نویسنده = محمد حسن فتحی نسری

بررسی اثر جایگزینی علوفه‌های متداول جیره با سطوح مختلف برگ چنار (Platanus Orientalis) بر عملکرد تولیدی، گوارش‌پذیری مواد مغذی، فراسنجه‌های خونی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی در بزهای شیری سانن

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 مرداد 1405

https://doi.org/10.22059/jap.2026.412160.623899

محمد علی بهروزی، محمد حسن فتحی نسری، سید همایون فرهنگ فر، نوید قوی پنجه

چکیده هدف: افزایش هزینه‌های تغذیه و کمبود منابع علوفه‌ای متداول، استفاده از منابع خوراکی نامتعارف و در دسترس مانند برگ درختان فضای سبز را به‌عنوان یک راهبرد کاربردی در تغذیه نشخوارکنندگان مطرح می‌سازد. این مطالعه باهدف ارزیابی اثرات جایگزینی بخشی از علوفه جیره با سطوح مختلف برگ درخت چنار (Platanus orientalis) بر مصرف خوراک، عملکرد تولیدی، گوارش‌پذیری مواد مغذی، فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون و وضعیت سامانه آنتی‌اکسیدانی بزهای شیری سانن انجام شد.
روش پژوهش: آزمایش با استفاده از 18 رأس بز سانن چند شکم‌زایش (میانگین تولید شیر 72/0± 75/1 کیلوگرم در روز و روزهای شیردهی 4/ 13± 7/52) در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و شش تکرار به مدت 56 روز (14 روز عادت‌پذیری و 42 روز دوره اصلی) انجام شد. جیره‌های آزمایشی شامل:1- شاهد (جیره پایه بدون برگ چنار)، 2- جایگزینی ۲۰ درصد علوفه با برگ چنار و 3- جایگزینی 40 درصد علوفه با برگ چنار پایه بودند که از نظر انرژی و پروتئین یکسان‌سازی شدند. در طول دوره آزمایش، مصرف خوراک و تولید شیر به‌صورت روزانه ثبت شد. نمونه‌های شیر برای تعیین ترکیبات، نمونه‌های خون برای سنجش فراسنجه‌های بیوشیمیایی (گلوکز، کلسترول کل، لیپیدها، آنزیم‌های کبدی) و نشانگرهای وضعیت اکسیداتیو (ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل و مالون‌دی‌آلدئید) و نمونه‌های مدفوع و خوراک برای تعیین گوارش‌پذیری ظاهری مواد مغذی جمع‌آوری گردید. داده‌ها با استفاده از رویه مختلط نرم‌افزار SAS تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافته‌ها: جایگزینی 20 درصد از علوفه جیره با برگ چنار، مصرف ماده خشک، تولید روزانه شیر و تولید شیر تصحیح‌شده با چهار درصد چربی در بزهای سانن، نسبت به تیمار شاهد و تیمار 40 درصد جایگزینی افزایش داد (05/0 > P). درصد چربی و مواد جامد کل شیر در بزهایی که در جیره خود برگ چنار دریافت کردند کاهش یافت (05/0 > P)، ولی تولید روزانه (گرم در روز) پروتئین، چربی، مواد جامد بدون چرب یو کل مواد جامد شیر در بزهای مربوط به تیمار 20 درصد جایگزینی، بالاتر از سایر بزها بود (05/0 > P). ضریب تبدیل خوراک و تغییرات وزن بدن تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. تفاوتی بین تیمارهای آزمایشی از نظر گوارش‌پذیری ظاهری ماده‌خشک، پروتئین خام، ماده‌آلی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی مشاهده نشد. جایگزینی 40 درصد علوفه متداول جیره با برگ درخت چنار سبب کاهش گوارش‌پذیری الیاف نامحلول در شوینده خنثی و افزایش گوارش‌پذیری چربی‌خام شد (05/0 > P). غلظت تری‌گلیسرید در تیمار 20 درصد جایگزینی برگ چنار با علوفه و غلظت لیپوپروتئین با چگالی پایین در تیمار 40 درصد جایگزینی برگ چنار با علوفه بالاتر از سایر تیمارها بود (05/0 > P). آسپارتات آمینوترانسفراز، آلانین آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند؛ اما غلظت مالون‌دی‌آلدئید سرم در تیمار 40 درصد جایگزینی برگ چنار با علوفه تمایل به کاهش داشت (086/0 = P).
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، نتایج این مطالعه نشان داد که برگ چنار می‌تواند تا سطح 20 درصد جایگزینی با بخشی از علوفه‌های متداول جیره، به‌عنوان یک منبع خوراکی برای بزهای شیری سانن استفاده شود. این سطح جایگزینی ضمن بهبود مصرف خوراک و عملکرد تولیدی، اثرات منفی قابل‌توجهی بر سلامت کبد، گوارش‌پذیری مواد مغذی و وضعیت آنتی‌اکسیدانی دام ندارد. سطوح بالاتر (40 درصد) ممکن است به دلیل وجود ترکیبات ثانویه، با کاهش چربی شیر همراه باشد؛ بنابراین، استفاده بهینه از این منبع نیازمند رعایت سطح جایگزینی مناسب است.

اثر سطوح مختلف پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت بر عملکرد رشد، ویژگی‌های استخوان درشت‌نی و غلظت مواد معدنی خون جوجه‌های‌گوشتی سویه آرین

دوره 28، شماره 1، بهار 1405، صفحه 111-124

https://doi.org/10.22059/jap.2025.400351.623866

حسن عزیزآبادی، سیدمحمد حسینی، محمدحسن فتحی نسری، زهرا تهامی، محمدباقر منتظرتربتی

چکیده هدف: صنعت پرورش طیور به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های تأمین پروتئین حیوانی، همواره در جستجوی منابع خوراکی جدید، در دسترس و مقرون‌به‌صرفه جهت بهبود عملکرد رشد، کیفیت لاشه و سلامت پرندگان است. استفاده از محصولات فرعی صنایع غذایی، همچون پودر آب‌پنیر (منبع پروتئین) و گلوتن ذرت (منبع پروتئین و انرژی)، می‌تواند راه‌کاری مؤثر برای کاهش هزینه‌های تغذیه و بهبود سلامت دستگاه گوارش طیور محسوب شود. با توجه به نقش مهم سلامت دستگاه گوارش در رشد و کارایی جوجه‌های گوشتی، ارزیابی تأثیر ترکیبی این دو منبع خوراکی (پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت) در جیره مرغ گوشتی، یک تصمیم تغذیه‌ای مبتنی بر منطق علمی و اقتصادی است که هدف آن بهینه‌سازی عملکرد رشد، ترکیب اسیدآمینه‌ای ضروری جیره، تکمیل ارزش بیولوژیکی پروتئین مصرفی (جذب بالاتر در بدن)، بهبود کیفیت استخوان از طریق افزایش مواد معدنی آن و افزایش غلظت مواد‌ معدنی خون می‌باشد. ترکیب این دو، می‌تواند یک جیره متعادل با انرژی و پروتئین کافی و با کیفیت فراهم کند. بر همین اساس، هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سطوح مختلف پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت بر عملکرد رشد، ویژگی‌های استخوان درشت‌نی و غلظت مواد معدنی سرم‌خون جوجه­های گوشتی سویه آرین بود. روش پژوهش: آزمایشی با استفاده از 585 قطعه جوجه نر یک‌روزه  سویه آرین، در قالب طرح کاملاً تصادفی به‌صورت فاکتوریل 3×3 با استفاده از نُه تیمار، پنج تکرار و 13 قطعه جوجه در هر تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- سطح صفر درصد پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت (تیمار شاهد)، 2- سطح سه درصد پودر آب‌پنیر، 3- سطح شش درصد پودر آب‌پنیر، 4- سطح سه درصد گلوتن ذرت، 5- سطح شش درصد گلوتن ذرت، 6- سطح سه درصد پودر آب‌پنیر و سه درصد گلوتن ذرت، 7- سطح سه درصد پودر آب‌پنیر و شش درصد گلوتن ذرت، 8- سطح شش درصد پودر آب‌پنیر و سه درصد گلوتن ذرت، 9- سطح شش درصد پودر آب‌پنیر و شش درصد گلوتن ذرت. صفات عملکردی شامل مصرف خوراک، افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک، به‌صورت دوره‌ای اندازه­گیری شد و ویژگی­های استخوان درشت‌نی شامل درصد خاکستر، کلسیم، فسفر، منیزیوم، طول، وزن و عرض آن و هم‌چنین غلظت مواد معدنی سرم خون در 45 روزگی مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه آماری داده‌ها توسط نرم‌افزار SAS انجام شد. یافته ها: جوجه‌هایی که شش درصد پودر آب‌پنیر دریافت کردند به‌طور معنی‌داری بالاترین میانگین وزن بدن و مصرف خوراک را نسبت به جیره­های فاقد پودر آب‌پنیر داشتند (05/0P<). هم‌چنین سطح شش درصد گلوتن ذرت به‌طور معنی‌داری کم‌ترین میانگین وزن بدن و بیش‌ترین ضریب‌تبدیل خوراک را نشان داد (05/0P<). اثرات متقابل بین این دو ماده خوراکی بر میانگین وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک معنی‌دار نبود. بررسی اثرات متقابل سطوح مختلف پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت در مقایسه با تیمار شاهد، به‌طور معنی‌داری، منجر به افزایش میزان خاکستر، کلسیم و فسفر استخوان درشت‌نی شد (05/0P<). سطوح مختلف پودر آب‌پنیر و گلوتن ذرت تأثیر معنی­داری بر غلظت کلسیم، فسفر، منیزیم و آهن سرم خون نداشت. نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های به‌دست‌آمده، ترکیب بهینه شش درصد پودر آب‌پنیر و سه درصد گلوتن ذرت، عملکرد مطلوب‌تری در بهبود صفات رشد و ویژگی‌های استخوان درشت‌نی جوجه‌های گوشتی سویه آرین نشان دادند که با افزایش تراکم مواد معدنی استخوان، به‌ویژه کلسیم و فسفر، موجب بهبود کیفیت استخوان و در نهایت ارتقای عملکرد پرنده گردید. بنابراین، می‌توان این سطوح را به‌عنوان سطوح مناسب و بهینه، جهت استفاده در جیره‌ غذایی جوجه‌های گوشتی آرین پیشنهاد نمود.

اثر تغذیه گلبرگ زعفران بر عملکرد، وضعیت آنتی‌اکسیدانی خون و گوشت بره‌های نر افشاری

دوره 26، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 279-289

https://doi.org/10.22059/jap.2024.372231.623780

سهیلا ابراهیمی، محمد حسن فتحی نسری، همایون فرهنگ فر

چکیده اثر خوراندن گلبرگ زعفران بر عملکرد، شاخص­های خونی و وضعیت آنتی­اکسیدانی خون و گوشت بره‌های نر افشاری با استفاده از 18 راس بره نر افشاری چهار تا پنج ماهه با میانگین وزن اولیه 5/2±17 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. جیره­های آزمایشی شامل 1- شاهد، فاقد گلبرگ زعفران، 2- حاوی 5/1 درصد گلبرگ زعفران و 3- حاوی سه درصد گلبرگ زعفران (براساس ماده خشک) بودند. دوره آزمایشی 84 روز بود و در پایان دوره بره‌ها کشتار شدند. نتایج نشان داد که افزودن گلبرگ زعفران به جیره، اثری بر مصرف خوراک، افزایش وزن روزانه و قابلیت هضم مواد مغذی نداشت. مقدار اوره پلاسما در بره‌های تغذیه‌شده با هر دو سطح گلبرگ زعفران و مقدار گلوکز، کلسترول و تری‌گلیسرید پلاسما در بره‌های تغذیه‌شده با سه درصد گلبرگ زعفران کاهش یافت (05/0>P). در بره‌های تغذیه‌شده با سه درصد گلبرگ زعفران، ظرفیت آنتی­اکسیدانی کل و میزان فعالیت آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز خون و ماهیچه افزایش و میزان مالون­دی­آلدهید خون و ماهیچه کاهش یافت (05/0>P). اما میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز در خون تحت تأثیر قرار نگرفت. در کل، نتایج این پژوهش نشان داد که افزودن سه درصد گلبرگ زعفران به جیره بره‌های پرواری بدون تأثیر بر عملکرد، سبب بهبود وضعیت آنتی‌اکسیدانی خون و افزایش ماندگاری گوشت بره‌ها می‌شود. 

ارزیابی خصوصیات سیلویی و ارزش غذایی سیلاژ خوراک مخلوط بر پایه چغندر ‏علوفه‌ای و اثر تغذیه آن بر عملکرد بره‌های نر افشار

دوره 26، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 151-165

https://doi.org/10.22059/jap.2024.367029.623765

رضا خداوردی، محمد حسن فتحی نسری، حسن فضائلی، سیّد همایون فرهنگ فر

چکیده استفاده از گیاهان زراعی مقاوم به خشکی مانند چغندر علوفه‌ای در شرایط کم‌آبی اجتناب‌ناپذیر است. این‌گونه محصولات دارای رطوبت بالایی هستند که نگهداری و ذخیره آن‌ها را دشوار می‌سازد. سیلاژ خوراک مخلوط می‌تواند راهکار مناسبی برای نگهداری این محصولات باشد. این پژوهش به‌منظور امکان‌سنجی استفاده از سیلاژ خوراک مخلوط حاوی چغندر علوفه‌ای حاوی 25 یا 35 درصد ماده خشک در تغذیه بره­های پرواری به روش‌های برون‌تنی و درون‌تنی انجام شد. به‌منظور ارزیابی خصوصیات سیلویی سیلاژ خوراک مخلوط بر پایه چغندر علوفه‌ای و ارزش غذایی آن، دو جیره بره پرواری، حاوی دو سطح 25 و 35 درصد چغندر علوفه‌ای (برحسب ماده­ی خشک)، به‌صورت خوراک مخلوط به‌مدت 60 روز سیلو و ارزیابی شد و سپس جیره حاوی سطح 25 درصد چغندر علوفه­ای به دو شکل سیلاژ خوراک مخلوط (سیلاژ 60 روزه) و جیره کاملاً مخلوط روزانه در دو گروه آزمایشی و در یک دوره 70 روزه، در تغذیه بره‌های پرواری استفاده شد. افزایش سطح چغندر علوفه‌ای سبب کاهشpH ، پروتئین خام، پروتئین حقیقی و نشاسته سیلاژهای آزمایشی گردید. بره‌های تغذیه‌شده با سیلاژ خوراک مخلوط نسبت به گروه شاهد، ماده خشک بیش‌تری مصرف کردند و سایر صفات عملکردی تفاوت معنی‌داری نشان نداد. براساس نتایج به­دست‌آمده از این پژوهش، سیلاژ خوراک مخلوط حاوی 25 درصد چغندر علوفه‌ای (براساس ماده خشک)، از ویژگی‌های تخمیری و پایداری هوازی مطلوب‌تری برخوردار بود و به‌نظر می‌رسد به­توان بدون این‌که اثر منفی بر عملکرد و سلامت دام داشته باشد، در تغذیه بره‌های نر پرواری از آن استفاده نمود.

اثر کنجاله زیتون بر تولید و ترکیب شیر و وضعیت آنتی‌اکسیدانی شترهای تک کوهانه ترکمنی

دوره 24، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 463-476

https://doi.org/10.22059/jap.2022.345486.623697

مهران تکه خلف، محمد حسن فتحی نسری، لادن رشیدی، همایون فرهنگ فر

چکیده اثر استفاده از سطوح مختلف کنجاله زیتون بر تولید، ترکیب شیر و وضعیت آنتی اکسیدانی شترهای تک کوهانه، آزمایشی با استفاده از نه نفر شتر تک کوهانه ترکمن با تولید شیر 7/0± 5 کیلوگرم در روز و میانگین وزن 30 ± 500 کیلوگرم در سه دوره سه هفته‌ای (14 روز عادت پذیری و هفت روز نمونه گیری) و در قالب طرح چرخشی با سه تیمار و نه تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1- گروه شاهد، 2- تیمار حاوی 15 درصد کنجاله زیتون و 3- تیمار حاوی 30 درصد کنجاله زیتون بودند. مصرف خوراک و تولید شیر تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. درصد و مقدار چربی و درصد پروتئین شیر (به ترتیب 5/2، 11/0 کیلوگرم و 66/2) در اثر استفاده از کنجاله زیتون در جیره کاهش یافت (05/0P<). تفاوتی در غلظت اکثر اسیدهای چرب و نسبت اسیدهای چرب امگا 6 به امگا 3 در شیر شترهای تغذیه شده با جیره‌های آزمایشی مشاهده نشد اما غلظت اسید پالمتیک در شترهایی که 30 درصد کنجاله زیتون مصرف کردند، پایین‌تر از گروه شاهد بود (05/0P<). غلظت اسید اولئیک، اسید لینولئیک و اسید لینولئیک کونژوگه در شیر شترهای تغذیه شده با جیره حاوی 30 درصد کنجاله زیتون افزایش یافت (05/0P<). بر اساس نتایج این پژوهش، استفاده از کنجاله زیتون (تا سطح 30 درصد ماده خشک جیره) در تغذیه شتر می‌تواند اثرات مثبتی بر افزایش ارزش غذایی محصولات لبنی به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک داشته باشد.

تأثیر سطوح مختلف یونجه خشک در جیره آغازین بر عملکرد، فراسنجه‌های خونی و سلامتی گوساله‌های شیرخوار هلشتاین تغذیه‌شده با مقادیر بالای شیر

دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 313-328

https://doi.org/10.22059/jap.2022.329132.623636

سیده نرگس طباطبائی فر، محمد رضا دهقانی، محمدحسن فتحی نسری

چکیده در این پژوهش، اثر افزودن مقدار یونجه خشک در جیره آغازین بر عملکرد، فراسنجه­های خونی و سلامتی گوساله­های شیرخوار هلشتاین تغذیه­شده براساس الگوی تغذیه شیر به روش کاهش مرحله­ای با استفاده از تعداد 24 رأس گوساله هلشتاین ماده با سن 1±4 روزگی و وزن 3±2/41 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و هشت گوساله در هر تیمار به‌مدت 56 روز (تا زمان شیرگیری) بررسی شد. تیمارهای آزمایشی به‌ترتیب شامل 1- تغذیه شیر بدون استفاده از یونجه خشک، 2- تغذیه شیر و جیره آغازین به­همراه پنج درصد یونجه خشک (براساس ماده خشک جیره) و 3- تغذیه شیر و جیره آغازین به­همراه 10 درصد یونجه خشک (براساس ماده خشک جیره). بین تیمارهای آزمایشی از نظر مصرف ماده خشک، ضریب تبدیل خوراک، افزایش وزن روزانه، نمره مدفوع، شاخص‌های رشد اسکلتی و pH شکمبه تفاوتی مشاهده نشد. میزان پروپیونات در شکمبه گوساله­هایی که با شیر و پنج درصد علوفه یونجه تغذیه شدند نسبت به تیمار شاهد و 10 درصد علوفه به‌طور معنی­داری بیش‌تر بود (05/0>P). نسبت استات به پروپیونات در شکمبه گوساله­های تغذیه‌شده با شیر و پنج درصد علوفه یونجه به‌طور معنی­داری بیش‌تر از گوساله­های سایر تیمارها بود (05/0>P). غلظت بتاهیدروکسی بوتیرات پلاسما گوساله­های تغذیه‌شده با جیره آغازین حاوی پنج درصد یونجه خشک بیش‌تر از گوساله­های سایر تیمارها بود (05/0>P). براساس نتایج این پژوهش، جایگزینی بخشی از جیره آغازین گوساله­های شیر­خوار تغذیه‌شده با مقادیر بالای شیر، با علوفه یونجه سبب بهبود توسعه شکمبه آن‌ها می­شود.

تعیین ترکیب شیمیایی و برآورد ارزش غذایی بقایای زراعی کینوا با استفاده از روش های کیسه های نایلونی و تولیدگاز

دوره 23، شماره 1، بهار 1400، صفحه 35-45

https://doi.org/10.22059/jap.2020.293316.623473

نوید قوی پنجه، محمدحسن فتحی نسری، مسلم باشتنی، همایون فرهنگ فر

چکیده در پژوهش حاضر، ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی بقایای زراعی کینوا با استفاده از روش‌های آزمایشگاهی درون کیسه‌ای و تولید گاز اندازه‌گیری و با یونجه خشک مقایسه شد. گیاه کامل کینوا پس از برداشت از مزرعه در دمای محیط خشک و دانه‌ها جدا شدند و بقایای زراعی جهت انجام آزمایش‎ مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان انرژی خام، ماده خشک، ماده آلی، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و لیگنین علوفه کینوا بالاتر از یونجه بود (0/05>P). غلظت پروتئین خام کینوا (12/29درصد) کمتر از یونجه (14/32درصد) بود. بخش عمده تانن موجود در کینوا از نوع قابل هیدرولیز بود. گرچه ثابت نرخ تجزیه و گوارش‌پذیری پس از شکمبه‌ای کینوا و یونجه یکسان بود، امّا گوارش‌پذیری شکمبه‌ای و کل دستگاه گوارش کینوا از یونجه کمتر بود (0/05>P). ثابت نرخ تولید گاز (c) بقایای زراعی کینوا و یونجه با هم برابر بودند، با این حال پتانسیل تولید گاز (b) آن از یونجه کمتر بود (0/05>P). گوارش‌پذیری ماده آلی، انرژی قابل سوخت‌و‌ساز و انرژی خالص شیردهی نیز در کینوا کمتر از یونجه بود (0/05>P). بر اساس نتایج این پژوهش، بقایای زراعی کینوا ظرفیت تغذیه‌ای مناسبی برای جایگزینی بخشی از علوفه به منظور تأمین قسمتی از نیازهای غذایی دام دارد. انجام آزمایش‌های درون تنی برای تعیین سطح مناسب آن در جیره کمک توصیه می‌شود.

ارزیابی گیاهان مرتعی مورد چرای شتر در خراسان جنوبی و بررسی تاثیر جایگزینی یونجه با اشنان بر عملکرد شترهای شیری

دوره 22، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 560-569

https://doi.org/10.22059/jap.2020.297716.623502

سید احمد حسینی، محمد حسن فتحی نسری، همایون فرهنگ فر، مسعود دیدارخواه

چکیده در این پژوهش، ارزش غذایی گونه‌های مرتعی مورد چرای شتر از چهار گونه خارشتر، زردتاغ، اشنان و سرخ‌گز در سه مرحله فنولوژیکی رویشی، گلدهی و بذردهی مراتع شهرستان بیرجند ارزیابی شد. از گونه‌های مذکور در مراحل مختلف رشد به صورت تصادفی نمونه برداری و ترکیب شیمیایی آن‌ها اندازه گیری شد. گوارش پذیری شکمبه‌ای ماده خشک با استفاده از یک شتر فیستوله گذاری شده بررسی شد. میزان پروتئین خام خارشتر و اشنان بالاتر از سایر گونه‌ها بود و پایین‌ترین میزان الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شویند اسیدی و تانن در اشنان مشاهده شد (p <0/05). بخش کند تجزیه، ثابت نرخ تجزیه و تجزیه پذیری موثر ماده خشک اشنان بالاتر از سایر گونه ها بود(p <0/05). اشنان با بالاتر بودن پروتئین خام و تجزیه پذیری موثر ماده خشک و پایین تر بودن الیاف نامحلول در شوینده خنثی و اسیدی نسبت به سایر گونه ها با ارزش تر بوده و جایگزین یونجه در سه سطح صفر، 50 و 100 درصد در جیره شترهای شیریشد. تغذیه اشنان سبب ایجاد تفاوت معنی دار در عملکرد تولید و ترکیب شیمیایی شیر نشد. مصرف ماده خشک با افزایش سطح جایگزینی اشنان کاهش ولی مقدار پروتئین و نیتروژن اوره ای شیر افزایش یافت(p <0/05). با توجه به نتایج این آزمایش جایگزینی یونجه با گونه مرتعی اشنان در تغذیه شترهای شیری با حفظ عملکرد تولیدی دام منجر به کاهش هزینه تغذیه شتر و اقتصادی تر شدن پرورش این دام با ارزش می شود.

اثر مقایسه‌ای جاذب‌‌های سموم بر جذب مواد معدنی کم‌مصرف در شرایط آزمایشگاهی و غلظت سرمی آن‌ها در بره‌ بلوچی

دوره 22، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 249-258

https://doi.org/10.22059/jap.2020.288397.623441

رعنا دلکش طالشمکائیل، محمدحسن فتحی نسری، همایون فرهنگ فر، محسن مجتهدی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی اثر بنتونیت، کائولن و کربن فعال بر جذب مس، آهن و منگنز به روش‌های برون‌تنی و درون‌تنی در بره بلوچی بود. در آزمایش برون‌تنی، اثر جاذب بر جذب مواد معدنی در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل با محلول‌های استاندارد مس، آهن و منگنز با غلظت‌های به ترتیب هفت، 20 و 30 میلی‌گرم بر لیتر، چهار سطح جاذب‌ها (بدون جاذب، 10، 20 و 40 گرم‌در‌لیتر) و PHسه  5/5، 6/4و 7/5 و به مدت 60 دقیقه انکوباسیون بررسی شدند. در آزمایش درون‌تنی، اثر افزودن بنتونیت، کائولن و کربن فعال در سطوح صفر (شاهد)، 10 و 20 گرم‌در‌کیلوگرم به خوراک با استفاده از 36 رأس بره‌ پرواری در سن 7-6 ماهگی، به مدت 90‌روز در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. مصرف خوراک، افزایش وزن و غلظت مس، آهن و منگنز خون و پشم در روزهای صفر، 45 و 90 آزمایش اندازه‌گیری شد. در آزمایش برون‌تنی، کربن فعال بیشترین و کائولن کمترین جذب عناصر معدنی را با افزایش جاذب و pH داشتند (p<0/05). در آزمایش درون تنی اثر تیمارها بر مصرف خوراک، وزن بدن، افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و مقدار آهن پشم و خون معنی دار نبود. مقدار مس و منگنز خون و پشم در بره های تغذیه شده با جاذب کمتر از تیمار شاهد بوئ (p<0/05). به‌طورکلی، استفاده از جاذب‌ها به‌خصوص کربن فعال در غلظت پایین باعث جذب کمتر مواد معدنی می‌شود. همچنین، از روش آزمایشگاهی می‌توان برای انتخاب جاذب‌ بدون انجام آزمایش‌های حیوانی استفاده کرد.

بررسی تأثیر استفاده از چند مخلوط بافری در جیره بر فراسنجه‌های تخمیر شکمبه ای در شرایط برون تنی

دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 487-497

https://doi.org/10.22059/jap.2019.266031.623363

سید مرتضی وقار سیدین، محسن مجتهدی، محمد حسن فتحی نسری، سید احسان غیاثی

چکیده هدف از این آزمایش، بررسی ظرفیت بافری چند مخلوط بافری و تأثیر آن‌ها بر فراسنجه‌های تخمیر و هضم شکمبه‌ای در شرایط برون‌تنی بود. به همین منظور پنج مخلوط بافری شامل: 1) ترکیب حاوی 15 درصد بیکربنات‌سدیم + 15 درصد اکسید‌منیزیم + 35 درصد کربنات‌منیزیم + 35 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 2) ترکیب حاوی 35 درصد بیکربنات‌سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 15 درصد کربنات‌منیزیم + 15 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 3) ترکیب حاوی 20 درصد بیکربنات‌سدیم + 40 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات‌منیزیم + 20 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 4) ترکیب حاوی 40 درصد بیکربنات‌سدیم + 20 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات‌منیزیم + 20 درصد بنتونیت‌سدیم؛ و 5) ترکیب حاوی 16 درصد کربنات‌سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 22 درصد کربنات‌منیزیم + 5 درصد بنتونیت‌سدیم و 22 درصد پتاسیم ‌فسفات‌ منوبازیک، تهیه شد. ظرفیت بافری و شاخص ارزش بافری اندازه گیری شد. سپس تأثیر مخلوط‌های بافری بر پتانسیل تولید گاز، pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی و ماده خشک ناپدید شده در شرایط آزمایشگاهی (IVDMD) بررسی گردید. مقدار ظرفیت و شاخص ارزش بافری ترکیب 2 بیشتر از سایر ترکیبات بافری بود (0/05>P). ترکیب بافری 4 سبب افزایش تولید گاز شد (0/05>P). مقدار IVDMD در بین ترکیبات بافری یکسان بود و تنها ترکیب بافری 4 و 1 با یکدیگر اختلاف داشتند (0/05>P). استفاده از ترکیب بافری 2 سبب افزایش pH محیط کشت شد (0/05>P). در کل نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از ترکیب بافری 2 می‌تواند نقش مؤثری در جلوگیری از افت pH و به تبع آن کاهش اسیدوز داشته باشد.

تأثیر روش ذخیره کردن تفاله دانه انار بر ترکیب شیمیایی و فراسنجه های تجزیه پذیری شکمبه ای آن

دوره 14، شماره 2، زمستان 1391، صفحه 51-61

https://doi.org/10.22059/jap.2012.32042

فاطمه خسروی، محمد حسن فتحی نسری

چکیده دانه انار (حاوی 5/47 درصد ماده خشک) به مدت 70 روز در سطل­های پلاستیکی سه کیلویی سیلو شد و سپس ترکیب شیمیایی، غلظت ترکیبات فنلی و فراسنجه­های تجزیه­پذیری شکمبه­ای ماده خشک و نیز تجزیه­پذیری شکمبه­ای و پس از شکمبه­ای ماده خشک دانه سیلو شده و نیز دانه خشک شده تعیین گردید. نتایج نشان داد سیلو کردن سبب کاهش معنی­دار میزان کل ترکیبات فنلی، تانن کل، اسید گالیک، اسید تانیک، پونیکالین و پونیکالاژین A شد اما غلظت تانن­های متراکم، اسید الاژیک و پونیکالاژین B تحت تأثیر روش ذخیره­سازی قرار نگرفت. فراسنجه­های تجزیه­پذیری شکمبه­ای ماده خشک، بخش سریع تجزیه، کند تجزیه و تجزیه­پذیری مؤثر در نرخ عبورهای 02/0، 05/0 و 08/0 در ساعت تحت تأثیر روش ذخیره­سازی قرار نگرفت. سیلو کردن سبب افزایش معنی­دار گوارش­پذیری شکمبه­ای ماده خشک و گوارش­پذیری ماده خشک در کل دستگاه گوارش و کاهش معنی­دار ثابت نرخ تجزیه ماده خشک و گوارش­پذیری پس از شکمبه­ای ماده خشک گردید (05/0P<). براساس نتایج این تحقیق سیلو کردن تفاله دانه انار ارزش غذایی این پسماند خوراکی را بهبود می­بخشد.