کلیدواژه‌ها = دوره انتقال

اثر تزریق مکمل­های ویتامینی و معدنی در اواخر دوره آبستنی بر فراسنجه­های بیوشیمیایی خون و شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی و هورمونی میش‌های دالاق و عملکرد بره‌های آن‌ها

دوره 28، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 319-334

https://doi.org/10.22059/jap.2026.405323.623875

محمد اسدی، حسین عمرانی، کاظم یوسفی کاریکلایی، شعله قربانی، آیدا تیموری

چکیده هدف: افزایش التهاب و استرس اکسیداتیو پیش‌آمده در دوره انتقال ممکن است علاوه بر تأثیرات منفی بر سلامت میش، منجر به تأثیر منفی بر سلامت و رشد جنین شود. ویتامین‌ها و مواد معدنی به‌دلیل خواص ضدالتهابی و ضداکسیداتیو خود شناخته شده‌اند. ویتامین‌ها و مواد معدنی برای سلامت و تولید میش‌ها ضروری هستند، زیرا به‌عنوان آنتی‌اکسیدان‌های سلولی و تعدیل‌کننده سیستم ایمنی عمل می‌کنند. با توجه به اهمیت تغذیه ریزمغذی‌ها در دوره انتقال میش‌ها، پژوهشی به‌منظور بررسی تأثیر تزریق مکمل‌های ویتامینی و معدنی در اواخر دوره آبستنی بر فراسنجه‌های بیوشیمیایی خون و شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی و هورمونی دالاق و عملکرد بره‌های آن‌ها صورت گرفت.
روش پژوهش: تعداد 40 رأس میش نژاد دالاق در اواخر دوره آبستنی به چهار تیمار و ده تکرار در قالب طرح کاملاَ تصادفی تقسیم شدند. تیمارهای آزمایشی شامل 1- گروه شاهد (عدم تزریق مکمل ویتامینی و معدنی)، 2- میش‌های دریافت‌کننده مکمل ویتامینی تزریقی، 3- میش‌های دریافت‌کننده مکمل معدنی تزریقی و 4- میش‌های دریافت‌کننده هم‌زمان مکمل ویتامینی و معدنی تزریقی بود. تزریق مکمل‌ها در 21 روز قبل زایش انجام شد و مقدار آن‌ها برای مکمل معدنی و ویتامینی به ازای هر راس 20 و پنج میلی‌گرم بود. مکمل ویتامینی شامل ویتامین‌های A، D3، E، B1، B2، B3، B6، B12، C و مکمل معدنی شامل کلسیم، مس، منیزیم و فسفر بود.
یافته‌ها: غلظت آلبومین و نسبت آلبومین:گلوبولین در خون میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها را به شکل تزریقی دریافت کردند کم‌تر از گروه شاهد بود و میزان آلبومین و نسبت آلبومین:گلوبولین در میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها را به‌طور هم‌زمان دریافت کردند کم‌تر از سایر تیمارها بود (05/0≥P). در سرم خون میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها دریافت کردند غلظت گلوبولین و سرولوپلاسمین بالاتر از میش‌های شاهد بود و غلظت آن‌ها در سرم میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها را به‌طور هم‌زمان دریافت کردند بیش‌تر از سایر تیمارها بود (05/0≥P). کورتیزول، کاتالاز، گلوتاتیون پراکسیداز، مالون‌دی‌آلدهید، سوپراکسیددیسموتاز، وضعیت آنتی‌اکسیدانی کل و آلکالین فسفاتاز در خون میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها را به شکل تزریقی دریافت کردند کم‌تر از گروه شاهد بود (05/0≥P). وضعیت آنتی‌اکسیدانی کل و آلکالین فسفاتاز در میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها را به‌طور هم‌زمان دریافت کردند کم‌تر از سایر تیمارها بود (05/0≥P). در سرم خون میش‌هایی که مواد معدنی و ویتامین‌ها دریافت کردند غلظت هموگلوبین بالاتر از میش‌های شاهد بود (05/0≥P). زمان دفع جفت با تزریق ریزمغذی‌ها تعدیل یافت و کم‌ترین زمان دفع جفت متعلق به میش‌های دریافت‌کننده هم‌زمان مواد معدنی و ویتامین‌ها بود (05/0≥P). از طرفی، وزن تولد بره در میش‌های تزریق‌شده با مواد معدنی و ویتامین‌ها بهبود یافت و بیش‌ترین وزن تولد بره برای تیمار تزریق‌شده با مواد معدنی و ویتامین‌های هم‌زمان بود (05/0≥P). وزن 45 روزگی، افزایش وزن بره‌ها در طول دوره، افزایش وزن روزانه و قابلیت‌هضم ظاهری ماده خشک آن‌ها با تزریق مادری مواد معدنی و ویتامین‌ها بهبود یافت. هم‌چنین، تعداد بره‌های مبتلا به اسهال و روزهای اسهال در تیمارهای دریافت‌کننده مادری مواد معدنی و ویتامین‌ها کاهش یافت و کم‌ترین تعداد بره‌های مبتلا به اسهال در گروه دریافت‌کننده ویتامین‌ها و موادمعدنی و ویتامین‌ها به‌طور هم‌زمان بود (05/0≥P).
نتیجه‌گیری: به‌طور کلی، تزریق هم‌زمان مواد معدنی و ویتامین‌ها به میش‌های دوره انتقال پیش از زایش، به سبب بهبود وضعیت آنتی‌اکسیدانی و ایمنی آن‌ها و عملکرد بهتر بره‌های آن‌ها توصیه می‌شود.

شاخص‌های مدیریتی مرتبط با زایش، نمره وضعیت بدنی و بروز بیماری­های متابولیک در گله‌های گاو شیری هلشتاین در طی تابستان و زمستان در استان اصفهان

دوره 28، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 349-364

https://doi.org/10.22059/jap.2026.410083.623897

عباس رجایی راد، غلامرضا قربانی، محمد چوپانی، علی جبارزارع

چکیده هدف: تنش گرمایی یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده سلامت و بهره‌وری گاوهای شیری در مناطق گرم و خشک ایران، به‌ویژه استان اصفهان، محسوب می‌شود و می‌تواند شاخص‌های مدیریتی دوره انتقال، وضعیت بدنی، تعادل متابولیکی و بروز بیماری‌های پس از زایش را تحت تأثیر قرار دهد. هدف از این مطالعه بررسی اثر فصل (تابستان و زمستان) بر شاخص‌های مدیریتی زمان زایش، وضعیت بدنی، ناهنجاری‌های متابولیک پس از زایش، وضعیت کلسیم خون و پیامدهای تولیدمثلی در گله‌های صنعتی گاو شیری هلشتاین استان اصفهان بود.
روش پژوهش: این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار گاوداری صنعتی هلشتاین استان اصفهان طی دو فصل تابستان و زمستان با ۸۵۵ رأس گاو شیری انجام شد. داده‌های هواشناسی روزانه جهت محاسبه شاخص دما-رطوبت (THI) جمع‌آوری گردید. شاخص‌های مدیریتی زایش، نمره وضعیت بدنی (BCS)، طول دوره آبستنی، طول دوره خشکی و حجم آغوز ثبت شد. هم‌چنین بروز ناهنجاری‌های متابولیک شامل جفت‌ماندگی، متریت، هیپوکلسیمی و کتوز، میزان حذف دام تا ۶۰ روز پس از زایش و نرخ گیرایی در تلقیح اول موردارزیابی قرار گرفت. غلظت سرمی کلسیم در زمان زایش و روز سوم پس از زایش اندازه‌گیری شد. هم‌چنین غلظت سرمی بتاهیدروکسی بوتیرات نیز در روز 10 پس از زایش پایش شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌های آماری مناسب و با در نظر گرفتن اثرات فصل، گله، دوره شیردهی و اثرات متقابل آن‌ها تحلیل شدند. تمامی پیش‌فرض‌های آماری از جمله نرمال‌بودن باقیمانده‌ها و همگنی واریانس‌ها قبل از تحلیل نهایی بررسی و تأیید شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مقدار THI در فصل تابستان در محدوده 74 تا 82 قرار داشت که بیانگر تنش گرمایی متوسط تا شدید بود. طول دوره آبستنی در گاوهای با اولین دوره شیردهی در هر گله نسبت به گاوهای چندشکم زایش کاهش یافت (05/0P<). مدیرت گله­ها اثر معنی­داری بر نمره بدنی در زمان زایش داشت (05/0P<). حجم آغوز تولیدی در گاوهای با چندین دوره شیردهی به‌طور معنی‌داری کم‌تر از گاوهای شکم‌اول بود (05/0P<). هم‌چنین حجم آغوز تولیدی در فصل تابستان تمایل به کاهش داشت (07/0=P). طول دوره خشکی نیر در فصل تابستان کاهش یافت (05/0P<). بروز جفت‌ماندگی و متریت تحت تأثیر فصل، گله و دوره شیردهی قرار گرفت و بیش‌ترین میزان این ناهنجاری‌ها در فصل زمستان مشاهده شد (05/0P<). هر چند بروز سخت زایی در تابستان افزایش یافت (05/0P<). غلظت کلسیم سرم در تابستان به‌طور معنی‌داری کم‌تر از زمستان بود (05/0P<) و شیوع هیپوکلسمی و کتوز، به‌ویژه در گاوهایی با چندین دوره شیردهی بیش‌تر بود (05/0P<). نرخ حذف دام تا ۶۰ روز پس از زایش در بین گله‌ها متفاوت بود و بیش‌ترین میزان آن در گله C در هر دو فصل مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد مدیریت گله­ها و تفاوت بین دوره­های شیردهی، نقش مشهودی در بروز بیماری­های متابولیک و عوامل مرتبط با زایش، دارد. هرچند که تنش گرمایی بروز جفت ماندگی و متریت را کاهش می‌دهد، اما نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش طول دوره خشکی و حجم آغوز تولیدی در گاوهای شیری دارد.

اثر تزریق مکمل‌های ویتامینی و معدنی در اواخر دوره آبستنی گاوهای شیری هلشتاین بر عملکرد، شاخص رشد اسکلتی، وضعیت اسهال، فراسنجه‌های خونی و آنتی‌اکسیدانی گوساله‌‌های آن‌ها

دوره 27، شماره 1، بهار 1404، صفحه 27-41

https://doi.org/10.22059/jap.2025.386061.623818

محمد اسدی، رضا کمالی، نادر اسدزاده

چکیده هدف: برنامه‌ریزی جهت سلامت جنین در گاوهای شیری یک امر حیاتی می‌باشد، زیرا استرس اکسیداتیو مادر نه‌تنها بر سلامت فوری پس از زایمان تأثیر می‌گذارد، بلکه پیامدهای بلندمدتی برای رشد، نمو، تاب‌آوری و استقامت گوساله نیز دارد. از طرفی افزایش استرس اکسیداتیو و تولید بیش از حد رادیکال‌های آزاد در دوره انتقال روی جنین در حال رشد تأثیر می‌گذارد. این اثر می‌تواند توانایی گوساله­ها را برای دفاع از خود در برابر عوامل بیماری‌زا و مقابله با عوامل استرس‌زا تغییر دهد و منجر به تغییر در وزن بدن، عملکرد و رشد اسکلتی در طول ماه اول حیات شود. شناسایی و بهینه‌سازی اثر مواد مغذی خاص در برنامه سلامت حیوانات می‌تواند یک استراتژی مدیریتی کارآمد برای کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب مرتبط با دوره انتقال و به‌دنبال آن اختلالات ایمنی و اختلال در سلامت و رشد گوساله‌ها باشد. در این راستا، ویتامین‌ها و مواد معدنی به‌دلیل خواص ضدالتهابی و آنتی‌اکسیدانی خود شناخته شده‌اند. تأمین ریزمغذی­های ضروری برای گاوها در دوران بارداری یک راه مؤثر برای رفع نیازهای گوساله است. مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر به‌منظور بررسی تأثیر تزریق مواد معدنی و ویتامین‌ها در اواخر بارداری گاوها بر عملکرد، قوام مدفوع، برخی متابولیت‌های خون، وضعیت آنتی‌اکسیدانی و شاخص‌های رشد اسکلتی گوساله‌های آن‌ها، با استفاده از 32 گاو آبستن در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و هشت تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- گروه شاهد (عدم تزریق مکمل ویتامینی و معدنی)، 2- تیمار دریافت‌کننده مکمل ویتامینی تزریقی، 3- تیمار دریافت‌کننده مکمل معدنی تزریقی و 4- تیمار دریافت‌کننده مکمل ویتامینی و معدنی تزریقی باهم بود. تزریق مکمل‌ها در 28 روز قبل زایش به‌صورت زیرجلدی انجام شد. مکمل ویتامینی شامل ویتامین­های A، D3، E، B1، B2، B3، B6، B12 و C و مکمل معدنی شامل کلسیم، مس، منیزیم و فسفر بود. نتایج و بحث: نتایج نشان داد وزن تولد، وزن روز 35، افزایش وزن روزانه و مصرف ماده خشک کل گوساله‌های متولد شده از مادران دریافت‌کننده مواد معدنی، ویتامین‌ها و مخلوط ویتامینی- معدنی نسبت به گروه شاهد با افزایش همراه بود (05/0≥P). در تیمارهای دریافت‌کننده مواد معدنی، ویتامین‌ها و مخلوط هر دو، افزایش IgG آغوز، IgG مصرفی هر گوساله و IgG سرمی گوساله‌ها در بدو تولد و سه روز پس از تولد آن‌ها مشاهده شد (05/0≥P). هم‌چنین، تزریق مواد معدنی و ویتامین‌ها به گاوهای آبستن سبب بهبود قوام مدفوع و کاهش تعداد گوساله‌های مبتلا به اسهال شد، به‌طوری‌که بهترین نتیجه از تزریق همزمان موادمعدنی و ویتامین‌ها به‌دست آمد (05/0≥P). از طرفی، غلظت گلوکز، پروتئین کل و آلبومین گوساله‌های متولد شده از گاوهای دریافت‌کننده مواد معدنی، ویتامین‌ها و مواد معدنی و ویتامین‌ها، نسبت به تیمار شاهد با تغییر معنی‌داری همراه بود. تزریق مواد معدنی و ویتامینی‌ها به گاوهای آبستن، سبب افزایش فعالیت گلوتاتیون پراکسیداز و کاهش وضعیت آنتی‌اکسیدانی کل در گوساله‌ها نسبت به گوساله‌های گروه شاهد شد (05/0≥P). فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز گوساله‌های متولدشده از گروه دریافت‌کننده همزمان مواد معدنی و ویتامین، با افزایش همراه بود و بیش‌ترین تغییر فعالیت کاتالاز مربوط به گوساله‌های تیمار دریافت‌کننده مواد معدنی و مخلوط ویتامینی-معدنی بود. در گوساله‌های متولد شده از تیمارهای دریافت‌کننده مواد معدنی، ویتامین‌ها و مخلوط هر دو، ارتفاع جدوگاه روز 28 نسبت به گوساله‌های شاهد با افزایش همراه بود (05/0≥P). نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، تزریق همزمان مواد معدنی و ویتامین‌ها به دام‌های دوره انتقال پیش از زایش، به سبب عملکرد بهتر و بهبود سیستم ایمنی و سلامت گوساله‌های آن‌ها توصیه می‌شود.

اثر منبع و سطح مس در جیره بر تولید و سلامت گاو‎های هلشتاین طی دوره انتقال

دوره 25، شماره 1، بهار 1402، صفحه 37-50

https://doi.org/10.22059/jap.2022.337081.623669

سینا آزاد، حمید امانلو، نجمه اسلامیان فارسونی، طاهره امیرآبادی فراهانی، محمد هادی خبازان

چکیده در مطالعه حاضر، اثر منبع و سطح مس جیره بر تولید و سلامت گاوهای شیری با استفاده از 105 رأس گاو هلشتاین چند شکم زایش آبستن از 21 روز قبل از زایش تا 15 روز پس از زایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تیمار و 35 تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1- جیره حاوی مس در سطح توصیه NRC از منبع سولفات مس (NRC-S)، 2- جیره حاوی مس در سطح دو برابر توصیه NRC از منبع گلیسینات مس (2NRC-Gly) و 3- جیره حاوی مس در سطح دو برابر توصیه NRC از منبع سولفات مس (2NRC-S) بود. تولید شیر و ترکیبات آن تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت، اما اثر متقابل تیمار در زمان نشان داد که در روزهای 60، 90 و 120 شیردهی، گاوهای تیمار 2NRC-Gly تولید شیر بالاتری نسبت به گاوهای NRC-S داشتند (0/05 < P) و گاوهای 2NRC-S در روز 90 و 120 شیردهی تولید شیر بالاتری نسبت به گاوهای NRC-S داشتند (0/05 < P). شمار سلول‌های بدنی در گاوهای تیمار 2NRC-Gly نسبت به گاوهای NRC-S پایین‌تر بود (0/05 > P). بروز ورم پستان تحت بالینی در روز 15 شیردهی در تیمار 2NRC-Gly در مقایسه با دو تیمار دیگر کمتر بود (0/05 = P). تفاوتی در تغییرات وزن بدن و امتیاز وضعیت بدنی بین تیمارها مشاهده نشد. فراسنجه‌های خونی و آنزیم‌های کبدی تحت تأثیر افزودن مس به شکل معدنی و آلی قرار نگرفتند، اما غلظت آلبومین سرم پس از زایش در گروه 2NRC-Gly نسبت به دو گروه دیگر افزایش یافت (0/05 > P). بر اساس نتایج حاصل، افزودن مس به‌ویژه از منبع گلیسینات مس در سطح دو برابر توصیه NRC منجر به افزایش سطح آلبومین سرم، کاهش شمار سلول‌های بدنی شیر و بروز ورم پستان تحت بالینی شد که می‌تواند نشان‌دهنده بهبود سلامت گاوهای دوره انتقال باشد.

اثر منبع الیافی جیره بر مصرف خوراک و انرژی، گوارش‏پذیری مواد مغذی و عملکرد گاوهای شیری در دوره انتقال

دوره 23، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 337-349

https://doi.org/10.22059/jap.2021.319340.623596

علی نرگس خانی، علی محرری، حسین مهربان، محمد جواد ضمیری

چکیده هدف این پژوهش، بررسی اثر جایگزینی الیاف سلولزی (کاه گندم) با الیاف غیر سلولزی (تفاله چغندرقند) در جیره گاوهای شیری دوره انتقال (از روز 21 پیش از زایش و تا روز 42 پس از زایش) بود. بدین منظور، 21 روز پیش از زایش، از 36 راس گاو هلشتاین چند شکم زایش با میانگین وزن 59/6±697 کیلوگرم و نمره بدنی 0/22±3/3 استفاده شد. پیش از زایش، گاوها به دو گروه تقسیم شدند و جیره‌های دارای 7/17 درصد کاه گندم و یا 7/17 درصد تفاله چغندرقند، دریافت کردند. پس از زایش نیز هر گروه به دو زیرگروه تقسیم شد و جیره‌ای بر پایه 5 درصد کاه گندم یا تفاله چغندرقند دریافت کردند. نتایج نشان دادند که تفاوت در منبع الیافی جیره، تأثیری بر مصرف خوراک در دوره پیش از زایش نداشت، ولی گوارش‏پذیری ماده خشک و ماده آلی و دیوارۀ سلولی در گاوهایی که جیره دارای تفاله چغندرقند مصرف کرده بودند، بیش‌تر بود. گوارش‏پذیری ماده خشک (p=0/06) و دیواره سلولی (p=0/06) در گاوهایی کم‌تر بود که در دوره‌های پیش از زایش و نیز پس از زایش، کاه گندم مصرف کرده بودند. شیر تصحیح‌شده بر پایۀ چربی و انرژی و هم‌چنین درصد چربی شیر در گاوهایی که پیش از زایش تفاله چغندرقند دریافت کردند، تمایل به افزایش داشت (p=0/09). نتایج این پژوهش نشان داد که تغذیه منابع الیافی غیرسلولزی، می‏تواند عملکرد گاوهای دوره انتقال را بهبود بخشد.

اثر القای سطوح مختلف اسیدوز متابولیکی خفیف در جیره‌ی آنیونی بر هومئوستاز مواد معدنی و عملکرد گاوهای شیری دوره انتقال

دوره 23، شماره 1، بهار 1400، صفحه 21-33

https://doi.org/10.22059/jap.2020.300629.623528

عباس رجایی راد، غلامرضا قربانی، محمد خوروش، علی صادقی سفیدمزگی، سید امیر حسین مهدوی، مسعود برومند جزی، میرجا روزماریا ویلکنس

چکیده اثر سطوح اسیدوز متابولیکی خفیف ایجاد شده توسط جیره آنیونی بر عملکرد گاوهای شیری در دوره انتقال، با استفاده از 12 رأس گاو هلشتاین طی بازه زمانی 21 روز پیش از زمان زایش، بررسی شد. در هفته پیش از زایش، گاوها با توجه به pH ادرار (UpH)، به گروه توصیه شده 6/3 تا 7 (R UpH) و کمتر از 6/3 (low UpH) تقسیم شدند. میانگین pH ادرار در گروهR UpH، 6/7 و در low UpH، 5/8 بود(p<0/01) . غلظت سرمی کلسیم در پیش از زایمان تحت تأثیر قرار نگرفت، اما در دو ساعت پس از زایمان، در گروه low UpH افزایش یافت (P<0/01). غلظت سرمی خون گاوهای low UpH در پیش از زایمان تمایل به افزایش داشت (P=0/08). مصرف خوراک در پیش از زایش تحت تاثیر رار نگرفت، اما گاوهای low UpH مصرف خوراک و تولید شیر بیشتری در  هفته اول پس از زایمان داشتند (P<0/05). در روز پیش از زایمان، غلظت پروتئین کل و گلوبولین خون در گروه low UpH کاهش یافت(P<0/05). پس از زایش نیز، غلظت نیتروژن اوره ای، پروتئین کل، گلوبولین خون و پروتئین شیر در این گاوها کم تر بود (P<0/05). بنابراین، القای سطوح بالاتر اسیدوز متابولیکی نسبت به سطح توصیه شده در پیش از زایش میتواند غلظت کلسیم خون و عملکرد گاوهای دوره انتقال را بهبود دهد.

اثر استفاده از مکمل نمک‌های‌کلسیمی اسیدهای‌چرب اشباع و غیراشباع بر عملکرد گاوهای دوره انتقال

دوره 22، شماره 1، بهار 1399، صفحه 55-65

https://doi.org/10.22059/jap.2019.282790.623408

امیرحسین رضاخانی، یونس علی علی جو، کامران رضایزدی

چکیده هدف این تحقیق مقایسه اثر نمک‌های ‌کلسیمی حاوی اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع بر عملکرد گاوهای ‌شیری در دورۀ انتقال بود. در این تحقیق در قالب یک طرح کاملا تصادفی، از 32 رأس گاو هلشتاین شکم دوم به بعد با میانگین وزن 39/94± 723 در دوره زمانی سه هفته پیش از زایش تا سه هفته پس از زایش استفاده شد. جیره‌های آزمایشی شامل؛ 1) جیره شاهد؛ بدون مکمل چربی، 2) جیره دارای مکمل چربی غیراشباع، 3) جیره حاوی مکمل چربی اشباع و 4) جیره حاوی مخلوط مساوی از هر دو مکمل بودند. مکمل‌های چربی به شکل نمک های کلسیمی، در جیره‌های پیش از زایش 1/5 درصد و در جیره‌های پس از زایش سه درصد در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که میزان ماده خشک مصرفی پیش از زایش، وزن و امتیاز وضعیت بدنی پیش و پس از زایش تحت تاثیر جیره های آزمایشی قرار نگرفتند، در حالی که میزان ماده خشک مصرفی پس از زایش در بین جیره های حاوی اسیدهای چرب اشباع و یا مخلوط اسیدهای چرب بیش تر بود(0/05>P). تغذیه جیره حاوی اسیدهای چرب اشباع و غیر اشباع در پیش از زایش قابلیت هضم ماده خشک و چربی را افزایش داد (p<0/01). چس از زایش قابلیت هضم ماده خشک جیره های آزمایشی حاوی اسیدهای چرب غیراشباع و مخلوط اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع از جیره شاهد بیشتر بود(p<0/05). فراسنجه های خونی، تولید شیر و ترکیبات آن تحت تاثیر جیره های آزمایشی پیش و پس از زایش قرار نگرفتند. بنابراین استفاده از منبع چربی در قالب نمک های کلسیمی می تواند بدون ایجاد آثار منفی بر عملکرد گاوها دوره انتقال سبب بهبود قابلیت هضم موادمغذی در دستگاه گوارش شود.

تأثیر مصرف پروبیوتیک بر برخی فراسنجه‌های خونی و محور سوماتوتروپیک گاوهای شیری هلشتاین در شرایط تنش گرمایی

دوره 20، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 329-337

https://doi.org/10.22059/jap.2018.254666.623270

امیرحسین نصیری، ارمین توحیدی، ملک شاکری، مهدی ژندی، مهدی دهقان بنادکی

چکیده مقاومت به انسولین، تغییرات گلوکز، انسولین و IGF-I خون (محور سوماتوتروپیک) در گاوهای شیری تغذیه‌شده با مخمر زنده فعال پروبیوساک در شرایط تنش گرمایی (شاخص تنش گرمایی=82) در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. در این آزمایش، تعداد شش رأس گاو حداقل یکبار زایش کرده در دو گروه تیمار (دریافت چهار گرم پروبیوتیک روزانه به‌ازای هر رأس با غلظت 109×15واحد شمارشکلنی/گرم) و شاهد (عدم دریافت پروبیوتیک) از 21 روز قبل از زایش تا هشت هفته بعد از زایش جهت بررسی تغییرات گلوکز، انسولین و IGF-1 خون و تست تحمل گلوکز قرار گرفتند. تفاوت معنی‌داری بین گروه شاهد و تیمار از نظر سطح گلوکز، انسولین و IGF-I خون در روز 60 پس از زایش وجود داشت و منجر به افزایش غلظت این فراسنجه‌های خونی در گروه تیمار نسبت به شاهد شد (05/0>P). پروبیوتیک تأثیر بر شاخص­های تست تحمل گلوکز نداشت. در نتیجه استفاده از پروبیوتیکپروبیوساک اثر مثبتی بر عملکرد محور سوماتوتروپیک و بهبود کارایی حیوان داشت و می‌تواند راهکار مناسبی برای افزایش عملکرد گاوهای شیری در شرایط تنش گرمایی باشد.