تأثیر روغن پالم، روغن و دانه کاملینا برعملکرد، قابلیت هضم مواد مغذی، رفتارتغذیهای و نمره مدفوع در برههای پرواری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22059/jap.2026.412196.623900
علی توحیدی، تقی قورچی، عبدالحکیم توغدری
چکیده هدف : این مطالعه به منظور بررسی تأثیر روغن پالم، روغن و دانه کاملینا بر عملکرد، قابلیت هضم مواد مغذی، رفتار تغذیهای و نمره مدفوع در برههای پرواری انجام شد.
روش پژوهش: تعداد 32 رأس بره نر (با میانگین سن 5/3 ماه و میانگین وزن اولیه 48/0 ± 89/23کیلوگرم) در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و هشت تکرار به مدت ۸۴ روز پروار شدند. تیمارها شامل: 1) جیره پایه بدون مکمل روغن(جیره شاهد)، 2) جیره پایه حاوی 5/1 درصد روغن پالم، 3) جیره پایه حاوی 5/1 درصد روغن کاملینا، و 4) جیره پایه حاوی پنج درصد دانه کاملینا بودند. هر بره در قفس جداگانه با دسترسی آزاد به آب تازه نگهداری شد. وزنکشی هر ۲۸ روز انجام و مصرف خوراک روزانه ثبت شد. قابلیت هضم مواد مغذی با استفاده از خاکستر نامحلول در اسید (AIA) به عنوان مارکر داخلی در دو هفته پایانی تعیین شد. رفتار تغذیهای طی ۲۴ ساعت با روش نمونهبرداری لحظهای هر پنج دقیقه ثبت گردید و زمان صرف شده برای خوردن، نشخوار و استراحت محاسبه گردید. نمره مدفوع بهصورت هفتگی بر پایه مقیاس 1 تا 5 بصورت بصری ارزیابی شد. دادهها با استفاده از مدل خطی عمومی (GLM) در نرمافزار SAS (V.9.4) تجزیه و تحلیل شد و میانگینها با آزمون دانکن (α = 0.05) مقایسه شد. تمام روشها مطابق دستورالعملهای مراقبت از حیوانات دانشگاه اجرا شد.
یافتهها : نتایج نشان داد که اگرچه مصرف خوراک در تیمارهای حاوی چربی کاهش یافت (001/۰>P)، اما افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت (۰۵/۰<P). بهطور خاص، مصرف خوراک متوسط در گروههای روغنی حدود 12 % کمتر از گروه شاهد بود، در حالی که متوسط افزایش وزن روزانه (ADG) در همه گروهها حدود 185 گرم در روز بود. قابلیت هضم ماده خشک، ماده آلی، پروتئین خام و الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) در تیمارهای حاوی روغن پالم و روغن کاملینا به طور معنیداری (05/۰>P) کمتر از تیمار دانه کاملینا بود، در حالی که قابلیت هضم چربی خام در این تیمارها افزایش یافت. برههای تغذیه شده با دانه کاملینا بیشترین زمان صرف شده برای خوردن، نشخوار و جویدن را (بهطور میانگین 965 دقیقه در روز در مقابل حدود 740 دقیقه در برههای روغن پالم) در طول روز داشتند (001/۰>P). نمره مدفوع در پایان دوره در تیمارهای حاوی کاملینا (روغن و دانه) به طور معنیداری بالاتر (نرمتر) از تیمار روغن پالم و شاهد بود، که نشاندهنده تغییر به مدفوع شلتر بود. هیچ علامت بالینی اختلال گوارشی مشاهده نشد.
نتیجهگیری : به طور کلی، استفاده از دانه کاملینا به دلیل اثر حفاظتی پوشش دانه بر محیط شکمبه، منجر به حفظ قابلیت هضم مواد مغذی و بهبود رفتار نشخوار شد و قوام مدفوع را نیز تحت تأثیر قرار داد. شکل فیزیکی ارائه چربی (دانه در مقابل روغن آزاد) یک عامل کلیدی در تأثیر آن بر فرآیندهای گوارشی در برههای پرواری است. این نتایج نشان میدهد که افزودن دانه کاملینا میتواند چگالی انرژی رژیم را افزایش داده و همزمان هضم فیبر را حفظ کند؛ رویکردی عملی برای پرورشدهندگان برههای پرواری است. پژوهشهای آینده باید سطوح بالاتر از 5 درصد گنجایش دانه و همچنین اثرات طولانیمدت بر ترکیب لاشه و خصوصاً غنیسازی اسیدهای چرب امگا‑3 را ارزیابی کنند.
اثر پروبیوتیک و بیوچار بر عملکرد، گوارشپذیری مواد مغذی و فراسنجههای خونی در گوسالههای شیرخوار هلشتاین
دوره 28، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 167-180
https://doi.org/10.22059/jap.2026.405678.623878
مهدی نصرآبادی، خلیل زابلی
چکیده هدف: سلامت و رشد مناسب گوسالههای شیرخوار یکی از چالشهای مهم صنعت دامپروری میباشد. زیرا گوسالهها بهدلیل نقص سیستم ایمنی مستعد ابتلا به بیماریهای گوارشی و تنفسی هستند که منجر به افزایش مرگومیر در آنها میشود. یکی از راهکارهای تغذیهای برای بهبود این وضعیت استفاده از افزودنیهای خوراکی است. امروزه استفاده از پروبیوتیک و بیوچار در جیره بهعنوان یک راهکار موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف ارزیابی پتانسیل استفاده از بیوچار همراه با پروبیوتیک بر عملکرد، گوارشپذیری، فراسنجههای خونی و رفتارهای تغذیهای گوسالههای شیرخوار هلشتاین انجام گرفت. روش پژوهش: در این پژوهش از 28 راس گوساله ماده نژاد هلشتاین تازه متولدشده با میانگین وزنی 8/3±2/41 کیلوگرم بهمدت 70 روز بهصورت آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد (بدون افزودنی)، 2- جیره حاوی دو گرم پروبیوتیک در روز، 3- جیره حاوی یک درصد بیوچار و 4- جیره حاوی دو گرم پروبیوتیک در روز بههمراه یک درصد بیوچار بود. جیره پایه با نسبت علوفه به کنسانتره 10 به 90 درصد تنظیم و متعادل شد. گوسالهها در طول دوره آزمایش دسترسی آزاد به آب و خوراک آغازین داشتند. مصرف خوراک بهصورت روزانه و تغییرات وزن بدن و رشد اسکلتی هر دو هفته یکبار اندازهگیری شد. نمونه خون در روزهای صفر (زمان تولد)، 35 و 70 و نمونه مدفوع در هفته پایانی آزمایش از تمامی گوسالهها گرفته شد. رفتارهای تغذیهای گوسالهها مانند ایستادن، خوابیدن، خوردن، نشخوارکردن و رفتارهای غیرتغذیهای مانند لیسیدن، مکیدن و جویدن اشیای محیطی در هفته پایانی آزمایش بهمدت سه روز متوالی بررسی و ثبت شد. یافتهها: نتایج نشان داد که در گروههای دریافتکننده بیوچار مقدار مصرف خوراک آغازین و وزن از شیرگیری گوسالهها بالاتر از سایر گروهها بود (05/0>P). مصرف بیوچار سبب افزایش ارتفاع جدوگاه، ارتفاع هیپ و دور شکم گوسالهها شد (05/0>P). همچنین مصرف همزمان پروبیوتیک و بیوچار (تیمار چهار) سبب افزایش ارتفاع جدوگاه و ارتفاع هیپ شد (05/0>P). مصرف همزمان پروبیوتیک و بیوچار بهترتیب سبب افزایش درصد گوارشپذیری ماده آلی و پروتئین خام شد (05/0>P). اما گوارشپذیری سایر مواد مغذی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. غلظت گلوکز خون نیز تحت تأثیر مصرف بیوچار افزایش یافت (05/0>P). هیچکدام از رفتارهای تغذیهای تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. اثر متقابل پروبیوتیک و بیوچار بر هیجیک از فراسنجههای اندازهگیریشده در این پژوهش معنیدار نبود. نتیجهگیری: مکملسازی با بیوچار، بهتنهایی یا در ترکیب با پروبیوتیکها، تأثیر مثبتی بر عملکرد رشد، رشد اسکلتی، و گوارشپذیری مواد مغذی در گوسالههای شیرخوار داشت و توانایی بالقوه آن را بهعنوان یک افزودنی خوراکی کاربردی برای حمایت سلامت و بهرهوری در اوایل زندگی برجسته کرد.
مقایسۀ سیلاژ خوراک کامل بر پایه چغندرعلوفهای و تریتیکاله بر عملکرد برههای نر پرواری
دوره 28، شماره 1، بهار 1405، صفحه 27-40
https://doi.org/10.22059/jap.2026.399897.623863
نادر پاپی، سیدجواد علیمحمدی جلودار، رسول بابازاده لهی
چکیده هدف: کمبود منابع تولید خوراک دام در کشور از یکسو و رشد مداوم جمعیت انسانی و نیاز روزافزون آنان به غذا از سوی دیگر، موجب شده است که تولید علوفههای رایج مانند یونجه و ذرت نتواند پاسخگوی نیاز تغذیهای دامهای کشور باشد. در نتیجه، کارشناسان و مسئولان بخش دامپروری بهمنظور جبران کمبود علوفۀ مورد نیاز، به بررسی و بهرهگیری از منابع جایگزین روی آوردهاند. به همین دلیل، استفاده از بقایای محصولات کشاورزی و دامی و همچنین کشت گیاهان علوفهای غیرمرسوم، بهویژه در تغذیه نشخوارکنندگان موردتوجه ویژه قرار گرفتهاست. در این میان، چغندرعلوفهای بهعنوان یکی از گیاهانی که طی سالهای اخیر نظر متخصصان تغذیه دام را به خود جلب کرده، بهدلیل تولید قابلتوجه، سهولت در کشت، مقاومت نسبی به خشکی، صرفۀ اقتصادی در شرایط کم آبی و خشکسالی و خوشخوراکی برای دام، میتواند گزینهای مناسب برای جایگزین بخشی از علوفۀ جیرۀ نشخوارکنندگان باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ سیلاژ خوراک کامل حاوی چغندر علوفهای با سیلاژ خوراک کامل حاوی تریتیکاله بر عملکرد رشد، گوارشپذیری مواد مغذی و فراسنجههای خون برههای نر پرواری انجام شد. روش پژوهش: دو فرمول جیرۀ غذایی بر پایۀ چغندرعلوفهای و قصیل تریتیکاله با انرژی قابلسوختوساز و پروتئین خام مشابه شامل جیرۀ 1؛ سیلاژ خوراک کامل بر پایه چغندرعلوفهای شامل برگ و غده (چغندرعلوفهای) و جیرۀ 2؛ سیلاژ خوراک کامل بر پایه قصیل تریتیکاله (تریتیکاله) با استفاده از جداول احتیاجات غذایی نشخوارکنندگان کوچک و با توجه به نیاز غذایی برههای نر در حال رشد، تهیه شد. سپس براساس فرمولها، تمامی مواد تشکیل دهندۀ آنها شامل بخش علوفهای و کنسانتره با هم مخلوط شده و با ماشینهای مخصوص سیلوهای بستهبندیشده، در مقیاس 100 تنی سیلو گردید. از تعداد 24 رأس برۀ نر زل شیرگیریشدۀ سه تا چهار ماهه با میانگین وزن بدن 7/2±7/18 کیلوگرم، استفاده شد. برهها بهطور تصادفی به دو گروه 12 رأسی تقسیم شده و هر یک از جیرهها به یک گروه از دامها اختصاص داده شد. برهها روزانه دو نوبت، در ساعات 08:00 و 16:00 با جیرههای آزمایشی بهصورت آزاد تغذیه شدند. در طول دورۀ آزمایش بهمدت 90 روز، خوراک مصرفی بهصورت روزانه و تغییرات وزن زنده دامها هر ماه یکبار، اندازهگیری شد و اطلاعات آنها ثبت گردید. گوارشپذیری مواد مغذی جیرهها با روش خاکستر نامحلول در اسید برآورد گردید و فراسنجههای خونی با استفاده از کیتهای آزمایشگاهی اندازهگیری شد. یافته ها: افزایش وزن روزانۀ برهها تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. مادۀ خشک مصرفی روزانه در برههای تغذیهشده با جیرۀ چغندرعلوفهای (949 گرم) بهطور معنیداری بیشتر از برههای تغذیهشده با جیرۀ تریتیکاله (917 گرم) بود. تفاوت معنیداری بین ضریب تبدیل خوراک دو گروه مشاهده نشد. گوارشپذیری مادۀ خشک و مادۀ آلی جیرۀ چغندرعلوفهای بیشتر از جیرۀ تریتیکاله بود (05/0P<)، اما بین گوارشپذیری پروتئین خام، فیبر نامحلول در شویندۀ خنثی و فیبر نامحلول در شویندۀ اسیدی اختلاف معنیداری مشاهده نشد. غلظت تریگلیسیرید و کلسترول سرم خون برههای تغذیهشده با جیرۀ چغندرعلوفهای بیشتر از برههای تغذیهشده با جیرۀ تریتیکاله بود (05/0P<)، اما بین سایر فراسنجههای سرم خون دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: در مجموع با توجه به مزیت نسبی چغندرعلوفهای، میتوان توصیه نمود که سیلاژ خوراک کامل حاوی چغندرعلوفهای (نوع جدیدی از شکل فیزیکی جیره)، میتواند بهعنوان یک روش جایگزین در تغذیه برههای نر پرواری مورداستفاده قرار گیرد.
تأثیر جایگزینی یونجه و کاه با برگ مورینگا اولیفرا بر گوارشپذیری، فراسنجههای تخمیر و ظرفیت آنتیاکسیدانی شکمبه در شرایط برونتنی
دوره 27، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 321-333
https://doi.org/10.22059/jap.2025.393585.623841
مهدی نصرآبادی، زهرا قنبریان
چکیده هدف: محدودیت دسترسی به علوفههای با کیفیت نظیر یونجه، چالشی اساسی در راستای ارتقای بهرهوری تولید در صنعت دامپروری ایران محسوب میگردد. باوجود تلاشهای صورتگرفته در سالهای اخیر بهمنظور شناسایی و جایگزینی گونههای گیاهی مقرونبهصرفه، تاکنون گیاه جایگزین مناسب و قابلاتکایی معرفی نشده است. این پژوهش با هدف ارزیابی پتانسیل استفاده از برگ مورینگا (گونه Moringa oleifera) بهعنوان یک منبع علوفهای جایگزین طراحی و اجرا گردید. بدین منظور، ترکیب شیمیایی برگ مورینگا تعیین شده و تأثیر گنجاندن سطوح مختلف گیاه مذکور در جیره بر گوارشپذیری و فراسنجههای تخمیر در شرایط برونتنی موردبررسی قرار گرفت. روش پژوهش: ابتدا ترکیب شیمیایی برگ مورینگا و یونجه با استفاده از روشهای استاندارد تعیین شد. سپس جیرههای آزمایشی با چهار سطح برگ مورینگا (صفر، 15، 30 و 45 درصد ماده خشک) در حد نیاز گوسفندان در حال رشد و با نسبت علوفه به کنسانتره 55 به 45 متوازن گردید. در این آزمایش، گوارشپذیری ماده خشک و ماده آلی بهروش دو مرحلهای تلیوتری، و فراسنجههای دیگری مانند تولید گاز، تولید توده میکروبی، غلظت نیتروژن آمونیاکی، اسیدهای چرب فرّار، ظرفیت آنتیاکسیدانتی و جمعیت پروتوزوآیی شکمبه با استفاده از آزمون تولید گاز اندازهگیری شد. یافتهها: نتایج نشان داد که برگ مورینگا پروتئین خام، خاکستر، عصاره اتری، کلسیم و فسفر بیشتر و اجزای دیواره سلولی (NDF، ADF و لیگنین) کمتری نسبت به یونجه خشک داشتند (05/0>P)، به گونهای پروتئین خام، خاکستر و عصاره اتری برگ مورینگا بهترتیب 3/48، 8/25 و 3/33 درصد بیشتر از یونجه بود. مقادیر کربوهیدراتهای غیرفیبری و انرژی قابل متابولیسم دو گیاه متفاوت نبود. در جیرههای حاوی برگ مورینگا، گوارشپذیری، انرژی قابل متابولیسم، حجم گاز تولیدی، سوبسترای تجزیهشده حقیقی و تولید توده میکروبی بهطور خطی افزایش یافت (05/0>P) و شاخص تفکیک و بازده تولید توده میکروبی تغییری نکرد. همچنین استفاده از برگ مورینگا در جیره غلظت اسیدهای چرب فرّار و ظرفیت آنتیاکسیدانتی شکمبه را به میزان قابلتوجهی افزایش و غلظت نیتروژن آمونیاکی شکمبه را کاهش داد (05/0>P)، درحالیکه گنجاندن گیاه مذکور در جیره تأثیری بر میزان pH و نسبت اسیدهای چرب فرّار نداشت. از سوی دیگر، گنجاندن برگ مورینگا در جیره سبب کاهش معنیداری در تعداد کل و و زیرخانوادههای پروتوزوآیی شد (05/0>P). نتیجهگیری: با نتایج بهدستآمده روی ترکیب شیمیایی و آزمایشهای برونتنی، برگ مورینگا را میتوان جایگزین بالقوهای برای بخش علوفهای جیره در نظر گرفت و تا 45 درصد جیره با هدف تأمین نیاز دام، بهبود تخمیر و وضعیت آنتیاکسیدانتی شکمبه قابل توصیه است. هرچند، تأیید نتایج این مطالعه مستلزم اجرای پژوهشهای درونتنی است.
اثر استفاده از نانوذرات مس و عصاره اتانولی برهموم بر عملکرد رشد، گوارشپذیری مواد مغذی و خصوصیات لاشه جوجههای گوشتی
دوره 27، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 351-364
https://doi.org/10.22059/jap.2025.383877.623819
سیده فاطمه موسوی، محمدرضا رضوانی، محمد جواد آگاه، علی داد بوستانی، محمد دادپسند
چکیده هدف: صنعت پرندگان اهلی نقش مهمی در تأمین پروتئین غذایی و کاهش معضل کمبود غذا در جهان دارد. سلامت محصولات و کاهش آسیب به محیط زیست از اهداف اصلی در تولید این فرآوردهها محسوب میشود. در گذشته، آنتیبیوتیکها برای افزایش رشد و پیشگیری از بیماریها در طیور استفاده میشدند، اما بهدلیل بروز مقاومتهای میکروبی و تهدید سلامت انسان، استفاده از آنها محدود شده است. حذف تدریجی این ترکیبات موجب بازگشت برخی بیماریهای عفونی و بروز خسارتهای اقتصادی شده، از اینرو، توجه به جایگزینهای طبیعی افزایش یافته است. در این میان، تنظیمکنندههای ایمنی خوراکی بهعنوان راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد و سلامت طیور مورد توجه قرار گرفتهاند. ترکیباتی مانند نانومس و برهموم از جمله مواد طبیعی هستند که بهعنوان محرک رشد و تقویتکننده سیستم ایمنی معرفی شدهاند. روش پژوهش: در این آزمایش از 240 قطعه جوجه گوشتی سویه راس 308، در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره شاهد، 05/0 درصد آنتیبیوتیک اکسیتتراسایکلین، 100 میلیگرم در کیلوگرم مس، 125 میلیگرم در کیلوگرم برهموم و استفاده همزمان از 100 میلیگرم در کیلوگرم مس و 125 میلیگرم در کیلوگرم برهموم بود. دادههای آزمایش با نرمافزار SAS (نسخه 4/9) و آنالیز واریانس یکطرفه واکاوی آماری شدند و میانگین حداقل مربعات تیمارها در سطح معنیداری پنج درصد بررسی شدند. نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از برهموم، تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد رشد، گوارشپذیری مواد مغذی و برخی پارامترهای فیزیولوژیکی جوجههای گوشتی داشت. در دوره پایانی و کل دوره، پرندگان در تیمارهای حاوی نانومس و نانومس+ برهموم نسبت به گروه شاهد بهطور معنیداری خوراک کمتری مصرف کردند. از نظر افزایش وزن در کل دوره، تیمار آنتیبیوتیک عملکرد بهتری نسبت به گروه شاهد داشت و تیمار بره موم با تیمار آنتیبیوتیک از این نظر عملکرد یکسانی داشتند. با اینحال، تفاوت معنیداری در ضریب تبدیل خوراک بین تیمارها مشاهده نشد. در زمینه گوارشپذیری، تیمارهای شاهد و برهموم بالاترین میزان جذب پروتئین خام و خاکستر را داشتند، درحالیکه استفاده از نانومس، بهویژه همراه با برهموم، باعث کاهش گوارشپذیری شد که میتواند به اثرات منفی نانومس بر عملکرد روده مرتبط باشد. با وجود برخی شواهد مثبت در مطالعات دیگر درباره تأثیرات نانومس بر سنتز پروتئین، بهنظر میرسد این اثرات بهشدت به دوز و شرایط پرورش بستگی دارد. همچنین برهموم با داشتن آنزیمها و ترکیبات آنتیاکسیدانی ممکن است در بهبود گوارشپذیری نقش داشته باشد. در خصوص صفات لاشه، تفاوت معنیداری بین تیمارها در وزن نسبی اندامهای داخلی مشاهده نشد که بیانگر بیخطری نسبی استفاده از این افزودنیها در سطح موردمطالعه است. نتیجهگیری: با توجه به بهبود گوارشپذیری پروتئین و خاکستر توسط عصاره اتانولی برهموم و عملکرد وزنی یکسان تیمار عصاره اتانولی برهموم با اکسیتتراسایکلین، میتوان از آن بهعنوان جایگزینی برای آنتیبیوتیک استفاده کرد.
تأثیر پودر پونه کوهی، رزماری و دارچین بر عملکرد رشد، میکروبیوتای فضولات، مورفولوژی روده و قابلیت هضم مواد مغذی در جوجههای گوشتی چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی
دوره 26، شماره 1، بهار 1403، صفحه 73-86
https://doi.org/10.22059/jap.2023.359761.623742
زهرا علی محمدی، حسن شیرزادی، کامران طاهرپور، علی خطیب جو
چکیده در مطالعه حاضر تأثیر پودر گیاهان پونه کوهی، رزماری و دارچین بهعنوان جایگزینهایی برای آنتیبیوتیکها، با استفاده از 192 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (خروس) در قالب طرح کاملاً تصادفی با شش تیمار، چهار تکرار و هشت قطعه در هر تکرار بررسی شد. تیمارهای آزمایشی به شرح ذیل بودند: 1- کنترل منفی (جیره پایه بدون افزودنی و بدون چالش کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 2- کنترل مثبت (جیره پایه بدون افزودنی، اما چالش یافته با کمپیلوباکتر ژژونی)؛ 3- کنترل مثبت+ اریترومایسین (55 میلیگرم در کیلوگرم)؛ 4- کنترل مثبت+ پودر پونه کوهی ( سه گرم در کیلوگرم)؛ 5-کنترل مثبت+ پودر رزماری (سه گرم در کیلوگرم) و 6- کنترل مثبت+ پودر دارچین ( سه گرم در کیلوگرم). تمام جوجهها بهجز گروه کنترل منفی، از روز 21 تا 25 دوره پرورش روزی یکبار از طریق دهانی با cfu/mL108×2 از کشت زنده باکتری کمپیلوباکتر ژژونی چالش داده شدند. نتایج نشان داد چالش کمپیلوباکتر ژژونی ضمن تضعیف عملکرد در دوره رشد سبب افزایش کلونیزاسیون کمپیلوباکتر و کاهش شمار لاکتوباسیلها در فضولات شد (05/0>p). چالش کمپیلوباکتر ژژونی همچنین ضمن کاهش قابلیت هضم مواد آلی منجر به کاهش ارتفاع پرز، نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت و مساحت سطح پرز در ژژنوم شد (05/0>p). تمامی اثرات منفی ناشی از کمپیلوباکتر ژژونی توسط تیمارهای حاوی افزودنی تعدیل شد (05/0>p)، هرچند که تیمار حاوی دارچین در مقایسه با سایر افزودنیها پتانسیل نسبتاً پایینتری داشت. بهطور کلی، میتوان نتیجه گرفت که پونه کوهی و رزماری پتانسیل تخفیف اثرات پاتوژنیک کمپیلوباکتر ژژونی را دارند و میتوانند بهعنوان جایگزینهای مناسبی برای آنتیبیوتیکها در تغذیه جوجههای گوشتی مورداستفاده قرار گیرند.
بررسی ویژگی های شیمیایی و تغذیه ای سیلاژ غلاف نخود فرنگی و تاثیر آن بر عملکرد بره های پرواری زندی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 375-388
https://doi.org/10.22059/jap.2023.363118.623753
سید حمید موسوی اسفیوخی، محمد رضا سهل آبادی، بهزاد خرمی
چکیده به منظور بررسی ویژگیهای شیمیایی و تغذیهای سیلاژ غلاف نخود فرنگی و تاثیر آن بر عملکرد برههای پرواری، از 24 راس بره نر زندی به مدت 75 روز در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد (جیره پایه) و سیلاژ غلاف نخود فرنگی (جایگزینی به میزان 20 درصد با کاه گندم و یونجه در جیره پایه) بودند. میزان ماده خشک، پروتئین خام، چربی خام، خاکستر، فیبر نامحلول در شوینده خنثی و فیبر نامحلول در شوینده اسیدی سیلاژ غلاف نخود فرنگی به ترتیب 20، 11/8، 1/8، 8، 62 و 20/2 درصد تعیین گردید. پتانسیل تجزیهپذیری شکمبهای ماده خشک و پتانسیل تولید گاز در شرایط آزمایشگاهی سیلاژ غلاف نخود فرنگی پس از 96 ساعت انکوباسیون به ترتیب 83 درصد و 6/58 میلیلیتر در گرم ماده خشک برآورد گردید. استفاده از سیلاژ غلاف نخود فرنگی در جیره برههای پرواری وزن پایانی و میانگین افزایش وزن روزانه را بهبود بخشید (0/05>P). استفاده از سیلاژ غلاف نخود فرنگی باعث افزایش قابلیت هضم ماده خشک جیره گردید (0/05>P)، اما قابلیت هضم سایر مواد مغذی تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. فراسنجههای خونی شامل کلسترول، تریگلیسرید، HDLو LDL تحت تاثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند به جز گلوکز که با تغذیه سیلاژ غلاف نخود فرنگی کاهش یافت (0/05>P). تیمارهای آزمایشی هیچ تاثیر معنی داری بر صفات لاشه نداشتند. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، استفاده از سیلاژ غلاف نخود فرنگی در جایگزینی با علوفههای رایج مانند کاه گندم و یونجه میتواند باعث بهبود عملکرد برههای پرواری و همچنین کاهش هزینههای پرورش گردد.
تأثیر خوراندن پروبیوتیک باکتریایی بر عملکرد رشد، قابلیت هضم، ویژگیهای کیفی گوشت و ترکیب اسیدهای چرب بافتهای عضلانی و چربی بزغالههای مرخز
دوره 25، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 399-414
https://doi.org/10.22059/jap.2023.361692.623749
رضا ناصری هرسینی، فرخ کفیل زاده
چکیده بهمنظور ارزیابی اثرات افزودن یک پروبیوتیک باکتریایی تجاری بر عملکرد رشد، قابلیت هضم، ویژگیهای کیفی گوشت و ترکیب اسیدهای چرب در عضلۀ triceps brachii و بافت چربی بطنی، از 16 رأس بزغالۀ نر مرخز (1/6±13/1 کیلوگرم، با سن آغازین سه ماهگی) در قالب طرح آزمایشی کاملاً تصادفی با دو تیمار و هشت تکرار استفاده شد. پروبیوتیک تجاری پریمالاک روزانه به میزان دو گرم به هر بزغاله در تیمار مربوطه خورانده شد. عملکرد رشد بزغالهها، شامل میانگین مصرف خوراک روزانه، میانگین افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل خوراک تحتتأثیر مصرف پروبیوتیک باکتریایی قرار نگرفت. در رابطه با قابلیت هضم اجزای شیمیایی جیره نیز تفاوت معنیداری بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. بهطور مشابه، ویژگیهای کیفی گوشت در عضلۀ triceps brachii بزغالهها، شامل 24pH، ضایعات شیرابهای و ظرفیت نگهداری آب و ترکیب شیمیایی گوشت نیز از مقادیر مشابهی بین تیمارهای آزمایشی برخوردار بود. بافت عضلانی بزغالههای دریافتکنندۀ پروبیوتیک از درصد اسیدهای چرب اشباع کمتر و درصد بالاتر اسیدهای چرب غیراشباع با یک پیوند دوگانه و نیز نسبت بالاتر اسیدهای چرب غیراشباع به اسیدهای چرب اشباع برخوردار بود (p<0/05). اما در بافت چربی بطنی، به استثنای درصد کمتر اسیدچرب 15:0C در گروه تغذیهشده با پروبیوتیک (p<0/05)، تفاوتی در ترکیب اسیدهای چرب بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. بهطور کلی، نتایج نشان میدهند خوراندن پروبیوتیک چندسویهای پریمالاک در سطح روزانه دو گرم بهازای هر رأس قادر به ایجاد تغییر قابلملاحظهای در قابلیت هضم مواد مغذی جیره، عملکرد رشد، ویژگیهای کیفی گوشت و ترکیب اسیدهای چرب بافتهای مختلف چربی بزغالههای مرخز نبوده است.
ارزش غذایی علف نپیر در مراحل مختلف رشد
دوره 25، شماره 1، بهار 1402، صفحه 83-91
https://doi.org/10.22059/jap.2023.350164.623711
لیلا طاهرآبادی، فرخ کفیل زاده
چکیده مطالعه حاضر بهمنظور تعیین ارزش غذایی در مراحل مختلف رشد و عملکرد تولید علف نپیر بهعنوان یک منبع علوفهای جدید در کشور انجام شد. بدین-منظور علف نپیر کشت شده در سه مرحله از رشد رویشی (بهترتیب 65، 85 و 115 روز پس از کاشت) برداشت شد. ترکیبات شیمیایی، قابلیت هضم، کینتیک تخمیر و برخی از صفات مورفولوژیکی این گیاه بههمراه عملکرد تولید در مرحله نهایی رشد بررسی شد. در پایان دوره رشد، عملکرد ماده خشک26/8 تن در هکتار و ارتفاع گیاه 257 سانتیمتر بود. با افزایش سن گیاه، پروتئین خام کاهش و لیگنین در دیواره سلولی افزایش یافت (0/05 >P) و مقادیر آنها در مرحله پایانی رشد بهترتیب 88 و 63 گرم در کیلوگرم ماده خشک بود. تغییرات ترکیبات شیمیایی در طول رشد در ساقه بیشتر از برگ مشاهده شد. در طول دوره رشد کاهش قابلیت هضم برگ و ساقه منجر به کاهش قابلیت ماده خشک و ماده آلی علف نپیر بهترتیب از 782 به 649 و از 814 به 747 گرم در کیلوگرم ماده خشک شد (0/05 >P). میزان پتانسیل گاز تولیدی با افزیش سن گیاه کاهش داشت (0/05 >P). مراحل رشد تاثیری بر نرخ تخمیر تولید گاز و فاز تأخیر نداشت و بین سه مرحله رشد رویشی مورد مطالعه مقادیر آنها مشابه بود. بر اساس نتایج حاصل، علف نپیر با توجه به تولید بالای ماده آلی قابل هضم در هکتار و ارزش غذایی مناسب میتواند بهعنوان یک منبع علوفهای مطلوب در کشور استفاده شود.
اثر کاه گندم فرآوریشده با باکتریهای سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب بر عملکرد، گوارشپذیری، فراسنجههای تخمیری و خونی در برههای پرواری
دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 301-312
https://doi.org/10.22059/jap.2022.298310.623504
مریم هرسینی، طاهره محمدآبادی، حسین معتمدی، محسن ساری، اسدالله تیموری یانسری
چکیده
این آزمایش با هدف عملآوری کاه گندم توسط باکتریهای سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب و تأثیر این باکتریها بر عملکرد برههای پرواری، قابلیت هضم، فراسنجههای تخمیری و خونی انجام شد. از 30 رأس بره نر افشاری با میانگین وزن 3±32 کیلوگرم و سن چهار ماه در قالب طرح کاملاً تصادفی استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیرههای حاوی کاه گندم فرآوری شده بهمدت شش هفته با چهار سویه باکتریایی جداشده از دستگاه گوارش اسب (Paenibacilluspolymyxa L11، Paenibacilluspolymyxa L12، Enterobacter cloacae L2 و Escherichia coli Z2) و جیره شاهد بودند. نتایج نشان داد که فرآوری باکتریایی باعث افزایش محتوای پروتئین و کاهش NDF، iNDF و ADF و همچنین افزایش قابلیت هضم ماده آلی و انرژی متابولیسمی کاه گندم نسبت به شاهد شد. بیشترین مقدار قابلیت هضم ماده آلی و انرژی متابولیسمی به تیمار L11 اختصاص داشت. قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، NDF،ADF، غلظت و نسبت اسیدهای چرب فرّار شکمبه، pH و نیتروژن آمونیاکی شکمبه تحت تأثیر فرآوری باکتریایی قرار گرفتند. بیشترین قابلیت هضم مواد مغذی به تیمار L11 و کمترین مقدار به تیمار شاهد اختصاص داشت. کمترین مقدار نیتروژن آمونیاکی شکمبه مربوط به تیمارL11 بود. تیمارهای باکتریایی باعث افزایش غلظت کل اسیدهای چرب، غلظت پروپیونات و کاهش غلظت استات شکمبه شدند. با توجه به نتایج، فرآوری کاه گندم با باکتریهای سلولولیتیک جداشده از دستگاه گوارش اسب (بهویژه L11) باعث بهبود ارزش غذایی کاه گندم شد. بنابراین بهنظر میرسد فرآوری باکتریایی میتواند راهکار مناسبی برای استفاده بهتر از بقایای زراعی با ارزش غذایی پایین باشد.
مقایسه ترکیبات شیمیایی، فراسنجههای تولید گاز و گوارشپذیری گیاه خارشتر و یونجه خشک به روشهای درونکیسهای و آزمایشگاهی
دوره 24، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 329-339
https://doi.org/10.22059/jap.2022.336134.623665
نوید قوی پنجه، سید احمد حسینی، علی رضا آقاشاهی، مجتبی افشین
چکیده هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارزش غذایی گیاه خارشتر با استفاده از روشهای درونکیسهای و تولید گاز و مقایسه آن با علف خشک یونجه بود. نمونههای علوفه بهصورت دستی برداشت و ترکیب شیمیایی و فنولی آن طبق روشهای توصیهشده آزمایشگاهی تعیین شد. همچنین از روشهای تولید گاز، کیسههای نایلونی و هضم سه مرحلهای آنزیمی برای تعیین ارزش غذایی نمونهها استفاده شد. میزان ماده آلی، پروتئین خام و کلسیم خارشتر پایینتر از علف خشک یونجه بود (05/0P<)، درحالیکه الیاف نامحلول در شوینده خنثی، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی، لیگنین، خاکستر و فسفر گیاه خارشتر بهطور معنیداری بیشتر بود (05/0P<). میزان کل ترکیبات فنولی، تانن کل، تانن متراکم و تانن قابل هیدرولیز گیاه خارشتر نیز بالاتر از علف خشک یونجه بود (05/0P<). بخش سریعتجزیه، کُند تجزیه و نرخ ثابت تجزیه گیاه خارشتر و علف خشک یونجه اختلاف معنیداری نداشتند. اما، تجزیهپذیری مؤثر گیاه خارشتر از علف خشک یونجه کمتر بود (05/0P<). نرخ ثابت تولید گاز (c) گیاه خارشتر و علف خشک یونجه با یکدیگر مشابه بودند، با اینحال، پتانسیل تولید گاز (b) آن از علف خشک یونجه کمتر بود (05/0P<). گوارشپذیری ماده آلی، انرژی قابل سوختوساز و انرژی خالص شیردهی نیز در گیاه خارشتر کمتر از علف خشک یونجه برآورد شد (05/0P<). براساس نتایج این پژوهش، گیاه خارشتر با ترکیب شیمیایی و فراسنجههای گوارشپذیری مناسب و هزینه تولید کمتر در مقایسه با علف خشک یونجه، امکان جایگزینی با بخشی از علوفه جیره شتر را دارد.
بررسی قابلیت هضم ظاهری منیزیم در ارتباط با وزن بدن، نرخ رشد و آنزیم فیتاز در جوجههای گوشتی نرلاین B آرین
دوره 24، شماره 1، بهار 1401، صفحه 59-65
https://doi.org/10.22059/jap.2022.323457.623614
علی نظری، حامد احمدی، فرید شریعتمداری
چکیده این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین قابلیت هضم ماده معدنی منیزیم با وزن بدن، مصرف خوراک و آنزیم فیتاز با 120 قطعه جوجه گوشتی نر لاین B آرین پرورش یافته به صورت انفرادی انجام شد. به پرندگان دو جیره استاندارد و جیره مکمل شده با یک گرم آنزیم فیتاز (FTU/Kg500) اختصاص داده شد. خوراک مصرفی روزانه، افزایش وزن هفتگی، ضریب تبدیل غذایی در دوره پرورش و قابلیت هضم منیزیم در بازه 28 تا 30 روزگی اندازه گیری شدند. با استفاده از مدل گامپرتز، نرخ رشد، وزن اولیه و حداکثر ظرفیت رشد بررسی شد. نرخ رشد و حداکثر ظرفیت رشد در گروه مصرف کننده آنزیم فیتاز بیشتر بود (05/0P<). افزایش وزن و ضریب تبدیل غذایی تحت تاثیر جیرههای مکمل شده آنزیم فیتاز بهبود یافت (05/0P<). قابلیت هضم منیزیم در جیرههای آنزیم فیتاز نسبت به جیرههای پایه استاندارد بیشتر بود (05/0P<). میزان نرخ رشد مدلسازی شده بر قابلیت هضم منیزیم تاثیرگذار بود به طوری که قابلیت هضم منیزیم در پرندگان با نرخ رشد بالاتر (ظرفیت رشدی سریعتر)، بیشتر بود (05/0P<). همبستگی بین قابلیت هضم منیزیم و افزایش وزن بدن مثبت بود و با افزایش هضم منیزیم ، افزایش وزن بهبود یافت(05/0P<). بر اساس نتایج حاصل، پرندگان با پتانسیل رشد بالاتر، توانپی بیشتری درهضم منیزیم را دارند و این قابلیت هضم در اثر استفاده از آنزیم فیتاز بیشتر میشود. بنابراین میتوان در برنامههای اصلاح نژاد جوجههای آرین توجه بیشتری به ارتباط بین استفاده از ماده معدنی منیزیم و پارامتر نرخ رشد نمود.
اثر منبع الیافی جیره بر مصرف خوراک و انرژی، گوارشپذیری مواد مغذی و عملکرد گاوهای شیری در دوره انتقال
دوره 23، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 337-349
https://doi.org/10.22059/jap.2021.319340.623596
علی نرگس خانی، علی محرری، حسین مهربان، محمد جواد ضمیری
چکیده هدف این پژوهش، بررسی اثر جایگزینی الیاف سلولزی (کاه گندم) با الیاف غیر سلولزی (تفاله چغندرقند) در جیره گاوهای شیری دوره انتقال (از روز 21 پیش از زایش و تا روز 42 پس از زایش) بود. بدین منظور، 21 روز پیش از زایش، از 36 راس گاو هلشتاین چند شکم زایش با میانگین وزن 59/6±697 کیلوگرم و نمره بدنی 0/22±3/3 استفاده شد. پیش از زایش، گاوها به دو گروه تقسیم شدند و جیرههای دارای 7/17 درصد کاه گندم و یا 7/17 درصد تفاله چغندرقند، دریافت کردند. پس از زایش نیز هر گروه به دو زیرگروه تقسیم شد و جیرهای بر پایه 5 درصد کاه گندم یا تفاله چغندرقند دریافت کردند. نتایج نشان دادند که تفاوت در منبع الیافی جیره، تأثیری بر مصرف خوراک در دوره پیش از زایش نداشت، ولی گوارشپذیری ماده خشک و ماده آلی و دیوارۀ سلولی در گاوهایی که جیره دارای تفاله چغندرقند مصرف کرده بودند، بیشتر بود. گوارشپذیری ماده خشک (p=0/06) و دیواره سلولی (p=0/06) در گاوهایی کمتر بود که در دورههای پیش از زایش و نیز پس از زایش، کاه گندم مصرف کرده بودند. شیر تصحیحشده بر پایۀ چربی و انرژی و همچنین درصد چربی شیر در گاوهایی که پیش از زایش تفاله چغندرقند دریافت کردند، تمایل به افزایش داشت (p=0/09). نتایج این پژوهش نشان داد که تغذیه منابع الیافی غیرسلولزی، میتواند عملکرد گاوهای دوره انتقال را بهبود بخشد.
بررسی اثر استفاده دانه گلرنگ و کتان در دوره پیرامون زایش بر عملکرد و فراسنجههای خونی میشهای افشاری
دوره 23، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 201-212
https://doi.org/10.22059/jap.2021.320030.623600
سلمان افشار، حمید امانلو، داود زحمتکش
چکیده اثر استفاده از دانه کامل گلرنگ و کتان در دوره پیرامون زایش بر عملکرد، ضرایب هضمی، تولید و ترکیب آغوز و فراسنجههای خونی میشهای افشاری با سه تیمار و استفاده از 27 رأس میش آبستن با میانگین سن سه سال، وزن 1/28±85 کیلوگرم و محدوده شش هفته پیش از زمان زایش موردانتظار، در قالب طرح کاملاً تصادفی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد (پایه)، 2- جیره حاوی هشت درصد دانه گلرنگ، 3- جیره حاوی هشت درصد دانه کتان بودند. اثر تیمارهای آزمایشی بر صفات عملکردی میشها پیش از زایش معنیدار نبود ولی مادهخشک مصرفی و تغییرات وزن میشها پس از زایش، تحت تأثیر تیمارهای گلرنگ و کتان قرار گرفتند (0/05>P). اثر تیمارهای آزمایشی بر ضرایب قابلیت هضم مواد مغذی در پیش از زایش، میزان و ترکیب آغوز و شیر تولیدی میشها و نیز عملکرد برهها معنیدار نبود. میزان تریگلیسرید، کلسترول و لیپوپروتئین با دانسیته بالا پلاسمای خون میشهایی که با کتان تغذیه شدند بیشتر از تیمارهای گلرنگ و شاهد در پیش از زایش بود (0/05>P). یافتههای این آزمایش نشان داد که استفاده از دانههای روغنی گلرنگ و کتان در دوره نزدیک به زایش اثرات منفی بر عملکرد میشهای آبستن ندارد ولی مصرف ماده خشک را پس از زایش افزایش داده و با جلوگیری از افت شدید وزن آنها پس از زایش، سلامتی میشهای شیرده و برهها را بهبود میبخشند.
گوارش پذیری مواد مغذی، عملکرد، خصوصیات لاشه و فراسنجههای خونی برههای پرواری زندی تغذیه شده با سطوح مختلف کنجاله سیاه دانه
دوره 23، شماره 1، بهار 1400، صفحه 13-20
https://doi.org/10.22059/jap.2020.300415.623522
بهنام روشنی، محمدعلی نوروزیان، احمد افضل زاده
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر جایگزینی کنجالهی کلزا با کنجالهی سیاه دانه بر عملکرد، فراسنجههای خونی و خصوصیات لاشه، از تعداد 18راس بره نر زندی (با میانگین وزن 1/5±29/5 کیلوگرم و سن 7 ± 110 روز) در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تیمار و به مدت 90 روز استفاده شد. تیمارهای آزمایشی شامل 1) جیرهی شاهد حاوی نه درصد کنجالهی کلزا، 2) جیرهی حاوی 4/5 درصد کنجالهی کلزا و 4/5 درصد کنجالهی سیاهدانه و 3) جیرهی حاوی نه درصد کنجالهی سیاهدانه بود. مقدار ماده خشک، خاکستر، پروتئین خام، چربی خام، NDF، ADF و ADIN کنجاله سیاه دانه به ترتیب 0/58±92/60، 0/27± 7/24، 1/0±35/8، 31/51±12/0، 56/24±24/1، 0/79±13/0 و 0/17±2/15درصد بود. تفاوتی از نظر گوارشپذیری مادهی آلی،NDF، چربی و پروتئین خام جیرهها مشاهده نشد. تاثیر جیرههای آزمایشی بر مصرف خوراک روزانه، ضریب تبدیل، افزایش وزن روزانه، وزن نهایی، بازده لاشه، وزن کبد، قلب، طحال، کلیه و بیضه معنیدار نبود. اما وزن نسبی دنبه، چربی زیرجلدی و چربی کل لاشه با جایگزینی کنجاله سیاه دانه به جای کنجاله کلزا کاهش یافت (p<0/05). به جز آلبومین و پروتئبن کل که در بره های تغذیه شده با جیره حاوی نه درصد کنجاله سیاه دانه افزایش داشت(p<0/05). سایر فراسنجه های خونی(گلوکز، نیتروژن اوره ای خون، تری گلیسیرید و کلسترول) در بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشتند. براساس نتایج این مطالعه و با توجه به کمبود منابع پروتئینی در تغذیه دام می توان تا سطح نه درصد جیره از کنجاله سیاه دانه در جیره بره های پرواری استفاده کرد.
تعیین ترکیب شیمیایی و برآورد ارزش غذایی بقایای زراعی کینوا با استفاده از روش های کیسه های نایلونی و تولیدگاز
دوره 23، شماره 1، بهار 1400، صفحه 35-45
https://doi.org/10.22059/jap.2020.293316.623473
نوید قوی پنجه، محمدحسن فتحی نسری، مسلم باشتنی، همایون فرهنگ فر
چکیده در پژوهش حاضر، ترکیب شیمیایی و ارزش غذایی بقایای زراعی کینوا با استفاده از روشهای آزمایشگاهی درون کیسهای و تولید گاز اندازهگیری و با یونجه خشک مقایسه شد. گیاه کامل کینوا پس از برداشت از مزرعه در دمای محیط خشک و دانهها جدا شدند و بقایای زراعی جهت انجام آزمایش مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد میزان انرژی خام، ماده خشک، ماده آلی، الیاف نامحلول در شوینده خنثی و لیگنین علوفه کینوا بالاتر از یونجه بود (0/05>P). غلظت پروتئین خام کینوا (12/29درصد) کمتر از یونجه (14/32درصد) بود. بخش عمده تانن موجود در کینوا از نوع قابل هیدرولیز بود. گرچه ثابت نرخ تجزیه و گوارشپذیری پس از شکمبهای کینوا و یونجه یکسان بود، امّا گوارشپذیری شکمبهای و کل دستگاه گوارش کینوا از یونجه کمتر بود (0/05>P). ثابت نرخ تولید گاز (c) بقایای زراعی کینوا و یونجه با هم برابر بودند، با این حال پتانسیل تولید گاز (b) آن از یونجه کمتر بود (0/05>P). گوارشپذیری ماده آلی، انرژی قابل سوختوساز و انرژی خالص شیردهی نیز در کینوا کمتر از یونجه بود (0/05>P). بر اساس نتایج این پژوهش، بقایای زراعی کینوا ظرفیت تغذیهای مناسبی برای جایگزینی بخشی از علوفه به منظور تأمین قسمتی از نیازهای غذایی دام دارد. انجام آزمایشهای درون تنی برای تعیین سطح مناسب آن در جیره کمک توصیه میشود.
اثر سطوح مختلف ریشه گیاه کاسنی بر عملکرد، قابلیت هضم و فرآسنجههای سیستم ایمنی جوجههای گوشتی
دوره 23، شماره 1، بهار 1400، صفحه 121-129
https://doi.org/10.22059/jap.2020.297293.623500
منصور آق ارکاکلی، زهرا تراز، شهریار مقصودلو، فرید مسلمی پور
چکیده تأثیر پودر ریشه کاسنی، بر عملکرد، قابلیت هضم، سیستم ایمنی و ترکیبات لاشه جوجههای گوشتی با استفاده از 360 قطعه جوجه گوشتی یک روزه (مخلوط نر و ماده)، سویه راس 308، در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و پنج تکرار در دوره سنی یک تا 42 روزگی بررسی شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه، و جیرههای حاوی سطوح 0/25، 0/5 و 0/75 درصد پودر ریشه گیاه کاسنی بودند. مصرف خوراک و وزن پرندگان به طور دورهای اندازهگیری و افزایش وزن بدن و ضریب تبدیل محاسبه شد. قابلیت هضم مواد مغذی در سن 33 تا 36 روزگی اندازهگیری شدند. استفاده از پودر ریشه کاسنی در خوراک جوجههای گوشتی، سبب بهبود ضریب تبدیل در دوره یک تا 14 روزگی و 42-28 روزگی شد (p<0/05 )، اما تأثیر بر عملکرد در کل دوره آزمایش نداشت. قابلیت هضم پروتئین و چربی در جوجههای تغذیه شده با جیره حاوی 0/75 درصد پودر ریشه کاسنی بیشتر از جیرههای دیگر بود (p<0/05). وزن نسبی کبد در جوجههای تغذیه شده با پودر ریشه کاسنی کاهش یافت (p<0/05). تغذیه جوجههایگوشتی با جیره حاوی 0/25 درصد پودر ریشه کاسنی، تعداد لنفوسیتها را افزایش و تعداد هتروفیلها را کاهش داد (p<0/05). بر اساس نتایج این آزمایش، استفاده از سطوح 0/25، 0/5 و 0/75 درصد پودر ریشه کاسنی در جیره جوجههای گوشتی اثری بر عملکرد جوجههای گوشتی ندارد ولی سبب بهبود فعالیت سیستم ایمنی آنها میشود.
تاثیر سطوح مختلف کنجاله کنجد بر مصرف خوراک، تولید و ترکیب شیر، فراسنجههای خونی و گوارشپذیری ظاهری مواد مغذی در گاوهای اوایل دوره شیردهی
دوره 22، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 349-356
https://doi.org/10.22059/jap.2020.290511.623449
مهرداد شاهی زاد، حمید امانلو، نجمه اسلامیان فارسونی، طاهره امیرآبادی فراهانی، هادی خبازان
چکیده هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر سطوح مختلف کنجاله کنجد در جیره گاوهای اوایل دوره شیردهی بر مصرف ماده خشک خوراک، تولید و ترکیبات شیر، گوارشپذیری ظاهری مواد مغذی و فراسنجههای خونی بود. شش رأس گاو شیری هلشتاین با میانگین روزهای شیردهی 3±26 روز (سه رأس گاو زایش اول و سه رأس گاو چند بار زایش) در قالب طرح مربع لاتین 3×3 تکرارشده بهطور تصادفی به یکی از سه تیمار آزمایشی اختصاص یافتند. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره شاهد، 2- جیره حاوی 33/4 درصد کنجاله کنجد و 3- جیره حاوی 66/8 درصد کنجاله کنجد بودند. طول هر دوره 21 روز با 14 روز برای سازگاری دام و هفت روز پایانی بهعنوان روزهای نمونهگیری در نظر گرفته شد. افزایش سطح کنجاله کنجد در جیره گاوها اثری بر ماده خشک مصرفی، تولید و ترکیبات شیر (چربی، پروتئین و لاکتوز)، بازده استفاده از خوراک، گوارشپذیری ظاهری مواد مغذی و فراسنجههای خونی نداشت. نیتروژن اورهای شیر با افزایش سطح کنجاله کنجد در جیره کاهش یافت (05/0>P). غلظت نیتروژن اورهای خون با افزایش سطح کنجاله کنجد تمایل به کاهش داشت (10/0 =P). براساس نتایج حاصل، کنجاله کنجد میتواند بهعنوان منبع پروتئینی مناسبی تا سطح نه درصد جیره در تغذیه گاوهای شیری استفاده شود.
اثر افزودن آنزیم و جیره نویسی به روش آمینواسیدهای کل و گوارشپذیر بر عملکرد، گوارشپذیری مواد غذایی و جمعیت میکروبی روده کور جوجههای گوشتی تغذیه شده با جیره بر پایه گندم
دوره 22، شماره 1، بهار 1399، صفحه 129-142
https://doi.org/10.22059/jap.2019.268839.623336
محمدرضا رضوانی، راضیه ایران پرست
چکیده این پژوهش بهمنظور بررسی اثر نوع آنزیم و روش جیرهنویسی بر عملکرد تولید، گوارشپذیری مواد مغذی و جمعیت میکروبی دستگاه گوارش جوجههای گوشتی انجام شد. در این آزمایش از 256 قطعه جوجهی گوشتی مخلوط جنس نر و ماده سویه تجاری راس 308 در یک آزمایش فاکتوریل 2×2×2 با دو شیوه جیره نویسی (بر پایه آمینواسید کل و آمینواسید گوارشپذیر)، دو سطح آنزیمهای ناتوزایم پلاس (صفر و0/035 درصد) و دو سطح مولتی بهزیم (صفر و 0/02 درصد) در قالب طرح کاملا تصادفی، با هشت تیمار و چهار تکرار استفاده شد. جیرهنویسی آمینواسید کل نسبت به جیرهنویسی آمینواسید گوارشپذیر، به طور معنیداری میانگین افزایش وزن روزانه را افزایش، ضریب تبدیل خوراک را در هر سه دورهی رشد، پایانی و کل دوره و میزان مصرف غذای روزانه را در دوره های پایانی و کل دوره کاهش داد (P<0/05). جیرهنویسی بر پایه آمینواسید کل سبب افزایش گوارشپذیری ماده خشک، درصد لاشه، طول روده و کاهش گوارشپذیری چربی شد (P<0/05). ناتوزایم پلاس سبب افزایش گوارشپذیری ماده خشک، پروتئین خام، چربی و کاهش جمعیت باکتری اشرشیا کلای در رودهی کور شد (P<0//05). مولتی بهزیم میانگین افزایش وزن روزانه در دورهی رشد، ضریب تبدیل غذا در دورهی پایانی و کل دوره، گوارشپذیری ماده خشک، پروتئین خام و چربی خام را به طور معنی داری افزایش داد (P<0/05). بر اساس نتایج حاصل، مولتی بهزیم قابل رقابت و جایگزینی با آنزیم ناتوزایم پلاس میباشد و علاوه بر این استفادهی همزمان آنزیم در جیرههای دارای آمینو اسید گوارشپذیر و کم پروتئین میتواند اثر نامطلوب استفاده از جیرهها ی کم پروتئین را بهبود دهد.
ترکیب شیمیایی و تأثیر خوشاریزه و پولیکاریا بر فراسنجههای تخمیر، متان و ظرفیت آنتیاکسیدانی شکمبه با روش برونتنی
دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 461-473
https://doi.org/10.22059/jap.2019.280306.623395
سید محسن حسینی، جواد رضائی، یوسف روزبهان
چکیده مطالعه حاضر بهمنظور تعیین ترکیب شیمیایی خوشاریزه (گونه sibthorpiana) و پولیکاریا (گونه dysenterica)، و تأثیر گنجاندن گیاهان مذکور در جیره بر فراسنجههای تخمیر شکمبه و قابلیت هضم با روش برونتنی انجام شد. ترکیب شیمیایی گیاهان مورد مطالعه با روشهای استاندارد اندازهگیری، و سطوح مختلف هر گیاه در جیره گنجانده شد. آزمون تولید گاز برونتنی با هفت تیمار (جیره شاهد، جیرههای حاوی 15، 30 یا 45 درصد خوشاریزه، و جیرههای حاوی 15، 30 یا 45 درصد پولیکاریا) و سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که میزان پروتئین خام و قابلیت هضم ماده آلی خوشاریزه (بهترتیب 10/4 و 61/8 درصد) بیشتر از پولیکاریا (بهترتیب 7/85و 52/5 درصد) بود (0/05>P). گنجاندن خوشاریزه در جیره، قابلیت هضم ماده آلی و انرژی قابل سوخت و ساز را افزایش داد، در صورتی که مصرف پولیکاریا فراسنجههای مذکور را کاهش داد (0/05>P). غلظت آمونیاک شکمبهای با مصرف خوشاریزه در جیره کاهش یافت (0/05>P)، اما تحت تأثیر پولیکاریا قرار نگرفت. گنجاندن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره، جمعیت پروتوزوا و تولید متان را کاهش داد (0/05>P). ظرفیت آنتیاکسیدانی شیرابه شکمبه با وارد نمودن خوشاریزه و پولیکاریا در جیره افزایش یافت (0/05>P). بر اساس نتایج حاصل، استفاده از خوشاریزه تا 45 درصد، و پولیکاریا تا 30 درصد ماده خشک در جیره نشخوارکنندگان قابل توصیه است. به هر حال، در زمان تغذیه پولیکاریا در دامهای پر تولید، نسبت علوفه به کنسانتره باید کاهش داده شود. از سوی دیگر، مصرف خوشاریزه و پولیکاریا موجب بهبود ظرفیت آنتیاکسیدانی شکمبه و کاهش آزادسازی متان به محیط زیست میشود.
تأثیر استفاده از برگ پنج انگشت بر قابلیت هضم مواد مغذی و عملکرد رشد بزغاله های نر پرواری
دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 475-485
https://doi.org/10.22059/jap.2019.283280.623410
یعقوب نوذری، مرتضی چاجی
چکیده این پژوهش با هدف تعیین اثر استفاده از برگ پنج انگشت بهعنوان جایگزین یونجه در جیره بزغالههای نر پرواری بر عملکرد، تخمیر شکمبهای، قابلیت هضم مواد مغذی و بعضی فراسنجههای خونی انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل ۱- جیره شاهد (فاقد برگ پنج انگشت) و ۲- جایگزینی 60 درصد (معادل ۱۸ درصد کل جیره) برگ پنج انگشت با یونجه در جیره شاهد بود. در این آزمایش از ۱۶ رأس بزغاله نر با میانگین وزن 2±18 کیلوگرم و سن 4/5 ماه در قالب طرح کاملا تصادفی با دو تیمار و هشت تکرار بهمدت ۶۰ روز استفاده شد. مصرف خوراک، تغییرات وزن در هر ۱۵ روز و ضریب تبدیل خوراک اندازهگیری و محاسبه شدند. ماده خشک مصرفی، قابلیت هضم مواد مغذی، افزایش وزن روزانه و ضریب تبدیل غذایی کل دوره تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. غلظت کلسترول (p=0/07) و نیتروژن اورهای خون (p=0/08) دامهای تغذیه شده با جیره حاوی برگ پنج انگشت در مقایسه با گروه شاهد تمایل به کاهش و غلظت گلوکز (p=0/08) تمایل به افزایش داشت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه و pH در تیمار حاوی برگ پنج انگشت کاهش معنیدار داشت (0/05>P). بنابراین، از برگ گیاه پنج انگشت میتوان تا ۱۸ درصد در تغذیه بزغالههای پرواری بهعنوان جایگزین مناسبی برای ۶۰ درصد از علوفه یونجه بدون اثر منفی بر قابلیت هضم و عملکرد آنها استفاده کرد.
بررسی تأثیر استفاده از چند مخلوط بافری در جیره بر فراسنجههای تخمیر شکمبه ای در شرایط برون تنی
دوره 21، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 487-497
https://doi.org/10.22059/jap.2019.266031.623363
سید مرتضی وقار سیدین، محسن مجتهدی، محمد حسن فتحی نسری، سید احسان غیاثی
چکیده هدف از این آزمایش، بررسی ظرفیت بافری چند مخلوط بافری و تأثیر آنها بر فراسنجههای تخمیر و هضم شکمبهای در شرایط برونتنی بود. به همین منظور پنج مخلوط بافری شامل: 1) ترکیب حاوی 15 درصد بیکربناتسدیم + 15 درصد اکسیدمنیزیم + 35 درصد کربناتمنیزیم + 35 درصد بنتونیتسدیم؛ 2) ترکیب حاوی 35 درصد بیکربناتسدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 15 درصد کربناتمنیزیم + 15 درصد بنتونیتسدیم؛ 3) ترکیب حاوی 20 درصد بیکربناتسدیم + 40 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربناتمنیزیم + 20 درصد بنتونیتسدیم؛ 4) ترکیب حاوی 40 درصد بیکربناتسدیم + 20 درصد اکسیدمنیزیم + 20 درصد کربناتمنیزیم + 20 درصد بنتونیتسدیم؛ و 5) ترکیب حاوی 16 درصد کربناتسدیم + 35 درصد اکسیدمنیزیم + 22 درصد کربناتمنیزیم + 5 درصد بنتونیتسدیم و 22 درصد پتاسیم فسفات منوبازیک، تهیه شد. ظرفیت بافری و شاخص ارزش بافری اندازه گیری شد. سپس تأثیر مخلوطهای بافری بر پتانسیل تولید گاز، pH، غلظت نیتروژن آمونیاکی و ماده خشک ناپدید شده در شرایط آزمایشگاهی (IVDMD) بررسی گردید. مقدار ظرفیت و شاخص ارزش بافری ترکیب 2 بیشتر از سایر ترکیبات بافری بود (0/05>P). ترکیب بافری 4 سبب افزایش تولید گاز شد (0/05>P). مقدار IVDMD در بین ترکیبات بافری یکسان بود و تنها ترکیب بافری 4 و 1 با یکدیگر اختلاف داشتند (0/05>P). استفاده از ترکیب بافری 2 سبب افزایش pH محیط کشت شد (0/05>P). در کل نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از ترکیب بافری 2 میتواند نقش مؤثری در جلوگیری از افت pH و به تبع آن کاهش اسیدوز داشته باشد.
بررسی تأثیر سطوح مختلف پروتئین خام و آنزیم پروتئاز بر عملکرد، خصوصیات لاشه و قابلیت هضم پروتئین در مرحله رشد بلدرچینهای ژاپنی
دوره 21، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 349-358
https://doi.org/10.22059/jap.2019.273873.623358
هادی کریمی زارچی، محمد سالارمعینی، محسن افشار منش
چکیده تأثیر سطوح مختلف پروتئین خام و آنزیم پروتئاز بر عملکرد، خصوصیات لاشه و قابلیت هضم پروتئین با استفاده از 450 قطعه جوجه بلدرچین ژاپنی یکروزه در یک آزمایش فاکتوریل 3×3 با سه سطح پروتئین خام (18، 20 و 22 درصد) و سه سطح آنزیم پروتئاز (صفر، 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم) در قالب طرح کاملا تصادفی با نه تیمار، پنج تکرار و 10 قطعه پرنده در هر تکرار از سن یک تا 35 روزگیبررسی شد. در دوره سنی یک تا 21 روزگی، بیشترین اضافه وزن و مصرف خوراک در جیرههای حاوی 22 درصد پروتئین خام مشاهده شد (0/05>P). پرندگانی که از سطح 200 میلیگرم بر کیلوگرم آنزیم استفاده کرده بودند، افزایش وزن و مصرف خوراک بیشتری را نسبت به گروهی که از جیره فاقد آنزیم تغذیه شدند داشتند و بهترین ضریب تبدیل در سطح 400 میلیگرم بر کیلوگرم آنزیم مشاهده شد (0/05>P). در دوره 22 تا 35 روزگی، سطوح مختلف پروتئین و آنزیم تاثیری بر عملکرد بلدرچینها نداشتند. بازده لاشه بلدرچینهای تغذیهشده با سطوح 20 و 22 درصد پروتئین خامبهتر از پرندگان تغذیه شده با جیره حاوی 18 درصد پروتئین بود (0/05>P) و افزودن آنزیم وزن نسبی لاشه، ران و سینه را بهبود داد(0/05>P). قابلیت هضم پروتئین خام در بازه زمانی13 تا 15 روزگی با افزایش سطح پروتئین خام، کاهش و باافزودن 200 میلیگرم بر کیلوگرم آنزیم پروتئاز، افزایش یافت (0/05>P). براساس نتایج حاصل، سطح مناسب پروتئین خام جیره بلدرچینهای ژاپنی جهت دستیابی به عملکرد بهینه برای دوره یک تا 21 روزگی 22 درصد و برای 22 تا 35 روزگی، 18 درصد میباشد. همچنین استفاده از سطح 200 میلیگرم بر کیلوگرم آنزیم پروتئاز برای دوره یک تا 21 روزگی توصیه می شود.
بررسی قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی هسته خرمای خام و تخمیری و تأثیر آنها بر عملکرد جوجههای گوشتی
دوره 21، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 261-271
https://doi.org/10.22059/jap.2019.272303.623349
ناصر محمودنیا، بهروز دستار، امید عشایری زاده، جواد بیات کوهسار
چکیده دو آزمایش جهت تعیین قابلیت هضم ایلئومی مواد مغذی هسته خرمای خام و تخمیری و تأثیر آنها بر عملکرد و برخی صفات خونی در جوجههای گوشتی انجام شد. آزمایش اول در قالب طرح کاملاً تصادفی با 72 قطعه جوجه خروس گوشتی با سه تیمار و شش تکرار (چهار جوجه در هر تکرار) انجام شد. تیمارها شامل جیره پایه و دو جیره آزمایشی با جایگزینی هسته خرمای خام و تخمیری به جیره پایه با نسبت 25 درصد بودند. آزمایش دوم بهصورت فاکتوریل 4×2 با یک تیمار شاهد در قالب طرح کاملاً تصادفی با 540 قطعه جوجه یک روزه در نه تیمار و پنج تکرار (12 جوجه در هر تکرار) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل جیره ذرت- سویا (شاهد)، جیرههای حاوی دو، چهار، شش و هشت درصد هسته خرمای خام و یا هسته خرمای تخمیری بود. قابلیت هضم فیبرخام، پروتئین خام و خاکسترخام در هسته خرمای تخمیری بیشتر از هسته خرمای خام بود (p<0/05). تغذیه با هسته خرمای تخمیری در مقایسه با هسته خرمای خام، باعث بهبود افزایش وزن (2110/5 گرم در برابر 1991/3 گرم) و افزایش مصرف خوراک شد (p<0/05). غلظت کلسترول و LDL-c سرم خون در جوجههای تغذیهشده با هسته خرمای تخمیری کمتر از جوجههای تغذیهشده با هسته خرمای خام بود (p<0/05). با توجه به نتایج این تحقیق، تخمیر هسته خرما موجب افزایش قابلیت هضم مواد مغذی آن و بهبود افزایش وزن جوجه های گوشتی میشود.
تأثیر مکمل روی - متیونین بر عملکرد، قابلیت هضم مواد مغذی و متابولیتهای خون برههای پرواری
دوره 20، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 411-424
https://doi.org/10.22059/jap.2018.254157.623267
سکینه دهقان، امیر موسائی، امیدعلی اسماعیلی پور، ارسلان برازنده
چکیده بهمنظور بررسی اثر تغذیه مکمل روی - متیونین بر عملکرد رشد، قابلیت هضم مواد مغذی خوراک، فراسنجههای تخمیری شکمبه و برخی متابولیتهای خون، آزمایشی روی 15 رأس بره نر کرمانی با میانگین وزن اولیه 88/0±1/32 کیلوگرم در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار و پنج تکرار بهمدت هشت هفته انجام شد. تیمارهای آزمایشیشامل جیره پایه فاقد مکمل روی (شاهد)، جیره پایه حاوی 50 میلیگرم روی در کیلوگرم جیره از مکمل روی-متیونین و جیره پایه حاوی 100 میلیگرم روی در کیلوگرم جیره از مکمل روی - متیونین بود. نتایج آزمایش نشان داد که برههای تغذیه شده با جیره حاوی 100 میلیگرم مکمل روی، مصرف خوراک روزانه کمتری از تیمارهای دیگر داشتند (01/0>P). برههایی که در جیره خود 50 میلیگرم روی دریافت کردند، افزایش وزن روزانه بالاتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند (05/0>P). برههایی که در جیره خود مکمل روی - متیونین دریافت کردند (50 یا 100 میلیگرم در کیلوگرم) ضریب تبدیل بهتری داشتند (05/0>P). قابلیت هضم ظاهری ماده خشک، ماده آلی و الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF) در برههای تغذیه شده با جیره حاوی 50 میلیگرم مکمل روی بیشتر از برههای گروه شاهد بود(05/0>P). با وجود این، تفاوتی در قابلیت هضم چربی و الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF) بین تیمارهای آزمایشی مشاهده نشد. تغذیه مکمل روی - متیونین تأثیری بر pH و مقدار نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه و غلظت سرمی گلوکز، پروتئین تام، تریگلیسرید و اوره برهها نداشت. براساس نتایج این پژوهش، استفاده از 50 میلیگرم مکمل روی در هر کیلوگرم جیره، قابلیت هضم مواد مغذی خوراک را افزایش داده و در مقایسه با 100 میلیگرم از این مکمل، تاثیر بهتری بر عملکرد رشد برههای پرواری دارد.