کلیدواژه‌ها = ظرفیت آنتی اکسیدانی

تأثیر گرده زنبور عسل بر عملکرد رشد، پاسخ‌های ایمنی و فراسنجه‌های بیوشیمیایی سرم خون جوجه گوشتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 مرداد 1405

https://doi.org/10.22059/jap.2026.416426.623917

علی محمدی، فرزاد باقرزاده کاسمانی، عنایت رحمت نژاد، حسن حبیبی، مهران مهری، محمود قزاقی

چکیده هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر سطوح مختلف گرده زنبور عسل بر عملکرد رشد، پاسخ‌های ایمنی و فراسنجه‌های بیوشیمیایی سرم خون جوجه گوشتی انجام شد. با توجه به افزایش علاقه به افزودنی‌های خوراکی طبیعی به‌عنوان جایگزینی برای محرک‌های رشد آنتی‌بیوتیکی، گرده زنبور عسل به عنوان یک ترکیب کارکردی با پتانسیل اثرات تغذیه‌ای و فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت.
روش پژوهش: این آزمایش با استفاده از تعداد 192 قطعه جوجه راس 308 نر در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار (12 قطعه پرنده در هر تکرار) به مدت 24 روز اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل: 1) گروه شاهد (جیره بدون گرده زنبور)؛ 2) جیره حاوی سه گرم در کیلوگرم گرده زنبور؛ 3) جیره حاوی شش گرم در کیلوگرم گرده زنبور و 4) جیره حاوی نه گرم در کیلوگرم گرده زنبور بودند. فراسنجه های عملکرد رشد طی دو دوره آغازین (یک تا 10 روزگی)، رشد (11 تا 24 روزگی) و کل دوره (یک تا 24 روزگی) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین پاسخ‌های ایمنی و فراسنجه‌های بیوشیمیایی سرم خون جوجه‌های گوشتی در پایان دوره ارزیابی شد.
یافته‌ها: در دوره آغازین، تفاوتی در افزایش وزن روزانه، مصرف خوراک روزانه و راندمان خوراک بین تیمارها مشاهده نشد. در دوره رشد و کل دوره آزمایش، افزایش وزن روزانه جوجه هایی که جیره حاوی سطوح شش و نه گرم در کیلوگرم گرده زنبور عسل دریافت کردند بیشتر از گروه شاهد بود (05/0 > P). ولی تفاوتی بین تیمارهای آزمایشی و شاهد در مصرف خوراک روزانه و بازده خوراک در این دوره‌ها مشاهده نشد. تیتر آنتی‌بادی علیه بیماری‌های نیوکاسل و آنفلوانزا و همچنین وزن نسبی طحال و بورس فابریسیوس تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت. وزن نسبی تیموس در جوجه‌های دریافت‌کننده شش و نه گرم در کیلوگرم گرده زنبور عسل از جوجه‌های دیگر بیشتر بود (05/0 > P). میزان تری‌گلیسرید و لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین در سرم پرندگانی که جیره حاوی نه گرم در کیلوگرم گرده زنبور عسل دریافت کردند کمتر از جوجه‌های شاهد و دریافت کننده سه گرم در کیلوگرم گرده زنبور بود (05/0 > P). میزان آلانین آمینوترانسفراز در سرم پرندگان دریافت‌کننده سه و نه گرم در کیلوگرم گرده زنبور عسل کمتر از جوجه‌های شاهد بود (05/0 > P). همچنین، میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در سرم پرندگان دریافت‌کننده گرده زنبور عسل بیشتر از جوجه‌های شاهد بود (05/0 > P). میزان کراتینین (057/0 = P) و فعالیت آنزیم لاکتات دهیدروژناز (065/0 = P) در جوجه‌هایی که گرده زنبور عسل دریافت کردند تمایل به کاهش داشت.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، افزودن گرده زنبور عسل به جیره جوجه‌های گوشتی، به‌ویژه در سطح نه گرم در کیلوگرم، عملکرد رشد، وزن نسبی تیموس، شاخص‌های متابولیسم چربی، فعالیت آنزیم‌های کبدی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی سرم را بهبود بخشید. بنابراین، استفاده از این سطح گرده زنبور عسل به عنوان یک افزودنی طبیعی و عملکردی در جیره جوجه‌های گوشتی قابل توصیه است.

تأثیر شکل فیزیکی خوراک در اواخر دوره آبستنی و اوایل شیردهی بر فراسنجه‌های بیوشیمیایی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی خون میش‌های مهربان و عملکرد بره‌های شیرخوار

دوره 27، شماره 1، بهار 1404، صفحه 43-55

https://doi.org/10.22059/jap.2025.386748.623822

امیرحسین مهران فروز، حسن علی عربی، داریوش علیپور، عباس فرح آور

چکیده هدف: ویژگی‌های فیزیکی و توازن مواد مغذی خوراک از جمله مهم‌ترین عوامل مؤثر بر سلامت، عملکرد و رفتارهای تغذیه‌ای دام به‌شمار می‌روند. این عوامل نه تنها بر تأمین نیازهای تغذیه‌ای دام تأثیر مستقیم دارند، بلکه می‌توانند در ارتقای کارایی تولید، بهبود کیفیت محصولات دامی و کاهش بیماری‌های مرتبط با تغذیه نقش کلیدی ایفا کنند. این پژوهش با هدف بررسی اثر شکل فیزیکی خوراک در مراحل پایانی آبستنی و اوایل شیردهی میش‌ها بر متابولیت‌های شیمیایی خون، وضعیت آنتی‌اکسیدانی و عملکرد بره‌ها پس از تولد انجام شد.  روش پژوهش: این پژوهش با استفاده از 36 رأس میش نژاد مهربان با میانگین وزنی 09/2±17/50 کیلوگرم و میانگین سنی سه تا چهار سال در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- کنسانتره آردی، 2- کنسانتره پلت و 3- خوراک کاملاً مخلوط پلت بودند. تیمارهای آزمایشی در دو ماه پایانی آبستنی و ماه اول شیردهی در اختیار میش­ها قرار گرفت. برای بررسی فراسنجه­های بیوشیمیایی خون و وضعیت آنتی‌اکسیدانی، نمونه‌گیری خون از میش‌ها در سه مقطع (30 روز پیش از زایش، روز زایش، و 30 روز پس از زایش) و پیش از تغذیه وعده صبح انجام شد. میزان تولید شیر و چربی شیر نیز در روز 21 پس از زایش موردبررسی و ارزیابی قرار گرفت. هم‌چنین، عملکرد بره‌ها از طریق وزن‌کشی آن‌ها در روز تولد و به‌صورت هفتگی تا پایان دوره موردارزیابی قرار گرفت. یافته­ها: نتایج نشان داد که مقدار خوراک مصرفی در دوره پیش و پس از زایش و هم‌چنین تولید شیر در تیمارهای مصرف‌کننده خوراک کاملاً مخلوط پلت و کنسانتره پلت در مقایسه با میش­های مصرف‌کننده کنسانتره بیش‌تر بود (05/0>P)، درحالی‌که درصد چربی شیر تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. مصرف خوراک کاملاً مخلوط پلت و کنسانتره پلت به‌طور معنی‌داری غلظت گلوکز و اوره سرم میش‌ها را افزایش داد (05/0>P)، درحالی‌که سایر فراسنجه‌های خونی مانند کلسترول، تری‌گلیسرید، پروتئین کل و آنزیم‌های کبدی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. هم‌چنین، تغذیه میش‌ها با خوراک پلت موجب کاهش غلظت مالون‌دی‌آلدهید و افزایش ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل در برخی بازه‌های زمانی شد (05/0>P) که نشان‌دهنده کاهش استرس اکسیداتیو در دام‌های تغذیه‌شده با این خوراک بود. علاوه بر این، وزن بدن و افزایش وزن روزانه بره‌ها در برخی بازه‌های زمانی تحت تأثیر شکل فیزیکی خوراک میش‌ها قرار گرفت. بره‌های متولدشده از میش‌هایی که با خوراک کاملاً مخلوط پلت و کنسانتره پلت تغذیه‌شده بودند، در بازه زمانی هفت تا 30 روزگی وزن بیش‌تر و افزایش وزن روزانه بالاتری نسبت به تیمار کنسانتره آردی داشتند (05/0>P). با این‌حال، تفاوت معنی‌داری در وزن تولد بره‌ها بین تیمارهای مختلف مشاهده نشد. نتیجه­گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که تغذیه میش‌ها با خوراک کاملاً مخلوط پلت و کنسانتره پلت در اواخر آبستنی و اوایل شیردهی می‌تواند به ارتقای عملکرد میش‌ها، بهبود عملکرد بره‌ها، افزایش برخی فراسنجه‌های بیوشیمیایی، و تقویت شاخص‌های آنتی‌اکسیدانی خون میش‌ها منجر شود. این یافته‌ها بر نقش مؤثر شکل فیزیکی خوراک به‌عنوان ابزاری کارآمد در بهینه‌سازی سلامت، عملکرد تولیدی و رفاه دام تأکید دارند.

دو ﻧﻮع ﻣﺨﺘﻠﻒ آﻧﺘﯽ اﮐﺴﯿﺪان ﺧﻮراﮐﯽ: فراسنجهﻫﺎی اﯾﻤﻨﯽ و عملکرد در ﺑﺮهﻫﺎی ﺷﯿﺮﺧﻮار ﺳﻨﺠﺎﺑﯽ

دوره 21، شماره 1، بهار 1398، صفحه 23-35

https://doi.org/10.22059/jap.2019.270772.623342

توکل اخوان گیگلو، فردین هژبری، منوچهر سوری

چکیده تعداد 24 راس بره نر و ماده سنجابی شیرخوار با میانگین وزن 2/4 کیلوگرم از زمان تولد در یک دوره 90 روزه در قالب طرح بلوک کامل تصادفی جهت بررسی دو آنتی­اکسیدان خوراکی مورد استفاده قرارگرفتند. بره­ها از هفته دوم علوفه و کنسانتره علاوه بر شیر مادر دریافت نمودند. جیره­های آزمایشی شامل جیره شاهد (جیره آغازین و شیر)، جیره شاهد + 10 درصد گیاه بادرنجبویه (Melissa officinalis) و جیره شاهد + یک کپسول حاوی30 میلی­گرم کوآنزیم Q10 بودند. جهت اندازه­گیری برخی فراسنجه­های خون و آنزیمی هر 30 روز یک بار از سیاهرگ گردنی خون­گیری شد. تفاوت معنی­داری بین تیمارهای آزمایشی از لحاظ مصرف شیر و خوراک روزانه بره­ها و فراسنجه­های عملکردی مشاهده نشد. هماتوکریت تحت تأثیر بادرنجبویه قرار نگرفت ولی کوآنزیم سبب افزایش آن شد (05/0>P). جیره­های حاوی آنتی­اکسیدان، سبب افزایش کل گلبول­های سفید خون نسبت به گروه شاهد شدند (05/0>P)؛ ولی تغییری در مونوسیت و بازوفیل ایجاد نشد. بادرنجبویه باعث کاهش لنفوسیت و افزایش نوتروفیل شد (05/0>P) ولی کوآنزیم تأثیری بر این دو فراسنجه نداشت. ائوزینوفیل خون بره­های دریافت­کننده بادرنجبویه یا کوآنزیم بیش‌تر از گروه شاهد بود (05/0>P). غلظت گلوتاتیون پراکسیداز، ایمونوگلوبولین­جی و ظرفیت کل آنتی‌اکسیدانی تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفتند، ولی مکمل بادرنجبویه سبب کاهش شاخص مالون‌دی‌آلدهید  شد (05/0>P). نتایج این آزمایش نشان داد، استفاده از گیاه بادرنجبویه در سطح 10 درصد جیره و همچنین 30 میلی­گرم در روز کوآنزیم Q10 در جیره بره‏های شیرخوار باعث بهبود سیستم ایمنی ‏شد هرچند تغییری در عملکرد بره­ها مشاهده نشد.