دوره و شماره: دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 419-577 

ارزیابی صحت ارزش‌های اصلاحی ژنومی برخی صفات اقتصادی جمعیت گاوهای هلشتاین ایران با استفاده از SNP ها و بلوک های هاپلوتایپی

صفحه 419-430

https://doi.org/10.22059/jap.2019.282478.623409

بهزاد رجبی مرند، حسین مرادی شهربابک، مصطفی صادقی، رستم عبدالهی آرپناهی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی صحت ارزش‌های اصلاحی ژنومی (GEBV) بدست آمده برای دو صفت اقتصادی مهم تولید شیر و امتیاز سلول های بدنی با استفاده از SNPها و بلوک‌های هاپلوتایپی مبتنی بر LD به کمک دو روش آماری GBULP و بیز B بود. اطلاعات ژنوتیپی مربوط به 1654راس گاو نر که با استفاده از تراشه‌هایی با تراکم‌های مختلف تعیین ژنوتیپ شده بودند مورد استفاده قرار گرفت. صحت ارزش‌های اصلاحی بدست آمده هنگام استفاده از SNPها حاکی از برتری بیز B نسبت به GBLUP بود، به طوری که برای صفت تولید شیر و امتیاز سلول‌های بدنی صحت ارزیابی‌ها با استفاده از GBLUP به ترتیب برابر 54/3 و 43/7 درصد و برای روش بیز Bبه ترتیب برابر 57/7 و 44/2 درصد بود. برای صفت تولید شیر، صحت پیش‌بینی‌های حاصل با استفاده از بلوک‌های هاپلوتایپی در هر دو روش آماری، بالاتر از صحت حاصل هنگام استفاده از SNPها بود در حالی که برای صفت امتیاز سلول‌های بدنی، این افزایش صحت، زمانی که از روش آماری GBLUP استفاده شد مشهود بود ولی هنگام استفاده از روش بیز B این برتری تنها زمانی بدست آمد که مقدار آماره 2r مورد استفاده برای تشکیل بلوک‌ها بالاتر از 0/2 بود. نتایج نشان داد که سطح بهینه آماره2r برای تشکیل بلوک‌های هاپلوتایپی بستگی به نوع صفت و وراثت پذیری آن دارد ولی در مجموع، استفاده از آماره2r بیشتر از0/2جهت تشکیل بلوک‌های هاپلوتایپی، می‌تواند منجر به افزایش صحت ارزش‌های اصلاحی ژنومی در هر دو صفت در مقایسه با استفاده از SNPها شود.

بررسی اثر گیاه خارخاسک بر نسبت جنسیت اسپرم قوچ عربی خوزستان با تکنیک Real time qPCR

صفحه 431-439

https://doi.org/10.22059/jap.2019.275997.623369

کبری کریمی، محمد تقی بیگی نصیری، محمود نظری، خلیل میرزاده

چکیده این پژوهش به منظور بررسی اثر گیاه خارخاسک بر نسبت جنسیت اسپرم قوچ عربی خوزستان با تکنیک qPCR Real-time با استفاده از 18 راس قوچ عربی خوزستان با سه تیمار انجام شد. ژنهای SRY و PLP به ‌ترتیب برای جداسازی قطعات خاصی از توالی‌های کروموزوم Y- و X- تکثیر شدند. تیمارهای آزمایشی شامل : 1- گروه شاهد 2- جیره حاوی 15 گرم بر کیلوگرم گیاه خارخاسک 3- جیره حاوی30 گرم بر کیلوگرم گیاه خارخاسک در جیره بود. از تمامی قوچ‌ها در ماه دهم اسپرم‌گیری و در ماه هشتم و دهم خونگیری انجام شد. نتایج نشان داد، که با افزایش سطح خارخاسک میزان بیان ژن SRY روند افزایشی داشت و حیواناتی که جیره حاوی 30 گرم در کیلوگرم گیاه خارخاسک را دریافت کردند بالاترین میزان افزایش بیان ژن SRY را داشتند و همچنین با افزایش سطح خارخاسک میزان بیان ژن PLP دارای روند کاهشی بود (0/004=p-value). همبستگی بین ژن SRY و غلظت تستوسترون در سن هشت و 10 ماهگی به‌ترتیب برابر0/65 و 0/59، و برای ژن PLP و غلظت تستوسترون به ترتیب برابر با 0/61- و 0/66- بود (0/006=p-value). براساس یافته‌های حاصل از این تحقیق مشخص شد که گیاه خارخاسک با افزایش آندروژن‌ها سبب افزایش نسبت ژن SRY و اسپرم‌های حاوی کروموزوم Y و به عبارتی افزایش نسبت جنسیت به سمت ژن نرزایی در قوچ‌های عربی خوزستان می‌شود.

ارزیابی مقایسه‌ای الگوی رشد در سویه تجاری جوجه‌‌گوشتی، جوجه‌ بومی و کبوتر پرواری پرورشی در ایران

صفحه 441-450

https://doi.org/10.22059/jap.2019.270343.623340

علیرضا شه طلب، حامد احمدی، فرید شریعتمداری

چکیده هدف از انجام این پژوهش، مقایسه الگوی رشد در جوجه‌های گوشتی، مرغ بومی و کبوترهای پرواری پرورش یافته در شرایط کشور ایران بود. در این پژوهش، از داده‌های وزنی مخلوط پرندگان نر و ماده جوجه گوشتی سویه تجاری راس 308 (326000 قطعه)، مرغان بومی (224000 قطعه) و کبوترهای پرواری (کبوترهای ایرانی 4000 قطعه) استفاده شد. پرندگان به صورت آزاد تغذیه و در فواصل متناوب با توجه به سن، وزن کشی شدند. دقت تناسب منحنی در تمام گونه‌ها (R2 کبوتر= 0/996، R2 مرغ بومی= 0/970و R2 جوجه گوشتی=0/996) بالا بود. نسبت y+/A (وزن در نقطه عطف تقسیم بر وزن بالغ)، که شکل منحنی رشد را تعیین می‌کند، در جوجه‌های گوشتی، مرغان بومی و کبوترهای پرواری به‌ترتیب ( 0/358، 0/379 و 0/352) بود. سن در نقطه عطف (t+)، در جوجه گوشتی 36/6 روز، مرغ بومی 44/9 روز و کبوتر پرواری 10/3 روز مشاهده شد. موقعیت نقطه عطف از لحاظ سن، نشان‌دهنده رشد سریع در کبوترها و جوجه‌های گوشتی بود. پارامترهای t+ و y+ با شاخص بلوغ k در تمام پرندگان به طور مثبت ارتباط داشتند. نتایج این مطالعه، فرصتی را برای شناخت و توسعه استراتژی های پرورش طیور بومی فراهم می‌کند. تغییر شیوه‌های مدیریتی یا آرایش ژنتیکی مرغ محلی و کبوتر، تأثیر مثبتی بر رشد و بهره‌وری، و حفظ منابع بومی-ژنتیکی آنها خواهد داشت.

استفاده از شاخص‌های مربوط به صفات بیومتریک در شناسایی تفاوت بین مادیان‌ها و نریان‌های نژاد ترکمن و تروبرد در سنین مختلف

صفحه 451-459

https://doi.org/10.22059/jap.2019.281267.623399

کریم نوبری، عبدالحلیم کر، عبدالحکیم توغدری، صابر جلوخانی نیارکی

چکیده هدف از تحقیق حاضر استفاده از شاخص‌های مربوط به صفات بیومتریک در شناسایی تفاوت بین اسب‌های نژاد ترکمن و تروبرد بود. ابعاد مختلف بدن 23 نریان و 23 مادیان از نژاد تروبرد و 26 نریان و 33 مادیان از نژاد ترکمن دو، سه و چهار ساله برای محاسبه 12 شاخص اندازه‌گیری شد. داده‌های جمع‌آوری شده با آزمایش فاکتوریل 3×2×2 در قالب طرح کاملا تصادفی و نرم‌افزار R مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. فاکتورهای مورد بررسی شامل نژاد (ترکمن و تروبرد)، جنس (مادیان و نریان) و سن (دو، سه و چهار ساله) بودند. این پژوهش نشان داد که شاخص‌های ارتفاع جدوگاه به طول بدن (0/05>P)، دور متاکارپوس به طول متاکارپوس (0/01>P) و دور متاتارتوس به طول متاتارتوس (0/01>P) در نژاد تروبرد بیشتر از ترکمن بود و شاخص عرض گردن در ناحیه سر به ارتفاع جدوگاه (0/05>P) در نژاد ترکمن بیشتر بود. سن بر روی شاخص ارتفاع جدوگاه (0/05>P) و دور متاتارتوس (0/01>P) و جنس بر روی شاخص دور متاکارپوس (0/01>P) تاثیر معنی‌دار داشت. با توجه به تاثیر معنی‌دار نژاد بر برخی از شاخص‌های مربوط به صفات بیومتریک، می‌توان از آن شاخص‌ها با در نظر گرفتن سن و جنس در شناسایی نژاد اسب‌ها استفاده نمود.

ترکیب شیمیایی و تأثیر خوشاریزه و پولیکاریا بر فراسنجه‌های تخمیر، متان و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی شکمبه با روش برون‌تنی

صفحه 461-473

https://doi.org/10.22059/jap.2019.280306.623395

سید محسن حسینی، جواد رضائی، یوسف روزبهان

چکیده مطالعه حاضر به‌منظور تعیین ترکیب شیمیایی خوشاریزه (گونه sibthorpiana) و پولیکاریا (گونه dysenterica)، و تأثیر گنجاندن گیاهان مذکور در جیره بر فراسنجه‌های تخمیر شکمبه و قابلیت هضم با روش برون‌تنی انجام شد. ترکیب شیمیایی گیاهان مورد مطالعه با روش‌های استاندارد اندازه‌گیری، و سطوح مختلف هر گیاه در جیره گنجانده شد. آزمون تولید گاز برون‎تنی با هفت تیمار (جیره شاهد، جیره‌های حاوی 15، 30 یا 45 درصد خوشاریزه، و جیره‌های حاوی 15، 30 یا 45 درصد پولیکاریا) و سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که میزان پروتئین خام و قابلیت هضم ماده آلی خوشاریزه (به‌ترتیب 10/4 و 61/8 درصد) بیشتر از پولیکاریا (به‌ترتیب 7/85و 52/5 درصد) بود (0/05>P). گنجاندن خوشاریزه در جیره، قابلیت هضم ماده آلی و انرژی قابل سوخت و ساز را افزایش داد، در صورتی که مصرف پولیکاریا فراسنجه‌های مذکور را کاهش داد (0/05>P). غلظت آمونیاک شکمبه‌ای با مصرف خوشاریزه در جیره کاهش یافت (0/05>P)، اما تحت تأثیر پولیکاریا قرار نگرفت. گنجاندن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره، جمعیت پروتوزوا و تولید متان را کاهش داد (0/05>P). ظرفیت آنتی‌اکسیدانی شیرابه شکمبه با وارد نمودن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره افزایش یافت (0/05>P). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از خوشاریزه تا 45 درصد، و پولیکاریا تا 30 درصد ماده خشک در جیره نشخوارکنندگان قابل توصیه است. به هر حال، در زمان تغذیه پولیکاریا در دام‌های پر تولید، نسبت علوفه به کنسانتره باید کاهش داده شود. از سوی دیگر، مصرف خوشاریزه و پولیکاریا موجب بهبود ظرفیت آنتی‌اکسیدانی شکمبه و کاهش آزادسازی متان به محیط زیست می‌شود.

تأثیر استفاده از برگ پنج انگشت بر قابلیت هضم مواد مغذی و عملکرد رشد بزغاله های نر پرواری

صفحه 475-485

https://doi.org/10.22059/jap.2019.283280.623410

یعقوب نوذری، مرتضی چاجی

چکیده این پژوهش با هدف تعیین اثر استفاده از برگ پنج انگشت به‌عنوان جایگزین یونجه در جیره‌ بزغاله‌های نر پرواری بر عملکرد، تخمیر شکمبه‌ای، قابلیت هضم مواد مغذی و بعضی فراسنجه‌‌های خونی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل ۱- جیره شاهد (فاقد برگ پنج انگشت) و ۲- جایگزینی 60 درصد (معادل ۱۸ درصد کل جیره) برگ پنج انگشت با یونجه در جیره شاهد بود. در این آزمایش از ۱۶ رأس بزغاله نر با میانگین وزن 2±18 کیلوگرم و سن 4/5 ماه در قالب طرح کاملا تصادفی با دو تیمار و هشت تکرار به‌مدت ۶۰ روز استفاده شد. مصرف خوراک، تغییرات وزن در هر ۱۵ روز و ضریب تبدیل خوراک اندازه‌‌گیری و محاسبه شدند. ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم مواد مغذی، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی کل دوره تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. غلظت کلسترول (p=0/07) و نیتروژن اوره‌ای خون (p=0/08) دا‌م‌های تغذیه شده با جیره حاوی برگ پنج انگشت در مقایسه با گروه شاهد تمایل به کاهش و غلظت گلوکز (p=0/08) تمایل به افزایش داشت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه و pH در تیمار حاوی برگ پنج انگشت کاهش معنی‌دار داشت (0/05>P). بنابراین، از برگ گیاه پنج انگشت می‌توان تا ۱۸ درصد در تغذیه بزغاله‌های پرواری به‌عنوان جایگزین مناسبی برای ۶۰ درصد از علوفه یونجه بدون اثر منفی بر قابلیت هضم و عملکرد آنها استفاده کرد.

بررسی تأثیر استفاده از چند مخلوط بافری در جیره بر فراسنجه‌های تخمیر شکمبه ای در شرایط برون تنی

صفحه 487-497

https://doi.org/10.22059/jap.2019.266031.623363

سید مرتضی وقار سیدین، محسن مجتهدی، محمد حسن فتحی نسری، سید احسان غیاثی

چکیده هدف از این آزمایش، بررسی ظرفیت بافری چند مخلوط بافری و تأثیر آن‌ها بر فراسنجه‌های تخمیر و هضم شکمبه‌ای در شرایط برون‌تنی بود. به همین منظور پنج مخلوط بافری شامل: 1) ترکیب حاوی 15 درصد بیکربنات‌سدیم + 15 درصد اکسید‌منیزیم + 35 درصد کربنات‌منیزیم + 35 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 2) ترکیب حاوی 35 درصد بیکربنات‌سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 15 درصد کربنات‌منیزیم + 15 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 3) ترکیب حاوی 20 درصد بیکربنات‌سدیم + 40 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات‌منیزیم + 20 درصد بنتونیت‌سدیم؛ 4) ترکیب حاوی 40 درصد بیکربنات‌سدیم + 20 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربنات‌منیزیم + 20 درصد بنتونیت‌سدیم؛ و 5) ترکیب حاوی 16 درصد کربنات‌سدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 22 درصد کربنات‌منیزیم + 5 درصد بنتونیت‌سدیم و 22 درصد پتاسیم ‌فسفات‌ منوبازیک، تهیه شد. ظرفیت بافری و شاخص ارزش بافری اندازه گیری شد. سپس تأثیر مخلوط‌های بافری بر پتانسیل تولید گاز، pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی و ماده خشک ناپدید شده در شرایط آزمایشگاهی (IVDMD) بررسی گردید. مقدار ظرفیت و شاخص ارزش بافری ترکیب 2 بیشتر از سایر ترکیبات بافری بود (0/05>P). ترکیب بافری 4 سبب افزایش تولید گاز شد (0/05>P). مقدار IVDMD در بین ترکیبات بافری یکسان بود و تنها ترکیب بافری 4 و 1 با یکدیگر اختلاف داشتند (0/05>P). استفاده از ترکیب بافری 2 سبب افزایش pH محیط کشت شد (0/05>P). در کل نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از ترکیب بافری 2 می‌تواند نقش مؤثری در جلوگیری از افت pH و به تبع آن کاهش اسیدوز داشته باشد.

برآورد نیاز متیونین بلدرچین ژاپنی در شرایط تنش مزمن گرمایی از هفت تا 21 روزگی

صفحه 499-509

https://doi.org/10.22059/jap.2019.282459.623405

حسن شیرزادی، غلام رضا زابلی

چکیده این پژوهش به منظور برآورد نیاز بلدرچین ژاپنی (Coturnix coturnix japonica) از هفت تا 21 روزگی به اسید آمینه متیونین با استفاده از رگرسیون خط شکسته خطی و خط شکسته درجه دو تحت شرایط محیطی تنش مزمن گرمایی انجام شد. به همین منظور از تعداد 480 قطعه بلدرچین در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار (جیره‌های حاوی سطوح 0/40، 0/45، 0/50، 0/55، 0/60 و 0/65 درصد متیونین) و چهار تکرار استفاده شد. جیره پایه براساس ذرت-کنجاله سویا بصورت آردی تهیه شد و برای تهیه جیره‌های آزمایشی مکمل دی ال-متیونین جایگزین نشاسته در جیره پایه شد. جوجه‌ها تا سن هفت روزگی با جیره یکسانی پرورش و پس از وزن کشی، به صورت تصادفی بین تیمارها توزیع شدند. پرندگان از 8 روزگی روزانه 6 ساعت (دمای 0/8±37 درجه سلسیوس از ساعت 10 صبح تا 4 عصر) در معرض تنش مزمن گرمایی قرار گرفتند. میزان نیاز متیونین برای افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک و تولید ماهیچه سینه براساس رگرسیون خط شکسته خطی، به ترتیب 0/55، 0/57 و 0/60 درصد جیره و براساس رگرسیون خط شکسته درجه دو به ترتیب 0/58، 0/59 و 0/62 درصد جیره برآورد شد. براساس یافته‌های این تحقیق، جهت دستیابی به عملکرد بهینه بلدرچین‌های ژاپنی تحت شرایط استرس گرمایی مزمن، به نظر می‌رسد میزان نیاز به متیونین بالاتر از توصیه‌های رایج است.

اثر عصاره ‌هیدروالکلی موسیر و فلاووفسفولیپول بر عملکرد، کیفیت گوشت و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی

صفحه 511-519

https://doi.org/10.22059/jap.2019.279645.623390

مهسا رسا ایزدی، محمد سالارمعینی، محسن افشارمنش، هادی توکلی، محمد خواجه بمی

چکیده اثر سطوح مختلف عصاره هیدروالکلی موسیر در مقایسه با آنتی‌بیوتیک فلاووفسفولیپول، بر عملکرد رشد، خصوصیات لاشه، کیفیت گوشت و پاسخ ایمنی با استفاده از 200 قطعه جوجه‌ گوشتی سویه راس 308، با پنج تیمار، چهار تکرار و 10 قطعه جوجه در هر تکرار‌، در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل: جیره پایه بدون افزودنی (تیمارشاهد)، جیره پایه حاوی عصاره هیدروالکلی موسیر (150، 300 و 450 میلی‌لیتر در کیلوگرم جیره) و آنتی‌بیوتیک فلاووفسفولیپول (500 میلی‌گرم در کیلوگرم جیره) بودند. در کل دوره پرورش، جوجه‌های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی‌لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر افزایش وزن بیشتری از پرندگان شاهد داشتند (0/05>P). اثر تیمارهای آزمایشی بر خصوصیات لاشه معنی‌دار نبود. میزان مالون دی‌آلدئید عضله ران جوجه‌های تغذیه شده با سطوح مختلف عصاره موسیر کمتر از گروه شاهد بود (0/05>P). ظرفیت نگهداری آب و افت خونابه گوشت در جوجه‌های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی‌لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر به ترتیب بیشتر و کمتر از پرندگان دریافت کننده آنتی بیوتیک بود (0/05>P). تیتر آنتی‌بادی علیه گلبول قرمز گوسفند در جوجه‌های تغذیه شده با جیره حاوی 450 میلی‌لیتر در کیلوگرم عصاره موسیر بیشتر از پرندگان شاهد و یا دریافت کننده آنتی‌بیوتیک بود (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، استفاده از 450 میلی‌لیتر در کیلوگرم جیره عصاره موسیر، عملکرد، کیفیت گوشت و پاسخ ایمنی جوجه‌های گوشتی را بهبود می‌بخشد و می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای آنتی‌بیوتیک‌های محرک رشد استفاده شود.

اثرات اسانس گیاهی ریزپوشانی شده‌ زنیان بر عملکرد رشد و جمعیت میکروبی روده جوجه های گوشتی

صفحه 521-531

https://doi.org/10.22059/jap.2019.278431.623387

طاهره مرصادی ثابت کردمحله، مازیار محیطی اصلی، حسن درمانی کوهی

چکیده این آزمایش به‌منظور بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف اسانس آزاد و پوشش‌دارشده گیاه زنیان در جیره جوجه‌های گوشتی بر عملکرد رشد و جمعیت میکروبی برخی باکتری‌های ایلئوم با استفاده از 320 قطعه جوجه گوشتی یک‌روزه در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل 4×2 با دو نحوه‌ فرآوری اسانس (آزاد و پوشش‌دار) و چهار سطح اسانس در جیره (صفر، 50، 100 و 150 میلی‌گرم در کیلوگرم) انجام شد. صفات عملکردی در طول آزمایش و وزن اندام‌های گوارشی و جمعیت میکروبی ایلئوم در 42 روزگی اندازه-گیری شدند. جوجه‌های تغذیه شده با جیره حاوی اسانس پوشش‌دار زنیان در سن یک تا 21 روزگی افزایش وزن روزانه بیشتر و ضریب تبدیل کمتری نسبت به آنهایی که اسانس آزاد دریافت نمودند، داشتند (0/05>P). بیشترین وزن نسبی کبد متعلق به جوجه‌هایی تغذیه شده با اسانس پوشش‌دار بود (0/05>P). اثر متقابل بین نحوه فرآوری اسانس و سطح اسانس در جیره بر شمار اشریشیا کولای معنی‌دار بود (0/05>P). نتیجه‌گیری کلی این‌که، استفاده از اسانس پوشش‌دارشده زنیان سبب بهبود افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک در سه هفته ابتدای پرورش و بهبود در جمعیت میکروبی روده و شاخص تولید اروپایی در کل دوره پرورش شد.

تأثیر سطوح ترئونین و تراکم گله بر عملکرد، پاسخ ایمنی و فراسنجه‌های خونی جوجه‌های گوشتی

صفحه 533-543

https://doi.org/10.22059/jap.2019.284766.623418

کبری سوخته زاری، علی خطیب جو، هوشنگ جعفری، محمد اکبری قرایی، کامران طاهرپور

چکیده تأثیر تراکم گله و سطوح مکمل ترئونین بر عملکرد، پاسخ ایمنی و فراسنجه‌های خونی جوجه‌های گوشتی بررسی شد. در این آزمایش تعداد 495 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه راس308، در قالب طرح کاملاً تصادفی به چهار تیمار و پنج تکرار اختصاص داده شد. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از: 1- شاهد (10 قطعه در متر مربع) دریافت کننده جیره پایه، 2- متراکم (15 قطعه در متر مربع) + جیره پایه، 3 و 4) متراکم + جیره حاوی به ترتیب 10 و 20 درصد ترئونین بیشتر از نیاز. نتایج نشان داد که تراکم بالا موجب کاهش مصرف خوراک، وزن بدن و ضریب تبدیل خوراک در تمامی دوره‌های پرورش و افزایش شاخص بازده تولید اروپائی شد و افزایش سطح ترئونین جیره، خوراک مصرفی و وزن بدن جوجه‌های گوشتی را کاهش داد (0/01 >P ). اثر تیمارهای آزمایشی بر درصد تلفات، تیتر آنتی‌بادی نیوکاسل و آنفلوآنزا، پاسخ ایمنی سلولی علیه فیتوهماگلوتینین، متابولیت‌های خونی، شمار سلول‌های خونی، غلظت اسپارتات آمینوترانسفراز و مالون دی‌آلدهید سرم جوجه‌های گوشتی معنی دار نبود. مقدار آلانین آمینوترانسفراز در خون جوجه‌هائی که با جیره‌ حاوی 20 درصد ترئونین بیش از نیاز تغذیه شدند، بالاتر از سایر تیمارها بود (0/05 >P ). به طور کلی، تحت شرایط این آزمایش (تراکم 15 قطعه در هر متر مربع) مکمل ترئونین (هر دو سطح افزودنی) موجب بهبود عملکرد و ایمنی جوجه‌های گوشتی نشد و نیازمند تحقیقات بیشتری در این زمینه است.

رتبه بندی رقم های سورگوم علوفه ای کشت شده به منظور تغذیه دام براساس روش مدیریت تصمیم گیری چند معیاره

صفحه 545-555

https://doi.org/10.22059/jap.2019.277503.623380

حسین غلامی، سید عبداله حسینی، کامران رضایزدی

چکیده این آزمایش به‌ منظور تعیین رتبه 18 رقم سورگوم علوفه‌ای از نظر ارزش غذائی و معرفی ارقام برتر با روش فناوری تصمیم‌گیری چند معیاره انجام شد، آنها در اوایل خرداد ماه کشت شدند و در اواسط آبان برداشت شدند. از 18 رقم کشت شده به صورت تصادفی از مرکز هر کرت آزمایشی، ده بوته از ده سانتیمتری خاک بریده و نمونه برداری شدند این نمونه‌ها پس از خرد کردن به قطعات 3 تا 5 سانتی‏متری، از هررقم 3 نمونه یعنی جمعا 54 نمونه جمع‌آوری شد. در ارقام آزمایشی مقدار عملکرد در هکتار و ترکیبات مغذی، پروتئین خام، خاکستر خام، ADF، NDF، کربوهیدرات‌های محلول در آب، نشاسته و لیگنین اندازه گیری شدند. میزان انرژی قابل متابولیسم ارقام سورگوم با روش آزمون گاز و با استفاده از مقدار گاز تولیدی در 24 ساعت و مقدار پروتئین خام موجود در آن، برآورد شد. ارقام سورگوم بر اساس11 صفت تلفیق شده، رتبه‌بندی شدند. در بین ارقام داخلی، رقم Spidfeed با کسب رتبه پنجم بهترین عملکرد را نشان داد و KFS-18 ( رتبه 7)، pegah (رتبه 10) و KFS-2 در رتبه 12 عمکرد کمی و کیفی متوسطی را نشان دادند. در کل و بر اساس نتایج روش مدیریتی تصمیم‌گیری چند شاخصه مشخص شد که سه هیبرید  برترسورگوم به ترتیب siloking، FGCSI12 و PHFS-27 می‌باشند که برای تولید علوفه سبز سورگوم و سیلو نمودن آن به زارعین و دامداران پیشنهاد می‌شوند.

پایش فعالیت های تخمدانی در میش های سنجابی با استفاده از سنجش غلظت پروژسترون

صفحه 557-568

https://doi.org/10.22059/jap.2019.277464.623378

سیروس فراستی

چکیده هدف از انجام این آزمایش، شناسایی فعالیت‌های تخمدانی در طول سال و تعیین طول مدت چرخه‌های فحلی گوسفند سنجابی بود. برای این منظور نمونه‌های سرم خون از 14 رأس میش سنجابی غیر آبستن موجود در ایستگاه تحقیقات دامپروری مهرگان کرمانشاه به‌مدت یک سال و به‌صورت هفتگی و روزانه (21 شهریور تا 20 آبان) جمع‌آوری و با استفاده از روش رادیوایمنواسی غلظت هورمون پروژسترون آنها اندازه‌گیری شد. با بررسی روند تغییرات روزانۀ غلظت پروژسترون خون مشخص شد که در بازهی زمانی 20 شهریور تا 21 آبان ماه، چهار چرخۀ فحلی وجود داشت. میانگین طول چرخه‌های فحلی اول تا چهارم به‌ترتیب 2/41±6/30، 1/90±8/33، 2/50±9/17 و 3/11±16/08 روز و میانگین فاصلۀ زمانی بین چرخه‌های فحلی‌ 2/46±6/47 روز به‌دست آمد. در 61/54 درصد میش‌ها، اوج غلظت پروژسترون (2/02±2/80 نانوگرم در میلی‌لیتر) در ماه آبان ثبت شد و در 38/46 درصد، اوج غلظت پروژسترون (1/14 ± 1/45 نانوگرم در میلی‌لیتر) در فصل بهار، به‌ویژه در فروردین ماه ثبت شد. در ماه‌های خرداد، تیر، بهمن و اسفند به‌ترتیب 78/57، 78/57، 71/43 و 78/57 درصد از میش‌ها در شرایط خاموشی‌جنسی کامل بودند، اما در آبان همۀ میش‌ها چرخۀ تخمدانی فعال داشتند. میانگین طول مدت فعالیت تخمدانی حدود 38±215 روز در سال و در مقابل میانگین طول مدت خاموشی‌جنسی کامل 48±150 روز در سال برآورد ‌شد. نتایج نشان داد میش‌های سنجابی حدود 60 درصد از زمان سال را دارای چرخۀ تخمدانی فعال هستند؛ بنابراین، به‌نظر می‌رسد اجرای برنامه‌های سه بار زایش در دو سال برای این گوسفندان به‌طور طبیعی قابل اجرا باشد.

اثر گلیسیریزیک اسید بر پراکسیداسیون لیپیدیو فراسنجه های حیاتی اسپرم گاو نژاد هلشتاین پس از فرایند انجماد- ذوب

صفحه 569-577

https://doi.org/10.22059/jap.2019.275763.623366

تکتم سادات وفا، حشمت سپهری مقدم، مژده عمادی، علیرضا حسنی بافرانی

چکیده به‌منظور بررسی اثر گلیسیریزیک اسید بر میزان پراکسیداسیون لیپیدی و فراسنجه های حیاتی اسپرم گاو نژاد هلشتاین پس از فرایند انجماد- ذوب ، از چهار راس گاو بالغ نژاد هلشتاین، دو بار در هفته به‌کمک مهبل مصنوعی نمونه‌های اسپرم جمع‌آوری شد. برای از بین بردن اثرات فردی دام‌ها، انزال-ها به نسبت‌های مساوی با هم مخلوط شدند. نمونه‌های منی به‌صورت مساوی به چهار گروه (8 تکرار) تقسیم شدند. مقادیر صفر (شاهد)، 20، 30 و 40 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر گلیسیریزیک اسید به همراه رقیق کننده بر پایه سیترات- زرده تخم به نمونه‌های منی اضافه شد. نمونه‌های منی پس از طی مراحل سردسازی و تعادل، به‌مدت 30 روز در داخل تانک ازت نگهداری شدند. پس از فرایند ذوب، میزان مالون‌دی‌آلدئید در نمونه‌های اسپرم توسط روش الایزا سنجش شد. همچنین، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم‌های زنده مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل آماری توسط آزمون‌های واریانس یکطرفه و تعقیبی توکی انجام شد (0/05>p). با توجه به نتایج، یکپارچگی غشا، میزان تحرک و درصد اسپرم‌های زنده در نمونه‌های اسپرم تحت تیمار با غلظت‌های 20، 30 و 40 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر گلیسیریزیک اسید در مقایسه با گروه شاهد به‌صورت وابسته به دوز به‌طور معنی‌داری افزایش و میزان مالون‌دی‌آلدئید به‌صورت وابسته به دوز به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (0/05>p). بنابراین، استفاده از گلیسیریزیک اسید در رقیق کننده مایع منی گاو موجب بهبود فراسنجه های حیاتی اسپرم و کاهش پراکسیداسیون لیپیدی در اسپرم پس از فرایند انجماد- ذوب می‌شود

زمستان 1398، صفحه 419-577
پاییز 1398، صفحه 309-418
تابستان 1398، صفحه 165-308
بهار 1398، صفحه 1-163