کلیدواژه‌ها = گاو شیری

شاخص‌های مدیریتی مرتبط با زایش، نمره وضعیت بدنی و بروز بیماری­های متابولیک در گله‌های گاو شیری هلشتاین در طی تابستان و زمستان در استان اصفهان

دوره 28، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 349-364

https://doi.org/10.22059/jap.2026.410083.623897

عباس رجایی راد، غلامرضا قربانی، محمد چوپانی، علی جبارزارع

چکیده هدف: تنش گرمایی یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده سلامت و بهره‌وری گاوهای شیری در مناطق گرم و خشک ایران، به‌ویژه استان اصفهان، محسوب می‌شود و می‌تواند شاخص‌های مدیریتی دوره انتقال، وضعیت بدنی، تعادل متابولیکی و بروز بیماری‌های پس از زایش را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه بررسی اثر فصل (تابستان و زمستان) بر شاخص‌های مدیریتی زمان زایش، وضعیت بدنی، ناهنجاری‌های متابولیک پس از زایش، وضعیت کلسیم خون و پیامدهای تولیدمثلی در گله‌های صنعتی گاو شیری هلشتاین استان اصفهان بود.
روش پژوهش: این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار گاوداری صنعتی هلشتاین استان اصفهان طی دو فصل تابستان و زمستان با ۸۵۵ رأس گاو شیری انجام شد. داده‌های هواشناسی روزانه جهت محاسبه شاخص دما-رطوبت (THI) جمع‌آوری گردید. شاخص‌های مدیریتی زایش، نمره وضعیت بدنی (BCS)، طول دوره آبستنی، طول دوره خشکی و حجم آغوز ثبت شد. هم‌چنین بروز ناهنجاری‌های متابولیک شامل جفت‌ماندگی، متریت، هیپوکلسیمی و کتوز، میزان حذف دام تا ۶۰ روز پس از زایش و نرخ گیرایی در تلقیح اول موردارزیابی قرار گرفت. غلظت سرمی کلسیم در زمان زایش و روز سوم پس از زایش اندازه‌گیری شد. هم‌چنین غلظت سرمی بتاهیدروکسی بوتیرات نیز در روز 10 پس از زایش پایش شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌های آماری مناسب و با در نظر گرفتن اثرات فصل، گله، دوره شیردهی و اثرات متقابل آن‌ها تحلیل شدند. تمامی پیش‌فرض‌های آماری از جمله نرمال‌بودن باقیمانده‌ها و همگنی واریانس‌ها قبل از تحلیل نهایی بررسی و تأیید شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مقدار THI در فصل تابستان در محدوده 74 تا 82 قرار داشت که بیانگر تنش گرمایی متوسط تا شدید بود. طول دوره آبستنی در گاوهای با اولین دوره شیردهی در هر گله نسبت به گاوهای چندشکم زایش کاهش یافت (05/0P<). مدیرت گله­ها اثر معنی­داری بر نمره بدنی در زمان زایش داشت (05/0P<). حجم آغوز تولیدی در گاوهای با چندین دوره شیردهی به‌طور معنی‌داری کم‌تر از گاوهای شکم‌اول بود (05/0P<). هم‌چنین حجم آغوز تولیدی در فصل تابستان تمایل به کاهش داشت (07/0=P). طول دوره خشکی نیر در فصل تابستان کاهش یافت (05/0P<). بروز جفت‌ماندگی و متریت تحت تأثیر فصل، گله و دوره شیردهی قرار گرفت و بیش‌ترین میزان این ناهنجاری‌ها در فصل زمستان مشاهده شد (05/0P<). هر چند بروز سخت زایی در تابستان افزایش یافت (05/0P<). غلظت کلسیم سرم در تابستان به‌طور معنی‌داری کم‌تر از زمستان بود (05/0P<) و شیوع هیپوکلسمی و کتوز، به‌ویژه در گاوهایی با چندین دوره شیردهی بیش‌تر بود (05/0P<). نرخ حذف دام تا ۶۰ روز پس از زایش در بین گله‌ها متفاوت بود و بیش‌ترین میزان آن در گله C در هر دو فصل مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد مدیریت گله­ها و تفاوت بین دوره­های شیردهی، نقش مشهودی در بروز بیماری­های متابولیک و عوامل مرتبط با زایش، دارد. هرچند که تنش گرمایی بروز جفت ماندگی و متریت را کاهش می‌دهد، اما نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش طول دوره خشکی و حجم آغوز تولیدی در گاوهای شیری دارد.

استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای پیش‌بینی وقوع ورم پستان بالینی در گاوهای هلشتاین

دوره 25، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 123-132

https://doi.org/10.22059/jap.2023.349388.623708

محمدتقی فیاضی کیا، محمد دادپسند، حمیده کشاورزی

چکیده در این پژوهش، از چهار الگوریتم جنگل تصادفی، درخت تصمیم، بیز ساده و رگرسیون لجستیک برای پیش‌بینی بیماری ورم پستان بر اساس داده‌های دو گله گاو شیری هلشتاین استفاده شد. به دلیل نامتوازن بودن تعداد موارد بیمار و سالم از دو روش بیش‌نمونه‌برداری و کم‌نمونه‌برداری استفاده شد. متغیرهای مرتبط با ورم پستان، شامل نوبت زایش، تولید شیر روزانه، فصل زایش، مرحله‌ی شیردهی، سابقه‌ی ورم پستان و امتیاز سلول‌های بدنی از دو گاوداری در اصفهان جمع‌آوری شد. ویرایش داده‌ها با نرم‌افزارSQL Server (نسخه 2012)، مدل‌سازی برای پیش‌بینی ورم پستان با نرم‌افزارWEKA (نسخه 3/8)، انجام شد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، بهترین عملکرد مربوط به الگوریتم جنگل تصادفی در حالت کم‌نمونه‌برداری با صحت، حساسیت، تشخیص و ناحیه زیرمنحنی خم به ترتیب 84/30درصد، 94/80 درصد،73/80 درصد و 0/90 بود. بدون نمونه‌برداری، قدرت تشخیص موارد بیمار (حساسیت برحسب درصد) در الگوریتم‌های جنگل تصادفی، درخت تصمیم، بیز ساده و رگرسیون لجستیک به ترتیب 1/67، صفر، 12/29 و 2/06 بود که نسبت به استفاده از نمونه‌برداری به‌طور چشمگیری ضعیف‌تر بود. این بخاطر نامتوازن بودن تعداد موارد دو کلاس سالم و بیمار و نشان‌دهنده‌ی لزوم استفاده از روش‌های نمونه‌برداری بود. با توجه به یافته‌ها، الگوریتم درخت تصمیم نیز در روش کم‌نمونه‌برداری با اختلاف کمی بعد از جنگل تصادفی بهترین عملکرد را با صحت، حساسیت، تشخیص و ناحیه زیرمنحنی خم به‌ترتیب 84/0 درصد، 94/2 درصد، 73/9 درصد و 0/90 داشت. با توجه به هزینه‌ی محاسباتی بسیار بیشتر جنگل تصادفی نسبت به درخت تصادفی، در مواقعی که حجم داده‌ها بالاست، بهتر است از درخت تصمیم استفاده شود.

برآورد ارزش اقتصادی مازاد خوراک مصرفی با استفاده از مدلسازی زیست اقتصادی

دوره 24، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 383-393

https://doi.org/10.22059/jap.2022.338350.623674

سارا ندری، علی صادقی سفیدمزگی، غلامرضا قربانی، پویا زمانی

چکیده هدف از این مطالعه، برآورد ارزش­های اقتصادی برای مازاد خوراک مصرفی و برخی از صفات تولیدی و عملکردی در گاو شیری هلشتاین ایران بود. برای این منظور، ازمدل‌سازی زیست-اقتصادی صفت به صفت و یا چندصفته و داده­های تولیدی و اقتصادی استفاده شد. این داده­ها از هفت گله بزرگ گاو شیری در سال 1399 جمع­آوری شد. ارزش اقتصادی مازاد خوراک مصرفی در چهار گروه مختلف سنی محاسبه شد. جیره­ها برای گروه­های مختلف با استفاده از نرم‌افزار CNCPS تنظیم شدند. ضرایب اقتصادی (حاصل‌ضرب ارزش­های اقتصادی در بیان­های ژنتیکی تنزیل‌یافته، برحسب ریال و یک گاو در سال) به‌صورت میانگین در سطح گله­های مورد بررسی برای یک کیلوگرم تولید شیر 14280 ریال، یک کیلوگرم چربی شیر 291060 ریال، برای یک کیلوگرم پروتئین شیر 232260 ریال، برای یک کیلوگرم مازاد خوراک مصرفی 790860- ریال، برای یک ماه ماندگاری 702588 ریال و برای یک روز باز 113820- ریال برآورد شدند. آنالیز حساسیت نشان داد که قیمت اقلام خوراکی کنسانتره­ای نسبت به علوفه­ای اثر بیش‌تری بر ارزش اقتصادی مازاد خوراک مصرفی دارند. در تحلیل­های ژنتیکی-اقتصادی، صفت تولید شیر با تأکید نسبی 50 درصد مهم‌ترین صفت در اصلاح نژاد گاو شیری ایران بود، در حالی‌که تأکید نسبی بازده خوراک مصرفی تنها حدود 5 درصد بود. نتایج این پژوهش اطلاعات ارزشمندی درباره ارزش­های اقتصادی صفات فراهم می­کند که می­تواند در تکمیل شاخص انتخاب ملی و تحلیل­های هزینه-فایده مورداستفاده قرار گیرد.

اثر ترکیبات بافری بر پایه سدیم و منیزیم بر ساخت چربی شیر گاوهای هلشتاین در شرایط افت چربی شیر

دوره 24، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 403-414

https://doi.org/10.22059/jap.2022.346114.623699

بهزاد خرمی

چکیده اثر بی‌کربنات سدیم و مکمل بافری pHmax بر ساخت چربی شیر در شرایط افت چربی شیر، با استفاده از 24 راس گاو شیرده هلشتاین در قالب طرح بلوک­های کاملاً تصادفی بررسی شد. افت چربی شیر به‌مدت 10 روز در همه گاوها با تغذیه جیره حاوی نشاسته بالا القاء گردید. آزمایش در دو دوره شامل دوره اول (روز یک تا 20)، اختصاص گاوها به‌طور تصادفی به تیمارهای 1- شاهد، 2- جیره پایه + 0/8 درصد pHmax و 3- جیره پایه + 0/8 درصد بی‌کربنات سدیم و دوره دوم (روز 21 تا 30)، تغذیه همه گاوها با جیره شاهد انجام شد. مکمل­های بافری بر افزایش غلظت چربی شیر مؤثر بودند، بدون این‌که مصرف خوراک، تولید شیر، غلظت پروتئین و لاکتوز را تحت تأثیر قرار دهند. غلظت کل اسیدهای چرب ترانس در تیمارهای آزمایشی در مقایسه با شاهد کاهش یافت. نسبت ترانس-10 به ترانس-11 در گاوهای دریافت‌کننده ترکیبات بافری در مقایسه با شاهد کم‌تر شد که بیانگر تأثیر این ترکیبات بر بهبود ساخت چربی شیر از طریق تحریک مسیرهای طبیعی بیوهیدروژناسیون اسیدهای چرب در شکمبه می­باشد. افزودن مکمل­های بافری ساخت چربی شیر را افزایش داد به‌طوری که این اثرات تا یک هفته پس از حذف ترکیبات مذکور ماندگار بود. بنابراین استفاده از بی‌کربنات سدیم و pHmax می­تواند چربی شیر را در گاوهای شیری تغذیه‌شده با جیره­های حاوی نشاسته بالا و تحت شرایط افت چربی شیر حفظ نماید. هم‌چنین، استفاده از pHmax هزینه­های استفاده از ترکیبات بافری رایج مانند بی‌کربنات سدیم را کاهش می­دهد.

بررسی نگرش پژوهشگران، مشاورین و شاغلین در واحدهای صنعتی پرورش گاو شیری در باره کاربرد اسپرم تعیین جنسیت شده

دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 247-258

https://doi.org/10.22059/jap.2022.327013.623629

ساحره جوزی شکالگورابی، علی مقصودی، عبدالرحیم غیاثی، محمد رکوعی، هادی فرجی آروق، امیر زرگران

چکیده با وجود پیشینه 15 ساله در ورود و استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده در ایران، تناقض‌های موجود درباره برآیند مزایا و معایب استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده سبب اختلاف نظر بین استفاده­کنندگان این نوع اسپرم از دیدگاه کارایی و بازدهی اقتصادی آن شده است. در این پژوهش، پرسش‌نامه­ای با 28 پرسش پنج گزینه­ای در مقیاس لیکرت در در باره نگرش افراد پاسخ­دهنده به استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده از جنبه­های مختلف عملکردی، اقتصادی، شناختی و زیرساختی طراحی و در اختیار پژوهش‌گران، مشاورین و افراد شاغل در مزارع صنعتی پرورش گاو شیری قرار داده شد. واکاوی داده‌ها نشان داد که شاغلین فارم به‌طور معنی­داری موافق تأثیر این نوع اسپرم بر کاهش سخت­زایی در مقایسه با پژوهش‌گران بودند (01/0>P). هم‌چنین، این گروه از پاسخ‌گویان، مخالف کاهش گیرایی اسپرم تعیین جنسیت‌شده در اقلیم­های مختلف بودند (01/0>P). بهتر بودن اسپرم تعیین جنسیت‌شده در تلیسه­ها در مقایسه با گاوهای شکم بالاتر به‌طور معنی­داری در شاغلین و مشاورین واحدهای پرورشی مورد تأیید بود (01/0>P). از نظر پژوهش‌گران به‌علت متداول‌نبودن استفاده از اسپرم تعیین جنسیت‌شده، استفاده از این نوع اسپرم ریسک بالاتری دارد (01/0>P). یافته‌ها نشان دادند که نگرش شاغلین واحدهای صنعتی بزرگ تا اندازه زیادی با واقعیت‌های علمی منتشرشده در زمینه اسپرم تعیین جنس‌شده هماهنگ بود و اختلاف نظر این دسته از شاغلین با پژوهش‌گران تا اندازه زیادی ناشی از تأثیر سیاست‌های خرید و توزیع اسپرم در عمل و نیز سیاست‌های مدیریتی و بهداشتی گله بود.

اثر سطوح مختلف مخمر زنده بر سلامت و عملکرد شکمبه گاوهای تغذیه‌شده با جیره‌های حاوی غلظت پایین و بالا کربوهیدرات های غیر فیبری

دوره 23، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 213-221

https://doi.org/10.22059/jap.2021.311093.623562

سید محمد رضا بهشتی، کامران رضایزدی، آریا بدیعی، مصطفی صادقی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر مصرف سطوح مختلف مخمر زنده بر سلامت و عملکرد شکمبه گاوهای شیری تغذیه‌شده با جیره­های حاوی سطوح مختلف کربوهیدرات­های غیر فیبری بود. در این آزمایش،  از شش رأس گاو شیری فیستولاگذاری‌شده در قالب طرح مربع لاتین گردان با شش دوره زمانی (14 روزه) و شش جیره مختلف استفاده شد که تیمارهای آزمایش شامل 1- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری پایین بدون مخمر، 2- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری پایین همراه با پنج گرم مخمر، 3- سطح کربوهیدرات­های غیرفیبری پایین همراه با 10 گرم مخمر، 4- سطح کربوهیدرات‌های غیر­فیبری بالا بدون مخمر، 5- سطح کربوهیدرات­های غیر­فیبری بالا همراه با پنج گرم مخمر و 6- سطح کربوهیدرات­های غیرفیبری بالا همراه با 10 گرم مخمر بود. مصرف ماده خشک روزانه، فعالیت نشخوار، فراسنجه­های شکمبه­ای و متابولیت­های خونی در هر دوره اندازه­گیری شد. مصرف ماده خشک، فعالیت نشخوار و قابلیت هضم مواد مغذی، pH و میانگین دمای شکمبه تحت تأثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. شاخص­های عمومی سلامت و پلاسمای خون نیز تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. به‌طورکلی نتایج این آزمایش نشان داد افزودن مخمر زنده به جیره‌هایی با  غلظت مختلف NFC  تأثیری بر عملکرد شکمبه­، قابلیت هضم مواد مغذی خوراک و متابولیت­های خونی ندارد.

اثر جیره حاوی کربوهیدرات‌های غیر الیافی زیاد بر بیان برخی از ژن‌های مرتبط با التهاب در گاوهای شیرده جرسی

دوره 22، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 529-536

https://doi.org/10.22059/jap.2020.303992.623536

گلناز تأسلی، فرخ کفیل زاده، داراب قدیمی، وان لور، مایکل بالو

چکیده هدف از این پژوهش مطالعه اثر جیره حاوی کربوهیدرات‌های غیرالیافی زیاد (40/7 درصد) بر بیان برخی از ژن‌های مرتبط با التهاب و سیستم ایمنی ذاتی در گاوهای شیرده جرسی بود. برای انجام آزمایش از هفت رأس گاو چند شکم‌زا (0/5±2/5) جرسی با میانگین روزهای شیردهی 3±71 و میانگین تولید شیر 6/6 ± 28 کیلوگرم استفاده شد. گاو در دو هفته اول آزمایش جیره شاهد( حاوی 34 درصد کربوهیدرات غیرالیافی ) و در هفته سوم، جیره حاوی کربوهیدرات غیرالیافی زیاد( 40/7 درصد کربوهیدرات غیرالیافی) دریافت کردند. نمونه‌های خون در روز صفر (انتهای روز 14، که گاوها جیره شاهد دریافت کرده بودند) و روزهای چهارم و هفتم (پس از تغییر جیره) تهیه شد. بیان نسبی هفت ژن‌ مرتبط با سیستم ایمنی شامل ژن‌های TNF-α، IL1β،TLR2 ، SELL، CD74، MNDA و TGFβ اندازه‌گیری شد. بر اساس نتایج حاصل، مصرف جیره حاوی کربوهیدرات‌های غیرالیافی زیاد موجب القاء التهاب و تأثیر بر سیستم ایمنی ذاتی می شود.

میزان شیوع سندرم گاو واکل و عوامل خطر مربوط به آن در گاوهای شیری استان اصفهان

دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 389-399

https://doi.org/10.22059/jap.2018.232003.623179

نوید گلستانی، اصغر مقیسه، مجتبی کافی، محمد دادپسند

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی شیوع و عوامل خطر سندرم واکلی در گاوهای هلشتاین استان اصفهان بر اساس اطلاعات زایش و تلقیح زایش‌های یک تا هفت، سال‌های 1372 تا 1392 از 91727 گاو مربوط به 62 گله بود. گاوهای بدون علایم بالینی مشخص، که برای آبستنی دست‌کم نیازمند سه تلقیح بودند، واکل در نظر گرفته شدند. یک مدل رگرسیون لجستیک چندمتغیره برای تعیین کمیت عوامل خطر مربوط به واکلی در نظر گرفته شد. میانگین کمترین مربعات تعداد تلقیح به ازای هرآبستنی برای گاوهای طبیعی 15/0±15/2 و برای گاوهای واکل 15/0±54/2 و میانگین‌های تصحیح نشده به‌ترتیب 73/2 و 28/3 تلقیح بود. گله، تولید شیر، فصل زایمان و فصل نخستین تلقیح، سخت‌زایی، مرده‌زایی، سقط و تعداد روز از زایمان تا اولین تلقیح، مهم‌ترین عوامل خطر برای سندرم گاو واکل بودند. متوسط شیوع واکلی 7/43 درصد و در محدوده 8/27 تا 2/55 درصد برآورد شد. سخت‌زایی و مرده‌زایی شانس ابتلا به واکلی را به‌ترتیب 39 و 11 درصد افزایش ‌داد (01/0 >P ). شانس واکل شدن گاوهای پرتولید 79 درصد بیشتر از گاوهای کم‌تولید بود (01/0 > P). شانس واکل شدن گاوهایی که در دوره پیشین واکل بودند، 28 درصد بیشتر از گاوهای غیرواکل بود. مقدار چربی شیر و طول دورۀ خشکی، اثر معنی‌داری بر واکلی گاوها نداشتند. بر اساس نتایج این تحقیق، در نظر گرفتن دست‌کم 75 روز برای نخستین تلقیح پس از زایش و اولین تلقیح پس از زایش در فصل‌های خنک‌تر، کاهش سخت‌زایی و بهبود مدیریت تولیدمثلی برای گاوهای پرتولید، می‌تواند در کاهش سندرم واکلی مؤثر باشد.

ارزیابی ژنتیکی گاوهای نر هلشتاین با استفاده از روز آزمون های مختلف به روش رگرسیون تصادفی

دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 401-409

https://doi.org/10.22059/jap.2018.253618.623266

علی اشرافیان، ناصر امام جمعه کاشان، رستم عبدالهی آرپناهی، محمد باقر صیادنژاد

چکیده به منظور تعیین تعداد رکورد روز آزمون مناسب برای آزمون نتاج گاوهای نر هلشتاین از 732140 رکورد روز آزمون تولید شیر زایش اول مربوط به 73214 راس گاو شیری از 62 گله طی سال های 1371 الی 1395 که توسط مرکز اصلاح نژاد کشور جمع آوری شده بود، استفاده شد. همبستگی پیش بینی ارزش ارثی (EBV) گاوهای نر با استفاده از 10 رکورد روز آزمون دختران آنها با تعداد متفاوت رکورد روز آزمون، مقایسه شد. همبستگی EBV گاوهای نر هلشتاین در حالت استفاده از 10 رکورد روز آزمون از هر گاو شیری با EBV حاصل از تعداد رکورد روز آزمون زوج، فرد، (دوم، سوم، دهم)، (دوم، پنجم، هفتم) و (دوم، ششم) به ترتیب 99/0، 98/0، 98/0، 97/0 و 94/0 برآورد شد. نتایج نشان داد در ارزیابی ژنتیکی گاو های نر هلشتاین با استفاده از مدل رگرسیون تصادفی می‌توان برای کاهش هزینه رکوردگیری، کاهش حجم فایل اطلاعات و کم کردن فاصله نسل فقط از رکوردهای روز آزمون دوم، پنجم و هفتم به جای 10 رکورد روز آزمون استفاده نمود.

تعیین الیاف نامحلول در شوینده خنثی غیر قابل هضم و سایر مولفه‌های نوین هضم الیاف در مواد خشبی موجود در یک دامداری گاو شیری

دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 425-435

https://doi.org/10.22059/jap.2018.255463.623274

علی کهیانی، غلامرضا قربانی، مسعود علیخانی، ابراهیم قاسمی، علی صادقی سفیدمزگی، سید محمود نصراللهی

چکیده این مطالعه به منظور بررسی الیاف نامحلول در شوینده خنثی غیر قابل هضم (iNDF) و سایر مولفه‌های نوین هضم الیاف در نمونه هایی یونجه خشک، ذرت سیلوشده، کاه گندم، تفاله چغندرقند و سبوس گندم موجود در یک دامداری گاو شیری انجام شد. با استفاده از روش کیسه‌گذاری در دو رأس گاو هلشتاین غیر شیرده مجهز به فیستولای شکمبه‌ای، الیاف نامحلول در شونده خنثی هضم نشده پس از 288 ساعت (uNDF) به عنوان شاخصی از iNDF اندازگیری شد. سپس با استفاده از این روش کینتیک هضم پذیری در زمان‌های مختلف، مقادیر نرخ هضم و مقدار الیاف نامحلول در شوینده خنثی هضم شده (NDFD) تعیین و بر اساس آنها مقدار قابلیت هضم NDF در کل لوله گوارش (TTNDFD) پیش‌بینی شد. یونجه خشک دارای سطح لیگنین و نرخ هضم NDF بیشتر از کاه و ذرت سیلوشده بود. یونجه و کاه در مقایسه با ذرت سیلوشده دارای uNDF بیشتر و NDFD و TTNDFD کمتر بودند. تفاله چغندرقند و سبوس گندم با وجود شباهت در میزان NDF، مقدار لیگنین و uNDF کمتر و نرخ هضم NDF، NDFD و TTNDFD بیشتری در مقایسه با علوفه‌ها داشتند. در کل مواد خوراکی بررسی شده در این آزمایش دارای تنوع گسترده‌ای از نظر uNDF، NDFD وTTNDFD بودند که بایستی در زمان استفاده مورد توجه قرار گیرد.

اثر‌ مکمل‌های پروبیوتیکی و پری‌بیوتیکی بر عملکرد تولیدی گاوهای شیری

دوره 20، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 293-304

https://doi.org/10.22059/jap.2018.251872.623259

مسعود دیدارخواه، هادی سریر

چکیده هدف از اجرای این آزمایش بررسی تأثیر مکمل­هایپروبیوتیکی و پری­بیوتیکی بر عملکرد گاوهای شیری هلشتاین بود. به همین منظور تعداد 40 راس گاو شیری نژاد هلشتاین با تولید شیر روزانه 8/0 ± 33 کیلوگرم و وزن اولیه 40 ± 700 کیلوگرم در چهار گروه در قالب طرح کاملاً تصادفی قرار گرفتند. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) گروه شاهد (جیره پایه)، 2) گروه پروبیوتیک (جیره پایه + چهار گرم پروبیوتیک به ازای هر راس در روز)، 3) گروه پری بیوتیک (جیره پایه + 14گرم پری­بیوتیک به ازای هر راس در روز)، 4) گروه سین بیوتیک (جیره پایه + چهار گرم پروبیوتیک + 14 گرم پری­بیوتیک به ازای هر راس در روز) بودند. نتایج این آزمایش نشان داد، میانگین مدت زمان جویدن، نشخوارکردن و خوردن بین جیره­های مختلف آزمایش اختلاف معنی­داری وجود داشت (05/0>P). بیشترین مدت زمان جویدن، نشخوار کردن و خوردن متعلق به گروهی بود که پروبیوتیک مصرف کرده بودند و با سایر گروه­ها اختلاف معنی­داری داشت (05/0>P). با مصرف پروبیوتیک مقدار تولید شیرخام روزانه، تولید شیر با 5/3 درصد چربی و تولید شیر با چهار درصد چربی افزایش پیدا کرد و اختلاف­معنی­داری (05/0P<) با گروه شاهد (جیره پایه بدون افزودنی) داشت. بازده غذایی در جیره­های مکمل­شده با توجه به افزایش تولید شیر خام افزایش یافت. شاخص­های سلامتی، قوام و سیالیت مدفوع در جیره­های مکمل شده بهبود یافت. بنابر این مصرف پروبیوتیک در تغذیه گاهای شیری عملکرد و شاخص­های سلامتی را بهبود می‌بخشد.

تأثیر مصرف پروبیوتیک بر برخی فراسنجه‌های خونی و محور سوماتوتروپیک گاوهای شیری هلشتاین در شرایط تنش گرمایی

دوره 20، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 329-337

https://doi.org/10.22059/jap.2018.254666.623270

امیرحسین نصیری، ارمین توحیدی، ملک شاکری، مهدی ژندی، مهدی دهقان بنادکی

چکیده مقاومت به انسولین، تغییرات گلوکز، انسولین و IGF-I خون (محور سوماتوتروپیک) در گاوهای شیری تغذیه‌شده با مخمر زنده فعال پروبیوساک در شرایط تنش گرمایی (شاخص تنش گرمایی=82) در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. در این آزمایش، تعداد شش رأس گاو حداقل یکبار زایش کرده در دو گروه تیمار (دریافت چهار گرم پروبیوتیک روزانه به‌ازای هر رأس با غلظت 109×15واحد شمارشکلنی/گرم) و شاهد (عدم دریافت پروبیوتیک) از 21 روز قبل از زایش تا هشت هفته بعد از زایش جهت بررسی تغییرات گلوکز، انسولین و IGF-1 خون و تست تحمل گلوکز قرار گرفتند. تفاوت معنی‌داری بین گروه شاهد و تیمار از نظر سطح گلوکز، انسولین و IGF-I خون در روز 60 پس از زایش وجود داشت و منجر به افزایش غلظت این فراسنجه‌های خونی در گروه تیمار نسبت به شاهد شد (05/0>P). پروبیوتیک تأثیر بر شاخص­های تست تحمل گلوکز نداشت. در نتیجه استفاده از پروبیوتیکپروبیوساک اثر مثبتی بر عملکرد محور سوماتوتروپیک و بهبود کارایی حیوان داشت و می‌تواند راهکار مناسبی برای افزایش عملکرد گاوهای شیری در شرایط تنش گرمایی باشد.

اثرات جایگزینی کنجاله سویای فرآوری ‌شده با کنجاله سویا در سطوح مختلف پروتئین خام جیره بر عملکرد گاوهای شیرده در تنش حرارتی خفیف

دوره 19، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 751-764

https://doi.org/10.22059/jap.2018.229353.623168

مسعود نوروزی دیارجان، علی اسدی الموتی، احمد افضل‌ زاده، محسن دانش مسگران

چکیده در این مطالعه، بخشی از کنجاله سویا جایگزین کنجاله سویای فرآوری شده با حرارت در جیره گاوهای شیری تحت تنش حرارتی خفیف شد. از 32 رأس گاو هلشتاین با بیش از یک زایش با روزهای شیردهی 20 ± 110 و تولید شیر 1/4 ± 40 کیلوگرم در روز در یک طرح بلوک‌های کامل تصادفی به‌روش فاکتوریل 2×2 با چهار تیمار و هشت تکرار در دو دوره استفاده شد. جیره‌های آزمایشی حاوی دو سطح 5/15 یا 17 درصد پروتئین خام بودند که در هر کدام کنجاله سویای فرآوری شده با حرارت جایگزین بخشی از کنجاله سویا شد. هر دوره آزمایش 28 روز بود که در هفت روز آخر داده‌های دما و طوبت و عملکرد تولیدی ثبت و جهت اندازه‌گیری قابلیت هضم، فراسنجه‌های خونی و شکمبه‌ای نمونه‌برداری شد. میانگین شاخص حرارتی-رطوبتی در محدوده تنش حرارتی خفیف (دوره اول: 60/70، دوره دوم: 50/71) بود. تیمار حاوی 5/15 درصد پروتئین و کنجاله سویای فرآوری‌شده مصرف ماده خشک و ماده آلی را افزایش داد (05/0>p)، اما این اثر در جیره با 17درصد پروتئین خام و کنجاله سویای فرآوری شده مشاهده نشد. تولید و ترکیبات شیر، قابلیت هضم مواد مغذی و متغیرهای خونی بین تیمارها تفاوتی نداشت. اسید بوتیریک و اسید ایزووالریک مایع شکمبه با تغذیه کنجاله سویا فرآوری شده با حرارت افزایش یافت (05/0>p) اما غلظت این اسیدها تحت تأثیر سطح پروتئین نبود. استفاده از کنجاله سویای فرآوری شده با حرارت در سطوح پایین پروتئین اثر منفی بر تولید و ترکیب شیر نداشت و می‌تواند راهکاری مناسب برای افزایش مصرف خوراک در گاوهای شیری در تنش گرمایی خفیف باشد.

بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری گاوهای هلشتاین اصفهان

دوره 18، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 671-678

https://doi.org/10.22059/jap.2016.59263

سهیل میرحبیبی، ناصر امام جمعه کاشان، شهاب الدین قره ویسی

چکیده برای تعیین عوامل مؤثر بر ماندگاری و پارامترهای ژنتیکی این صفت  از دو روش مدل خطی و ویبول از رکوردهای مربوط به زایش­های سال­های ۹۲-13۷۰ گاوهای هلشتاین استان اصفهان استفاده شد. فایل مشاهدات شامل 201588 رکورد شیردهی از 7۴۲۶۱ دام مربوط به 65 گله تحت پوشش بود. از مجموع 33219 رأس گاو حذف شده در سال­های مورد مطالعه 9/27 درصد حذف­ها به صورت اختیاری و 1/72 درصد غیراختیاری بوده است. میانگین طول عمر و طول عمر تولیدی گاوهای مورد مطالعه به ترتیب ۵۷ و ۳۲ ماه برآورد شد. در روش GLM اثرات ثابت گله سال و فصل زایش و متغیر کمکی سن زایش اول به صورت درجه دوم معنی­دار  بود (01/0>P). نتایج حاصل از تجزیه ماندگاری ترکیب طول عمر تولیدی و کد سانسور با استفاده از تابع ویبول با روش Lifereg نشان داد که اثر عوامل گله و سال زایش اول بر طول عمر تولیدی معنی­دار (01/0>P) و سن در زایش اول به صورت درجه دوم معنی­دار بود (01/0>P). وراثت­پذیری طول عمر، طول عمر تولیدی و طول عمر عملکردی با روش مدل خطی به ترتیب (۰۱/۰±) ۰۵۴/۰، (۰۱/۰±) ۰۵۴/۰ و (۰۱۳/۰±)۰۳۴/۰ برآورد گردید. وراثت­­پذیری طول عمر تولیدی با مدل ویبول در مقیاس لگاریتمی، اولیه و مؤثر به ترتیب ۰۱۳/۰، ۰۳۱/۰ و ۰۲/۰ برآورد گردید. براساس نتایج تحقیق حاضر، تأثیر زیاد عوامل غیرژنتیکی مؤثر بر ماندگاری دام­ها و برآورد پایین پارامترهای ژنتیکی (وراثت‌­پذیری) نشان می‌دهد که جهت بهبود این صفات اولویت بهبود شرایط محیطی می­باشد.

مقایسه کارآیی پنج روش همزمان کردن فحلی در گاوهای هلشتاین در شرایط تنش گرمایی

دوره 18، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 575-582

https://doi.org/10.22059/jap.2016.56127

عیسی دیرنده

چکیده هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارآیی پنج روش همزمان کردن فحلی با در نظر گرفتن هزینه‌های اقتصادی در شرایط تنش گرمایی در گاو هلشتاین است. این پژوهش در تابستان سال 1394 و در شاخص دما و رطوبت 81-73 انجام شد. تعداد 500 رأس گاو هلشتاین (با تولید شیر بیشتر از 25 کیلوگرم در روز و نوبت زایش 4-2) انتخاب و به‌طور تصادفی در پنج گروه آزمایشی تقسیم بندی شدند. روش-های همزمان کردن فحلی شامل 1- آوسینک، 2- پری سینک/ آوسینک، 3- دابل آوسینک، 4- G7G آوسینک و 5- PG7G آوسینک بود. نتایج نشان داد پیش همزمانی قبل از شروع آوسینک در مقایسه با آوسینک تنها درصد آبستنی در روز 32 و 60 پس از تلقیح را افزایش داد. با در نظر گرفتن درصد گیرایی در روز 32 و 60 پس از تلقیح و از دست رفتن آبستنی روش‌های همزمانی G7G و PG7G بهتر از سایر روش‌ها بود. هزینه اسپرم مصرفی به ازای هر آبستنی در روز 32 و 60 پس از تلقیح در روش آوسینک بیشینه و در روش‌های همزمانی G7G و PG7G کمینه بود. مجموع هزینه اسپرم و برنامه همزمانی به ازای هر آبستنی در روز 60 پس از تلقیح در روش G7G آوسینک در مقایسه با روش‌های دیگر کمترین و برابر 1890000 ریال بود. به‌طور کلی در بین پنج روش‌ آزمایشی بررسی شده با توجه به هزینه اجرای روش، اسپرم مصرفی و تعداد گاو آبستن شده، روش G7G از نظر کارایی (تولیدمثلی و اقتصادی) بهترین روش می‌باشد.

بررسی ارزش غذایی، خصوصیات تجزیه پذیری و تعیین سطح مطلوب گاودانه در جیره گاوهای هلشتاین شیرده

دوره 12، شماره 2، پاییز 1389، صفحه 51-59

محمد مهدی معینی، مژگان آذری تربت، حمید امانلو

چکیده تعداد 15 رأس گاو هلشتاین زایش اول از گله ای با میانگین وزن (57±) 554 کیلوگرم، به صورت تصادفی جدا و با استفاده از طرح کاملاً تصادفی برای آزمون اثرات سطوح صفر، هفت و 14 درصد گاودانه در ماده خشک جیره در جایگزینی با کنجاله سویا و جو به سه گروه تقسیم شدند. میزان ماده خشک، خاکستر، پروتئین خام، چربی خام، عصاره عاری از ازت و الیاف خام آن به ترتیب 90/93، 95/5، 80/22، 02/3، 00/63 و 23/5 درصد و تجزیه پذیری مؤثر پروتئین خام و ماده خشک آن به ترتیب 8/74 و 6/70 درصد برآورد شد. میانگین ماده خشک مصرفی، میانگین درصد قابلیت هضم ماده خشک و پروتئین خام در گاوهای تمایر 14 درصد گاودانه معنی دار بود (05/0 >P). مقدار تولید شیر خام و نسبت کیلوگرم شیر تولیدی به کیلوگرم ماده خشک مصرفی، در گاوهای تیمار 14 درصد بیشتر بود (05/0 >P). تفاوت غلظت ازت اوره ای خون گاوهای جیره شاهد و گاوهای دو جیره حاوی معنی دار بود (05/0 >P). نتایج نشان داد دانه گاودانه به عنوان مکمل پروتئینی برای جایگزین شده با کنجاله تا میزان 14 درصد در جیره گاوهای شیرده قابل استفاده است.