تأثیر سطوح مختلف پَهَک بر عملکرد رشد، فراسنجههای خونی، ویژگیهای لاشه، مورفولوژی روده و میکروبیوتای رودهی بلدرچین ژاپنی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jap.2026.406767.623881
عنایت رحمت نژاد، حسن حبیبی، حسن شیرزادی، محمد امین کهن مو
چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر سطوح مختلف پَهَک (خرما در مرحله خلال سبز) بر عملکرد رشد، فراسنجههای خونی، ویژگیهای لاشه، مورفولوژی و جمعیت میکروبی رودهی بلدرچین ژاپنی انجام شد.
روش پژوهش: این آزمایش با استفاده از 360 قطعه جوجه بلدرچین در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، شش تکرار و 15 قطعه پرنده در هر تکرار به مدت 35 روز اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) گروه شاهد (جیره بدون پَهَک)؛ 2) جیره حاوی پنج درصد پَهَک؛ 3) جیره حاوی 10 درصد پَهَک و 4) جیره حاوی 15 درصد پَهَک بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که وزن بدن پرندهها در هیچ کدام از دورهها تحت تأثیر سطوح مختلف پَهَک قرار نگرفت. استفاده از پَهَک در سطح پنج درصد سبب کاهش خوراک مصرفی و بهبود ضریب تبدیل خوراک و نسبتهای بازده انرژی و پروتئین شد، اما در سطح 15 درصد منجر به افزایش خوراک مصرفی شد (05/0P<). استفاده از سطوح 10 و 15 درصد پَهَک سبب کاهش کلسترول تام و هر سه سطح پَهَک موجب کاهش نسبت خطر قلبی و ضریب آتروژنیک شد (05/0P<). گنجاندن سطوح 10 و 15 درصد پَهَک در جیره به ترتیب سبب کاهش و افزایش وزن نسبی لاشه و کبد شدند (05/0P<). کمترین وزن نسبی کبد در تیمارهای شاهد و سطح پنج درصد پَهَک و بیشترین آن در تیمار سطح 15 درصد مشاهده شد (05/0P<). در مقایسه با گروه شاهد، گنجاندن سطح پنج درصد پَهَک در جیره سبب افزایش وطول پُرز و کاهش ضخامت لایه زیر مخاطی دوازدهه شد (05/0P<). بالاترین ضخامت لایه زیر مخاطی مربوط به سطح 15 درصد بود (05/0P<). در مقایسه با گروه شاهد، گنجاندن سطوح 10 و 15 درصد پَهَک در جیره سبب کاهش طول پُرز و نسبت طول پُرز به عمق کریپت در ایلئوم شد (05/0P<). سطح 15 درصد پَهَک در مقایسه با گروه شاهد باعث افزایش ضخامت لایههای زیر مخاطی و عضلانی در ایئلوم شد (05/0P<). تغذیه پَهَک در مقایسه با گروه شاهد تعداد سلولهای گابلت در ایلئوم را کاهش داد و بیشترین کاهش در تیمار 15 درصد مشاهد شد (05/0P<). بیشترین و کمترین مساحت پُرزها در ایلئوم به ترتیب در تیمارهای پنج و 15 درصد پَهَک مشاهده شد (05/0P<). اگر چه عمق کریپت در ایلئوم تحت تأثیر سطوح مختلف پَهَک قرار نگرفت، اما با افزایش سطح پَهَک مقدار آن به صورت درجه دو افزایش یافت (05/0P<). در مقایسه با گروه شاهد، گنجاندن سطوح 10 و 15 درصد پَهَک در جیره سبب افزایش جمعیت سالمونلا - شیگلا و کلستریدیومها و کلیفرمها در ایلئوم شد (05/0P<). در مقایسه با گروه شاهد، سطح پنج درصد پَهَک در جیره باعث کاهش جمعیت کل باکتریهای هوازی در روده کور شد. جمعیت کل باکتریهای هوازی، سالمونلا - شیگلا و کلیفرمها در روده کور پرندههای تغذیه شده با سطح 15 درصد پَهَک در مقایسه با سایر تیمارها افزایش یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل، میتوان از پَهَک تا سطح پنج درصد جیره بلدرچین ژاپنی در 35 روز اول دوره پرورش بدون تآثیر منفی بر عملکرد استفاده نمود.
تعیین سطح بهینه آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی برای بهبود عملکرد رشد و بازده لاشه
دوره 28، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 233-246
https://doi.org/10.22059/jap.2025.398291.623857
علی رضا قیاسوند، حسن شیرزادی، حسینعلی قاسمی، کامران طاهرپور، شکوفه حسنوند، علی خطیب جو
چکیده هدف: هدف این مطالعه تعیین سطح بهینه آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی (Coturnix coturnix japonica) و ارزیابی تأثیر آن بر عملکرد رشد، بازده خوراک و بازده لاشه با استفاده از مدلهای رگرسیونی broken-line و درجه دوم بود. روش پژوهش: برای این منظور، تعداد 600 قطعه جوجه بلدرچین در سن 21 روزگی به پنج تیمار مختلف با سطوح 75/0، 00/1، 25/1، 50/1 و 75/1 درصد آرژنین قابلهضم تقسیم شدند. برای هر تیمار شش تکرار و برای هر تکرار 20 قطعه بلدرچین در نظر گرفته شد. جیرههای آزمایشی از نظر تمامی مواد مغذی ضروری بهجز آرژنین مشابه بودند. آزمایش از روز 21 تا 35 ادامه یافت و در طول دوره آزمایشی فراسنجههای مختلف عملکردی شامل افزایش وزن بدن، بازده خوراک و بازده لاشه اندازهگیری شدند. علاوه بر این، تأثیر سطوح مختلف آرژنین بر ترکیب شیمیایی گوشت سینه و ران نیز بررسی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که افزایش سطوح آرژنین تأثیر معنیداری بر افزایش وزن بدن و بازده خوراک در بلدرچینها داشت، بهویژه تیمار 25/1 درصد آرژنین بیشترین میزان افزایش وزن بدن و بازده خوراک را در مقایسه با سایر تیمارها نشان داد. این تیمار اختلاف معنیداری با تیمارهای 75/0 و 00/1 درصد آرژنین داشت، اما در مقایسه با تیمار 50/1 درصد آرژنین تفاوت معنیداری مشاهده نشد. در خصوص مصرف خوراک، هیچ تغییر معنیداری بین تیمارها مشاهده نشد که نشاندهنده بهبود کارایی استفاده از خوراک در تیمارهای با سطوح بیشتر آرژنین ناشی از افزایش وزن بود. برای تخمین سطح نیاز به آرژنین در جیره، مدلهای رگرسیونی broken-line خطی و درجه دوم بهکار گرفته شدند. مدلbroken-line خطی با شیب یکسان، نقطه شکست را در 15/1 درصد برای افزایش وزن بدن و 21/1 درصد برای بازده خوراک شناسایی کرد. همچنین، مدل broken-line درجه دوم نقاط شکست را در 30/1 درصد برای افزایش وزن بدن و 29/1 درصد برای بازده خوراک پیشبینی کرد. همچنین مدل رگرسیونی درجه دوم نشان داد که در سطح 37/1 درصد آرژنین، بیشترین میزان افزایش وزن بدن و در 36/1 درصد آرژنین، بیشترین بازده خوراک مشاهده شد. در خصوص بازده لاشه، تیمار 25/1 درصد آرژنین بیشترین بازده لاشه را در روز 35 نشان داد که اختلاف معنیداری با تیمارهای 75/0 و 75/1 درصد داشت. مدلهای رگرسیونی broken-line و درجه دوم نشان دادند که سطح بهینه آرژنین برای بیشترین بازده لاشه بهترتیب 12/1 و 26/1 درصد بود. افزون بر این، مدل رگرسیونی درجه دوم پیشبینی کرد که سطح بهینه برای بازده لاشه در 32/1 درصد آرژنین قرار دارد. با اینحال، ترکیب شیمیایی گوشت سینه و ران تحت تأثیر سطوح آرژنین قرار نگرفت و هیچ تغییر معنیداری در ترکیب ماده خشک، ماده آلی و خاکستر مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از مدلهای رگرسیونی broken-line خطی و درجه دوم ابزارهای مناسبی برای تخمین دقیق نیاز به آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی هستند. با توجه به نتایج بهدستآمده، سطح بهینه آرژنین برای بهبود عملکرد رشد و بازده لاشه در بلدرچینهای ژاپنی در حدود 15/1 تا 37/1 درصد توصیه میشود. این یافتهها میتوانند به بهینهسازی جیرههای غذایی در صنعت پرورش بلدرچین کمک کنند و بهبود کارایی تولید و کاهش هزینههای خوراک را بهدنبال داشته باشند.
تأثیر توکسین بایندر و اسیدهای آلی بر شاخصهای عملکردی، پروفایل لیپیدی و شاخصهای سلامت سرم خون، صفات لاشه و کیفیت گوشت جوجههای گوشتی چالشیافته با آفلاتوکسین B1 و کلستریدیوم پرفرنژنس
دوره 28، شماره 1، بهار 1405، صفحه 91-109
https://doi.org/10.22059/jap.2025.401403.623867
مریم کریمی زندی، حسن شیرزادی، حسینعلی قاسمی، محمد امیر کریمی ترشیزی، کامران طاهرپور، عنایت رحمت نژاد
چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر توکسین بایندر و اسیدهای آلی بر شاخصهای عملکردی، پروفایل لیپیدی و شاخصهای سلامت سرم خون، صفات لاشه و کیفیت گوشت جوجههای گوشتی چالشیافته با آفلاتوکسین B1 و کلستریدیوم پرفرنژنس انجام شد. روش پژوهش: تعداد 420 قطعه جوجه گوشتی یکروزه (راس 308) بهطور تصادفی به هفت گروه تقسیم شدند که هر گروه جیرههای متفاوتی را دریافت کردند؛ 1- تیمار کنترل (جیره پایه بدون افزودنی و بدون چالش آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس)؛ 2- تیمار A (جیره پایه بدون افزودنی و چالشیافته با آفلاتوکسین)؛ 3- تیمار AM (جیره پایه با توکسین بایندر و چالشیافته با آفلاتوکسین)؛ 4- تیمار AMO (جیره پایه با توکسین بایندر و اسیدهای آلی و چالشیافته با آفلاتوکسین)؛ 5- تیمار ACP (جیره پایه بدون افزودنی و چالشیافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس)؛ 6- تیمار ACPM (جیره پایه با توکسین بایندر و چالشیافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس) و 7- تیمار ACPMO (جیره پایه با توکسین بایندر و اسیدهای آلی و چالشیافته با آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس). هر گروه به شش تکرار تقسیم شد که در هر تکرار 10 قطعه پرنده نر و ماده وجود داشت. بهجز گروه کنترل، جوجهها در تمام طول دوره پرورش تحت چالش آفلاتوکسین B1 (ppb 500) بودند، اما از روز 15 آزمایش بهمدت 10 روز متوالی تحت چالش کلستریدیوم پرفرنژنس (cfu 108×1 در هر میلیلیتر سوسپانسیون) قرار گرفتند. هر کدام از ترکیبات اسیدهای آلی و توکسین بایندر در تمام طول آزمایش با غلظت 2/0 درصد به جیره پایه اضافه شدند. یافتهها: نتایج نشان داد که چالش آفلاتوکسین سبب تضعیف نرخ رشد ویژه و نسبت بازده انرژی شد (05/0>P) و استفاده از توکسین بایندر بهتنهایی و در ترکیب با اسیدهای آلی سبب کاهش این اثرات منفی شد. همچنین چالش همزمان آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس سبب تضعیف نسبتهای بازده انرژی و پروتئین و نرخ رشد ویژه شد (05/0>P). استفاده از توکسین بایندر تنها سبب بهبود نرخ رشد ویژه شد، اما در ترکیب با اسیدهای آلی سبب بهبود نسبتهای بازده انرژی و پروتئین شد. چالش همزمان آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس سبب افزایش سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) سرم خون شد (05/0>P) و استفاده از توکسین بایندر سبب بهبود صفت مذکور شد، اما در ترکیب با اسیدهای آلی عملکرد بهتری داشت. همچنین بهکارگیری توکسین بایندر در جیره سبب کاهش نسبت LDL به لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)، ضریب آتروژنیک و نسبت ریسک قلبی در جوجههای تحت چالش آفلاتوکسین و کلستریدیوم پرفرنژنس شد و در ترکیب با اسیدهای آلی پتانسیل بالاتری از خود نشان داد (05/0>P). چالش آفلاتوکسین و چالش همزمان آن با کلستریدیوم پرفرنژنس سبب افزایش اتلاف آب در اثر پختوپز در فیله بزرگ سینه و کاهش اتلاف آب ناشی از پرس و ماده خشک در فیله بزرگ سینه و کعب ران شد (05/0>P). همچنین چالش آفلاتوکسین سبب افزایش وزن نسبی قلب (05/0>P) و چالش آن با کلستریدیوم پرفرنژنس سبب کاهش وزن نسبی سینه و افزایش اوزان نسبی قلب و کبد شد (05/0>P). استفاده از ترکیب توکسین بایندر و اسیدهای آلی نسبت به توکسین بایندر پتانسیل بالاتری جهت بهبود این صفات داشت. نتیجهگیری: در صورت وجود آفلاتوکسین در جیره جوجههای گوشتی، استفاده از توکسین بایندر در جیره مفید است و در صورت بروز همزمان عفونتهای ثانویه نظیر کلونیزاسیون کلستریدیوم پرفرنژنس بهتر است از اسیدهای آلی بهعنوان عامل کمکی در کنار توکسین بایندر استفاده شود.
تأثیر سطوح مختلف پروبیوتیک بر عملکرد، جمعیت میکروبی و ریختسنجی روده جوجههای گوشتی تحت شرایط تغذیه دیرهنگام
دوره 27، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 483-498
https://doi.org/10.22059/jap.2025.394982.623845
حدیث حیدری، علی خطیب جو، حسن شیرزادی، محمد امیر کریمی ترشیزی، جبار جمالی
چکیده هدف: دسترسی خوراک برای جوجههای تازه هچشده جهت توسعه مطلوب و مناسب دستگاه گوارش، افزایش جمعیت باکتریهای مفید، بهبود هضم و جذب مواد مغذی و توسعه یک سیستم ایمنی مناسب بهویژه در دستگاه گوارش امری حیاتی و تعیینکننده است و تغذیه زودهنگام از طریق تعدیل میکروفلور روده به سلامت و عملکرد دستگاه گوارش اثر میگذارد. بنابراین بهنظر میرسد استفاده از افزودنیهای مفیدی مانند پروبیوتیکها، پریبیوتیکها و سینبیوتیکها که اثرات مفید ثابتشده بر ریختسنجی دستگاه گوارش و عملکرد جوجههای گوشتی دارند، گزینه مناسبی باشد. روش پژوهش: در این آزمایش تأثیر سطوح پروبیوتیک بر عملکرد و خصوصیات لاشه، شمار جمعیت میکروبی و ریختسنجی روده جوجههای گوشتی تحت چالش تغذیه دیرهنگام با تخصیص 450 قطعه جوجه گوشتی راس-308 (یک روزه، مخلوط دو جنس) بهصورت فاکتوریل 3×3 با سه سطح پروبیوتیک (صفر یا بدون پروبیوتیک، 200 و 400 گرم در تن) و سه زمان تغذیه یا دسترسی به خوراک (صفر، 12 و 24 ساعت پس از ورود به سالن) موردبررسی قرار گرفت. یافتهها: در دوره آغازین، جوجههای دریافتکننده سطح بیشتر پروبیوتیک و تغذیه بدون تأخیر بیشترین وزن بدن و افزایش وزن بدن را داشتند درحالیکه جوجههای دریافتکننده سطح بالاتر پروبیوتیک و 24 ساعت تأخیر در دسترسی به خوراک کمترین وزن بدن را داشتند و در کل دوره پرورش جوجههای دریافتکننده 2/0 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک با 24 ساعت تأخیر در تغذیه و گروه دریافتکننده 4/0 گرم در کیلوگرم بدون تأخیر در تغذیه کمترین خوراک مصرفی، وزن بدن و افزایش وزن بدن را داشتند (05/0P<). سطح 4/0 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک در گروههای 12 و 24 ساعت تأخیر در تغذیه بهترتیب کمترین غلظت تریگلیسیرید و گلوکز سرم را داشتند و در همین سطح پروبیوتیک بدون تأخیر در تغذیه، جمعیت باکتریهای اشریشیاکلی کاهش یافت، اما اعمال 12 و 24 ساعت تأخیر در دسترسی به خوراک شمار باکتری بیفیدوباکتر را کاهش داد و در جوجههای تغذیهشده با جیرههای دارای صفر و 2/0 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک، با افزایش زمان تأخیر در دسترسی به خوراک، طول پرز افزایش یافت (05/0P<). جوجههای تغذیهشده با جیره دارای 2/0 گرم در کیلوگرم پروبیوتیک با 12 ساعت تأخیر در تغذیه، سطح مقطع پرز بالاتری نسبت به سایر گروهها داشتند (05/0P<). نتیجهگیری: بهطورکلی، 12 و 24 ساعت تأخیر در تغذیه منجر به کاهش عملکرد و تضعیف ریختسنجی روده شدند و افزودن پروبیوتیک حتی در سطح دو برابر میزان توصیهشده نتوانست اثرات منفی تغذیه دیرهنگام را کاملاً جبران کند.
تأثیر پودر آویشن شیرازی و سطوح مختلف پروتئین جیره بر عملکرد رشد، پاسخهای فیزیولوژیکی و کیفیت گوشت جوجههای گوشتی
دوره 26، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 477-491
https://doi.org/10.22059/jap.2025.380092.623803
علیرضا ولیزاده، علی خطیب جو، حسن شیرزادی، مهدی سلطانی
چکیده هدف: بهدنبال ممنوعیت استفاده از آنتیبیوتیک بهعنوان محرک رشد در صنعت دام و طیور، استفاده از اسانسهای گیاهی بهعنوان جایگزینی مناسب برای آنتیبیوتیکهای رایج در جیره طیور رونق گرفته است. گیاهان دارویی دارای مواد مؤثره مشخصی میباشند که در درمان بیماری یا پیشگیری از بروز بیماری به کار میروند. آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss) از خانواده نعناعیان (لامیاسه) به شکل بوته و درختچه در نواحی کوهستانی، صخرهای و شیبدار مناطق مرکزی، جنوب و جنوبشرقی ایران (نواحی مختلفی مانند فارس، اصفهان و کرمان) رشد میکند. این گیاه بهدلیل دارابودن ترکیبات فنولی (تیمول، کارواکرول، لینالول)، فلاونوئیدی (رزارینیکاسید، کافئیکاسید و ...) و ساپونینی در صنایع دارویی، آرایشی، بهداشتی و غذایی مورداستفاده قرار میگیرد. به سبب ویژگیهای گوناگونی مانند خواص ضدالتهابی، ضدباکتری، ضدقارچی، ضدویروسی، ضدعفونیکننده، ضدنفخ، ضدتشنج، آنتیاکسیدانی و تقویتکننده سیستم ایمنی، از این گیاه برای درمان بیماریها استفاده شده است. در برخی منابع اثرات بیهوشکنندگی و ضدصرع نیز برای این گیاه ذکر شده است. چالش پیش روی متخصصین تغذیه، تنظیم جیرههای غذایی اقتصادی است که تا حد ممکن نزدیک به احتیاجات پرنده باشد. افزایش پروتئین جیره غذایی سبب افزایش تولید گرما در بدن جوجهها و افزایش مصرف آب میشود که بهدنبال آن مقدار رطوبت بستر افزایش مییابد. جوجههای تغذیهشده با جیرههای عادی، اسیدهای آمینه غیرضروری خود را از اسیدهای آمینه ضروری مازاد میسازند، درحالیکه در جیرههای کمپروتئین (Low protein diets) ممکن است اسیدهای آمینه ضروری کمتری برای این منظور موجود باشد. استفاده از گیاهان دارویی که نقشی در بهبود هضم و جذب مواد مغذی دارند ممکن است به فراهم شدن اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری بیشتر منجر شود. روش پژوهش: مطالعه حاضر بهمنظور بررسی اثر آویشن شیرازی (Zataria multifolra) (صفر و 5/0 درصد جیره) و سطوح مختلف پروتئین (100 (CP100) یا 95 درصد (CP95) نیاز سویه) بر عملکرد، پاسخهای فیزیولوژیکی و کیفیت گوشت جوجههای گوشتی با استفاده از 280 قطعه جوجه گوشتی راس-308 (یک روزه، مخلوط دو جنس) در یک آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، پنج تکرار و 14 جوجه در هر تکرار انجام شد. فراسنجههای عملکرد رشد، پاسخ ایمنی، متابولیتهای سرم خون، شمارش سلولهای خونی، کیفیت گوشت و مورفولوژی ژژنوم مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها: در دوره پایانی و کل دوره پرورش مصرف خوراک، وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک، صفات تفکیک لاشه به جز چربی حفره بطنی تحت تأثیر پودر آویشن، سطوح مختلف پروتئین و اثر برهمکنش آنها قرار نگرفت درحالیکه افزودن پودر آویشن به جیره CP100 در دورههای آغازین و رشد منجر به بهبود وزن بدن و افزایش وزن بدن شد (05/0>P). استفاده از پودر آویشن در جیره CP95 سبب کاهش غلظت کلسترول و LDL سرم و افزایش غلظت HDL شد. جیره CP95 باعث افزایش پروتئین کل و کاهش فعالیت آنزیمهای کبدی شد (05/0>P). تغذیه جیره CP95 دارای 5/0 درصد پودر آویشن منجر به کاهش هتروفیل و افزایش شمار لنفوسیت خون شد (05/0>P). تیمارهای آزمایشی بر پاسخ ایمنی همورال، وزن نسبی اندامهای لنفاوی، رنگ و pH گوشت سینه و ران و مورفومتری ژژنوم تأثیر معنیداری نداشتند. نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل، صرفنظر از افزودن پودر آویشن، پنج درصد کاهش پروتئین جیره تأثیر منفی بر عملکرد شد، پاسخ ایمنی و کیفیت گوشت جوجههای گوشتی نداشت و در شرایط این آزمایش قابلتوصیه میباشد.
تأثیر پودر پونه کوهی، رزماری و دارچین بر عملکرد رشد، میکروبیوتای فضولات، مورفولوژی روده و قابلیت هضم مواد مغذی در جوجههای گوشتی چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی
دوره 26، شماره 1، بهار 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22059/jap.2023.359761.623742
زهرا علی محمدی، حسن شیرزادی، کامران طاهرپور، علی خطیب جو
چکیده در مطالعه حاضر تأثیر پودر گیاهان پونه کوهی، رزماری و دارچین بهعنوان جایگزینهایی برای آنتیبیوتیکها، با استفاده از 192 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (خروس) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و هشت قطعه در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی به شرح ذیل بودند: 1- کنترل منفی (جیره پایه بدون افزودنی و بدون چالش کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 2- کنترل مثبت (جیره پایه بدون افزودنی، اما چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 3- کنترل مثبت+ اریترومایسین (55 میلیگرم در کیلوگرم)؛ 4- کنترل مثبت+ پودر پونه کوهی ( سه گرم در کیلوگرم)؛ 5-کنترل مثبت+ پودر رزماری (سه گرم در کیلوگرم) و 6- کنترل مثبت+ پودر دارچین ( سه گرم در کیلوگرم). تمام جوجهها بهجز گروه کنترل منفی، از روز 21 تا 25 دوره پرورش روزی یکبار از طریق دهانی با cfu/mL108×2 از کشت زنده باکتری کمپیلوباکتر ژژونی چالش داده شدند. نتایج نشان داد چالش کمپیلوباکتر ژژونی ضمن تضعیف عملکرد در دوره رشد سبب افزایش کلونیزاسیون کمپیلوباکتر و کاهش شمار لاکتوباسیلها در فضولات شد (05/0>p). چالش کمپیلوباکتر ژژونی همچنین ضمن کاهش قابلیت هضم مواد آلی منجر به کاهش ارتفاع پرز، نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت و مساحت سطح پرز در ژژنوم شد (05/0>p). تمامی اثرات منفی ناشی از کمپیلوباکتر ژژونی توسط تیمارهای حاوی افزودنی تعدیل شد (05/0>p)، هرچند که تیمار حاوی دارچین در مقایسه با سایر افزودنیها پتانسیل نسبتاً پایینتری داشت. بهطور کلی، میتوان نتیجه گرفت که پونه کوهی و رزماری پتانسیل تخفیف اثرات پاتوژنیک کمپیلوباکتر ژژونی را دارند و میتوانند بهعنوان جایگزینهای مناسبی برای آنتیبیوتیکها در تغذیه جوجههای گوشتی مورداستفاده قرار گیرند.
مقایسه اثر افزودن عصاره چویر با مکملهای آنتیبیوتیک، پروبیوتیک و مخلوط ویتامینی-معدنی بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی تحت تنش گرمایی
دوره 22، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 645-657
https://doi.org/10.22059/jap.2020.304657.623540
زهرا نوره، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی، حسن شیرزادی، حسینعلی قاسمی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر عصاره هیدروالکلی گیاه چویر، آنتیبیوتیک، پروبیوتیک و مخلوط ویتامین-سلنیوم بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی جوجههای گوشتی تحت شرایط تنش گرمایی، آزمایشی با استفاده از 350 قطعه جوجه گوشتی نر یکروزه (راس 308) در قالب طرح کاملاً تصادفی با هفت تیمار و پنج تکرار (10 جوجه در هر تکرار) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل تیمار فاقد تنش و بدون افزودنی در جیره (شاهد منفی)، تیمار تحت تنش گرمایی و بدون افزودنی در جیره (شاهد مثبت)، شاهد مثبت + آنتیبیوتیک، شاهد مثبت + پروبیوتیک، شاهد مثبت + مخلوط ویتامین-سلنیوم، و شاهد مثبت + 200 یا 400 میلیگرم در کیلوگرم عصاره چویر. نتایج نشان داد همه مکملهای مورد مطالعه اثر منفی تنش گرمایی بر عملکرد را کاهش دادند (p>0/05). در مقایسه با گروه شاهد مثبت، همه تیمارهای آزمایشی به استثنای تیمار آنتی بیتیک، میزان لنفوسیت را افزایش ولی میزان هتروفیل و نسبت هتروفیل به لنفوسیت را کاهش داد(p>0/05). تیتر کلی و IgG ثانیوه برعلیه SRBC در جوجه هایی که مکمل دریافت کردند در شرایط تنش گرمایی بیش تر بود(p>0/05). سطح بالای عصاره چویر ایمنی سلولی در پاسخ به تزریق فیتوهماگلوتینین در پوست پرده پا را افزایش داد(p>0/05). براساس نتایج این آزمایش استفاده از 400 میلی گرم ئر کیلوگرم عصاره چویر در جوجه های گوشتی عملکرد رشد و پاسخ ایمنی را در شرایط تنش گرمایی بهبود می بخشد و می تواند به عنوان ی جایگزین مناسب برای آنتی بیوتیک ها و مکمل های رایج در شرایط تنش گرمایی استفاده شود.
تأثیر پودر گیاهان آویشن زوفایی و سرخارگل بر کیفیت عضله سینه جوجههای گوشتی چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی
دوره 22، شماره 1، بهار 1399، صفحه 153-164
https://doi.org/10.22059/jap.2019.285130.623420
حسن شیرزادی، زینب نظری، کامران طاهرپور
چکیده این تحقیق به منظور بررسی تأثیر پودر گیاهان آویشن زوفایی و سرخارگل بر کیفیت عضله سینه جوجههای گوشتی چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی انجام شد. از تعداد 192 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (هر دو جنس) سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و هشت قطعه در هر تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: یک)جیره پایه فاقد افزودنی (بهعنوان گروه شاهد)؛ دو،سه) جیره پایه+پودر گیاه سرخارگل (0/25و0/50درصد)؛ چهار،پنج)جیره پایه+پودر گیاه آویشن زوفایی(0/25و0/50درصد) و شش)جیره پایه+آنتیبیوتیک اریترومایسین (55میلیگرم درکیلوگرم) بودند. تمام جوجهها در روز 21 دوره پرورش با cfu/mL1011×4 از سوسپانسیون باکتری کمپیلوباکتر ژژونی به طریق گاواژ دهانی چالش یافتند. غلظت مالوندیآلدهید عضله سینه توسط مکمل کردن جیره با پودر سرخارگل(0/25درصد)، پودر آویشن زوفائی(0/25درصد) و اریترومایسین بهصورت معنیداری کاهش یافت(0/05>P). همچنین در مقایسه با گروه شاهد تمام تیمارهای آزمایشی منجر به کاهش معنیداری در کلونیزاسیون باکتریهای سرمادوست در عضله سینه شدند(05/0>P)، با این حال شمار باکتریهای هوازی تنها توسط جیرههای حاوی پودر آویشن زوفائی(0/25درصد) و اریترومایسین بطور معنیداری کاهش یافت(0/05>P). سایر صفات نظیر pH، رنگ، ترکیب شیمیایی، ظرفیت نگهداری آب، اتلاف آب ناشی از تراوش، اتلاف آب ناشی از پخت و پز، اتلاف آب ناشی از پرس تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند. با توجه به نتایج حاصل، برای پیشگیری از پراکسیداسیون چربیهای گوشت و کاهش باکتریهای سرمادوست میتوان از گیاهان سرخارگل و آویشن زوفایی بهمیزان 25/0 درصد جیره به جای اریترومایسین استفاده کرد، با این حال آویشن زوفایی بهدلیل فعالیت ضد باکتریایی بالاتر آن روی کاهش شمار باکتریهای هوازی، نسبت به سرخارگل ارجحیت دارد.
برآورد نیاز متیونین بلدرچین ژاپنی در شرایط تنش مزمن گرمایی از هفت تا 21 روزگی
دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 499-509
https://doi.org/10.22059/jap.2019.282459.623405
حسن شیرزادی، غلام رضا زابلی
چکیده این پژوهش به منظور برآورد نیاز بلدرچین ژاپنی (Coturnix coturnix japonica) از هفت تا 21 روزگی به اسید آمینه متیونین با استفاده از رگرسیون خط شکسته خطی و خط شکسته درجه دو تحت شرایط محیطی تنش مزمن گرمایی انجام شد. به همین منظور از تعداد 480 قطعه بلدرچین در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار (جیرههای حاوی سطوح 0/40، 0/45، 0/50، 0/55، 0/60 و 0/65 درصد متیونین) و چهار تکرار استفاده شد. جیره پایه براساس ذرت-کنجاله سویا بصورت آردی تهیه شد و برای تهیه جیرههای آزمایشی مکمل دی ال-متیونین جایگزین نشاسته در جیره پایه شد. جوجهها تا سن هفت روزگی با جیره یکسانی پرورش و پس از وزن کشی، به صورت تصادفی بین تیمارها توزیع شدند. پرندگان از 8 روزگی روزانه 6 ساعت (دمای 0/8±37 درجه سلسیوس از ساعت 10 صبح تا 4 عصر) در معرض تنش مزمن گرمایی قرار گرفتند. میزان نیاز متیونین برای افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و تولید ماهیچه سینه براساس رگرسیون خط شکسته خطی، به ترتیب 0/55، 0/57 و 0/60 درصد جیره و براساس رگرسیون خط شکسته درجه دو به ترتیب 0/58، 0/59 و 0/62 درصد جیره برآورد شد. براساس یافتههای این تحقیق، جهت دستیابی به عملکرد بهینه بلدرچینهای ژاپنی تحت شرایط استرس گرمایی مزمن، به نظر میرسد میزان نیاز به متیونین بالاتر از توصیههای رایج است.
تاثیر اسانس درمنه خزری و باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر عملکرد بلدرچینهای ژاپنی در مرحله تخمگذاری
دوره 21، شماره 1، بهار 1398، صفحه 151-163
https://doi.org/10.22059/jap.2019.264795.623312
حسن شیرزادی، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی
چکیده تأثیر اسانس درمنه خزری و باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر عملکرد، میکروبیولوژی، مورفولوژی و قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی در بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی با استفاده از تعداد 180 قطعه بلدرچین تخمگذار 46 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه بهعنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، جیره پایه+ اُکسیتتراسایکلین (200 میلیگرم در کیلوگرم)، جیره پایه+ اسانس درمنه خزری (250 میلیگرم در کیلوگرم) و جیره پایه+ لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (cfu 1011×02/4 در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در مقایسه با تیمارهای شاهد و اسانس درمنه خزری سبب افزایش توده تخم بر اساس مرغ خانه شد (05/0P<). همچنین استفاده از تیمارهای لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اسانس درمنه خزری در مقایسه با تیمار شاهد سبب افزایش لاکتوباسیلهای موجود در محتویات ایلئوم پرندگان شد (05/0P<). افزون بر این، پرندگان تغذیه شده با جیرههای حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اُکسیتتراسایکلین از نظر صفات ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنیداری را نشان دادند (05/0P<). نتیجهگیری میشود که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهعنوان یک جایگزین برای آنتیبیوتیک مناسبتر از اسانس درمنه خزری است.
تأثیر پروبیوتیک و اسانس گیاه آرتمیزیا آنووا بر کیفیت تخم و لاشه بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی
دوره 20، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 613-623
https://doi.org/10.22059/jap.2018.258656.623285
حسن شیرزادی، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی
چکیده هدف از این آزمایش بررسی تأثیر اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا و پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر کیفیت تخم و لاشه بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی بود. بههمین منظور از تعداد 180 قطعه بلدرچین تخمگذار 46 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره پایه بهعنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، 2) جیره پایه + اکسیتتراسایکلین (200 میلیگرم در کیلوگرم)، 3) جیره پایه + اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا (250 میلیگرم در کیلوگرم) و 4) جیره پایه + پروبیوتیک (CFU1011× 02/4 لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که استفاده از پروبیوتیک در مقایسه با تیمارهای شاهد و آرتمیزیا سبب افزایش معنیدار مجموع وزن تخم و گرم تخم تولیدی روزانه شد (05/0P<). همچنین در مقایسه با گروه شاهد، مکمل کردن جیره پایه با اسانس گیاه آرتمیزیا سبب کاهش میزان مالون دیآلدئید زرده تخم (05/0P<) و وزن کبد (06/0P=) شد. افزون بر این استفاده از تمامی افزودنیها سبب افزایش وزن فولیکولهای F3 و F2 شد (05/0P<). براساس نتایج این آزمایش، میتوان از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهعنوان یک جایگزین برای آنتیبیوتیک برای افزایش تولید و از اسانس آرتمیزیا برای تولید محصولات سالم در تغذیه بلدرچین استفاده نمود.
تأثیر پروبیوتیک و اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا بر عملکرد تولیدی، فراسنجههای خونی، آنزیمهای کبدی و پاسخ ایمنی بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی
دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 451-462
https://doi.org/10.22059/jap.2018.257363.623278
حسن شیرزادی، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی
چکیده هدف از این آزمایش، بررسی تأثیر اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا و پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بهعنوان جایگزینی برای آنتیبیوتیک در تغذیه بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی بود. تعداد 180 قطعه بلدرچین تخمگذار ژاپنی 46 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) تا سن 109 روزگی استفاده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) جیره پایه بهعنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، 2) جیره پایه + اکسیتتراسایکلین (ppm 200)، 3) جیره پایه + اسانس گیاه آرتمیزیا آنوا (ppm 200) و 4) جیره پایه + پروبیوتیک (CFU1011 × 02/4 در کیلوگرم جیره) بودند. در کل دوره پرورش، استفاده از پروبیوتیک در جیره، در مقایسه با تیمارهای شاهد و آرتمیزیا سبب افزایش معنیداری در توده تخم پرندگان شد (05/0P<). گروههای تغذیهشده با پروبیوتیک و آرتمیزیا در مقایسه با گروه دریافتکننده آنتیبیوتیک از نظر غلظت گلوکز، کلسترل و LDLکاهش معنیداری را نشان دادند (05/0P<). تعداد لمفوسیت در گروه تغذیهشده با جیره حاوی آرتمیزیا در مقایسه با گروههای دریافتکننده پروبیوتیک و آنتیبیوتیک کمتر بود ولی تعداد هتروفیلها بیشتری داشتند (05/0P<). تعداد گلبول سفید و نسبت هتروفیل به لمفوسیت در پرندگانی که آرتمیزیا دریافت کردند بیشتر از از سایر گروهها بود (05/0P<). بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، پروبیوتیک لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس میتواند بهعنوان یک محرک رشد در تغذیه بلدرچینهای تخمگذار ژاپنی مورد استفاده قرار گیرد.
اثر عصاره شیرین بیان، پروبیوتیک، ضد قارچ و بیوچار بر عملکرد جوجههای گوشتی تغذیه شده با خوراک آلوده به آفلاتوکسین B1
دوره 20، شماره 1، بهار 1397، صفحه 145-157
https://doi.org/10.22059/jap.2018.246192.623242
نسرین رشیدی، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی، حسن شیرزادی
چکیده تأثیر عصاره شیرین بیان، پروبیوتیک، ضد قارچ و بیوچار بر عملکرد جوجه های گوشتی تغذیه شده با خوراک آلوده به آفلاتوکسین B1 با استفاده از 350 قطعه جوجه گوشتی سویه راس در قالب طرح کاملاً تصادفی، با هفت تیمار (شاهد منفی (جیره پایه بدون آفلاتوکسین و ماده افزودنی)، شاهد مثبت (جیره پایه حاوی یک میلی گرم آفلاتوکسین و بدون ماده افزودنی) و پنج گروه دیگر شامل جیره پایه دارای یک میلی گرم آفلاتوکسین همراه با سه و شش گرم در کیلوگرم عصاره شیرین بیان، 0/5 گرم پروبیوتیک پروتکسین، 0/5گرم ضد قارچ آگراباند و 10 گرم توکسین بایندر بیوچار کودمرغی) و پنج تکرار (10 قطعه) بررسی شد. جیره شاهد مثبت وزن بدن و وزن نسبی سینه جوجه های گوشتی را کاهش و ضریب تبدیل غذایی و درصد چربی بطنی را افزایش داد (0/05 > P). جیره های شاهد منفی، سه گرم عصاره شیرین بیان و بیوچار در دوره رشد، و جیره های شاهد منفی و سه گرم عصاره شیرین بیان در کل دوره پرورش افزایش وزن بالاتر و ضریب تبدیل خوراک کمتری نسبت به سایر تیمارها داشتند (0/05 > P). بالاترین وزن نسبی سینه و بیشترین درصد پروتئین ران به ترتیب در جیره های حاوی پروبیوتیک و مکمل بیوچار مشاهده شد (0/05 >P ). بالاترین سطح پروتئین سرم خون متعلق به جیره حاوی سه گرم عصاره شیرین بیان و شاهد و پایین ترین سطح اسید اوریک خون متعلق به جیره شاهد، ضد قارچ، بیوچار و شش گرم عصاره شیرین بیان بود (0/05 >P ). به طور کلی عصاره شیرین بیان و بیوچار کود مرغی قادر به کاهش اثرات منفی آفلاتوکسین B1 بر عملکرد جوجه های گوشتی هستند.
بررسی تأثیر عصاره گیاهان سماق و جغجغه در مقایسه با اُکسیتتراسایکلین بر عملکرد رشد، فراسنجههای بیوشیمی خون و پاسخ ایمنی جوجههای گوشتی
دوره 17، شماره 1، بهار 1394، صفحه 151-160
https://doi.org/10.22059/jap.2015.54028
حسن شیرزادی، فرید شریعتمداری، محمد امیر کریمی ترشیزی، شعبان رحیمی، علی اکبر مسعودی
چکیده برای ارزیابی تأثیر عصارۀ گیاهان سماق و جغجغه بهعنوان جایگزینی برای آنتیبیوتیکهای محرک رشد، آزمایشی با استفاده از 300 قطعه جوجۀ گوشتی نر یکروزه از سویۀ راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، پنج تکرار، و 15 پرنده در هر تکرار در دورۀ سنی صفر تا 28روزگی انجام شد. جیرۀ اصلی بر پایۀ ذرتـسویا و فاقد افزودنی بود (تیمار شاهد) و سه تیمار دیگر بهترتیب با اضافهکردن مقدار 200 میلیگرم از عصارۀ ریشۀ گیاه جغجغه، عصارۀ میوۀ سماق، و آنتیبیوتیک به هر کیلوگرم از جیرۀ اصلی تهیه شدند. میزان افزایش وزن روزانه در دورۀ 7 تا 14روزگی و همچنین کل دورۀ آزمایش (صفر تا 28روزگی) در پرندگانی که با جیرههای حاوی افزودنی تغذیه شدند، در مقایسه با پرندگان شاهد بالاتر بود (05/0P<). کلسترول سرم خون پرندگانی که با جیرۀ حاوی عصارۀ سماق و یا جغجغه تغذیه شدند، از پرندگان شاهد کمتر بود (05/0P<). تغذیۀ جوجهها با جیرههای حاوی عصارههای گیاهی و یا آنتیبیوتیک، تیتر آنتیبادی علیه ویروس نیوکاسل را افزایش داد (05/0P<)، ولی این جیرهها تأثیری بر تیتر آنتیبادی علیه SRBC، ضخامت پوست بدن در پاسخ به چالش با DNCB، و ضخامت پردۀ انگشت پا در پاسخ به تزریق فیتوهماگلوتینین-P نداشتند. وزن نسبی بورس فابریسیوس در پرندگانی که جیرۀ حاوی عصارۀ جغجغه را دریافت کردند از پرندگان شاهد بیشتر بود (05/0P<). با توجه به نتایج بهدستآمده از پژوهش حاضر، عصارۀ ریشۀ گیاه جغجغه و میوۀ سماق میتوانند بهعنوان جایگزینهایی برای اُکسیتتراسایکلین بهعنوان محرک رشد در جیرۀ جوجههای گوشتی استفاده شوند.