اثرات تزریق داخل تخممرغی ویتامین C و ال-گلوتامین بر عملکرد پس از تفریخ، ریختشناسی روده، هورمونهای تیروئیدی و سطح مالوندیآلدئید در جوجههای گوشتی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 28 مرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jap.2026.407848.623890
موسی شفیعی، احمد کریمی، امیر علی صادقی، امجد فرزین پور
چکیده چکیده
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی اثرات تزریق داخل تخممرغی ویتامین C، ال-گلوتامین و ترکیب آنها برمیزان جوجه درآوری، عملکرد، رشد، توسعه روده، رشد اندامهای داخلی، تغییرات هورمون های T3 ، T4 و مالون دی آلدئید جوجههای گوشتی پس از تفریخ انجام شد.
روش پژوهش: ابتدا تعداد ۸۰۰ تخممرغ بارور از مرغهای مادر سویه آربورآکرز با سن بالاتر از ۵۰ هفته تهیه شد. در روز هجدهم انکوباسیون، تعداد ۶۰۰ عدد از این تخممرغهای بارور بعد از نطفه سنجی، وزن کشی، با توزیع یکنواخت در سینیهایی برای تزریق در محل دستگاه ستری قرار داده شدند. تزریق داخل تخممرغی در پنج گروه آزمایشی انجام شد. گروه کنترل منفی هیچ تزریقی دریافت نکرد، در حالی که گروه کنترل مثبت 5/0 میلیلیتر سرم فیزیولوژی نرمال دریافت کرد. به گروه سوم شش میلیگرم ویتامین C در محلول نمکی، گروه چهارم شش میلیگرم ال-گلوتامین در محلول نمکی و گروه پنجم ترکیبی از شش میلیگرم ویتامین C وشش میلی گرم ال-گلوتامین در محلول نمکی هر کدام در حجم 5/0 میلی لیتر تزریق گردید. پس از تفریخ، وزن جوجه های حاصل، تعداد جوجه سالم هچ شده، و درصد هچ، ادازه گیری شد. سپس همه جوجهها در طول مراحل آغازین، رشد و پایانی با جیره پایه پلت شده استاندارد تغذیه شدند.
یافته ها: کمترین درصد جوجه درآوری در گروه تزریق داخل تخم مرغی ویتامین C مشاهده شد (0.05P<). در مقابل، گروههای شاهد و تزریق داخل تخممرغی ال-گلوتامین بالاترین درصد جوجهدرآوری را داشتند(0.05P<). تزریق داخل تخممرغی ویتامین C بالاترین میانگین وزن جوجه را ایجاد کرد، در حالی که گروه تزریق داخل تخممرغی ال-گلوتامین دارای کمترین میانگین وزن جوجه تفریخی بودند(0.05P<). تزریق داخل تخم مرغی ترکیب ویتامین C و ال-گلوتامین تأثیر مثبتی بر میزان هچ و وزن اولیه جوجه ها نداشت. از نظر عملکرد، تزریق داخل تخممرغی ویتامین C و ال-گلوتامین و ترکیب هر دو تأثیر معنیداری بر مصرف خوراک، افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی نداشت، با این تفاوت که تزریق ال -گلوتامین علاوه بر اثر مثبت بر افزایش وزن، ضریب تبدیل یک تا 10 روزگی را بهبود بخشید (0.05P<). تزریق ویتامین C وزن لاشه، سینه و ران را کاهش داد و تلفات را بطور معنی داری افزایش داد(0.05P<). تزریق ال- گلوتامین و ترکیب ویتامین C و ال-گلوتامین به ترتیب موجب کاهش نسبی وزن ران و کاهش وزن سینه و ران شد(0.05P<). اثر تزریق ویتامین C بر سطح T3 در 14 روزگی و همچنین اثر تزریق گروه های آزمایشی بر سطح مالون دی آلدئید در 42 روزگی معنی دار بود(0.05P<). تزریق ویتامین C و ترکیب ویتامین C و ال-گلوتامین اثر منفی بر ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع به عمق کریپت در ایلئوم داشت(0.05P<). با این حال مورفولوژی دوازدهه و ژژونوم در هیچیک از گروه ها نسبت به شاهد تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل، تزریق داخل تخم مرغی ویتامین C با وجود افزایش وزن اولیه، موجب کاهش معنیدار جوجهدرآوری، افت عملکرد لاشه، افزایش مرگ و میر و اثر منفی بر ایلئوم شد. تزریق ال-گلوتامین ضمن حفظ نرخ جوجهدرآوری، ضریب تبدیل اوایل دوره را بهبود بخشید و عملکرد مطلوب تری نسبت به سایر تیمارها نشان داد.
تعیین سطح بهینه آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی برای بهبود عملکرد رشد و بازده لاشه
دوره 28، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 233-246
https://doi.org/10.22059/jap.2025.398291.623857
علی رضا قیاسوند، حسن شیرزادی، حسینعلی قاسمی، کامران طاهرپور، شکوفه حسنوند، علی خطیب جو
چکیده هدف: هدف این مطالعه تعیین سطح بهینه آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی (Coturnix coturnix japonica) و ارزیابی تأثیر آن بر عملکرد رشد، بازده خوراک و بازده لاشه با استفاده از مدلهای رگرسیونی broken-line و درجه دوم بود. روش پژوهش: برای این منظور، تعداد 600 قطعه جوجه بلدرچین در سن 21 روزگی به پنج تیمار مختلف با سطوح 75/0، 00/1، 25/1، 50/1 و 75/1 درصد آرژنین قابلهضم تقسیم شدند. برای هر تیمار شش تکرار و برای هر تکرار 20 قطعه بلدرچین در نظر گرفته شد. جیرههای آزمایشی از نظر تمامی مواد مغذی ضروری بهجز آرژنین مشابه بودند. آزمایش از روز 21 تا 35 ادامه یافت و در طول دوره آزمایشی فراسنجههای مختلف عملکردی شامل افزایش وزن بدن، بازده خوراک و بازده لاشه اندازهگیری شدند. علاوه بر این، تأثیر سطوح مختلف آرژنین بر ترکیب شیمیایی گوشت سینه و ران نیز بررسی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که افزایش سطوح آرژنین تأثیر معنیداری بر افزایش وزن بدن و بازده خوراک در بلدرچینها داشت، بهویژه تیمار 25/1 درصد آرژنین بیشترین میزان افزایش وزن بدن و بازده خوراک را در مقایسه با سایر تیمارها نشان داد. این تیمار اختلاف معنیداری با تیمارهای 75/0 و 00/1 درصد آرژنین داشت، اما در مقایسه با تیمار 50/1 درصد آرژنین تفاوت معنیداری مشاهده نشد. در خصوص مصرف خوراک، هیچ تغییر معنیداری بین تیمارها مشاهده نشد که نشاندهنده بهبود کارایی استفاده از خوراک در تیمارهای با سطوح بیشتر آرژنین ناشی از افزایش وزن بود. برای تخمین سطح نیاز به آرژنین در جیره، مدلهای رگرسیونی broken-line خطی و درجه دوم بهکار گرفته شدند. مدلbroken-line خطی با شیب یکسان، نقطه شکست را در 15/1 درصد برای افزایش وزن بدن و 21/1 درصد برای بازده خوراک شناسایی کرد. همچنین، مدل broken-line درجه دوم نقاط شکست را در 30/1 درصد برای افزایش وزن بدن و 29/1 درصد برای بازده خوراک پیشبینی کرد. همچنین مدل رگرسیونی درجه دوم نشان داد که در سطح 37/1 درصد آرژنین، بیشترین میزان افزایش وزن بدن و در 36/1 درصد آرژنین، بیشترین بازده خوراک مشاهده شد. در خصوص بازده لاشه، تیمار 25/1 درصد آرژنین بیشترین بازده لاشه را در روز 35 نشان داد که اختلاف معنیداری با تیمارهای 75/0 و 75/1 درصد داشت. مدلهای رگرسیونی broken-line و درجه دوم نشان دادند که سطح بهینه آرژنین برای بیشترین بازده لاشه بهترتیب 12/1 و 26/1 درصد بود. افزون بر این، مدل رگرسیونی درجه دوم پیشبینی کرد که سطح بهینه برای بازده لاشه در 32/1 درصد آرژنین قرار دارد. با اینحال، ترکیب شیمیایی گوشت سینه و ران تحت تأثیر سطوح آرژنین قرار نگرفت و هیچ تغییر معنیداری در ترکیب ماده خشک، ماده آلی و خاکستر مشاهده نشد. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از مدلهای رگرسیونی broken-line خطی و درجه دوم ابزارهای مناسبی برای تخمین دقیق نیاز به آرژنین در جیره غذایی بلدرچینهای ژاپنی هستند. با توجه به نتایج بهدستآمده، سطح بهینه آرژنین برای بهبود عملکرد رشد و بازده لاشه در بلدرچینهای ژاپنی در حدود 15/1 تا 37/1 درصد توصیه میشود. این یافتهها میتوانند به بهینهسازی جیرههای غذایی در صنعت پرورش بلدرچین کمک کنند و بهبود کارایی تولید و کاهش هزینههای خوراک را بهدنبال داشته باشند.
تأثیر پودر پونه کوهی، رزماری و دارچین بر عملکرد رشد، میکروبیوتای فضولات، مورفولوژی روده و قابلیت هضم مواد مغذی در جوجههای گوشتی چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی
دوره 26، شماره 1، بهار 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22059/jap.2023.359761.623742
زهرا علی محمدی، حسن شیرزادی، کامران طاهرپور، علی خطیب جو
چکیده در مطالعه حاضر تأثیر پودر گیاهان پونه کوهی، رزماری و دارچین بهعنوان جایگزینهایی برای آنتیبیوتیکها، با استفاده از 192 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (خروس) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و هشت قطعه در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی به شرح ذیل بودند: 1- کنترل منفی (جیره پایه بدون افزودنی و بدون چالش کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 2- کنترل مثبت (جیره پایه بدون افزودنی، اما چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 3- کنترل مثبت+ اریترومایسین (55 میلیگرم در کیلوگرم)؛ 4- کنترل مثبت+ پودر پونه کوهی ( سه گرم در کیلوگرم)؛ 5-کنترل مثبت+ پودر رزماری (سه گرم در کیلوگرم) و 6- کنترل مثبت+ پودر دارچین ( سه گرم در کیلوگرم). تمام جوجهها بهجز گروه کنترل منفی، از روز 21 تا 25 دوره پرورش روزی یکبار از طریق دهانی با cfu/mL108×2 از کشت زنده باکتری کمپیلوباکتر ژژونی چالش داده شدند. نتایج نشان داد چالش کمپیلوباکتر ژژونی ضمن تضعیف عملکرد در دوره رشد سبب افزایش کلونیزاسیون کمپیلوباکتر و کاهش شمار لاکتوباسیلها در فضولات شد (05/0>p). چالش کمپیلوباکتر ژژونی همچنین ضمن کاهش قابلیت هضم مواد آلی منجر به کاهش ارتفاع پرز، نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت و مساحت سطح پرز در ژژنوم شد (05/0>p). تمامی اثرات منفی ناشی از کمپیلوباکتر ژژونی توسط تیمارهای حاوی افزودنی تعدیل شد (05/0>p)، هرچند که تیمار حاوی دارچین در مقایسه با سایر افزودنیها پتانسیل نسبتاً پایینتری داشت. بهطور کلی، میتوان نتیجه گرفت که پونه کوهی و رزماری پتانسیل تخفیف اثرات پاتوژنیک کمپیلوباکتر ژژونی را دارند و میتوانند بهعنوان جایگزینهای مناسبی برای آنتیبیوتیکها در تغذیه جوجههای گوشتی مورداستفاده قرار گیرند.
اثر جایگزین شیر با سطوح مختلف پروتئین خام بر ماده خشک مصرفی و عملکرد رشد بزغالههای شیرخوار نژاد سانن
دوره 25، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 145-154
https://doi.org/10.22059/jap.2023.352094.623717
ساسان قمری، فرهنگ فاتحی، کامران رضایزدی
چکیده در مطالعه حاضر اثرات سطوح مختلف پروتئینخام در جایگزین شیر بر عملکرد بزغالههای شیرخوار نژاد سانن با استفاده از شانزده راس بزغاله ماده نژاد سانن 10 روزه با میانگین وزن 0/57±4/68 کیلوگرم در قالب یک طرح کاملا تصادفی با دو تیمار آزمایشی شامل جایگزین شیر با 22 درصد پروتئین خام (CP22) و جایگزین شیر با 28 درصد پروتئین خام (CP28) به مدت 60 روز بررسی شد. در این مطالعه، مقدار جایگزین شیر، خوراک آغازین و همچنین یونجه مصرفی بزغالهها به صورت روزانه ثبت گردید و وزن بزغالهها نیز به صورت هفتگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که میانگین افزایش وزن روزانه برای تیمار CP28 در مقایسه با تیمار CP22 طی ماه اول، ماه دوم و در کل دوره آزمایشی بطور معنی داری بیشتر بود (p<0/05). همچنین وزن پایان دو ماهگی برای بزغالههای تیمار CP28 در مقایسه با تیمار CP22 به طور معنی داری (16/14 در مقابل 14/21 کیلوگرم) بیشتر بود (p<0/05). نتایج نشان داد که مقدار کل ماده خشک مصرفی روزانه طی کل دوره آزمایشی برای تیمار CP28 در مقایسه تیمار CP22 بیشتر بود (p<0/05). با عنایت به اینکه در مدیریت پرورش بزغالههای شیرخوار فراسنجه هایی همچون رشد سریعتر و افزایش وزن بالاتر اولویت بیشتری نسبت به ضریب تبدیل خوراک دارد بنابراین تغذیه جایگزین شیر با سطوح بالای پروتئین خام ( 28 درصد) به دلیل افزایش وزن روزانه بیشتر و متعاقبا وزن از شیرگیری بالاتر در بزغالههای نژاد سانن می تواند توصیه گردد.
اثر جاذب سم چند جزئی در جیرههای آلوده به آفلاتوکسین B1 بر عملکرد رشد، فراسنجههای خونی و بافتشناسی کبد جوجه گوشتی
دوره 25، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 183-199
https://doi.org/10.22059/jap.2023.349981.623709
یاسمین بحری، حسین مروج
چکیده اثرات افزودن جاذب سم چند جزئی به جیرههای حاوی سم آفلاتوکسین B1 بر عملکرد رشد، فراسنجههای خونی و بافتشناسی کبد با استفاده از 180 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 در یک آزمایش فاکتوریل3×3 با سه سطح جاذب (صفر، 0/5 و یک کیلوگرم در تن) و سه سطح آفلاتوکسین B1 (صفر، 0/5 و یک میلیگرم در کیلوگرم) در قالب طرح کاملاً تصادفی با نه تیمار، چهار تکرار و پنج جوجه در هر تکرار به مدت 42 روز بررسی شد.
استفاده از سطح یک کیلوگرم در تن جاذب سم، تنها در سطح 0/5 میلیگرم در کیلوگرم سم آفلاتوکسین B1 توانست تأثیر معنیداری در کاهش اثرات منفی صفات عملکرد رشد مانند میانگین افزایش وزن روزانه، وزن زنده و خوراک مصرفی روزانه در کل دوره پرورش داشته باشد. تغذیه جوجهها با جیرههای حاوی آفلاتوکسین B1، سبب کاهش غلضت سرمی کلسترول، آلبومین و پروتئین کل و افزایش کراتینین و اوره شد (p<0/05). در نتایج بافتشناسی کبد، بروز التهاب سیاهرگ باب کبدی در تمام تیمارها مشهود بود، اما میزان فیبروز و نکروز در تیمارهای حاوی سطوح 0/5 و یک میلیگرم در کیلوگرم سم بیشتر از سطح صفر سم بود. استفاده از جاذب سم در جیره، اثری بر تغییرات بافتی کبد نداشت.
بر اساس نتایج حاصل، افزودن جاذب سم چندجزئی به میزان یک کیلوگرم در تن به جیرههای حاوی 0/5 میلیگرم در کیلوگرم سم آفلاتوکسین B1 میتواند باعث بهبود صفات عملکرد رشد در کل دوره پرورش جوجههای گوشتی شود.
بررسی اثر چغندر علوفهایی بر عملکرد، صفات لاشه و فراسنجههای خون برههای نر پرواری
دوره 25، شماره 1، بهار 1402، صفحه 59-69
https://doi.org/10.22059/jap.2023.346472.623700
علی رضا چگنی، بهروز یاراحمدی، محمد شاهوردی، محسن محمدی ساعی، میرحسن بیرانوند، علی رضا آقاشاهی، حسن فضائلی، امین کاظمی زاده
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر چغندر علوفهایی بر عملکرد، صفات لاشه و فراسنجههای خون برههای نر پرواری بود. 32 رأس بره نر پرواری با وزن اولیه 0/25± 28/05 کیلوگرم در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تیمار و چهار بلوک بمدت 84 روز با جیرههای آزمایشی شامل شاهد (صفر)، 10، 20 و 30 درصد چغندر علوفهای با نسبت 60 درصد کنسانتره و 40 درصد علوفه بهصورت کاملاً مخلوط تهیه و دو بار در روز تعلیف شدند. در طول دوره آزمایش اختلاف معنیداری در وزن برهها در گروه شاهد و گروههایی که سطوح مختلف چغندر علوفهای در جیره آنها استفاده شده بود مشاهده نشد. تفاوت معنیداری در افزایش وزن روزانه در میان همه گروهها بجز برههائی که با جیره حاوی 20 درصد چغندر علوفهای تغذیه شدند، وجود نداشت. در گروهی که 30 درصد چغندر علوفهای دریافت کرده بود خوراک مصرفی در روز نسبت به سایر گروهها کمترین بود (P<0.05). ضریب تبدیل خوراک در بین گروههای آزمایشی تفاوتی معنیداری نداشت. تفاوتی در وزن کشتار برهها، وزن بدن بدون محتویات دستگاه گوارش، وزن لاشه گرم و سرد، فراسنجههای لاشه و همچنین افت لاشه در بین گروههای مختلف مشاهده نشد (P>0.05). تیمارهای آزمایشی اثری بر صفات بیوشیمیایی خون نداشتند، اما مصرف چغندر علوفهای باعث افزایش غلظت هموگلوبین خون شد (P<0.05). بر اساس نتایج حاصل، از چغندر علوفهای تا 30 درصد بدون تاثیر منفی بر عملکرد، صفات لاشه و فراسنجههای خون در جیره برههای پرواری میتوان استفاده کرد.
اثر وزن اولیه جوجه و تراکم مواد مغذی جیره بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی
دوره 24، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 477-488
https://doi.org/10.22059/jap.2022.341945.623689
محسن ذاکر جعفری، مهرداد محمدی، مازیار محیطی اصلی
چکیده اثر وزن اولیه جوجه و تراکم مواد مغذی جیره بر عملکرد رشد و پاسخ ایمنی جوجههای گوشتی با استفاده از 360 قطعه جوجه گوشتی یک روزه سویه راس 308 (مخلوط دو جنس)، در یک آزمایش فاکتوریل 2×3، در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و ۱5 پرنده در هر تکرار بررسی شد. وزن اولیه جوجهها به صورت 1±42 گرم (وزن استاندارد)، 1±38 گرم (وزن سبک؛ 10 درصد کمتر از وزن استاندارد)، 1±46 گرم (وزن سنگین؛ 10 درصد بیشتر از وزن استاندارد) و تراکم مواد مغذی جیره به صورت پنج درصد کمتر از کاتالوگ راس 308 (جیره متعارف در ایران) یا طبق توصیه راهنمای راس 308 (جیره متراکم) گروهبندی شدند. جوجههای تغذیه شده با جیره متراکم نسبت به جوجه های تغذیه شده با جیرههای متعارف، افزایش وزن روزانه بیشتر و ضریب تبدیل کمتری داشتند (05/0>P). اثر تراکم مختلف مواد مغذی جیره و وزن اولیه جوجهها بر اجزای لاشه و وزن اندامهای داخلی به جز قلب معنیدار نبود. جوجههایی که جیره متراکم دریافت کردند و جوجههای سنگین دارای آنتیبادی بالاتری بر علیه گلبول قرمز گوسفندی بودند (05/0>P). جوجههای سبک که با جیره متراکم تغذیه شدند نسبت به جوجههای سبک که با جیره متعارف تغذیه شدند دارای آنتیبادی کل بر علیه گلبول قرمز گوسفندی و ایمنوگلوبولین G بالاتری بودند (05/0P<). نتایج نشان میدهند که تغذیه جوجههای سبک با جیره متراکم سرعت رشد آنها را نسبت به جوجههای با وزن استاندارد یا سنگین بیشتر افزایش میدهد. همچنین، تغذیه جوجههای سبک با جیرههای متراکم، میتواند پاسخهای ایمنی را بهبود بخشد.
تأثیر روشهای مختلف تغذیه در روزهای اول دوره پرورش بر صفات تولیدی و متابولیتهای خونی جوجههای گوشتی
دوره 22، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 595-607
https://doi.org/10.22059/jap.2020.300453.623523
صیفعلی ورمقانی، منصور احمدی، جعفر پورمنصور، هوشنگ جعفری
چکیده تأثیر روشهای مختلف تغذیه در سه روز اول دوره پرورش بر صفات تولیدی و سیستم ایمنی جوجههای گوشتی در قالب طرح کاملاً تصادفی با هشت تیمار، چهار تکرار و 15 قطعه جوجه یکروزه راس 308 در هرتکرار به مدت 49 روز بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1) آب معمولی و جیرهآغازین 2) آب معمولی و پودر ذرت در 48 ساعت 3) آب حاوی پنج درصد شکر و پودرذرت در 48 ساعت 4) آب حاوی پنج درصد شکر و پودر ذرت در 72 ساعت 5) آب حاوی پنج درصد شکر و جیرهآغازین در 48 ساعت 6) آب حاوی پنج درصد شکر و جیرهآغازین در 72 ساعت 7) آب حاوی گلوکوپلاس و پودر ذرت در 48 ساعت 8) آب حاوی گلوکوپلاس و جیرهآغازین در 48ساعت بودند. افزایش وزن روزانه و وزن زنده 42 روزگی در پرندگانی که با تیمارهای یک وهشت تغذیه شدند از سایر تیمارها (بهجز تیمار شش) بیشتر بود(p <0/05). بالاترین مصرف خوراک روزانه مربوط به تیمار یک بود که با سایر تیمار ها (به جز شش و هشت) اختلاف معنی داری داشت(p <0/05). درصد تلفات بین تیمارهای مختلف در 42 و 49 روزگی تفاوت نداشت. شاخص کارایی تولید در 42 روزگی در جوجه های که با آب حاوی گلوکوپلاس و جیره آغازین در 48 ساعت دریافت کردند بالاتر از سایر تیمارها (به جز یک و 5) بود(p <0/05). تینارهای آزمایشی اثری بر وزن نسبی اندام های داخلی و قسمت های مختلف لاشه و هم چنین بر گلبول های سفید خون نداشتند. با توجه به نتایج حاصل و ملاحظات اقتصادی تغذیه اولیه با جیره آغازین و آب معمولی در مزارع برورش جوجه گوشتی قابل توصیه است.
تاثیر افزودن برگ درخت کنار به عنوان منبع تانن و روغن آفتابگردان در جیره بر عملکرد و الگوی اسیدهای چرب گوشت بزغالههای عدنی
دوره 22، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 365-377
https://doi.org/10.22059/jap.2020.297127.623498
محمود دشتی زاده، محسن ساری، حسن فضائلی
چکیده بهمنظور بررسی آثار افزودن روغن آفتابگردان و برگ کنار برعملکرد، کیفیت گوشت و ترکیب اسیدهای چرب آن، آزمایشی با استفاده از 32 رأس بزغاله نر عدنی با میانگین وزن اولیه 2/2±8/17 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 2×2، بهمدت 75 روز انجام شد. بزغالهها بهطور تصادفی به یکی از چهار جیره شامل 1- شاهد، 2- حاوی 20 درصد برگ کنار، 3- حاوی 5/2 درصد روغن آفتابگردان و 4- حاوی 20 درصد برگ کنار و 5/2 درصد روغن آفتابگردان، اختصاص یافتند. تیمارها تأثیری بر خوراک مصرفی و وزن پایانی بزغالهها نداشتند. با افزودن روغن به جیره، افزایش وزن روزانه (0/06=P) تمایل به افزایش و ضریب تبدیل غذایی (0/07=P)، تمایل به کاهش داشت. ماده خشک، پروتئین، شاخصهای رنگ، مالوندیآلدهید و pH ماهیچه راسته تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند. مجموع اسیدهای چرب اشباع (p <0/05) و اسیدهای چرب امگا-6 گوشت (p <0/01) راسته تحت تأثیر برهمکنش برگ کنار و روغن قرار گرفتند. اسیدهای چرب اشباع در تیمار شاهد و اسیدهای چرب امگا-6 در تیمار حاوی روغن آفتابگردان بیشترین مقدار را داشتند. افزودن برگ کنار به جیره باعث افزایش نسبت اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه به اسیدهای چرب اشباع در گوشت راسته بزغالهها شد (p <0/05). میزان چربی ماهیچه راسته با افزودن روغن آفتابگردان به جیرهها، افزایش یافت (p <0/01). نتایج آزمایش حاضر نشان میدهد که استفاده از برگ کنار و روغن آفتابگردان در جیره بزغالههای عدنی میتواند با کاهش اسیدهای چرب اشباع و افزایش اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه در گوشت، موجب بهبود ارزش غذایی آن شود.
اثر افزودن ضایعات خشک فرآوردههای لبنی در خوراک آغازین بر عملکرد رشد گوساله های هلشتاین
دوره 21، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 329-337
https://doi.org/10.22059/jap.2019.274728.623360
علی رضا آقاشاهی، هادی حسینی، سید عبداله حسینی، امیررضا صفائی، علیرضا یوسفی، جعفر رمضانخانی
چکیده این پژوهش با هدف مطالعه اثر افزودن ضایعات خشک محصولات لبنی در خوراک آغازین، بر عملکرد رشد گوساله های شیرخوار انجام شد. تعداد 28 راس گوساله ماده تازه متولد شده نژاد هلشتاین به طور تصادفی به چهار گروه آزمایشی تقسیم شدند و پس از دو هفته سازگاری با شرایط آزمایش، در قالب یک طرح کاملاً تصادفی، به صورت انفرادی با خوراک آغازین حاوی سطوح صفر (شاهد)، 10، 20 و 30 درصد محصول خشک ضایعات لبنی، تا سن هشت هفتگی تغذیه شدند. وزن بدن، مصرف خوراک، افزایش وزن و بازده مصرف خوراک بهصورت هفتگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که وزن زنده، افزایش وزن روزانه، میزان مصرف خوراک آغازین و نسبت اضافه وزن به خوراک مصرفی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. بررسی اثر متقابل بین تیمار × زمان نشان داد که در هفته نخست، بالاترین افزایش وزن مربوط به گوسالههای تغذیه شده با سطح 10 درصد ضایعات لبنی در جیرهی آغازین و گروه شاهد بود، اما در هفته پنجم، بالاترین افزایش وزن مربوط به گوساله های تغذیه شده با 30 درصد ضایعات لبنی در جیره آغازین بود (0/05>P). نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن ضایعات لبنی تا 30 درصد به جیره ی آغازین گوساله ها، تاثیر منفی بر عملکرد رشد آنها ندارد و می توان از این ترکیب به عنوان یک محصول جانبی صنایع لبنی با ارزش تغذیهای و صرفهی اقتصادی، در تغذیه ی گوساله های شیرخوار استفاده نمود.
اثر کاهش یا حذف مکمل ویتامینی از جیره پایانی بر پایه گندم بر عملکرد، خاکستر استخوان و پاسخ ایمنی جوجه های گوشتی
دوره 19، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 697-709
https://doi.org/10.22059/jap.2017.229531.623172
ناصر خاکشور، حیدر زرقی، حسن نصیری مقدم، احمد حسن آبادی
چکیده این آزمایش به منظور مطالعه اثر کاهش و یا حذف مکمل ویتامینی از جیره پایانی برپایهگندم بر شاخصهای عملکردی، راندمان لاشه، خاکستر استخوان درشت نی و پاسخ ایمنی همورالدر جوجههای گوشتی با استفاده از 350 قطعه جوجه خروس گوشتی راس 308 در قالب طرح کامل تصادفی با هفت تیمار، پنج تکرار و 10 قطعه پرنده در هر تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل: تیمار یک (شاهد)؛ تغذیه با جیرهی بر پایه گندم حاوی 5/2 گرم بر کیلوگرم مکمل ویتامینی در کل دوره پرورش، تیمارهای دو، سه و چهار؛ کاهش سطح مکمل ویتامینی جیره به 25/1 گرم بر کیلوگرم به ترتیب از سنین 25، 31 و 37 روزگی و تیمارهای پنج و شش و هفت؛ حذف کامل مکمل ویتامینی جیره به ترتیب از سنین 25، 31 و 37 روزگی بودند. نتایج نشان داد؛ کاهش سطح مکمل ویتامینیجیره به 25/1 گرم بر کیلوگرم از سن 25 روزگی تأثیر معنیداری بر شاخصهای عملکردی نداشت. حذف کامل مکمل ویتامینی جیره از سن 25 روزگی باعث کاهش معنیدار (05/0P<) شاخصهای عملکردی شد. راندمان لاشه، خاکستر استخوان درشتنی و پاسخ ایمنی همورال جوجههای گوشتی علیه تزریق گلبولهای قرمز گوسفندی تحت تأثیر کاهش و یا حذف کامل مکمل ویتامینی جیره از سنین مختلف (25، 31 و 37 روزگی) قرار نگرفتند. نتیجهگیری میشود که امکان کاهشسطحمکملویتامینی در جیره پایانی بر پایه گندم جوجههای گوشتی وجوددارد.
اثر دو نوع اسیدی کننده خوراکی بر گوارش پذیری مواد مغذی، جمعیت میکروبی ایلئوم و عملکرد جوجههای گوشتی
دوره 19، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 415-425
https://doi.org/10.22059/jap.2017.62051
محمدرضا رضوانی، گوهر سعادت منش
چکیده اثر اسیدیکنندههای خوراکی گلوباسید ، گرینکب و استفادهی همزمان آنها بر عملکرد ، خصوصیات لاشه، گوارشپذیری مواد مغذی و جمعیت میکروبی ایلئوم جوجههای گوشتی با استفاده از 128 قطعه جوجهی گوشتی یک روزه سویه تجاری کاب 500 مخلوط هر دو جنس در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و هشت قطعه پرنده در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیرهی شاهد، جیرهی شاهد+ 085/0 درصد گلوباسید، جیرهی شاهد + 035/0 درصد گرینکب و جیرهی شاهد+ 085/0 درصد گلوباسید+ 035/0درصد گرینکب بودند. تیمارهای آزمایشی بر عملکرد، خصوصیات لاشه و جمعیت میکروبی معنی دار نبود و بیشترین مقدار گوارشپذیری ظاهری مادهی خشک، مادهی آلی و پروتئین در تیمار حاوی مخلوط دو نوع اسیدی کنندهی گرین کب و گلوباسید در مقایسه با تیمار شاهد مشاهده شد. بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از مخلوط اسیدیکنندههای گرین کب و گلوباسید می تواند با بهبود گوارشپذیری مادهی خشک، مادهی آلی و پروتئین خام و تا حدودی کم کردن مصرف خوراک برای جوجه های گوشتی مفید باشد.
اثر دوره زمانی استفاده از برگ زیتون در جیره غذایی بر عملکرد، فراسنجههای خونی و ناهنجاری متابولیکی آسیت در جوجههای گوشتی
دوره 19، شماره 1، بهار 1396، صفحه 175-187
https://doi.org/10.22059/jap.2016.58430
صیفعلی ورمقانی، فرزاد بسطامی، محمد اکبری قرایی
چکیده اثر تغذیه برگ زیتون در هفتههای مختلف دوره پرورش بر عملکرد و ناهنجاری متابولیکی آسیت با استفاده از تعداد 336 قطعه جوجه گوشتی نر سویه آرین در قالب طرح کاملا تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و 14 پرنده در هر تکرار به مدت 42 روز بررسی شد. جیرههای غذایی بر اساس توصیههای جوجهگوشتی آرین در سه دوره زمانی و با استفاده از سطوح صفر (شاهد) و یک درصد برگ زیتون در هر دوره تهیه شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: جیره شاهد، تغذیه جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 14 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 21 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 28 روزگی، جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 35 روزگی و جیره حاوی یک درصد برگ زیتون از یک تا 42 روزگی. اثر تیمارهای آزمایشی بر وزن زنده پایان دوره آزمایش، مصرف خوراک و ضریب تبدیل غذایی معنیدار نبود. تلفات ناشی از آسیت در پرندگانی که در دوره یک تا 14 و یک تا 42 روزگی با جیره یک درصد برگ زیتون تغذیه شده بودند کمتر بود (05/0<P). بیشترین مقدار درصد هماتوکریت و غلظت هورمون ترییدوتیرونین در پایان دوره پرورش مربوط به تیمار شاهد بود (05/0<P). تفاوتی در تعداد گلبولهای قرمز و غلظت هورمون T4 در پایان دوره در پرندگان مربوط به تیمارهای مختلف مشاهده نشد. براساس نتایج حاصل، استفاده از یک درصد برگ زیتون در جیره جوجههای گوشتی بدون تأثیر نامطلوب بر عملکرد، تلفات ناشی از آسیت را کاهش میدهد.
اثر سطح مصرف و اندازه ذرات پوسته جو بر عملکرد رشد و قابلیت هضم مواد مغذی و هزینه تولید جوجه گوشتی
دوره 18، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 563-573
https://doi.org/10.22059/jap.2016.58141
مهدى افرا، بهمن نویدشاد، فرزاد میرزایی آقجه قشلاق، نعمت هدایت ایوریق
چکیده در این آزمایش از 200 قطعه جوجه گوشتی از سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفى با پنج تیمار و چهار تکرار استفاده شد. انرژی متابولیسمی حقیقی پوسته جو با استفاده از خروسهای بالغ سسکتومی شده اندازه گیری شد. میزان ماده خشک، انرژی متابولیسمی حقیقی، خاکستر، عصاره اتری، پروتئین خام، فیبر خام، NDF، ADF، کلسیم و کل فسفر در پوسته جو به ترتیب برابر با 92 درصد، 978 کیلوکالری در کیلوگرم، 53/3 درصد، 26/4 درصد، 26/12 درصد، 6/12 درصد، 1/52 درصد، 5/23 درصد، 9/0 درصد و 6/0 درصد بود. جیرههای آزمایشی عبارت بودند از: 1- جیره شاهد (فاقد پوسته جو)، 2- جیره حاوی 75/0 درصد پوسته جو با اندازه ذرات کمتر از یک میلیمتر، 3- جیره حاوی 75/0 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلی متر، 4- جیره حاوی 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات کمتر از یک میلی متر، 5- جیره حاوی 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلی متر. پرنده-هایی که با جیره حاوی پوسته جو تغذیه شدند افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی بهتری داشتند و به ویژه جیره حاوی سطح 5/1 درصد پوسته جو با اندازه بین یک تا دو میلیمتر در این زمینه موثرتر بود (05/0 >P). چنین بهبودی در وزن سنگدان نیز مشاهده شد (05/0 >P). پوسته جو باعث بهبود قابلیت هضم ماده خشک، پروتئین خام و خاکستر گردید (05/0 >P). تغذیه جوجههای گوشتی با جیرههای حاوی پوسته جو، هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن را کاهش داد. بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، استفاده از 5/1 درصد پوسته جو با اندازه ذرات بین یک تا دو میلیمتر در جیره ضمن بهبود عملکرد، هزینه خوراک در جوجههای گوشتی را کاهش میدهد.
تأثیر سطوح مختلف زیلپاترول هیدروکلراید در سه هفته پایانی دوره پرورش بر عملکرد رشد بلدرچین ژاپنی
دوره 18، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 359-366
https://doi.org/10.22059/jap.2016.55621
مولا محمدی آرخلو، آرمین توحیدی، حسین مروج مروج، احمد زارع شحنه
چکیده این پژوهش به منظور ارزیابی تأثیر زیلپاترول هیدرو کلراید بر عملکرد رشد، ترکیب لاشه و برخی فراسنجههای خونی با استفاده از 128 جوجه بلدرچین نر 26 روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار، چهار تکرار و هشت پرنده در هر تکرار انجام شد. پرندهها تا 47 روزگی با جیرههای حاوی سطوح صفر، 2/0، 225/0 و 25/0 (میلیگرم بر کیلوگرم وزن زنده) زیلپاترول هیدروکلراید تغذیه شدند. در 50 روزگی، دو پرنده به ازای هر تکرار برای تفکیک و آنالیز شیمیایی لاشه پس از سه روز عدم مصرف زیلپاترول کشتار شدند. زیلپاترول هیدروکلراید سبب بهبود ضریب تبدیل بلدرچینها شد (05/0>P)، ولی بر خوراک مصرفی و افزایش وزن آنها تأثیری نداشت. همچنین، زیلپاترول هیدروکلراید باعث افزایش غلظت گلوکز و تریگلیسیرید پلاسما در مقایسه با گروه شاهد شد (05/0>P). استفاده از زیلپاترول در جیره اثری بر ترکیب شیمیایی لاشه (پروتئین خام، چربی و کلسترول)، بازده لاشه و وزن نسبی ران و ساق، سینه، کبد و چربی حفره بطنی نداشت. بهطورکلی، میتوان نتیجه گرفت که زیلپاترول هیدروکلراید ضریب تبدیل را در بلدرچینهای ژاپنی نر بهبود میدهد.