‌های مرتیط با اسپرم‌سازی را بهبود می­بخشد.

مقایسه دو روش هم‌زمان‌سازی فحلی در دو فصل تابستان و زمستان بر میزان باروری و فراسنجه‌های خونی گاوهای شیری هلشتاین

صفحه 303-312

https://doi.org/10.22059/jap.2021.319102.623594

وحید واحدی، بابک نادری، سیامک قضایی، آزاده بوستان

چکیده هدف از مطالعه حاضر مقایسه دو روش هم‌زمان‌سازی فحلی در دو شرایط محیطی طبیعی و تنش گرمایی بر عملکرد تولیدمثلی و غلظت هورمون­های استروژن و پروژسترون پلاسما در گاوهای شیری هلشتاین بود. تعداد 110 رأس گاو هلشتاین با میانگین تولید 28 کیلوگرم شیر و نوبت زایش یک تا چهار به ­طور تصادفی در بین یکی از دو روش هم‌زمانی قرار گرفتند؛ 1- روش دابل آوسینک (60=DO; n )، که در این گروه گاوها در روز صفر هورمون GnRH، در روز هفتم PGF2α و در روز نهم GnRH دریافت کردند و بعد از هفت روز دیگر روش آوسینک (GnRH-7d- PGF2α-2d-GnRH-16h-AI) روی این گاوها تکرار شد، 2- روش پری­سینک آوسینک (50=PO; n)، که در این گروه گاوها دو تزریق هورمون PGF2α به فاصله 14 روز دریافت کردند و بعد از 12 روز دیگر برنامه آوسینک انجام شد. هر دو روش در دو فصل تابستان و زمستان انجام شدند. درصد گوساله­ زایی در گاوهایی که در فصل زمستان هم‌زمان شده بودند بیش‌تر از گاوهای گروه فصل تابستان بود (36/4 در مقابل 18/2درصد،p=0/04). میانگین تعداد تلقیح به‌ازای آبستنی در گاوهایی که در فصل زمستان هم‌زمان شده بودند نسبت به فصل تابستان کم‌تر بود (1/46 در مقابل 1/74 درصد، p=0/02). میانگین غلظت هورمون استروژن و پروژسترون در فصل زمستان بیش‌تر از فصل تابستان بود (0/05>P). با توجه به نتایج حاصل، عملکرد تولیدمثلی و غلظت هورمون­های استروژن و پروژسترون در فصل زمستان بالاتر از فصل تابستان است و روش هم‌زمان­سازی تفاوتی از نظر تأثیر بر عملکرد تولیدمثلی ندارد.

زمستان 1400، صفحه 681-794
پاییز 1400، صفحه 413-679
تابستان 1400، صفحه 200-400
بهار 1400، صفحه 1-153