ارزیابی عملکرد اقتصادی سه نژاد زنبورعسل تحت شرایط مدیریت ایستا و کوچرو
دوره 28، شماره 3، پاییز 1405، صفحه 289-305
https://doi.org/10.22059/jap.2026.407149.623884
مهدی اخوان مقدم، محمد مرادی شهربابک، سیدرضا میرائی آشتیانی، علی صادقی سفیدمزگی
چکیده مقدمه: زنبورعسل علاوه بر ایفای نقشی مهم در گردهافشانی بسیاری از گیاهان زراعی، باغی و مرتعی با تولید عسل و دیگر فرآوردههای آن، نقش مهمی در ارتقای امنیت غذایی و معیشت خانوارهای روستایی ایران دارد. عوامل زیستی (مانند نژاد) و مدیریتی (از جمله شیوه مدیریت ایستا یا کوچرو) تأثیر قابلتوجهی بر بهرهوری و کارایی اقتصادی زنبورداری دارند. با وجود این، مقایسه عملکرد نژادهای متداول در کشور در دو نظام مدیریتی متفاوت (ایستا یا کوچرو) کمتر موردتوجه قرار گرفته است.
هدف: هدف این مطالعه، ارزیابی عملکرد تولیدی و اقتصادی سه نژاد رایج زنبورعسل (بومی، کارنیکا، لیگوستیکا) تحت دو نظام مدیریتی ایستا و کوچرو در ایران است.
روش پژوهش: این پژوهش بهصورت میدانی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در فصلهای پاییز و زمستان ۱۴۰۳ انجام شد و اطلاعات ۵۹۵ زنبوردار جمعآوری گردید. پس از پالایش دادهها، ۲۴۹ زنبورستان دارای نژاد خالص زنبور انتخاب شدند. متغیرهایی از قبیل عملکرد عسل، مصرف خوراک، تلفات زمستانی، هزینه کارگری، جابهجایی، تعویض ملکه، درآمد حاصل از عسل و فرآوردههای جانبی بهازای هر کلنی در سال استخراج شدند. در نهایت سود و نسبت درآمد به هزینه بهازای هر کلنی بهدست آمد. تجزیه و تحلیلهای آماری دادهها با استفاده از رویه Mixed انجام شد و ضرایب همبستگی بین برخی از متغیرها برآورد شد و مقایسه میانگینها با روش Tukey-Kramer و مواردی با روشهای مبتنی بر شبیهسازی انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد نژاد ملکه تأثیر معنیداری بر عملکرد تولید عسل دارد (05/0>P)، بهطوریکه کلنیهای دارای ملکه وارداتی عسل بیشتری نسبت به نژاد بومی تولید کردند. در بین نژادهای وارداتی تفاوت معنیداری از لحاظ عملکرد تولید عسل مشاهده نشد، اما در آنالیز اقتصادی در حالتی که عسل تنها محصول زنبورستان بود، نژاد کارنیکا نسبت درآمد به هزینه بالاتری را در برابر نژاد لیگوستیکا داشت. نوع مدیریت، ایستا یا کوچ، بهتنهایی تأثیر معنیداری بر عملکرد عسل نداشت. از منظر اقتصادی، زنبورداران چندمحصولی نسبت به زنبورداران تکمحصولی، سود خالص و نسبت درآمد به هزینه بالاتری کسب کردند. همچنین زنبورداران کوچرو سود بیشتری را نسبت به سرمایهگذاری انجامشده، در برابر زنبورداران ایستا بهدست آوردند. بزرگترین مؤلفههای هزینهای، خوراک و دستمزد نیروی کار بود. این نتایج نشان میدهند که ارزیابی عملکرد کلنیها بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی نیست و باید بازده اقتصادی نیز در نظر گرفته شود.
نتیجهگیری: استفاده از نژادهای اصلاحشده و تنوعمحصول میتواند نقشی مؤثر در افزایش بهرهوری و سودآوری زنبورداری ایران ایفا کند. اگرچه مدیریت کوچرو به خودی خود باعث افزایش تولید عسل نمیشود، اما بر ساختار هزینهها مؤثر است. نتایج این پژوهش میتواند راهنمای بهبود ساختار تولید، بهینهسازی مدیریت و توسعه بازار فرآوردههای جانبی در زنبورداری کشور باشد.
همبستگی ژنتیکی طول عمر تولیدی، ورم پستان و امتیاز سلولهای سوماتیک با صفات تیپ در گاوهای هلشتاین: یک مطالعه فرا-تحلیل
دوره 26، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 387-403
https://doi.org/10.22059/jap.2024.379004.623800
ثریا رفیعی، علی صادقی سفیدمزگی، سید رضا میرایی آشتیانی، حسن مهربانی یگانه
چکیده هدف: مطالعه حاضر بهمنظور حاضر بررسی ارتباط صفات طول عمر تولیدی، وقوع ورم پستان بالینی و امتیاز سلولهای سوماتیک با صفات تیپ در گاوهای هلشتاین از طریق یک مطالعه فراتحلیل انجام شد. روش پژوهش: با استفاده از جستجوی سیستماتیک از طریق سامانههای جستجوگر و بررسی 106 مطالعه، مقالات مربوط به نژادهایی غیر از هلشتاین، گونههای گوسفند و بز، مقالات حاوی اطلاعات ناقص، مقالات مربوط به صفات مختلف طول عمر و مقالات نامرتبط با صفات موردبررسی کنار گذاشته شدند. سپس دادههای ضرایب همبستگی ژنتیکی صفات تیپ با طول عمر تولیدی از تعداد شش مطالعه، با ورم پستان از هشت مطالعه و با امتیاز سلولهای سوماتیک از 17 مطالعه استخراج شدند. دادهها در این مطالعات از 263065، 4716267 و 922090 گاو هلشتاین، متناظر با طول عمر تولیدی، وقوع ورم پستان بالینی و امتیاز سلولهای سوماتیک جمعآوری شده بودند. برای انجام آنالیز از پکیج metafor در محیط R استفاده شد. با توجه به وجود تفاوت در روشهای برآورد و تعداد نمونههای مطالعات مختلف، بهمنظور توجه به این ناهمگنی میان مطالعات، برای انجام فراتحلیل از مدل تصادفی (که در آن اثر مطالعه بهصورت تصادفی در نظر گرفته شده و یک استنتاج درباره اثر در کل جمعیت مطالعاتی ارائه میدهد) جهت برآورد آمارههای اصلی استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که طول عمر تولیدی همبستگی ژنتیکی قابلتوجه را با رباط مرکزی پستان 19/0، با عرض سینه 13/0- و با عمق پستان 14/0 دارد. بیشترین همبستگی ژنتیکی امتیاز سلولهای سوماتیک با امتیاز وضعیت بدنی 31/0-، با عمق پستان 25/0- و با زاویه پا 24/0- برآورد شد. همچنین، بیشترین همبستگی ژنتیکی ورم پستان بالینی با عمق پستان 28/0-، با طول سرپستانک 23/0- و با زاویهدار بودن 17/0 برآورد شد. آزمون ناهمگنی (آماره I2) نشان داد میزان واریانس میان مطالعات در بیشترین سطح (بیشتر از 99 درصد) معنیدار بود. وجود رباط مرکزی قوی به معنی بقای طولانی گاوهای شیری در گلهها با حداقلسازی پتانسیل ابتلا به زخمها و بیشینهسازی بهبود مدیریت شیردوشی و در نتیجه حفظ سلامت سرپستانکها و پستان کمعمق است. نتیجهگیری: برآوردهای بهدستآمده از فراتحلیل همبستگیهای ژنتیکی صفات تیپ با طول عمر تولیدی، امتیاز سلولهای سوماتیک و ورم پستان حاکی از این است که استفاده از این صفات میتواند نقش مؤثرتری در شاخص انتخاب چندصفته جمعیت گاوهای شیری داشته باشد. گاوها با دستیابی به امتیازهای ایدهآل صفات تیپ، میتوانند طول عمر طولانی، تولید شیر بیشتر و باروری بهتری داشته باشند. نتایج این پژوهش میتواند در برآورد ارزشهای اقتصادی صفات تیپ جهت ایجاد شاخص ملی برای ارزیابی و انتخاب گاوهای هلشتاین مورداستفاده قرار گیرد.