دوره و شماره: دوره 21، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-163 

تأثیر سطوح مختلف پساب تقطیری ملاس خشک ‌شده با سبوس بر عملکرد رشد، تخمیر و پروتوزوآی شکمبه و فراسنجه‌های خونی بره‌های نر پرواری

صفحه 1-10

https://doi.org/10.22059/jap.2019.262751.623304

فرض الله مصطفایی، محمد ابراهیم نوریان سرور، محمد معینی

چکیده در این مطالعه تأثیر پساب تقطیری ملاس خشک‌شده با سبوس بر عملکرد رشد، فراسنجه‌های تخمیر شکمبه، جمعیت پروتوزوآ و برخی فراسنجه­های بیوشیمیایی خون بره‌های پرواری با استفاده از 21 رأس بره نر چهار ماهه نژاد مهربان (میانگین وزن 5/0±35) در قالب طرح کاملأ تصادفی با سه تیمار به‌مدت 74 روز (14 روز سازگاری و 60 روز آزمایش) بررسی شد. جیره‌های آزمایشی شامل جیره شاهد (فاقد پساب تقطیر ملاس)؛ جیره حاوی 25درصد بخش کنسانتره پساب تقطیری خشک‌شده با سبوس و جیره حاوی50 درصد بخش کنسانتره حاوی پساب ملاس خشک‌شده با سبوس بود. وزن بره­ها به‌طور هفتگی اندازه­گیری شد و در پایان روزهای 30 و 60 پرواربندی از آنها خون‌گیری شد. در پایان روز 60  پرواربندی مایع شکمبه بره­ها نمونه تهیه شد. نتایج نشان داد در ماه دوم تحقیق و در کل دوره آزمایش ماده خشک مصرفی بره­هایی که در جیره 25 و 50 درصد بخش کنسانتره پساب ملاس دریافت کرده بودند در مقایسه با گروه شاهد کاهش داشت (002/0=P) افزودن پساب ملاس در سطح 25 درصد (تیمار اول)؛ نسبت به گروه شاهد غلظت نیتروژن را 35/10 درصد (054/0=P) واسیدهای چرب فرّار کل را 46 درصد افزایش داد (016/0=P). کل جمعیت پروتوزوآ تحت تأثیر جیره­های آزمایشی قرار نگرفت. قیمت هر کیلوگرم جیره تیمارهای 25 و 50درصد پساب تقطیری نسبت به گروه شاهد به‌ترتیب 74 و 155 تومان کاهش داشت. نتایج کلی این مطالعه نشان داد پساب تقطیری ملاس خشک‌شده با سبوس ضمن کاهش قیمت تمام‌‌شده خوراک می‌تواند تا سطح50 درصد کنسانتره استفاده شود.

اثر مولتی‌آنزیم و افزودنی باکتریایی بر ترکیب شیمیایی و برخی فراسنجه‌های تخمیر برون‌تنی سیلاژ جو پژمرده شده

صفحه 11-22

https://doi.org/10.22059/jap.2019.268120.623329

اسماء آبسالان، گلناز تأسلی، شهریار کارگر، فرشید فتاح نیا، زهره کوثر، علیداد بوستانی

چکیده این پژوهش به‌‌منظور مطالعه اثر سطوح مولتی‌آنزیم و سطوح افزودنی باکتریایی بر ترکیب شیمیاییو برخی فراسنجه‌های تخمیر برون‌تنی سیلاژ جو انجام شد. مولتی‌آنزیم روابیو در سه سطح صفر، 500 و1000 میلی‌گرم به ازای هر کیلو‌گرم ماده خشک و افزودنی باکتریایی پروسیج (مخلوطی از باکتری‌های لاکتوباسیلوس پلانتاروم، لاکتوباسیلوس بوچنری، انتروکوکوس فائوسیوم و پروپیونوباکتریوم اسیدوفیلوس) در سه سطح صفر، پنج و 10 ‌میلی‌گرم به‌ازای هر کیلوگرم ماده خشک سیلاژ جو استفاده شد. ترکیب شیمیایی، فراسنجه‌های تولید گاز و جمعیت پروتوزوآ در شرایط برون‌تنی و بخش‌های مختلف پروتئین خام سیلاژهای آزمایشی اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که افزودن مولتی‌آنزیم باعث کاهش الیاف نامحلول در شوینده خنثی (05/0>P) pH، خاکستر، پروتئین قابل حل در شوینده خنثی و پروتئین غیرقابل دسترس (01/0>P) و افزایش نیتروژن غیرپروتئینی و پروتئین غیرقابل حل در شوینده خنثی (01/0>P) نسبت به سیلاژ شاهد شد. سیلاژ جو حاوی 5 ‌میلی‌گرم افزودنی باکتریایی ماده خشک، pH و پروتئین قابل حل در شوینده خنثی بیش‌تر (01/0>P) و پروتئین غیرقابل دسترس کمتری (01/0>P) در مقایسه با سیلاژ شاهد و سیلاژ جو حاوی 10 ‌میلی‌گرم افزودنی باکتریایی داشت. جمعیت پروتوزوآ، غلظت نیتروژن آمونیاکی، انرژی قابل متابولیسم، اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و قابلیت هضم ماده آلی با روش برون‌تنی تحت تأثیر قرار نگرفت (05/0<P). بر اساس نتایج این آزمایش استفاده از افزودنی باکتریایی و مولتی‌آنزیم در تهیه سیلاژ جو پژمرده شده به‌خاطر بار مالی که می‌تواند ایجاد کند، توصیه نمی‌شود.‎

دو ﻧﻮع ﻣﺨﺘﻠﻒ آﻧﺘﯽ اﮐﺴﯿﺪان ﺧﻮراﮐﯽ: فراسنجهﻫﺎی اﯾﻤﻨﯽ و عملکرد در ﺑﺮهﻫﺎی ﺷﯿﺮﺧﻮار ﺳﻨﺠﺎﺑﯽ

صفحه 23-35

https://doi.org/10.22059/jap.2019.270772.623342

توکل اخوان گیگلو، فردین هژبری، منوچهر سوری

چکیده تعداد 24 راس بره نر و ماده سنجابی شیرخوار با میانگین وزن 2/4 کیلوگرم از زمان تولد در یک دوره 90 روزه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی جهت بررسی دو آنتی­اکسیدان خوراکی مورد استفاده قرارگرفتند. بره­ها از هفته دوم علوفه و کنسانتره علاوه بر شیر مادر دریافت نمودند. جیره­های آزمایشی شامل جیره شاهد (جیره آغازین و شیر)، جیره شاهد + 10 درصد گیاه بادرنجبویه (Melissa officinalis) و جیره شاهد + یک کپسول حاوی30 میلی­گرم کوآنزیم Q10 بودند. جهت اندازه­گیری برخی فراسنجه­های خون و آنزیمی هر 30 روز یک بار از سیاهرگ گردنی خون­گیری شد. تفاوت معنی­داری بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ مصرف شیر و خوراک روزانه بره­ها و فراسنجه­های عملکردی مشاهده نشد. هماتوکریت تحت تأثیر بادرنجبویه قرار نگرفت ولی کوآنزیم سبب افزایش آن شد (05/0>P). جیره­های حاوی آنتی­اکسیدان، سبب افزایش کل گلبول­های سفید خون نسبت به گروه شاهد شدند (05/0>P)؛ ولی تغییری در مونوسیت و بازوفیل ایجاد نشد. بادرنجبویه باعث کاهش لنفوسیت و افزایش نوتروفیل شد (05/0>P) ولی کوآنزیم تأثیری بر این دو فراسنجه نداشت. ائوزینوفیل خون بره­های دریافت­کننده بادرنجبویه یا کوآنزیم بیش‌تر از گروه شاهد بود (05/0>P). غلظت گلوتاتیون پراکسیداز، ایمونوگلوبولین­جی و ظرفیت کل آنتی‌اکسیدانی تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند، ولی مکمل بادرنجبویه سبب کاهش شاخص مالون‌دی‌آلدهید  شد (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد، استفاده از گیاه بادرنجبویه در سطح 10 درصد جیره و همچنین 30 میلی­گرم در روز کوآنزیم Q10 در جیره بره‏های شیرخوار باعث بهبود سیستم ایمنی ‏شد هرچند تغییری در عملکرد بره­ها مشاهده نشد.

پیش‌بینی خصوصیات لاشه با استفاده از فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون در مرغ بومی اصفهان

صفحه 37-48

https://doi.org/10.22059/jap.2019.262995.623305

سعید رحیمیان، نصرالله پیرانی، فیبرز خواجعلی، عبدالناصر محبی

چکیده به‌منظور اندازه­گیری برخی از فراسنجه­های بیوشیمیایی سرم خون در شرایط طبیعی و تعیین ارتباط آن­ها با وزن بدن و اجزای لاشه و همچنین بررسی اثر جنس بر فراسنجه­های بیوشیمیایی خون در مرغ بومی اصفهان، آزمایشی با تعداد 200 قطعه جوجه یک­روزه بومی انجام شد. جوجه­ها به‌مدت 12 هفته در شرایط کاملاً یکسان، پرورش داده شدند. در پایان هفته دوازدهم بعد از اعمال شش ساعت گرسنگی، کشتار و وزن بدن و اجزای مختلف لاشه هر یک از جوجه­ها اندازه­گیری شد. غلظت کلسترول، تری­گلیسرید، پروتئین کل، آلبومین، اسید اوریک، کلسیم، فسفر، مالون دی­آلدئید، لیپوپروتئین با چگالی بالا و گلوکز با استفاده از کیت­های تجاری اندازه­گیری شدند. مقدار گلوبولین از اختلاف پروتئین کل و آلبومین به‌دست آمد. نتایج نشان دادند که بیشترین همبستگی مثبت معنی­دار (05/0>P) بین کلسترول با وزن بدن و وزن ران (21/0) و بالاترین همبستگی منفی معنی­دار بین غلظت اسید اوریک و وزن کبد و بین کلسیم و وزن سینه (24/0-) مشاهده شد. تجزیه رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که می­توان از فراسنجه­های کلسترول، گلوبولین و فسفر برای پیش­بینی وزن بدن و سینه و نیز از سطوح کلسترول و گلوبولین برای پیش­بینی وزن لاشه و ران استفاده کرد. به‌علاوه بین دو جنس نر و ماده تفاوت معنی­داری از نظر هیچ‌یک از فراسنجه­های بیوشیمیایی اندازه­گیری‌شده، وجود نداشت. با توجه به نتایج این آزمایش می­توان از فراسنجه­های خون برای پیش­بینی برخی از خصوصیات لاشه در مرغ بومی اصفهان استفاده کرد.

تأثیر افزودن پودر زغال اخته، پودر سیر و اسانس ترکیبی گیاهی به جیره غذایی بر عملکرد وکیفیت تخم‌‌ در مرغ‌های تخمگذار

صفحه 49-60

https://doi.org/10.22059/jap.2019.263579.623308

ذبیح اله نعمتی، مقصود بشارتی، امیر کریمی

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر افزودن پودر زغال­اخته، پودر­سیر و اسانس ترکیبی پوسته بادام ­هندی و دانه­ کرچک بر عملکرد، کیفیت تخم­مرغ و برخی فراسنجه­های خون در مرغ­های تخم‌گذار تجاری انجام شد. تعداد  128 قطعه مرغ تخم‌گذار سویه لوهمن لایت در سن 58 هفتگی در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار استفاده شدند. جیره­های آزمایشی شامل 1- جیره پایه (شاهد)، 2- شاهد + یک درصد پودر سیر، 3- شاهد + یک درصد پودر زغال­اخته و 4- شاهد + 15/0 درصد اسانس ترکیبی دانه­کرچک و پوسته بادام­هندی بودند. جیره­های آزمایشی از هفته 59 الی63 تغذیه شد. عملکرد مرغ­ها در سنین 61 و 63 هفتگی و میزان فراسنجه­های خون و زرده تخم‌مرغ در پایان دوره آزمایش، اندازه­گیری شدند. عملکرد مرغ­های تخم‌گذار در بین تیمار­های آزمایشی اختلاف معنی­داری نداشت. زغال‌اخته باعث افزایش ارتفاع­ و واحد­ هاو سفیده تخم­مرغ در مقایسه با شاهد شد (05/0P<). غلظت کلسترول، HDL، تری­گلیسرید و آنزیم­های آسپارتات آمینوترانسفراز و آلانین­آمینوترانسفراز خون در بین تیمارهای آزمایشی، تفاوت معنی­داری نداشت. مکمل­ کردن جیره­ غذایی با پودر سیر و زغال‌اخته سبب کاهش معنی­دار غلظت کلسترول زرده تخم­مرغ شد (05/0P<) اما غلظت کلسترول زرده تخم­مرغ تحت­ تأثیر معنی­دار اسانس­گیاهی قرار نگرفت. براساس نتایج این آزمایش، می­توان نتیجه گرفت افزودن پودر زغال‌اخته و یا سیر به جیره مرغ تخم‌گذار کیفیت داخلی تخم­مرغ را بهبود داده و کلسترول زرده را نیز کاهش می­دهد.

ارزیابی اثر اقتصادی تراکم جوجه‌ریزی و مواد بستر بر عملکرد تولید در جوجه‌های گوشتی

صفحه 61-71

https://doi.org/10.22059/jap.2019.263375.623307

مجید عباسی، محمد رضا عابدینی، سید ناصر موسوی

چکیده تأثیر تراکم گله و نوع ماده استفاده‌شده به‌عنوان بستر، بر عملکرد تولید و فراسنجه‌های اقتصادی جوجه­های گوشتی، با استفاده از تعداد 2016 قطعه جوجه گوشتی یک­روزه سویه راس 308، در یک آزمایش فاکتوریل 2×3 با سه سطح تراکم جوجه­ریزی ]10 (شاهد)، 14 و 18 قطعه پرنده در مترمربع[ و دو نوع ماده بستری ]تراشه­های چوب (شاهد) و مقوای بستر[ در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با شش تیمار و چهار تکرار بررسی شد. نتایج نشان داد که مصرف خوراک و افزایش وزن پرندگان در جوجه­ریزی با تراکم 10 قطعه پرنده در مترمربع بیشتر از تراکم­های 18 و 14 قطعه پرنده بود (05/0>P). ضریب تبدیل غذایی پرندگانی که روی بستر تراشه چوب پرورش یافتند، کمتر از پرندگان پرورش‌یافته روی بستر مقوا بود (05/0>P). بالاترین میزان شاخص­های اقتصادی (نسبت درآمد به هزینه و حاشیه سود) در تراکم­های 14 و سپس 18 قطعه پرنده در واحد سطح مشاهده شدند که هر دو با تراکم 10 قطعه جوجه تفاوت معنی­داری داشتند (01/0>P). براساس نتایج این پژوهش، جوجه­ریزی در تراکم 14 قطعه پرنده در مترمربع نسبت به دیگر سطوح تراکم گله، با کاستن از هزینه­های ثابت تولید و همچنین بهبود عددی ضریب تبدیل خوراک می­تواند سود بیشتر را برای واحدهای پرورش­دهنده جوجه­های گوشتی به دنبال داشته باشد و مقوای بستر به‌دلیل اثر منفی بر بازده استفاده از خوراک نمی­تواند جایگزینی مناسب برای تراشه­های چوب باشد.

مقایسه تاثیر منابع مختلف فیبر و پری‌بیوتیک بر عملکرد و برخی فرآسنجه‌های فیزیولوژیکی جوجه‌های گوشتی

صفحه 73-86

https://doi.org/10.22059/jap.2018.266348.623321

محمدرضا نهیرات، سمیه سالاری، محمدرضا قربانی

چکیده به‌منظور مقایسه تأثیر منابع مختلف فیبر و پری‌بیوتیک بر عملکرد و برخی صفات فیزیولوژیکی جوجه‌های گوشتی، آزمایشی با استفاده از 320 قطعه جوجۀ گوشتی در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره شاهد (ذرت- کنجاله سویا)، جیره شاهد به‌همراه پری‌بیوتیک (بیولکس MB40) و منابع مختلف فیبر (سبوس گندم، پوسته سویا و پودر هسته خرما) بودند. منابع مختلف فیبر در سطوح 5/1 و سه درصد و پری‎بیوتیک به مقدار دو گرم در کیلوگرم به جیره‎‌های آزمایشی اضافه شدند. تیمار دارای 5/1 درصد پودر هسته خرما، بهترین ضریب تبدیل خوراک را در مقایسه با سایر تیمارها به‌جز تیمار دارای سه درصد پودر هسته خرما و شاهد داشت (05/0>P). چربی حفره بطنی در پرندگان دریافت‌کننده منابع مختلف فیبر در مقایسه با تیمار شاهد کاهش یافت (05/0>P). قابلیت هضم ایلئومی ظاهری ماده آلی و پروتئین خام در جیره حاوی سه درصد پودر هسته خرما افزایش یافت (05/0>P). قابلیت هضم  ایلئومی ظاهری چربی خام، در پرندگان مصرف‌کننده پودر هسته خرما به‌طور معنی‌داری نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت (05/0>P). استفاده از منابع مختلف فیبر سبب کاهش معنی‎دار تری‎گلیسرید و کلسترول سرم خون در مقایسه با تیمار شاهد شد (05/0>P). نتایج نشان داد که افزودن پودر هسته خرما به جیره غذایی جوجه‎های گوشتی سبب بهبود عملکرد، کاهش چربی محوطه شکمی و جمعیت‎های میکروبی ایکولای و کلی‌فرم و افزایش قابلیت هضم پروتئین خام و جمعیت میکروبی لاکتوباسیل‎ها در سکوم جوجه‌های گوشتی گردید.

تأثیر سطوح مختلف اسانس رایج و میکروکپسوله شده مرزه خوزستانی بر ریخت‌شناسی روده و عملکرد جوجه‌های گوشتی

صفحه 87-97

https://doi.org/10.22059/jap.2019.240232.623219

عمران آذرباد، حسن کرمانشاهی، اکبر یعقوبفر، امیر میمندی پور

چکیده به‌منظور تعیین اثرات افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل رایج و میکروکپسوله‌شده در جیره‌بر عملکرد، پاسخ ایمنی، فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون و ریخت‌شناسی روده باریک جوجه‌های گوشتی، آزمایشی با استفاده از تعداد400 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 (مخلوط دو جنس)، در پنج تیمار، چهار تکرار و 20 قطعه جوجه در هر تکرار، در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره شاهد (بدون افزودنی)، جیره‌های حاوی سطوح 400 و 500 میلی‌گرم در کیلوگرم اسانس مرزه و جیره‌های حاوی سطوح 5/0 و یک درصد اسانس کپسوله‌شده مرزه بودند. افزودن سطوح مختلف اسانس مرزه خوزستانی در دو شکل رایج و میکروکپسوله‌شده به جیره‌ جوجه‌های گوشتی، تأثیری بر مقدار مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی، پاسخ ایمنی و تعداد گلبول‌های سفید و قرمز نداشت. اما تیمارهای آزمایشی حاوی اسانس مرزه رایج و میکروکپسوله‌شده نسبت به تیمار شاهد سبب کاهش معنی‌دار وزن زنده بدن پرندگان گردید. میزان هورمون‌های تیروئیدی (T3 و T4) و فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون (کلسترول، تری‌گلیسرید، HDL و LDL) تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. با این‌که صفات بافت‌شناسی روده باریک مانند عرض پرز، عمق کریپت و نسبت طول پرز به عمق کریپت تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، ولی سطح 5/0 درصد اسانس کپسوله‌شده مرزه سبب کاهش نسبت طول به عرض پرز به‌صورت معنی‌داری گردید (05/0P<). با توجه به نتایج آزمایش حاضر، استفاده از دو شکل رایج و میکروکپسوله‌شده اسانس مرزه، اثری بر عملکرد، فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی ندارد.

اثر پودر میوه عناب ضایعاتی با و بدون آنزیم بر عملکرد رشد، صفات لاشه و ریخت شناسی ایلئوم جوجه‌های گوشتی

صفحه 99-111

https://doi.org/10.22059/jap.2019.259873.623291

سمیه دیمه، نظر افضلی، سیدجواد حسینی واشان

چکیده به‌منظور مطالعه اثر پودر میوه عناب ضایعاتی با و بدون آنزیم روابیو بر عملکرد رشد، صفات لاشه و ریخت‌شناسی ایلئوم روده جوجه‌های گوشتی، تعداد320 قطعه جوجه یک‌ روزه نر راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با آزمایش فاکتوریل 4×2 با هشت تیمار، چهار تکرار و ۱۰ قطعه پرنده در هر تکرار توزیع شد. تیمارها شامل چهار سطح ضایعات عناب (صفر، چهار، هفت و10 درصد) و دو سطح مولتی آنزیم (صفر و ۱/0 درصد) بودند. نتایج نشان داد، پرندگان تغذیه‌شده با جیره‌ حاوی 10درصد عناب و آنزیم در مقایسه با شاهد (تیمار بدون عناب و آنزیم)، میانگین مصرف خوراک بالاتری در دوره رشد، پایانی و کل دوره داشتند (05/0>P). اثرات اصلی و متقابل آنزیم و عناب بر میانگین افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک تأثیر نداشت به­جز در دوره آغازین که تیمار 10درصد عناب و آنزیم افزایش وزن بالاتری در مقایسه با شاهد نشان داد (05/0>P). استفاده از سطح چهار درصد ضایعات عناب و آنزیم موجب افزایش درصد سینه و سطح هفت درصد عناب و آنزیم باعث کاهش درصد چربی محوطه شکمی در مقایسه با شاهد گردید (05/0>P). بیشترین ارتفاع پرز و کم‌ترین عرض پرز مربوط به تیمار ۱۰ درصد عناب به‌همراه آنزیم بود (05/0>P). در مقایسه با شاهد، تیمار حاوی آنزیم (بدون عناب) نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت بالاتری داشت (05/0>P). بنابراین، افزودن ۱۰درصد پودر میوه عناب ضایعاتی به جیره جوجه‌های گوشتی و مکمل کردن آن با آنزیم باعث بهبود عملکرد رشد و کیفیت گوشت می­گردد.

اثر منابع مختلف عناصر منگنز، روی و مس بر عملکرد، خصوصیات لاشه و پاسخ ایمنی در جوجه های گوشتی

صفحه 113-125

https://doi.org/10.22059/jap.2019.268965.623338

مهرداد نفیسی، منصور رضائی، سید عبداله حسینی، محمد کاظمی فرد

چکیده به‌منظور تعیین اثر منابع مختلف عناصر منگنز، روی و مس (سولفات، آلی خارجی و آلی داخلی) و سطوح (100 و 50 درصد نیاز) بر عملکرد و پاسخ ایمنی، آزمایشی با استفاده از 480 قطعه جوجه گوشتی سویه کاب 500، در قالب طرح کاملاً تصادفی به‌روش فاکتوریل 2×3 انجام شد. وزن زنده و خوراک مصرفی به‌صورت هفتگی اندازه‌گیری و ضریب تبدیل محاسبه شد. در پایان دوره، خون‌گیری از جوجه‌ها انجام و عیار تولید پادتن علیه گلبول قرمز گوسفندی، پاسخ به ویروس بیماری نیوکاسل و شمارش تفریقی گلبول‌های سفید اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد نوع منبع مواد معدنی تأثیری بر عملکرد رشد جوجه گوشتی نداشت. اثر نوع مکمل معدنیمنگنز، روی و مس بر درصد ماندگاری معنی‌دار بود (05/0 P<) و تیمارهای نوع آلی داخلی و خارجی بیشترین ماندگاری را داشتند. نوع آلی داخلی منگنز، روی و مس سبب پاسخ بیشتری به تیتر آنتی‌بادی علیه گلبول قرمز گوسفند شد (05/0 P<). علاوه بر این سطح 100 درصد نیاز این عناصر سبب افزایش وزن زنده (05/0 P<)، شاخص کارایی (05/0 P<) و بهبود ضریب تبدیل (05/0 P<) شد. پرندگان تغذیه‌شده به مقدار 50 درصد نیاز مکمل معدنی واکنش بیشتری به عیار پادتن علیه گلبول قرمز گوسفند نشان دادند (05/0 P<). براساس نتایج این تحقیق، شکل آلی سه عنصر منگنز، روی و مس تولیدشده در ایران، می‌تواند به‌صورت همزمان احتیاجات جوجه‌های گوشتی به این عناصر را تأمین نموده و جایگزین شکل سولفات و آلی خارجی شود. علاوه بر این، سطح 100 درصد نیاز عناصر منگنز، روی و مس، بدون در نظر گرفتن منبع، برای عملکرد رشد و سطح 50 درصد نیاز برای عملکرد بهتر سیستم ایمنی توصیه می‌شوند.

تأثیر افزودن منابع معدنی، کیلات و نانو آهن به جیره بر عملکرد، ذخیره آهن در بافت‌ها و کیفیت گوشت بلدرچین‌ ژاپنی

صفحه 127-137

https://doi.org/10.22059/jap.2019.267418.623326

میثم پورطاهری، مهران مهری، فرزاد باقرزاده کاسمانی، محمود قزاقی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف منابع نمک معدنی، کیلات و نانو آهن به جیره بر عملکرد، ذخیره آهن در بافت­ها و کیفیت گوشت بلدرچین ژاپنی، آزمایشی با تعداد 400 قطعه بلدرچین ژاپنی نر در قالب طرح کاملاً تصادفی با 10 تیمار آزمایشی و چهار تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل یک جیره پایه فاقد مکمل آهن (شاهد) و جیره­های­ پایه مکمل‌شده با سطوح 60، 90 و120 میلی­گرم در کیلوگرم سولفات، کیلات و نانو آهن بودند. پرندگانی که با مقدار 120 میلی‌گرم در کیلوگرم کیلات آهن تغذیه شدند، افزایش وزن بیشتری نسبت به گروه‌های شاهد، 60 و 120 میلی‌گرم سولفات داشتند )05/0>(P. تغذیه 90 و 120 میلی­گرم نانو آهن باعث بهبود ضریب تبدیل خوراک در مقایسه با گروه‌های شاهد، سولفات و 60 میلی‌گرم کیلات آهن شد )05/0>(P. پرندگانی که با 90 و  120 میلی‌گرم در کیلوگرم کیلات و 120 میلی گرم نانو آهن تغذیه شدند، دارای آهن بیشتری در گوشت سینه نسبت به گروه­های سولفات و شاهد بودند )05/0>(P. گروه 120 میلی‌گرم در کیلوگرم کیلات آهن ظرفیت نگهداری آب بیشتری را نسبت به تیمارهای شاهد، 60 و 90 میلی‌گرم سولفات، 60 میلی‌گرم کیلات و 90 میلی‌گرم نانو آهن و مقدار مالون دی آلدهید کمتر از گروه شاهد و 60 میلی‌گرم سولفات آهن داشت )05/0>(P. گروه 120 میلی­گرم نانو آهن، میزان آهن کبد و سرم خون بیشتر و افت ناشی از پخت کمتر در مقایسه با تیمار شاهد داشت )05/0>(P. در پژوهش حاضر، اشکال و سطوح مختلف آهن، بر پارامترهای مورد بررسی، اثر متغیری داشتند. 

تاثیر سطوح مختلف تعادل الکترولیتی و کلسیم جیره بر عملکرد، ترکیب استخوان و ویژگی‌های لاشه بلدرچین‌های ژاپنی

صفحه 139-150

https://doi.org/10.22059/jap.2019.268649.623332

منصور سراوانی، کمال شجاعیان، مهران مهری، فرزاد باقرزاده کاسمانی

چکیده به‌منظور مطالعه اثر سطوح مختلف تعادل الکترولیتی و کلسیم جیره بر عملکرد، ترکیب استخوان و ویژگی‌های لاشه بلدرچین ژاپنی، تعداد 720 قطعه جوجه بلدرچین در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×3 شامل سه سطح تعادل الکترولیتی (150، 250 و 350 میلی‌اکی‌والان در کیلوگرم) و سه سطح کلسیم (4/0، 8/0 و 6/1 درصد) در نه تیمار، پنج تکرار و 16 قطعه پرنده در هر تکرار از سن 14 تا 35 روزگی، مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج نشان داد که پرندگان تغذیه‌شده با جیره حاوی 4/0 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 250 میلی‌اکی‌والان در کیلوگرم، بیشترین مقدار مصرف خوراک را داشتند (05/0P<). تیمارهای آزمایشی بر ضریب تبدیل خوراک اثری نداشتند. در دو سطح 4/0 و 8/0 درصد کلسیم جیره، بیشترین مقدار کلسیم استخوان در تعادل الکترولیتی 150 میلی‌اکی‌والان در کیلوگرم مشاهده شد (05/0P<). کمترین وزن کلیه در تیمار حاوی 6/1 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 150 میلی‌اکی‌والان در کیلوگرم و بیشترین وزن نسبی ران و سینه در تیمار حاوی 8/0 درصد کلسیم و تعادل الکترولیتی 150 میلی‌اکی‌والان در کیلوگرم، مشاهده شد (05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر، اثر متقابل کلسیم و تعادل الکترولیتی جیره می‌تواند به‌‌عنوان یک محدودیت مهم در جیره­نویسی برای بلدرچین ژاپنی در حال رشد، در نظر گرفته شود.

تاثیر اسانس درمنه خزری و باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر عملکرد بلدرچین‌های ژاپنی در مرحله تخم‌گذاری

صفحه 151-163

https://doi.org/10.22059/jap.2019.264795.623312

حسن شیرزادی، حسین ناصرمنش، علی خطیب جو، کامران طاهرپور، محمد اکبری قرایی

چکیده تأثیر اسانس درمنه خزری و باکتری لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر عملکرد، میکروبیولوژی، مورفولوژی و قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی در بلدرچین‌های تخم‌گذار ژاپنی با استفاده از تعداد 180 قطعه بلدرچین تخم‌گذار 46 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار (نه قطعه جوجه در هر تکرار) بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه به‌عنوان گروه شاهد (فاقد افزودنی)، جیره پایه+ اُکسی‌تتراسایکلین (200 میلی‌گرم در کیلوگرم)، جیره پایه+ اسانس درمنه خزری (250 میلی‌گرم در کیلوگرم) و جیره پایه+ لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (cfu 1011×02/4 در کیلوگرم جیره) بودند. نتایج نشان داد که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس در مقایسه با تیمارهای شاهد و اسانس درمنه خزری سبب افزایش توده تخم بر اساس مرغ خانه شد (05/0P<). همچنین استفاده از تیمارهای لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اسانس درمنه خزری در مقایسه با تیمار شاهد سبب افزایش لاکتوباسیل‌های موجود در محتویات ایلئوم پرندگان شد (05/0P<). افزون بر این، پرندگان تغذیه شده با جیره‌های حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس و اُکسی‌تتراسایکلین از نظر صفات ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در مقایسه با گروه شاهد افزایش معنی‌داری را نشان دادند (05/0P<). نتیجه‌گیری می‌شود که استفاده از لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس به‌عنوان یک جایگزین برای آنتی‌بیوتیک مناسب‌تر از اسانس درمنه خزری است.

زمستان 1398، صفحه 419-577
پاییز 1398، صفحه 309-418
تابستان 1398، صفحه 165-308
بهار 1398، صفحه 1-163