دوره و شماره: دوره 27، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 121-233 

تحلیل شاخص‌های فنی– اقتصادی در صنعت پرورش گاو شیری اصفهان با استفاده از سناریوهای مختلف قیمت‌گذاری شیر

صفحه 121-132

https://doi.org/10.22059/jap.2025.388575.623825

داود رستمی، عباس پاکدل، ابراهیم قاسمی، علی صادقی سفیدمزگی

چکیده هدف: صنعت پرورش گاو شیری به معیارهای تولیدی، اقتصادی و تغذیه‌ای برای بهبود تصمیم‌گیری و افزایش سودآوری متکی است. هزینه خوراک و درآمد فروش شیر، بیش‌ترین سهم را در اقتصاد گله‌ها دارند. بااین‌حال، روش‌های قیمت‌گذاری شیر در ایران، به‌دلیل نادیده گرفتن کیفیت و ترکیبات شیر، چالش‌برانگیز است. استفاده از شاخص‌هایی مانند درآمد مازاد بر هزینه خوراک، شیر تصحیح‌شده براساس پول، درآمد برابر با هزینه خوراک و نسبت قیمت شیر به خوراک، ابزاری مؤثر برای تحلیل حاشیه سود و مدیریت بهینه گله‌هاست. هدف از این پژوهش، تحلیل حاشیه سود در گله‌های پرورش گاو شیری هلشتاین در استان اصفهان با استفاده از شاخص‌های فنی-اقتصادی و بررسی اثر سناریوهای مختلف قیمت‌گذاری شیر بر سودآوری براساس این شاخص‌ها است. روش پژوهش: در این پژوهش، از دو مجموعه داده استفاده شد؛ مجموعه اول داده‌ها شامل ۴,۶۳۷,۶۲۹ رکورد روزانه تولید شیر، درصد چربی، درصد پروتئین و شمار سلول‌های بدنی شیر مربوط به ۲۵۵,۸۰۴ گاو در ۱۲۰ گله در استان اصفهان طی سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ بود. مجموعه دوم داده‌ها نیز شامل اطلاعات اقتصادی پنج گله منتخب که شامل قیمت خوراک و شیر بودند. هزینه خوراک براساس پروتئین خام و انرژی خالص شیردهی با استفاده از مدل رگرسیونی برآورد شد. نیاز روزانه انرژی و پروتئین گاوها با معادلات استانداردNRC (2001) محاسبه گردید. چهار سناریوی قیمت‌گذاری شیر براساس تعداد و سطوح مؤلفه‌های مربوط به کیفیت شیر در نظر گرفته شد. شاخص‌های فنی-اقتصادی براساس هر سناریو، با کدنویسی در نرم‌افزار SQL SERVER (نسخه 18) محاسبه شدند. تجزیه و تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار SAS (نسخه 4/9) انجام شد. هم‌چنین برای بررسی اثر کیفیت شیر بر سودآوری در سناریوهای مختلف قیمت‌گذاری، شیر تولیدی براساس کیفیت درجه‌بندی شد. برای بررسی اثر ورودی‌هایی مانند تولید شیر، درصد چربی و پروتئین شیر، قیمت شیر و خوراک بر شاخص‌های فنی-اقتصادی، تحلیل حساسیت در نرم‌افزار مایکروسافت Excel (نسخه 2021) انجام شد. یافته‌ها: میانگین قیمت هر مگاکالری انرژی و هر گرم پروتئین خام به‌ترتیب 44215 و 222 ریال برآورد شد. درآمد مازاد بر هزینه خوراک به‌ازای هر رأس گاو در روز 2823520 ریال با دامنه 549000- تا 10398000 ریال برآورد شد. براساس میانگین 1/21 کیلوگرمی درآمد برابر با هزینه خوراک، پرورش‌دهندگان گاو شیری در استان اصفهان حدود 52 درصد از درآمد شیر را صرف هزینه خوراک می‌کنند. میانگین شیر تصحیح‌شده براساس پول (1/41 کیلوگرم) حدود یک درصد بیش‌تر از میانگین شیر تولیدی (8/40 کیلوگرم) بود. میانگین نسبت قیمت شیر به قیمت خوراک نیز (33/0±) 27/1 با دامنه 53/0 تا 2/4 برآورد شد. براساس نتایج آنالیز حساسیت، کاهش 10 درصدی در قیمت خوراک و افزایش 10 درصدی در قیمت شیر به‌ترتیب منجر به افزایش 13 تا 15 درصد و 22 تا 25 درصد در شاخص درآمد مازاد بر هزینه خوراک شد. نتایج گروه‌بندی براساس کیفیت شیر نشان داد با افزایش کیفیت شیر، بهبود در شاخص‌های موردمطالعه تنها در سناریوهایی رخ می‌دهد که سطوح پایه پروتئین و چربی شیر بالا باشد. نتیجه گیری: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که سناریوهای پیشرفته‌تر قیمت‌گذاری، شامل سطوح پایه بالاتر برای ترکیبات شیر و لحاظ‌کردن پارامترهای مربوط به کیفیت بهداشتی شیر، اثر قابل‌توجهی بر بهبود سودآوری و تشویق به تولید شیر باکیفیت بهتر دارد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل حساسیت نیز نشان داد که نوسانات ایجادشده در میزان تولید شیر، قیمت شیر و قیمت خوراک بیش‌ترین تأثیر را بر شاخص‌های اقتصادی دارند. بنابراین، اصلاح روش‌های قیمت‌گذاری شیر و لحاظ‌نمودن مؤلفه‌های مرتبط با کیفیت و ترکیبات شیر در قیمت‌گذاری آن می‌تواند انگیزه دامداران را در تولید شیر با کیفیت‌تر افزایش داده، سودآوری گله‌های پرورش گاو شیری را بهبود بخشد.

تأثیر تغذیه شیر غنی‌شده با مکمل‌های معدنی، آلی و نانوذرات کروم بر عملکرد، گوارش‌پذیری مواد مغذی، رفتارهای تغذیه‌ای و ساخت پروتئین میکروبی گوساله‌های شیرخوار هلشتاین در شرایط تنش گرمایی

صفحه 133-146

https://doi.org/10.22059/jap.2025.385179.623815

امیر احمدی خطیر، تقی قورچی، عبدالحکیم توغدری، محمد اسدی

چکیده هدف: تنش‌گرمایی یکی از مهم‌ترین عوامل تنش­زا در دام‌ها به‌شمار می‌رود که تأثیرات منفی بر تولید، سلامت، رشد و بهره­وری دام‌ها دارد. دما به‌همراه رطوبت بالا منجر به عدم تعادل بین خروجی حرارت متابولیک در بدن حیوان و اتلاف آن به محیط اطراف گشته و سبب تنش ‌گرمایی می­شود. یکی از راه‌کارهای بهینه­سازی شرایط تولیدی و سلامت دام، از طریق بهبود سوخت‌وساز مواد مغذی و رفع یا کاهش شرایط تنش، استفاده از کروم به‌عنوان بهبوددهنده­ متابولیکی می­باشد. کروم در سوخت‌وساز کربوهیدرات، پروتئین و چربی­ها نقش مهمی دارد. در صورت کمبود کروم در جیره غذایی، توانایی انسولین در سوخت‌وساز مواد ‌مغذی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. کروم باعث افزایش حساسیت سلول‌های بتای پانکراس و به‌دنبال آن افزایش ترشح انسولین می­شود. کروم به ترانسفرین باند می‌شود و به‌کمک آن انتقال می­یابد. گیرنده­های ترانسفرین به انسولین نیز حساس هستند و زمانی­که انسولین افزایش می‌یابد ترانسفرین به سمت غشا حرکت می‌کند و با افزایش سوخت‌وساز گلوکز سبب کاهش اثرات منفی تنش­ها می­شود. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تغذیه شیر غنی‌شده با مکمل‌های معدنی، آلی و نانوذرات کروم بر عملکرد، گوارش‌پذیری مواد مغذی، رفتارهای تغذیه‌ای و ساخت پروتئین میکروبی گوساله‌های شیرخوار هلشتاین در شرایط تنش گرمایی انجام بود. روش پژوهش: تعداد 32 رأس گوساله با میانگین وزنی 3±37 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی به چهار تیمار آزمایشی با هشت تکرار اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل 1- شاهد (هیچ مکمل کرومی به شیر مصرفی گوساله‌ها افزوده نشد)، 2- افزودن سه میلی‌گرم مکمل کروم معدنی به شیر مصرفی، 3- افزودن سه میلی‌گرم مکمل کروم به شکل کروم-متیونین به شیر مصرفی و 4- افزودن سه میلی‌گرم مکمل کروم به شکل نانو‌ذرات کروم به شیر مصرفی بودند. طول دوره آزمایش 63 روز بود.  نتایج: نتایج این آزمایش نشان داد که در گوساله‌های تغذیه‌شده با شیر غنی‌شده با نانوذرات کروم نسبت به گوساله‌های گروه شاهد، در وزن نهایی، افزایش وزن دوره، افزایش وزن روزانه، مصرف ماده‌ خشک کل، مصرف ماده‌ خشک آغازین و ضریب‌تبدیل خوراک، بهبود مشاهده شد (05/0≥P). اشکال مختلف کروم بر گوارش‌پذیری ماده‌ خشک و ماده‌ آلی در گوساله‌های شیرخوار تأثیر معنی‌داری داشتند، به‌طوری‌که بیش‌ترین گوارش‌پذیری ماده ‌خشک و ماده ‌آلی مربوط به تیمارهای دریافت‌کننده نانو‌ذرات کروم نسبت به تیمار شاهد بود (05/0≥P). مکمل کروم به فرم‌های معدنی، آلی و نانو‌ذرات کروم تأثیری بر رفتارهای تغذیه‌ای گوساله‌ها نداشت. اما رفتار ایستادن گوساله‌ها تحت تأثیر دریافت شکل­های مختلف کروم نسبت به تیمار شاهد افزایش و رفتار درازکشیدن کاهش یافت (05/0≥P). دریافت شکل­های مختلف کروم توسط گوساله‌ها تفاوت معنی­داری بر مشتقات ‌پورینی و سنتز پروتئین میکروبی ایجاد نکرد. اما مقدار اسید‌اوریک ادرار در تیمار شاهد بیش‌ترین و تیمار دریافت‌کننده نانو‌ذرات کروم کم‌ترین مقدار را نشان داد (05/0≥P). نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل، در گوساله‌های تغذیه‌شده با شیر غنی‌شده با نانوذرات کروم نسبت به گوساله‌های گروه شاهد، افزایش عملکرد مشاهده شد. استفاده از کروم به‌ویژه به شکل‌ نانوذرات کروم در گوساله‌های تحت تأثیر تنش‌گرمایی توصیه می‌شود.

بررسی اثر نوع مکمل عناصر معدنی کم‌نیاز و وضعیت بدنی میش‌های نژاد قزل بر عملکرد تولیدی و بره‌های متولدشده

صفحه 147-160

https://doi.org/10.22059/jap.2025.385248.623816

هادی مرادی، ابوالفضل زالی، مهدی گنج خانلو

چکیده هدف: مطالعه حاضر به‌منظور مقایسه تأثیر دو نوع مکمل معدنی (کیلاته و معدنی) حاوی عناصر کم‌نیاز بر عملکرد تولیدی میش‌های قزل و بره‌های متولدشده از آن‌ها با وضعیت بدنی متفاوت با استفاده از 72 رأس میش قزل با نوبت زایش سوم، با تاریخ احتمالی زایش مشخص (5±30) در طرح فاکتوریل 2×3 شامل سه سطح از نمره وضعیت بدنی (BCS) و دو نوع مکمل عناصر کم‌نیاز معدنی و کیلاته بررسی شدند.
مواد و روش‌ها: تیمارهای آزمایشی شامل 1- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی زیر سه (پایین) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل کیلاته، 2- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی زیر سه (پایین) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل معدنی، 3- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی سه الی چهار (متوسط) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل کیلاته، 4- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی سه الی چهار (متوسط) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل معدنی، 5- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی بالای چهار (بالا) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل کیلاته، 6- میش‌هایی با امتیاز وضعیت بدنی بالای چهار (بالا) و جیره حاوی عناصر کم‌نیاز به شکل معدنی. این پژوهش 120 روز به طول انجامید (30 روز قبل از زایش تا 90 روز بعد از زایش) همه‌ی میش‌ها در طول 120 روز از مکمل عناصر کم‌نیاز استفاده کردند.
نتایج و بحث: نتایج این پژوهش نشان داد، نوع مکمل معدنی تأثیری بر مصرف خوراک، تولید و ترکیبات شیر ندارد، اما مصرف خوراک و تولید شیر با افزایش BCS افزایش یافت (05/0(P<. درصد چربی و کل مواد جامد شیر در میش‌های با BCS بالا از میش‌های با BCS پایین بیش‌تر بود )05/0(P<، هم‌چنین نیتروژن اوره‌ای شیر در میش‌های با BCS پایین از سایر BCSها کم‌تر بود )05/0(P<. میزان کاهش وزن و BCS در همه دوره‌ها در گوسفندهای BCS پایین کم‌تر از سایر BCSها بود )05/0(P<. وزن 30 روزگی بره‌ها در میش‌های با BCS بالا در مقایسه با BCS پایین تمایل به افزایش داشت، هم‌چنین وزن قطع شیر و افزایش وزن روزانه در بره‌های متولدشده از میش‌هایی که مکمل آلی مصرف کرده بودند، بیش‌تر بود )05/0(P<.
نتیجه‌گیری: نتایج  پژوهش حاضر نشان می‌دهد واردشدن میش‌های آبستن به دوره انتقال با BCS مناسب می‌تواند اثرات مثبتی بر عملکرد تولیدی در دوره پس از زایش داشته باشد. هم‌چنین مکمل‌کردن عناصر کم‌نیاز به شکل کیلاته در میش‌های آبستن در دوره انتقال می‌تواند اثرات مثبتی بر وزن‎گیری بره‎های متولدشده داشته باشد.

تأثیر سطوح مختلف آغوز بر عملکرد، رشد اسکلتی، فراسنجه‌های خونی و انتقال ایمنی گوساله‌های شیرخوار

صفحه 161-171

https://doi.org/10.22059/jap.2025.389395.623830

سهیل میرحبیبی، محمد اسدی، مجتبی حقیقت، حسین عمرانی، یعقوب سلیمانی ننادگانی

چکیده هدف: آینده‌ مزرعه گاوشیری نتیجه پرورش صحیح گوساله‌های شیرخوار گله می‌باشد. از این‌رو توجه به عوامل تغذیه و جلوگیری از ابتلا به بیماری که تأثیر زیادی بر کاهش مرگ‌ومیر و ضرر اقتصادی مزرعه در ابتدای زندگی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. ازآنجایی‌که ساختار جفت گاو ذخایر خون مادر و جنین را جدا می‌کند، گوساله بدون ایمونوگلوبولین متولدشده و برای به‌دست‌آوردن ایمنی کافی و محافظت در برابر میکروب‌های بیماری‌زا، تا زمانی که ایمنی خودش در سه تا چهار هفته ایجاد شود، کاملاً به جذب ایمونوگلوبولین‌ها از آغوز نیاز دارد. انتقال غیرفعال کافی فواید کوتاه‌مدت و بلندمدت متعددی از جمله کاهش خطر ابتلا به عوارض و مرگ‌ومیر قبل و بعد از شیرگیری، افزایش سرعت افزایش وزن و بازده خوراک، تولید شیر و بقای بیش‌تر در دام‌ها دارد. این‌که گوساله مقدار کافی از ایمونوگلوبولین (IgG) G را می‌بلعد، به حجم و غلظت IgG آغوز تغذیه شده بستگی دارد. در رابطه با مقدار مناسب و تعداد دفعات آغوز مصرفی گوساله‌ها توصیه‌های متفاوتی وجود دارد که با توجه به افزایش حجم آغوز تولیدی، افزایش مصرف آن در برخی واحدهای گاوداری در سال‌های اخیر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش به‌منظور بررسی اثر سطوح مختلف آغوز (درصدی از وزن بدن) بر عملکرد، فراسنجه‌های خونی، رشد اسکلتی و فاکتورهای ایمنی و سلامت گوساله‌های شیرخوار انجام گرفت. روش‌ پژوهش: پژوهش حاضر به‌منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف آغوز بر عملکرد، رشد اسکلتی، فراسنجه‌‌های خونی و انتقال ایمنی گوساله‌های شیرخوار، با استفاده از 32 رأس گوساله تازه متولدشده در قالب یک طرح کاملاً تضادفی با چهار تیمار و هشت تکرار (چهار  گوساله نر و چهار گوساله ماده) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- گوساله‌هایی که ۱۴ درصد وزن بدن آغوز دریافت کردند، 2- گوساله‌هایی که 16 درصد وزن بدن آغوز دریافت کردند، 3-  گوساله‌هایی که 18 درصد وزن بدن آغوز دریافت کردند و 4- گوساله‌هایی که 20 درصد وزن بدن آغوز دریافت کردند، بود. طول دورۀ آزمایش 32 روز بود. یافته‌ها: نتایج نشان داد که در بین تیمارهای مصرف‌کننده سطوح مختلف آغوز تغییری در افزایش وزن روزانه، وزن پایانی، قد و دور سینه‌ گوساله‌ها مشاهده نشد. استفاده از سطوح مختلف آغوز براساس درصدهایی از وزن بدن، تأثیری بر غلظت IgG سرم گوساله‌های شیرخوار تیمارهای مختلف در سه زمان 24 و 48 ساعت و 30 روز پس از تولد  نداشت. استفاده از سطوح مختلف آغوز تأثیری بر غلظت پروتئین کل، گلوکز، کلسترول، تری‌گلیسیرید خون گوساله‌های شیرخوار در 24 ساعت پس از آغوز اولیه و در روز 30 آزمایش نداشت. اما در رابطه با آلبومین خون در روز 30 آزمایش بین تیمارهای دریافت‌کننده سطوح مختلف آغوز اختلاف  وجود داشت (05/0≥P). نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، مصرف سطوح مختلف آغوز تأثیر مثبتی بر عملکرد، ایمنی و فراسنجه­های خونی گوساله‌های شیرخوار نداشت. بدین ترتیب استفاده آغوز به میزان 14 درصد وزن بدن گوساله و کم‌تر از این مقدار کافی به­نظر می­رسد.

اثر مکمل مس و ال-آرژنین در جیره بر عملکرد تولیدی، پارامترهای کیفی تخم‌مرغ و متابولیت‌های بیوشیمیایی سرم خون مرغ‌های تخم‌گذار در سن 22 تا 30 هفتگی

صفحه 173-188

https://doi.org/10.22059/jap.2025.391217.623837

حسن روحانی پور، امید عشایری‌زاده، سید داود شریفی، بهروز دستار

چکیده هدف: مرغ‌های تخم‌گذار جوان تخم‌مرغ‌هایی با کیفیت پوسته پایین‌تر تولید می‌کنند که معمولاً در مزارع تولیدی به‌عنوان مشکل گزارش می‌شود، زیرا عمر تولیدی مرغ‌ها را محدود و کیفیت تخم‌مرغ را کاهش می‌دهد و تأثیر منفی زیادی بر صنعت طیور دارد. در سال‌های اخیر، پژوهش‌های طیور اغلب بر اثرات قوی آرژنین جیره بر عملکرد طیور متمرکز شده است. هم‌چنین استفاده از مکمل‌های اسیدآمینه‌ای با یک عنصر کمیاب ضروری (سولفات‌مس) در جیره مرغ‌های تخم‌گذار به‌دلیل عدم دسترسی آن‌ها به خوراک تازه، نگهداری در قفس و فرآوری خوراک ضروری شده است. روش پژوهش: اثر مکمل مس و ال-آرژنین در جیره بر عملکرد تولیدی، پارامترهای کیفی تخم‌مرغ و متابولیت‌های بیوشیمیایی سرم خون در سنین 22 تا 30 هفتگی با استفاده از تعداد 288 قطعه مرغ تخم‌گذار سویه های‌لاین W-80 در قالب طرح کامل تصادفی با آرایش فاکتوریل 3×2 شامل دو سطح عنصر مس (شامل هشت و 16 میلی‌گرم در کیلوگرم خوراک) و سه سطح اسیدآمینه ال-آرژنین (شامل سطح توصیه‌شده توسط راهنمای سویه، 20 درصد و 40 درصد بالاتر از سطح توصیه‌شده)، شش تکرار حاوی هشت قطعه پرنده به‌مدت هشت هفته درون قفس پرورش داده شدند. تخم‌مرغ‌های تولیدشده روزانه جمع‌آوری و پس از توزین، درصد تخم‌گذاری، مصرف خوراک، ضریب تبدیل، میانگین وزن تخم‌مرغ و شاخص شکل تخم‌مرغ به‌طور هفتگی محاسبه شد. در دو روز انتهای هر هفته، تخم‌مرغ‌های تولیدی هر واحد آزمایشی جمع‌آوری شدند و از نظر صفاتی کیفی نظیر واحد هاو، ضخامت پوسته و غیره مورد آزمایش قرار گرفتند. مصرف خوراک واحدهای آزمایشی از کسر خوراک مصرف‌شده در انتهای دوره از خوراک اختصاص داده‌شده در شروع دوره، بر مبنای روز جوجه محاسبه شد. در پایان 30 هفتگی، از هر تکرار دو پرنده با وزن نزدیک به میانگین انتخاب و از آن‌ها به مقدار پنج میلی‌لیتر خون با سرنگ از طرق ورید بال اخذ گردید و توسط لوله خون‌‌های معمولی (غیرهپارینه) جهت اندازه‌گیری پارامتر‌های بیوشیمیایی سرم (LDL، HDL، گلوکز، تری‌گلیسیرید، کلسترول) و هورمون استرادیول به آزمایشگاه منتقل شدند. یافته‌ها: تولید تخم‌مرغ پرندگانی که جیره‌ حاوی 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح توصیه‌شده و 20 درصد بالاتر ال-آرژنین دریافت کردند نسبت به جیره حاوی هشت میلی‌گرم در کیلوگرم سولفات‌مس با سطح توصیه‌شده ال-آرژنین افزایش یافت (05/0>P). ضریب تبدیل خوراک پرندگانی که جیره‌ حاوی 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس همراه با سطح توصیه‌شده ال-آرژنین دریافت کردند نسبت به جیره حاوی هشت میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح 40 درصد بالاتر ال-آرژنین کاهش یافت (05/0>P). شاخص شکل تخم‌مرغ پرندگانی که جیره‌ حاوی 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح 20 درصد بالاتر ال-آرژنین دریافت کردند نسبت به جیره حاوی هشت میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطوح توصیه‌شده و 20 درصد ال-آرژنین و جیره حاوی 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح توصیه‌شده ال-آرژنین افزایش یافت (05/0>P). میزان کلسترول سرم خون پرندگان تغذیه شده با جیره سطح 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح 40 درصد بالاتر ال-آرژنین نسبت به جیره حاوی 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح توصیه‌شده ال-آرژنین و جیره حاوی هشت میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح 20 درصد بالاتر ال-آرژنین کاهش یافت (05/0>P). سطح آنزیم سوپراکسید دیسموتاز در سرم خون پرندگان تغذیه‌شده با جیره سطح 16 میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با سطح 40 درصد بالاتر ال-آرژنین نسبت به تیمار حاوی هشت میلی‌گرم درکیلوگرم سولفات‌مس با 20 درصد بالاتر ال-آرژنین افزایش یافت (05/0>P). نتیجه‌گیری: افزودن 16 میلی‌گرم مس بر کیلوگرم به‌همراه سطوح 20 و 40 درصد بالاتر ال-آرژنین می‌تواند باعث بهبود پارامترهای عملکردی، شاخص‌های کیفی و پارامترهای بیوشیمیایی سرم خون مرغ‌های تخم‌گذار در این محدوده سنی شود.

بررسی اثرات سطوح مختلف کنجاله سویای انبارشده بر عملکرد تولیدی و کیفیت تخم‌مرغ‌های تخم‌گذار

صفحه 189-206

https://doi.org/10.22059/jap.2025.386726.623821

حسین ایراندوست، سید حبیب اله موسوی، محمدرضا اکبری، محمد ایراندوست

چکیده مقدمه: در بعضی مواقع، مقادیر قابل‌توجهی دانه سویای وارداتی به‌مدت طولانی در انبارهای گمرک بنادر کشور ذخیره می‌شود. کنجاله حاصل از این دانه‌ها از نظر رنگ ظاهری تیره‌تر از سایر کنجاله‌های سویا می‌باشد و ممکن است استفاده از این نوع کنجاله‌ها، دارای اثرات مضر بر سلامتی و عملکرد تولیدی پرنده باشد. لذا، هدف این مطالعه بررسی تأثیر جایگزینی سطوح مختلف کنجاله سویای حاصل از دانه‌های وارداتی با انبارداری طولانی در مقایسه با کنجاله سویای وارداتی بر عملکرد تولیدی مرغ‌های تخم‌گذار و خصوصیات کیفی تخم‌مرغ بود. مواد و روش‌ها: در این آزمایش از 375 قطعه مرغ تخم‌گذار تجاری سویه شیور در سن 34 هفتگی به‌مدت 12 هفته در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار در پنج تکرار 15 قطعه‌ای استفاده شد. تیمارها شامل جایگزینی سطوح صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد کنجاله سویای انبار شده با کنجاله سویای وارداتی در جیره بود. در شروع آزمایش، سه نمونه از هر کنجاله آزمایشی به آزمایشگاه تجزیه خوراک دام ارسال شد. در طول دوره آزمایش، میانگین مصرف خوراک روزانه، درصد تولید تخم‌مرغ، میانگین وزن تخم‌مرغ و ضریب تبدیل خوراک اندازه‌گیری شد. برای بررسی خصوصیات کیفی تخم‌مرغ‌ها، هر چهار هفته یک‌بار شش عدد تخم‌مرغ از هر تکرار انتخاب و به آزمایشگاه منتقل شد. وزن تخم‌مرغ، شاخص شکل، شاخص زرده، واحد هاو، وزن و وزن نسبی پوسته، زرده و سفیده، طول و عرض تخم‌مرغ، ارتفاع و قطر زرده و هم‌چنین ارتفاع سفیده اندازه‌‌گیری شد. میزان پراکسیداسیون لیپیدی زرده بر مبنای میلی‌گرم مالون‌دی‌آلدهید در کیلوگرم زرده محاسبه شد. نتایج و بحث: نتایج آزمایشگاهی نشان داد که میزان پروتئین خام کنجاله انبارشده (6/44 درصد)، 5/3 درصد بیش‌تر از میزان پروتئین کنجاله معمولی (1/41 درصد) بود که می‌تواند ناشی از تفاوت در منبع، مرحله برداشت، نوع و روش فرآوری و ذخیره‌سازی باشد. درصد عصاره اتری کنجاله سویای وارداتی 93/0 درصد اما کنجاله سویای انبارشده، سطح بالاتری از عصاره اتری را نشان داد (36/1 درصد). فعالیت آنزیم اوره‌آز در کنجاله سویای انبارشده 1/0 و در کنجاله سویای وارداتی 7/1 گزارش شد. نتایج آزمایش نشان داد که جایگزین‌نمودن سطوح مختلف کنجاله سویای انبارشده با کنجاله سویای وارداتی، تفاوت معنی‌داری بر میانگین خوراک مصرفی، درصد تولید تخم‌مرغ، وزن توده تخم‌مرغ و وزن تخم‌مرغ و ضریب تبدیل خوراک نداشت. در کل دوره آزمایش واحد هاو، استحکام و ضخامت پوسته، رنگ و شاخص زرده، درصد وزنی سفیده، زرده و پوسته تحت تأثیر تیمارهای آزمایش قرار نگرفت. جایگزینی کنجاله سویای انبارشده در سطح 100 درصد، باعث افزایش میزان غلظت مالون‌دی‌آلدهید در زرده گردید (05/0>P). استفاده از کنجاله سویای انبارشده در جیره مرغ‌های تخم‌گذار تجاری تا سطح 75 درصد کنجاله سویای وارداتی، تأثیر منفی بر عملکرد تولیدی و خصوصیات کیفی تخم‌مرغ تولیدی نداشت. نتیجه‌گیری کلی: به‌طور کلی، در شرایطی که کنجاله سویای حاصل از دانه‌های با انبارداری طولانی به بازار عرضه شود، می توان با بررسی خصوصیات شیمیایی آن به‌ویژه میزان پروتئین خام و پروتئین غیرقابل دسترس، جایگزین کنجاله سویای جیره نمود.

طراحی مدل رفاه گاوها در دامداری‌های شیری صنعتی شهرستان پاکدشت

صفحه 207-221

https://doi.org/10.22059/jap.2025.367154.623766

علیرضا یونسی، کاظم کریمی

چکیده هدف: رفاه حیوانات اهلی پرورش‌یافته در محیط‌های صنعتی با استفاده از ابزارهای مکانیکی و نیمه‌مکانیکی همواره جزو دغدغه‌های اصلی دامداران بوده است به‌صورتی‌که توجه به رفاه حیوانات اهلی می‌تواند باعث بهره‌وری و کاهش آسیب‌دیدگی به حیوانات شود. روش پژوهش: در پژوهش حاضر، با توجه به اهمیت موضوع رفاه، با تکیه بر مدل ساختاری-تفسیری و روش فازی-دلفی، مدل رفاه گاوها در دامداری‌های شیری صنعتی با رویکرد مدل‌سازی ساختاری-تفسیری طراحی شده است. برای این منظور، با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای، عوامل مؤثر بر رفاه گاوها بررسی شد و در نهایت با طراحی پرسش­نامه فازی، الگوی نهایی ارائه گردید. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و خبرگان حوزه‌های دام­پروری و پرورش گاوها به شیوه صنعتی بودند که به‌روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی در مطالعه شرکت نمودند. تعداد 18 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه‌های دامپروری و پرورش گاو به‌عنوان افراد آگاه در حوزه مراقبت و نگهداری از گاوهای شیری در مطالعه شرکت نمودند. به‌عنوان ابزار اصلی مورداستفاده برای پژوهش، از پرسشنامه‌های ساخته‌شده توسط پژوهش‌گر استفاده شد که در آن با طراحی ماتریس خودتعاملی ساختاری، اقدام به انجام نظرسنجی در بین نخبگان و کارشناسان ذی‌ربط گردید. پرسشنامه از دو بخش اصلی تشکیل یافته بود که شامل مشخصات جمعیت شناختی مربوط به نمونه آماری همچون جنسیت، سن، تحصیلات، سابقه شغلی و مطالعاتی و هم‌چنین جدول مقایسه دو به دویی عوامل مؤثر بر رفاه گاوها در دامداری‌های شیری صنعتی بود که در آن خبرگان و کارشناسان، رابطه بین هر مؤلفه‌ با سایر مؤلفه‌های ارائه‌شده را با استفاده از حروف مشخص می­کردند. تحلیل نظرسنجی صورت‌گرفته با استفاده از روش فازی بودکه در نهایت ماهیت متغیرها با استفاده از تحلیل میک‌مک موردبررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که از بین عوامل درونی سلامت اندام حرکتی دارای کم‌ترین میزان نفوذ و بیش‌ترین وابستگی و متغیرهای استرس گرمایی و سیستم‌های شیردوشی اتوماتیک دارای کم‌ترین میزان وابستگی و بیش‌ترین نفود بودند. نوع طراحی کف جایگاه و راهروها و طراحی سالن‌ها براساس مسیر وزش باد و آفتاب دارای کم‌ترین وابستگی و بیش‌ترین نفوذ بودند. از بین عوامل درونی متغیرهای بیماری‌های عفونی، اختلالات گوارشی و متابولیکی، استرس گرمایی، سیستم‌های شیردوشی اتوماتیک، طراحی، اندازه و ابعاد ‌بهاربند و جایگاه، ایستادن در بهاربند، تراکم دام در جایگاه، طراحی و نوع کف جایگاه و راهروها، تراکم گاوهای شیری، طراحی سالن‌ها براساس مسیر وزش باد و آفتاب و کنترل گرمایش تابشی در نقش متغیرهای مستقل بودند و سایر عوامل نقش متغیرهای وابسته را ایفا کردند. از بین عوامل درونی، سلامت اندام حرکتی تأثیرگذارترین و استرس گرمایی و سیستم‌های شیردوشی اتوماتیک تأثیرپذیرترین عوامل بودند و از بین عوامل محیطی عوامل آخور و آبشخور، مراقبت‌های بهداشتی و رطوبت تأثیرگذارترین و عوامل طراحی و نوع کف جایگاه و راهروها، طراحی سالن‌ها براساس مسیر وزش باد و آفتاب و کنترل گرمایش تابشی تأثیرپذیرترین عوامل بودند. نتیجه‌گیری: عواملی نظیر سلامت اندام حرکتی، آخور و آبشخور و مراقبت‌های بهداشتی و رطوبت در سطوح اول و بسیار مؤثر و عواملی نظیر استرس گرمایی، سیستم‌های شیردوشی اتوماتیک، طراحی و نوع کف جایگاه و راهروها، طراحی سالن‌ها براساس مسیر وزش باد و آفتاب و کنترل گرمایش تابشی در سطوح آخر مؤثر بر رفاه گاوهای شیری قرار داشتند که توجه به آن می‌تواند در بهبود شرایط پرورشی گاوها مؤثر باشد.

تأثیر شاخص دمایی-رطوبتی بر فراسنجه‌های جنبایی اسپرم در گاو نر هلشتاین

صفحه 223-233

https://doi.org/10.22059/jap.2025.389731.623831

مریم رهبر، مهدی بهگر، محمد رسول خوش نیت، فرحناز معتمدی، پروین شورنگ

چکیده هدف: شاخص دمایی-رطوبتی (THI) برای مطالعه اثر تنش گرمایی و به‌عنوان یکی از عوامل مهم در عملکرد و ناباروری شناخته می‌شود. این پژوهش به‌منظور بررسی اثرات شاخص دمایی-رطوبتی بر فراسنجه‌های جنبایی و سرعت جنبایی اسپرم گاوهای نر هلشتاین در ماه‌های مختلف و بررسی همبستگی داخلی بین این فراسنجه‌ها با یکدیگر انجام شد. روش پژوهش: برای محاسبه شاخص دمایی-رطوبتی از داده‌های هواشناسی سازمان هواشناسی کشور استفاده شد. جمع‌آوری و ارزیابی منی در شرکت فرآورده‌های دامی جاهد در شهر کرج انجام شد. در این پژوهش از سه راس گاو نر هلشتاین بالغ استفاده شد. مایع منی رقیق و سپس در پایوت‌ها بارگذاری شد و پس از سردشدن با استفاده از فریزر قابل برنامه‌ریزی منجمد شدند. پایوت‌ها بلافاصله در نیتروژن مایع ذخیره و قبل از ارزیابی در یک حمام آب (37 درجه سانتی‌گراد به‌مدت سی ثانیه) ذوب شدند. فراسنجه‌های جنبایی توسط نرم‌افزار ارزیابی اسپرم بررسی شد. یافته‌ها: شاخص دمایی-رطوبتی در فروردین‌ماه از سایر ماه‌ها کم‌تر و در تیر از سایر ماه‌ها بیش‌تر بود. میانگین شاخص دمایی-رطوبتی در فصل بهار و تابستان به‌ترتیب 00/64 و 67/70 بود. جنبایی کل، جنبایی پیش‌رونده و جنبایی کند در اردیبهشت‌ماه از سایر ماه‌ها بیش‌تر و در مرداد از سایر ماه‌ها کم‌تر بود. از میان فراسنجه‌های سرعت جنبایی اسپرم فقط تناوب عرضی زنش (BCF) و راستی مسیر طی‌شده (STR) در ماه‌های مختلف تفاوت معنی‌داری داشتند. میزان BCF در اردیبهشت‌ماه در مقایسه با سایر ماه‌ها بیش‌تر و در مردادماه در مقایسه با سایر ماه‌ها کم‌تر بود. اما، STR در تیر در مقایسه با سایر ماه‌ها بیش‌تر و در مرداد در مقایسه با سایر ماه‌ها کم‌تر بود. شاخص دمایی-رطوبتی ارتباط منفی معنی‌داری با جنبایی پیش‌رونده اسپرم داشت. در خصوص ارتباط بین فراسنجه‌های جنبایی و سرعت جنبایی اسپرم، نتایج نشان داد که همبستگی مثبت معنی‌داری بین جنبایی کل با جنبایی پیش‌رونده و با VCL وجود داشت. جنبایی پیش‌رونده نیز دارای همبستگی مثبت با VCL و BCF بود. همبستگی معنی‌دار مثبت بین فراسنجه‌هایی سرعت جنبایی اسپرم با یکدیگر مشاهده شد. همبستگی مثبت بین فراسنجه VAP با فراسنجه‌های VCL، VSL و BCF مشاهده شد. همبستگی مثبت بین فراسنجه BCF با فراسنجه‌های VCL و VAP وجود داشت. نتیجه‌گیری: داده‌ها نشان می‌دهند که تنش گرمایی ملایم منجر به کاهش فراسنجه‌های جنبایی و فراسنجه‌های جنبایی سرعت اسپرم می‌شود. همبستگی منفی بین شاخص دمایی-رطوبتی با جنبایی پیش‌رونده اسپرم نشان‌دهنده اهمیت تنش گرمایی بر این فراسنجه مهم است. پیشنهاد می‌شود در مطالعات آتی ارتباط بین شاخص دمایی-رطوبتی و فراسنجه‌های جنبایی اسپرم با قدرت باروری اسپرم با استفاده از مدل‌های رگرسیونی موردبررسی قرار گیرند.

زمستان 1404، صفحه 365-533
پاییز 1404، صفحه 235-364
تابستان 1404، صفحه 121-233
بهار 1404، صفحه 1-119